محمود اربابی
اخلاق فنآوری اطلاعات، یکی از گرایشهای اخلاق کاربردی است که همچون اخلاق پزشکی، اخلاق روزنامهنگاری، اخلاق زیستمحیطی و مانند آن، مورد توجه دنیای امروز قرار گرفته است. ضرورتی که جامعه جهانی و حتی برنامهریزان فنآوری اطلاعات را به این نقطه هدایت کرده است تا اصول اخلاقی را بر توسعه این فنآوری حاکم بدانند، آن است که توسعه اطلاعات و ارتباطات، در کنار فرصتهای فراوانی که برای جامعه جهانی فراهم آورده و مقیاس بهرهوری و بهینهسازی را در حوزه سیاست، فرهنگ و اقتصاد تغییر داده، ولی تهدیدها و چالشهای جدی را نیز فراروی ملل جهان پدید آورده است.
اکنون امنیت اقتصادی و فرهنگی و سیاسی «دولت ـ ملت» ها از طریق فنآوری اطلاعات مورد هجوم قرار گرفته است. برخلاف این ادعا که فنآوری اطلاعات و شبکههای اطلاعرسانی در جهان، به دنبال خدمت به مشتریان و مصرفکنندگان هستند و در این میان، هیچ منفعتی عاید مدیران آن فنآوریها نمیشود، دو لایه پنهانی میتوان یافت که سود اصلی این شبکه اطلاعرسانی به آنها میرسد؛ یکی نهادهای فرهنگی و شرکتهای اطلاعرسانی هستند که در مقابل اطلاعرسانی خود، خدمات ویژهای دریافت میکنند و منافع اقتصادیشان تأمین میشود. لایه اصلیتر و مهمتر که سود این شبکه را از آن خود میکنند، مدیرانی هستند که فرهنگ حاکم بر نرمافزارهای اطلاعرسانی را هدایت میکنند و همه نرمافزارها و اطلاعرسانیها را بر محور آن شکل میبخشند.
آنها فرهنگ حاکم بر تولید اطلاع و اطلاعرسانی را حتی در مقیاس ایجاد جامعه جهانی، تغییر میدهند و از این طریق میکوشند شتاب و جهشی به سوی وحدت جامعه جهانی پدید آورند تا منافع آن مدیران تأمین گردد. البته این جهانیسازی که از آن به «موج سوم استعمار» تعبیر شده، چنان پنهان و پوشیده است که حتی برخی از اندیشمندان نیز به اشتباه افتاده و این دوره را دوره «مابعد استعمار» یا «عصر جهانی شدن» نامیدهاند. این در حالی است که برنامهریزی کنونی که بار اصلی آن بر دوش شبکههای اطلاعرسانی و فنآوری اطلاعات است، موج جدید و پنهانی را در استعمار پدید آورده است که با طراحی فرهنگ حاکم بر نرمافزارها، جامعه جهانی را به سمت مقصد خاص خود هدایت میکند. در نتیجه، هرم جهانی که اقلیتی در رأس آن حاکم بودند، به شکل پیچیدهتر و پنهانتری به کار خود ادامه میدهد.[۵]
