برآشفتن گیسوی تاک (کتاب)
| قرآنپژوه، مترجم و استاد دانشگاه؛ نویسنده | |
![]() | |
| نام تولد | محمود رشتیزاده (پس از ۱۳۳۵ نام خانوادگی را به رامیار تغییر داد) |
|---|---|
| زمینه فعالیت | قرآنپژوهی، تاریخ قرآن، نسخهشناسی، علوم انسانی |
| ملیت | ایرانی |
| تاریخ تولد | ۱۳۰۱ |
| محل تولد | مشهد |
| محل زندگی | مشهد، سپس تهران |
| محل درگذشت | ادینبرو، اسکاتلند |
| تاریخ درگذشت | ۲۰ شهریور ۱۳۶۳ |
| مدفن | گورستان مسلمانان، ادینبرو، اسکاتلند |
| پیشه | پژوهشگر، استاد دانشگاه، مترجم |
| سالهای فعالیت | دههٔ ۱۳۲۰–۱۳۵۹ |
| تحصیلات | علوم سیاسی (لیسانس از دانشگاه تهران)، دکترای تخصصی از دانشگاه ادینبرو |
| دانشگاه | دانشگاه تهران، دانشگاه ادینبرو، دانشگاه فردوسی مشهد |
| تأثیرپذیرفته | سید محمد فرزان، مونتگمری وات |
| جوایز | برگزیدهٔ دومین دورهٔ کتاب سال جمهوری اسلامی ایران |
| آثار | تاریخ قرآن، فهارس القرآن، کشف الآیات، ترجمه در آستانه قرآن |
محمود رامیار (۱۳۰۱ – ۱۳۶۳) با نام اصلی محمود رشتیزاده قرآنپژوه، نویسنده، مترجم و استاد دانشگاه مشهد بود. او تحصیلات خود را در مشهد آغاز کرد و پس از مهاجرت به تهران ادامه داد. رامیار در مقطع دکتری دانشگاه تهران حضور یافت اما رسالهٔ خود را ارائه نکرد و در نهایت مدرک دکترای خود را در رشته فرهنگ و مطالعات اسلامی از دانشگاه ادینبرو اسکاتلند دریافت نمود.
وی علاوه بر تدریس در دانشکده الهیات، سمتهایی همچون ریاست همان دانشکده، معاونت دانشگاه مشهد، مدیرعاملی مؤسسه چاپ و انتشارات دانشگاه و نمایندگی مردم تهران در مجلس مؤسسان را بر عهده داشت و خدمات متعددی به ساختار آموزشی دانشگاه مشهد ارائه کرد.
از برجستهترین نوشتههای او میتوان به تاریخ قرآن، فهارس القرآن، کشف الآیات و ترجمهٔ کتاب «در آستانه قرآن» اثر رژی بلاشر اشاره کرد.
رامیار در عرصهٔ سیاسی از هواداران محمد مصدق (۱۲۶۱ـ۱۳۴۶) محسوب میشد و در زمان حضور در مجلس شورای ملی با سید علی شایگان ارتباط نزدیک داشت. حتی پس از بازداشت و آزادی شایگان، این رابطه همچنان تداوم یافت. وی سالهای پایانی عمر خود را در تهران گذراند و سرانجام در ۱۳۶۳ش برای درمان به انگلستان رفت و در همانجا درگذشت. پیکرش در آرامستان مسلمانان شهر ادینبرو به خاک سپرده شد.
