محمدرضا حسینی بای
به نظر من با تحقق انقلاب اسلامی و فضاهای پس از انقلاب و بخصوص فرهنگ ایثار و شهادت، مداحی باید مسیری بسیار قویتر از این را طی می کرد. اما متاسفانه این گونه نشد و امروز این وادی سیر قهقرایی را طی می کند. من دوست دارم که این وادی خیلی بیشتر از این رشد کند. امروز ما امثال مرحوم ناظم، مرحوم ذوالفقاری یا در عصر حاضر حاج محمد علامه که رد اشک بر روی صورتش مشخص بود را نداریم و نمی بینیم. یا امثال حاج حسن گودرزی که فقط بیش از سه چهار هزار جوان در مراسم تشییع جنازه ایشان شرکت کردند و بچه رزمنده هایی مثل مرحوم مجید سیب سرخی، علی پور رحیم، مجید کربلایی و مجید همتی از شاگردان ایشان بودند و با فرهنگ روضه ایشان بزرگ شدند. حاج حسین گودرزی که پسرش نقل می کند که من در چهل سالی که در خدمت این پدر بودم به یاد ندارم که نماز شب، زیارت عاشورا با صد سلام و صد لعن و دعای علقمه هر روز ایشان ترک شود. این مداح با این خصوصیات است که وقتی یک «یا حسین»(ع) می گفت دل ها را دگرگون می کرد اما آن فرهنگ ادامه پیدا نکرد.
عوامل زیادی را می توان دلیل این موضوع دانست مثل دنیازدگی، بی سر و سامان رها شدن این عرصه، شاگردی بزرگان را نکردن، چرا مداح نباید شاگردی کند؟ من از بزرگانی در وادی مداحی شنیده ام که ۱۸ سال تمام پای منبر صاحب نفسان و بزرگان این عرصه می نشستند بدون این که آنها اطلاع داشته باشند که این آدم مداح است یعنی ادب می کردند. این برای من داغ است که مداحی به صراحت بیان می کند که «من روضه خوان نیستم من فقط برای امام حسین(ع) ترانه می خوانم و گروهی هم با من سینه می زنند...!!» ولی آیا آن جوان سینه زن این مسئله را می داند؟ مرحوم حاج اسماعیل دولابی می فرمود: روزی که دستت از دست بزرگترت جدا شد همان لحظه گم شده ای! بنظر من هر روضه خوان و هر مداحی نیاز به یک بزرگتر دارد که این بزرگتر یا باید عالم باشد یا فرد دل سوخته ای در وادی آل الله! اما وقتی بین مداح امام حسین(ع) با بزرگان و عالمان دین فاصله ایجاد شد، وقتی یک مداح به خود اجازه داد که یک مرجع تقلید را بر روی منبر نقد کند، طبیعی است که وضعیت مداحی قهقهرایی شود. امروز بین وضعیت موجود در مداحی با آن وضعیت ایده آل و حتی مطلوب فاصله بسیار است.[۳]
