رامبد جوان
در سوم تیر ۱۳۱۷ در نجفآباد به دنیا آمد. هم پدرش سید بود و هم مادرش. گرچه خانواده فقیرشان با درآمد کشاورزی پدر سر میکرد ولی جد مادریاش از علمای به نام بود و همین، رگهای از جویندگی علم را در این خانواده نهادینه میکرد. شاید به همین جهت بود که سید حسن نوجوان حاضر میشد از خرج روزانه و پول توجیبی اندکش مقداری را پسانداز کند تا بتواند روزنامه بخرد. طرفه آنکه برخی از روزنامهها در آن دوران به نجفآباد نمیآمدند و او با اصرار از کسانی که به اصفهان رفت و آمد داشتند میخواست آن روزنامهها را برایش بخرند.
گرچه در دوره نهضت ملی بسیار سن کمی داشت و تا پایان دوره دبیرستان هم در همان شهر کوچک نجفآباد ماند، ولی با ذهن دقیق و پشتکار مثال زدنیای که داشت چنان جریانهای سیاسی را خوب شناخته بود که وقتی در دانشگاه قبول شد و به تهران آمد تکلیفش با خودش روشن بود و میدانست باید خط سیاسی آیتالله کاشانی را دنبال کند.
وقتی که آیت به تهران آمد، اواخر دهه سی، همزمان بود با رقابتهای انتخابات ریاستجمهوری در آمریکا و بعد، انتخاب کندی به ریاستجمهوری آن سامان. در داخل ایران هم برخی احزاب و اشخاص ملیگرای پایبند به قانون اساسی مشروطه و قائل به مبارزات پارلمانتاریستی فرصت را غنیمت شمرده و با توجه به فشار کندی به شاه برای دادن فضای باز سیاسی (در جهت جلوگیری از نفوذ کمونیسم) اقدام به تأسیس جبهه ملی دوم کرده بودند.[۲]
