ابوذر حیدری
رسولی در گفتوگو با خبرگزاری هنرنیوز دربارهٔ ممیزیهای انتشار کتاب ضمن اصل و قانون دانستن آن گفت:
همه اقداماتی که در حوزه قانونی انجام شود میبایست مورد ملاحظات جدی قرار گیرد، اما اگر ما ممیزی را پس از انتشار قرار دهیم باید چند مسئله را در نظر بگیریم؛ مسئله اول اینکه افکار عمومی هنوز در مورد ممیزی پس از انتشار، چندان آماده نیست؛ افکار عمومی اعم از نخبگان، مردم عادی، ناشران و کارگزاران فرهنگی برای واگذاری ممیزی پس از انتشار کتاب چنانکه باید، آماده نیست.
از دیگر سو اگر قرار بشود ممیزی را پس از انتشار به خود ناشران بسپاریم آنقدر باید بدنه کارشناسی و عقبه فنی ناشران یا اتحادیه ناشران قدرتمند باشد تا بتواند این کار را انجام دهد؛ زیرا که پیش از این مجموعه معاونت فرهنگی وزارت ارشاد با وجود دهها کارشناس و ساختار بزرگ وزارتی این کا را انجام میداده است.
نکته بعد این است که طبیعی است که برخی کتابها به هر دلیلی اعم از کم توجهی ناشر یا نویسنده یا عناد و دشمنی برخی افراد، محتوایی داشته باشد که خطوط قرمز قانونی را رد کرده باشد؛ طبیعی است که مرجع قانونی وارد عمل میشود، بررسی میکند و اگر جرمی صورت گرفته باشد طبق قوانین جاری مملکت عمل میکند، در این صورت افکار عمومی از ناشران و خود نویسندگان باید این ظرفیت ذهنی را داشته باشند که متخلف اگر مورد بازخواست قانونی قرار گرفت اعتراض نکنند.
نکته بعدی این است که برای چنین مسئله ای بین مجموعه ناشران یا اتحادیه ناشران و وزارت ارشاد باید یک تعامل سازنده وجود داشته باشد؛ حالا که قرار است روش عوض شود نیاز به یک ارتباط متقابل است و تعامل جدی است تا مشکلی پیش نیاید.
اما ممیزی پیش از انتشار کتاب هم رویه خوبی است، ولی باید این مسئله را هم در نظر بگیریم که این روش باید به گونه ای باشد که با انباشت کتابهای در نوبت مواجه نشویم؛ از طرفی برخوردهای شخصی و نگاههای سلیقه ای در حوزه کارشناسی ممیزی پیش از انتشار به حداقل برسد و مقررات جاری کشور از قانون اساسی گرفته تا قوانین عادی و احیاناً آییننامهها و بخشنامهها مورد توجه و ملاک و میزان ممیزی باشد.
وی در پاسخ به این پرسش که «چه خطراتی را از ممیزی پس از انتشار کتاب محتمل میدانید؟» اظهار داشت:
ما هم بین نویسندگان، هم بین مترجمین، هم بین ناشران افراد غیرفرهنگی هم داریم و مثل باقی صنوف، افراد کاسب مسلک هم بین آنها هست، افرادی که نگاه فرهنگی ندارند یا نگاهشان کاسب کارانه است که تقابل با ارزشها یا خطوط قرمز را منتشر میکنند یا به درج مطالب غیراخلاقی یا غیر ارزشی میپردازند و بعد هم که با آنها مقابله میشود جوسازی میکنند و در رسانههای غربی، علیه ممیزی ایران فضایی مسموم ایجاد میکنند لذا من تصور میکنم که هر دو طرف یعنی هم مخالفین ممیزی پس از انتشار و هم موافقین آن اگر قرار شد اتفاقی از طرف مرجع وزارت ارشاد بیفتد هر دو طرف باید با طمانینه با این مسئله مواجه شوند و هیچکدام برخوردهای هیجانی نداشته باشند.
رضا رسولی دربارهٔ تالیفات خود در حوزه دفاع مقدس گفت:
من یادداشتهای پراکنده زیادی دربارهٔ دفاع مقدس دارم اما دو جلد از کتابهایم اختصاصاً دفاع مقدسی است؛ یکی «زندگینامه شهید صیاد شیرازی» است و «روزگاران؛ کتاب شناسایی» که کتاب مظلومی است جون خاطره داستانهای عزیزان اطلاعات عملیات سپاه پاسداران است.
آنچه باعث پویایی دفاع مقدس میشود یک شبکه توزیع مناسب است که در حال حاضر وجود ندارد؛ شبکه توزیع کتابهای نویسندگان انقلابی و دفاع مقدس ضعیف است.
یک مشکل دیگر کتابهای اهدایی است که خوانده نمیشوند؛ سازمانها و نهادها باید از چنین رویه ای فاصله بگیرند و کتاب را اهدا نکنند مگر اینکه یقین داشته باشند اهدا شونده کتاب را میخواند ولی بهتر است به جای اهدای کتاب سازمانی را پیشبینی کنند که شبکه توزیع را سامان دهد، ساماندهی شبکه توزیع کتاب در اقصی نقاط کشور در شهرها و استانهای بزرگ و خصوصاً در تهران یک موضوع بسیار مهم است که مسئولان از آن غفلت کردند؛ نکته دوم اینکه ادبیات انقلاب مثل هنر انقلاب، رسانه ندارند؛ هیچکدام از روزنامههای موجود نتوانستند به معنای واقعی رسانه انقلاب باشند چه رسد به رسانههای خصوصی، به همین دلیل وقتی جریان روشنفکری کتابی را چاپ میکند چون رسانه و شبکه توزیع دارد در اولین فرصت در اختیار مخاطب قرار میگیرد اما جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی و من نویسنده وقتی کتاب را مینویسم چون رسانه و شبکه توزیع ندارم، کتابم یا به دست مخاطب نمیرسد یا به بدترین شکل ممکن میرسد و هیچ معرفی یا شکل رسانه ای پیدا نمیکند.
وی در پاسخ به این پرسش که «چرا نویسندگان روشنفکر دربارهٔ جنگ ننوشتند؟» گفت:
چون روشنفکران از مردم دور هستند، روشنفکران خود را تافته جدا بافتهای میدانند که تصور میکنند بهتر و بیشتر از مردم میفهمند و برتر از مردم جایگاه اجتماعی دارند و به همین دلیل در جریانات مردمی حضور ندارند، هرجا که یک حرکت مردمی به اتکای یک اندیشه بزرگ اتفاقی را رقم میزند تنها کاری که میکنند این است که پیپشان را چاق میکنند و بگویند این یک جریان عامه گراست لیکن به این نمیاندیشند که خرد جمعی میتواند در اندیشه مردم کوچه بازار و جود داشته باشد وچون با جریانات مردمی و خود مردم فاصله دارند هیچگاه نتوانستد خود را با حماسه بینظیر دفاع مقدس همداستان کنند، ایده پردازی و خلق اثر کنند و حتی بیشتر مواقع ادبیات دفاع مقدس را شماتت کردند.[۱]
