نمایش نبرد رستم و سهراب به کارگردانی حسین پارسایی و قلم متین ایزدی و تهیه کنندگی سید محمود شبیری و حسین پارسایی با اقتباسی مدرن از نبرد رستم و سهراب داستان معروف شاهنامه فردوسی، از ۱۰ مرداد ۱۴۰۳ در استادیوم تنیس باشگاه انقلاب تهران به صحنه رفت. این نمایش با بازیگران مطرح و طراحیهای ویژه یکی از اجراهای کم نظیر دهههای اخیر است.
داستان
در خلاصه داستان «نبرد رستم و سهراب» آمده است: «سهراب سپاهی از تورانیان آماده کرده در جستوجوی پدرش رستم به مرز ایران لشگر کشیده و قصد دارد کاووس شاه را از تخت به زیر کشاند و رستم را بر تخت شاهی نشاند. اما تقدیر این گونه است تا تراژدی مرگ سهراب به دست پدرش رقم بخورد.»
دستیاران حرکت: میلاد محمدزاده، محمد امین پازکی، سامان توحیدی، محمد مرادی، الهام کرمی
ویدئو مپینگ: خشایار نشوی
کارگاه ساخت دکور: محمدرضا پناهی، علیرضا پناهی
عکاس: فتاح ذینوری
مدیر روابط عمومی: مریم کریمیان
بازیگران
امیر آقایی در نقش رستم
الناز شاکردوست در نقش تهمینه
سینا مهراد در نقش سهراب
بانیپال شومون در نقش اَکومَن
پردیس احمدیه در نقش گردآفرید
علی زند وکیلی در نقش سیرنگ
سیامک صفری در نقش کیکاووس
امیررضا دلاوری
امیرکاوه آهنین جان
علی فرحناک
امیرحسین ساربان
فرحان فرحناک
اسماعیل آذر، نویسنده، پژوهشگر، مجری و استاد ادبیات فارسی ضمن ابراز خرسندی از ساخت نمایشی بر اساس داستان شاهنامه بیان کرد: «زمانی میتوان تئاتری مانند «نبرد رستم و سهراب» را موفق پیش برد که بتوان به نکات مهم تراژیک آن توجه ویژهای کرد. توجهی که در نهایت به قول ارسطو به کاتارسیس (به معنای تطهیر، روانپالایی و تخلیه احساسی) برسد.
برای نخستین بار ارسطو بود که درباره کاتارسیس صحبت کرد. کاتارسیس یک واژه یونانی به معنای تطهیر و روانپالایی است. او اعتقاد داشت تراژدیها میتوانند روح انسان را تطهیر کند و باعث تزکیه آن شوند. فرق تراژدی با کمدی نیز همین نکته است که در تراژدی عاقبت قهرمان داستان عاقبت خوبی نخواهد بود. در تراژدی یک قهرمان محبوب و دوست داشتنی وجود دارد که نمایش آن را به بیننده تفهیم میکند. در پایان مشکلی برای قهرمان پیش میآید و آن گره به صورتی پیش میرود که گشاده نمیشود. این موضوع در تزکیه نفس انسان حائز اهمیت است.
زمانی که قرار است یک تراژدی مثل «نبرد رستم و سهراب» روی صحنه برود به نظر من بهتر است در حد تنها ۳ دقیقه، بیننده تئاتر با قفل و بستهای تراژدی، داستان و روایت آشنا شود. چون معتقدم در صورتعدم این آشنایی از ابتدای شروع نمایش ببینده نمیتواند تکههایی که در تئاتر بازی میشود را در ذهن خود به آنها پیوند بدهد و تا پایان در یک حالت گیجی به سر خواهد برد.
[۱]
اسماعیل آذر:حسین پارسایی در جای خودش میتواند یک قهرمان باشد. چون کسی که بتواند این میزان از هنرمندان را کنار یک دیگر قرار دهد و اثری خلق کند تا این حد مردم به تئاتر رو بیایند بسیار ارزشمند است. آن هم تئاتری که تقریبا مخاطباش در ایران کم شده است. در زمانهای که از مردم خواهش میشد تا به تماشای تئاتر بیایند میبینیم برای این تئاترها مردم هزینه میکنند و حتی بلیت را پیشخرید میکنند تا نمایش را ببینند.
حسین پارسایی: مردم ما قصههای شاهنامه و به ویژه داستان نبرد رستم و سهراب را دوست میدارند و ما نیز با در نظر گرفتن همین علاقهمندی، تلاش کردهایم این اثر را با بهرهگیری از همه امکانات فنی، ماشینری، نورپردازی، انیمیشن، جلوههای ویژه میدانی و ... برای مردم دیدنی کنیم.
حسین پارسایی: اجرای نمایشهایی همچون «الیورتویست»، «بینوایان»، «هفتخان رستم» و … برایم تمرینی بودند تا به ساختار مناسبی در رابطه با اجرای نمایشهای ملی دست پیدا کنم؛ کاری که سرشار از شاخصههای نمایشهای ملیمان باشد. پیشتر با اجرای «هفتخان اسفندیار» کوشیدم این نمایش را در سالن روی صحنه بیاورم اما حال در یک میدان بزرگ با بیش از چند هزار تماشاگر مواجهیم و تلاش کردهایم همه تجربیات پیشین را برای اجرای یک نمایش ایرانی با روح حماسی و آیینی با شاخصهای تئاتر ملی تجربه کنم و البته که همواره مشغول تجربهاندوزی هستم.
این نمایش حاصل یک سال و نیم تلاش است که این مهندسی اجرا را ایجاد کرده و در اجرای آن از احشام، نورپردازی و ماشینری کمنظیری در تئاتر ایران بهره بردهایم و تعداد افراد زیادی علاوه بر بازیگران اصلی در کنارمان هستند. در حد بضاعتمان تلاش کردهایم نمایشی آبرومند مقابل تماشاگران بگذاریم. ضمن اینکه امیدوارم بعد از این، استادیوم تنیس به عنوان یک پایگاه فرهنگی، مورد استفاده گروههای هنری قرار بگیرد.[۲]