محمود رامیار در ۱۳۰۱ در مشهد متولد شد. پدرش حاجی محمدحسین و مادرش بتول بودند. او در آغاز «رشتیزاده» نام داشت، اما در سال ۱۳۳۵، زمانی که ۳۵ ساله بود، نام خانوادگی خود را به «رامیار» تغییر داد.[۱]
رامیار در دانشکده الهیات دانشگاه مشهد تدریس میکرد و در ۱۳۵۹ بازنشسته شد. پس از آن به تهران رفت و در ۱۳۶۳ برای درمان به انگلستان سفر کرد. در ۲۰ شهریور همان سال درگذشت و در گورستان مسلمانان ادینبرو به خاک سپرده شد.[۲]
از سالهای ابتدایی تحصیل او اسناد دقیقی وجود ندارد. محمد واعظزاده خراسانی، همکار وی در دانشکده الهیات، نوشته است که رامیار چندین سال در جوانی در حوزه علمیه مشهد مشغول تحصیل علوم دینی بوده و به همین سبب با فضای دانشکده الهیات هماهنگی فکری و روحی داشت.[۳] با این حال، خود او هیچگاه به این موضوع اشاره نکرده است. بعدتر در تهران به مدرسه سپهسالار سابق رفت.[۴]
او در شهریور ۱۳۲۰ سه سال نخست دورهٔ متوسطه را گذراند[۵] و در ۱۳۲۳ با سطحی معادل دیپلم برای استخدام به مجلس شورای ملی مراجعه کرد. ابتدا برای شغل تندنویسی امتحان داد که موفق نشد، اما به دلیل خوشخط بودن برای پاکنویس مشروح مذاکرات مجلس استخدام شد و از ۱۳ مهر همان سال بهعنوان کارمند موقت در ادارهٔ تندنویسی مجلس مشغول شد و در فروردین ۱۳۲۴ استخدام رسمی گردید.[۶]
وی در ۱۳۲۵ تحصیلات متوسطه را به پایان رساند[۷] و سپس در ۱۳۲۶ دورهٔ علوم تربیتی و ورزش را در دانشسرای عالی تهران تمام کرد[۸] و همان سال دانشنامهٔ لیسانس معقول از دانشگاه تهران گرفت.[۹]
پس از خدمت سربازی، وارد رشتهٔ علوم سیاسی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران شد و در اردیبهشت ۱۳۳۵ لیسانس گرفت.[۱۰] او تحصیل در مقطع دکتری همان رشته را ادامه داد و تمام واحدهای درسی را گذراند، اما رسالهٔ خود را ارائه نکرد.[۱۱]
در ۹ بهمن ۱۳۴۴ برای مطالعه نظام قانونگذاری و ساختار پارلمانهای اروپایی به غرب اروپا اعزام شد و شش ماه در پاریس اقامت داشت.[۱۲] نخستین ترجمهٔ او از کتاب «در آستانه قرآن» اثر رژی بلاشر محصول همین سفر بود.[۱۳]
در جریان کنگره هزاره شیخ طوسی (۱۳۴۸ش) با اسلامشناسانی چون ویلیام مونتگمری وات و چارلز جی. آدامز آشنا شد و تصمیم گرفت در خارج از کشور به ادامه تحصیل بپردازد.[۱۴] در مهر ۱۳۵۲ به دانشگاه ادینبرو رفت و زیر نظر وات مشغول پژوهش شد. او پس از تکمیل زبان انگلیسی، در مدت ۳۳ ماه از رسالهٔ خود دفاع کرد و موفق به دریافت دکتری در مطالعات عربی و اسلامی شد.[۱۵] در ۱۹۷۴م مدتی نیز به دعوت چارلز آدامز در مونترال کانادا به تدریس و برگزاری سمینار پرداخت.[۱۶]
محمود رامیار
کنگره هزاره شیخ طوسی
از مهمترین اقدامات او در دانشگاه مشهد:
رامیار در دههٔ ۳۰ از هواداران محمد مصدق بود و قبل از کودتای ۲۸ مرداد به جریانهای داخلی مجلس شورای ملی آگاهی داشت. او بعد از کودتا همچنان با یاران نهضت ملی ایران ارتباط داشت و با برخی مطبوعات وابسته به این جریان همکاری میکرد.[۲۵] ارتباط او با سید علی شایگان نیز ادامه یافت و حتی پس از زندان رفتن و آزادی او، این رابطه باقی ماند.[۲۶]
این کتاب پژوهشی گسترده دربارهٔ تاریخ نگارش، جمع و تدوین قرآن است که نخستین بار در ۱۳۴۶ش منتشر شد. بهاءالدین خرمشاهی آن را از آثار مهم و پرارج در حوزه قرآنپژوهی دانسته است.[۲۷]
رامیار همچنین طرحهایی برای تألیف «علوم قرآنی» و تفسیری از قرآن داشت که ناتمام ماند.[۳۲]
1405/06/21
به روز رسانی : 1405/06/07