مجید شاهحسینی |
| زمینه فعالیت | نویسنده پژوهشگر مدرس سینما فعال سینمایی |
|---|
| ملیت | ایرانی |
|---|
| تاریخ تولد | ۱۳۴۶ (۵۸–۵۹ سال) |
|---|
| محل تولد | تهران |
|---|
| محل زندگی | تهران |
|---|
| تحصیلات | دکتری پزشکی عمومی |
|---|
مجید شاهحسینی (زادۀ ۱۳۴۶ در تهران) نویسنده، پژوهشگر، مدرس سینما و فعال سینمایی است. او در خرداد ماه ۱۴۰۲ طی حکمی از سوی سید ابراهیم رئیسی به عضویت فرهنگستان هنر جمهوری اسلامی ایران درآمد و به سِمت رئیس این فرهنگستان منصوب شد.[۱]
شاهحسینی از نظریهپردازان سینما و رسانه بهشمار میرود که در حوزه نقد فیلم، تحلیل فرهنگی سینما و مدیریت نهادهای سینمایی فعالیتهای جدی داشته است.
شاهحسینی از منتقدان جریان نئورئالیسم اجتماعی در سینمای ایران بهشمار میآید. او همچنین در مقالات و سخنرانیهای بسیاری به تحلیل تأثیر سینمای غرب بر فرهنگ و هویت ایرانی پرداخته است و بر لزوم بازخوانی سینمای ایران با تکیه برریشههای فرهنگی و ملی تأکید دارد.
بررسی نارسایی های سینمای پس از انقلاب؛ مجید شاهحسینی
زندگینامه و تحصیلات
مجید شاهحسینی در تهران متولد شد. او تحصیلات دانشگاهی خود را در رشته پزشکی عمومی در دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی به پایان رساند[۲] و پس از آن به مطالعات فرهنگی و علوم رسانهای گرایش یافت. علاقهٔ او به سینما و تحلیل فیلم باعث شد تا علاوهبر آموزش و پژوهش، در مدیریت فرهنگی و سینمایی نیز فعال شود.
فعالیتهای فرهنگی
- نگارش مقاله و داستان در نشریات سوره، نیستان، نگارستان و موعود (۱۳۸۶ -۱۳۶۸)
- نگارش متن برنامههای روایت فتح و سایر مستندهای دفاع مقدس (۱۳۷۹ -۱۳۶۸)
- تهیه کننده و کارگردان فیلم مستند سینما، سرزمین موعود (۱۳۷۹)
- تهیه کننده و کارگردان فیلم مستند ققنوس (۱۳۸۰)
- مدیر برنامه و ناظر کیفی سریال مستند پایان دوران (۱۳۸۴ -۱۳۸۰)
- مدیر برنامه و ناظر کیفی سریال مستند انسان و خدا (۱۳۸۵)
- مدیر برنامه و ناظر کیفی سریال مستند نسیمی از حقیقت (۱۳۸۳ -۱۳۸۲)
- مدیر برنامه و ناظر کیفی مجموعه برنامه تلویزیونی سینما یک (۱۳۸۶-۱۳۸۴)
- مدیر برنامه و ناظر کیفی میز گرد معرفتی: عصر ایمان (۱۳۸۶ -۱۳۸۴)
- مدیر برنامه پروژه سسینمای ملک سلیمان (۱۳۸۸ -۱۳۸۶)
- مدیر برنامه پروژه سینمایی راه آبی ابریشم (۱۳۸۷-۱۳۸۸)
- ناظر کیفی مجموعه برنامه تلویزیونی: سینما چهار(۱۳۸۶)
- ناظر کیفی مجموعه برنامه تلویزیونی: سینما ماورا (۱۳۸۶)
- ناظر کیفی مجموعه برنامه تلویزیونی: سینمای دینی (۱۳۸۸)
- تدریس مبانی هنر، ادبیات و سینما در: دانشکده هنرهای زیبا (دانشگاه تهران)، دانشکده سینما تئاتر (دانشگاه تهران)، دانشکده خبر (خبرگزاری جمهوری اسلامی)، دانشکده صدا و سیما (صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران) و مرکز اسلامی آموزش فیلمسازی (وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی)
سوابق اجرایی و مدیریتی
شاهحسینی به عنوان نظریهپرداز، بر لزوم بازخوانی سینمای ایران با تکیه بر ریشههای فرهنگی و ملی تأکید دارد. او منتقد جریان نئورئالیسم اجتماعی در سینمای ایران است و در مقالات و سخنرانیهای خود به تحلیل تأثیر سینمای غرب بر فرهنگ و هویت ایرانی پرداخته است.
از جمله مسئولیتهای اجرایی او میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
آثار
مجید شاهحسینی کتابها و مقالات متعددی در زمینه سینما و تحلیل فرهنگی منتشر کرده است. از آثار او میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
- «رد پای زن اسطورهای در سینما»
- «سینما و صهیونیسم»
- «آخرالزمان و سینما»
- «مدیریت میلیتاریستی هالیوود»
- «آمریکا، آغاز یک پایان»
این آثار بر تحلیلهای فرهنگی، انتقاد از نفوذ سینمای هالیوود و بازخوانی رویکردهای رسانهای در ایران متمرکز هستند.
گفتاورد
مجید شاه حسینی با بیان اینکه امروز هنر یونانی در دانشگاه های کشور ما بسیار مهم و بلکه مقدس شده بر ضرورت این تابوشکنی تصریح کردو کفت: بسیاری از گله های امروز ما از سینما و تلویزیون در واقع گله هایی است که از هنر یونان داریم. در کشور ما یونان را با فلسفه اش می شناسند و می ستایند اما حقیقت آن است که در شاخه های مختلف هنری هم از درام گرفته تا پیکرتراشی، نقاشی و موسیقی، فضای آکادمیک هنر ما به شدت تقلیدی و وارداتی و معطوف به یونان است.
این پژوهشگر سینما گفت: بعد از انقلاب با هنر هم رفتاری مانند دیگر علوم وارداتی داشتیم و حتی بعد از انقلاب فرهنگی هم همان متون غربی را در دانشگاهها تدریس کردیم و مبانی زیباشناسی هنر یونانی را بدون تامل در ساحت هنر خود پذیرفتیم و حتی به تجربه ناقدان آنها هم توجه نکردیم و این شد که انقلاب بعد از 35 سال با وجود احراز توفیقاتی چند میراث هنر دینی را به دنیا عرضه نکرد و یکی از دلایل اصلی آن هژمونی هنر یونانی بود که بی چون و چرا آن را پذیرفتیم.
وی با مروری بر برخی از مفاد و مضامین کتاب «شاخه زرین» جیمز فریزر، گفت: حتی در زیرعنوان این کتاب یعنی «پژوهشی در جادو و دین» جاد بر دین مقدم شده است. فریزر در واقع دین را همان باور قریب به جهل بشر می داند که از جادو برخاسته در اسطوره نمود یافته و سرانجام در دین ممثل شده است. او نقطه ثقل اثر خود را بر مفاهیم یونانی گذاشته و کوشیده است با برقراری شباهت بین باورهای اسطوره ای و آموزه های کتاب مقدس آنها را تداوم یک مسیر تلقی کند.
شاه حسینی با بیان اینکه «شاخه زرین» در کنار آثار داروین و مارکس مانیفست بسیاری از دانشمندان و هنرمندان آن دوره شد، گفت: حرف فریزر در ارائه الگویی از هنر الحادی و بدون مفهوم قدسی در ذهن برخی از هنرمندان کشور ما نیز رسوب کرد.[۳]
پانویس