امیر کرمانشاهی
گفتوگو با ابراهیم حسنبیگی دربارهٔ استفاده از شخصیت امام خمینی(ره) در ادبیات داستانی
آقای حسنبیگی شما بهعنوان یکی از نویسندگانی که در مورد شخصیت حضرت امام (ره) کتابی به چاپ رساندهاید، تاکنون نویسندگان ما به چه میزان از شخصیت حضرت امام در داستانهای خود استفاده کردهاند؟
نویسندگان امام خمینی(ره) را فراموش کردهاند، باید با دغدغه نسبت به امام(ره) زندگی کرد و آن را در آثار داستانی انعکاس داد. نه در کمیت و نه در کیفیت، آنچه دربارهٔ حضرت امام(ره) نوشته شده، به نسبت نقش و تأثیری که ایشان در دگرگونی جامعهٔ ایران داشتند، اصلاً رضایت بخش نیست. امروز متأسفانه چنین شخصیت بزرگی که نقش عمیقی در تحولات معاصر ایران و جهان داشته، جز برای کسانی که همزمان با ایشان زیسته و انقلاب اسلامی و امام(ره) را درک کردهاند، چهرهای آشنا و مأنوس نیستند، بهویژه برای نسل سوم؛ نسل جوانی که در دورهٔ حیات امام(ره) نبودهاند و امروز یا یک فاصلهٔ زمانی که پیش آمده، به امام(ره) نگاه میکنند و متأسفانه از امام(ره)، جز در ایام ارتحال ایشان و جز در ایام دههٔ فجر، به آن معنا که باید، یاد نمیشود. برای شناخت امام(ره) گام مؤثری برداشته نمیشود و این امر، چه در رسانهٔ ملی و چه در خلق آثار هنری، کمتر اتفاق میافتد و پس از گذشت ۳۰ سال از انقلاب و با توجه به تأثیر حضور امام(ره) در عرصهٔ اجتماع، فرهنگ و هنر، متأسفانه هنوز میبینیم آثار هنری دربارهٔ ایشان ارائه نشده است، جز یکی دو سریال و رمان که این نیز کار اندکی است.
به نظر شما کدام وجهه شخصیتی حضرت امام مناسب استفاده در ادبیات داستانی است؟
به اعتقاد من، برای هر نویسندهٔ رمانی مطلوب است شخصیت و قهرمان داستانهایی را که انتخاب میکند، چندوجهی، پیچیده و دارای ابعاد مختلف باشند، تا نویسنده بتواند شخصیتپردازی عالی داشته باشد. از سویی نیز شخصیتپردازی در داستانی که بتواند قابلیتهای ادبی ایجاد کند، بهصورت یک نمونه در جامعه خیلی کم است. اما شخصیتی مانند امام(ره) میتواند از این منظر مورد توجه نویسندگان قرار گیرد و چنین شخصیتی اگر در جایی غیر از ایران زندگی میکرد، نویسندگان آن کشور میتوانستند از این فرصت گرانبها و آماده استفاده کنند و به یک چنین شخصیت بزرگی در قالب رمان بپردازند.
که به نظر شما از این فرصت استفاده نشده، درست است؟
بله متأسفانه، نویسندگان ما از مهمترین و بهترین موضوعی که ممکن بود در اختیارشان قرار گیرد، غفلت کردهاند. اگر امام(ره) شخصیت گذرایی بودند که در یک مقطع میآمدند و میرفتند و در هالهای از ابهام گم میشدند، ممکن بود نویسندگان بهسختی بتوانند این هالهها را از بین ببرند و به شخصیت اصلی امام(ره) برسند و پرداختش کنند؛ در حالیکه اینطور نیست؛ امام(ره) شخصیتی زنده و مأنوس دارند و آن چندوجهی بودن ایشان نیز برای هر نویسندهای میتواند یک سرمایه باشد. این یک سوژهٔ کمیاب است که در کشورهای دیگر چنین شخصیت چندوجهیای وجود ندارد و گاه نویسندگان برای به دست آوردن چنین شخصیتی از تخیلشان استفاده میکنند.
پس از این منظر، شخصیت امام(ره) میتوانست و میتواند به قوت و استحکام ادبیات داستانی ما کمک کند؟
قطعاً همینطور است. هر ادبیات داستانی در هر کشوری زمانی میتواند موفق باشد که شخصیتهایی مانند امام(ره) و حوادثی همچون انقلاب را دستمایهٔ کار خودش قرار دهد و این مسائل شاید هر صد سال یکبار در جایی از دنیا اتفاق میافتد و چقدر هم نویسندگان به سراغ چنین موضوعاتی میروند. دربارهٔ آن شخصیتهای نویسنده این فرصت گرانبها ایجاد شده تا اهل قلم بتوانند به چنین سوژهٔ بزرگی در ابعاد مختلف بپردازند؛ یعنی دربارهٔ شخصیت امام(ره) به دلیل چندوجهی بودن ایشان، اصلاً با یک یا دو رمان نمیشود نوشت. یک نویسنده با نوشتن یک رمان دربارهٔ امام(ره) نویسندههای دیگر را خلع سلاح نمیکند؛ بلکه آنها هم میتوانند دربارهٔ ابعاد مختلف شخصیت امام(ره) بنویسند. خداوند ثروت بزرگی را در اختیار ما قرار داده که اهالی قلم متأسفانه نتوانستهاند از آن استفاده کنند.
به نظر شما این که داستان نویسان ما به سراغ ایشان نیامده انددلیل چیست؟ و آیا تنها آنها مقصرند؟
البته تعداد اندکی آثار دربارهٔ امام(ره) به نگارش درآمدهاند، نویسندگان را در وهلهٔ اول، مقصران اصلی در این زمینه دانست و در ادامه از سیاستهای اتخاذشده و سیاستگذاریهای فرهنگی بهعنوان عامل دیگر کمبود آثار داستانی دربارهٔ امام(ره) یاد کرد. او از سویی بیاعتنایی دولتمردان، سیاستمداران و حتی دینداران را نسبت به امام(ره)، دلیل دیگر این موضوع دانست. هروقت نویسندهها بخواهند، میتوانند از شخصیت امام خمینی(ره) بهعنوان یک شخصیت بزرگ و قابل طرح در داستان استفاده کنند؛ از اینرو ضرورت دارد نویسندگان اراده کنند و این زمانی میسر است که امام (ره) به دغدغهٔ ذهنی و درونی نویسندگان تبدیل شوند و هروقت چنین شد، نویسنده قطعاً میتواند به امام(ره) بپردازد.
شما رمانی با نام «ریشههای ماندگار» در خصوص زندگی امام خمینی نوشتهاید در این خصوص هم توضیح میدهید؟
برای نوشتن این کتاب با وجود این که با نظرات امام(ره) آشنا بودم اما مطالعات گستردهای دربارهٔ زندگی و ابعاد وجودی ایشان داشتم. مردم استقبال خوبی از این آثار دارند و شاهدیم با وجود تبلیغ کم «ریشههای ماندگار» حتی به چاپ سوم رسیده است. سعی کردم تا در این رمان به برخی از جنبههای شخصیتی امام(ره) مثل دوری از دنیاطلبی و بعد عارف مسلکی ایشان توجه کنم، چرا که در یک داستان ۱۰۰ صفحهای برای گروه سنی نوجوان، مجال گفتن بیش از این نبود.[۱]
