خاطرات خدا (کتاب)
به گزارش خبرگزاری مهر، جلسه داوری دومین جایزه کتاب «روایت پیشرفت» در حوزه حکمرانی یکشنبه ۳۰ بهمن با ارائه گزارش کوتاهی از سیر فعالیت و جریان روایت پیشرفت و اولین جایزه این رویداد برگزار شد. مجدالدین معلمی رئیس بنیاد کتاب در این جلسه گفت:
من وقتی کار مطالعه کتابها رو شروع کردم هر چقدر جلو میرفتم میگفتم چقدر فقیریم در حوزه کتاب روایت پیشرفت و اگر اینها گل سرسبد این حوزه هستند چقدر کتاب ننوشته و روایتهای ناگفته داریم و تصور کردم که برخی کتابها دیده نشده اند. از طرف دیگر بحث روایت پدیدهای است که ۲۰ سالی از عمر آن میگذرد و چیز چندان غریبی نیست و نشرهایی آمده اند که کار تخصصی شأن روایت است و هویتی برای آن پیدا شده و مجموعههای مختلفی وجود دارند که صرفاً دارند آثار مربوط به روایت و خاطره تولید میکنند. به نظرم روایت میتواند بومیترین شکل ادبی برای ما باشد. در اینجا نمیخواهم بحث کنم در این باره. بنابراین پیشنهاد من برای جایزه این است که با اضافه کردن و تعدد آثار را پراکنده نکند.
جایزههای کتاب هدف گذاری شأن برای این است که یا الگوسازی کنند یا از نویسنده تقدیر کنند. جایزه کتاب روایت پیشرفت باید تکلیف خودش را روشن کند که میخواهد تقدیر کند یا الگوسازی؟ با این فضای مردمی و مقدار جایزه به نظرم تقدیر چندان مدنظر نیست، برای همین همان الگوسازی مهم است. به نظرم برای الگوسازی باید خیلی بیشتر از این حرفها کار کنید و اعتبار کسب کنید. در این بخش ضعف بیشتری داریم به نظر من تکثر رو کم کنید تا اثار رقابت جدی تر کنند.
در حوزه الگو سازی به نظرم جشنواره عمار یک نمونه خوب است که با توجه به آثار و جوایز و … توانسته توجه عده زیادی را جلب کند. اگر جایزه به چیزی تبدیل شود که ارزشمند شود به لحاظ ترویج و الگوسازی هم موفق تر خواهد بود.
یکی از معیارهای من برای انتخاب این بود که با مطالعه اثر حس خوب به شما دست بدهد. روایت شکستها و ناکامیها به نظرم در جایزه جایگاه مطرح شدن ندارد. به نظرم برخی کتابها ربطی به موضوع وجود نداشتند و بیشتر حال شخصی بود. و یا به نظرم در موضوع حکمرانی نبود یا قابلیت الگوگیری نداشت.
به نظرم برای کتاب «ساخت ایران» زحمت کشیده شده بود و قلم قوی داشت. کتاب شریان مکران به نظرم واقعاً یک کتاب پیشرفت است ولی یک سفرنامه است و چندان نویسنده برایش زحمت نکشیده است و چندان تحقیقی انجام نشده. خیلی کتاب روان و خوش خوانی است. کتاب تاخمینی شهر هم کتاب خوبی بود که نمونه مشابه زیادی دارد که نثر مطولی دارد.[۱]
