همشهری جوان یکی از مجلات زیرمجموعه مؤسسه همشهری است که از دی ۱۳۸۳ تا مهر ۱۳۹۷ بهصورت هفتگی منتشر میشد. این نشریه با تمرکز بر دغدغههای نسل جوان، سعی داشت با نگاه تازه در رویکرد و فرم موضوعات فرهنگی، هنری و اجتماعی جوانان را روایت کند. همشهری جوان در دوران چاپ، جزو شناخته شدهترین و موثرترین هفته نامههای مکتوب کشور بود که گزارشها و مطالبش بارها موردتوجه اقشار مختلف مردم و مدیران قرار گرفته و جریانساز شد. تحریریه همشهری جوان هم از چهرههایی تشکیل شده بود که هرکدام در سالهای بعد به چهرههای مؤثر رسانه ای تبدیل شدند. این مجله البته بارها نیز مورد انتقاد برخی مدیران و چهرههای سیاسی قرار گرفته و چاپ و انتشار آن در چند نوبت متوقف شد.
همشهری جوان و چلچراغ دو رسانهٔ مکتوبی بودند که با تکیه بر مخاطب جوان و نگاه نوی ژورنالیستی در سوژهیابی و لحن باطراوت و تازه، توانستند به نهادهای رسانهای جریانساز و اثرگذار در طیفی از جوانان تبدیل شوند و مرجعیت رسانهای قابل اعتنایی را در میان جوانان دهه هشتاد و نود کسب کنند. جشنهای چلچراغ جزو مهمترین رویدادهای فرهنگی بود که با حضور جوانان و چهرههای فرهنگی مختلف برگزار میشد و ویژهنامههای نوروزی همشهری جوان نیز جزو پرمخاطبترین ویژهنامههایی بود که در میان رسانههای مختلف به چاپ میرسید.
در اواسط دهه نود خورشیدی و با تغییرات پیاپی در ساختار سردبیری و تحریریه همشهری جوان، این مجموعه به مرور چهرههای نام آشنای و باسابقه این رسانه مکتوب به ارگانها و رسانههای دیگر منتقل شدند تا آن که در سال ۱۳۹۷ تولید این مجله متوقف شد. همشهری جوان از جمله رسانههای گروه مجلات همشهری بود که بعد از حضور پیروز حناچی در شهرداری تهران خصوصی شد و مجلات مختلف آن بعد از خصوصیسازی به اشکال مختلف از اعتبار پیشینِ خود فاصله گرفتند.
مجله همشهری جوان در دیماه ۱۳۸۳ با سردبیری علی قنواتی آغاز به کار کرد. قنواتی که پیش از آن سردبیری مجله «سروش جوان» و معاونت تحریریه روزنامه «جام جم» را در کارنامه خود داشت، با تیمی از نویسندگان نسل سوم و نشریه سروش جوان، همشهری جوان را تأسیس کرد. وی این مسئولیت را تا دیماه ۱۳۸۵ بر عهده داشت و پس از او، فریدالدین حدادعادل سردبیری را به عهده گرفت. سردبیری مجله همشهری جوان در طول سالها تغییرات زیادی داشت.
پس از حدادعادل، جواد رسولی سردبیر شد و سپس ایمان جلیلی بهعنوان سردبیر جدید انتخاب شد. پس از استعفای جلیلی در سال ۱۳۹۳، مجید رفیعی به مدت دو سال مسئولیت سردبیری را بر عهده گرفت. در آذر ۱۳۹۵، رضا صیادی ششمین سردبیر مجله شد. در سالهای اخیر، تغییرات ساختاری در تیم سردبیری مجله ادامه داشت، بهطوری که در سال ۱۳۹۷ شورای سردبیری جدیدی برای این مجله تعیین شد و امیر موسیکاظمی بهعنوان دبیر تحریریه مشغول به کار شد.
عنوان مقالهای که باعث توقیف مجله همشهری جوان شد
تأثیر و جایگاه
همشهری جوان بهعنوان اولین نشریه گروه مجلات همشهری، پرخوانندهترین و پرطرفدارترین نشریه برای جوانان ایران محسوب میشود. این مجله در طول یک دهه انتشار، علاوه بر جذب مخاطبان متعدد، جریانهای تازهای در زمینه مجلهنگاری سبک زندگی به وجود آورده است.
سبک و سیاق این مجله نه تنها بر نشریات دیگر تأثیر گذاشته، بلکه به رسانههای دیگر نیز رویکردی نوین در ارائه محتوا را معرفی کرده است. این مجله بهعنوان «پاتوقی» برای جوانان ایرانی شناخته میشود که هر هفته با مطالب جذاب و تحلیلی به مهمترین اتفاقات هفته گذشته میپردازد. مطالب این مجله به قلمی شیرین و خواندنی نوشته شدهاند و تحلیلهایی ارائه میدهند که بدون زیادهگویی و تعارفات رسمی، به موضوعات مختلف پرداختهاند. همشهری جوان همواره تلاش کرده است تا ارتباط نزدیکی با مخاطبان خود برقرار کرده و صدای نسل جوان را در میان رسانههای دیگر برجسته کند.
موضوعات و محتوای مجله
موضوعات همشهری جوان علاوه بر مسائل اجتماعی، به رخدادهای فرهنگی کشور نیز توجه ویژهای دارد. مخاطبان این مجله در هر شماره، گزارشهایی در موضوعات اجتماعی، سینمایی، ورزشی، تاریخی و هنری میخوانند و با تازهترین نظرات و اظهارنظرهای چهرههای مشهور در این حوزهها آشنا میشوند.
دستاندرکاران
دستاندرکاران
عنوان
نام
صاحب امتیاز
مؤسسه همشهری
کاری از
گروه مجلات همشهری
مدیرمسئول
علی شاکر
مدیر گروه مجلات همشهری
علی رزاقی بهار
زیر نظر
شورای سردبیری
دبیر تحریریه
سجاد روشنی
مدیر هنری
ایمان رفاقتی
طراح جلد
سپهر خامه ور
مدیر فنی
علیرضا صمدی
ویرایش عکس
شبنم رضوانی
توقیف و بازگشت مجله
در اواسط تیرماه ۱۳۸۷، خبر توقیف موقت همشهری جوان منتشر شد. به گفته منابع غیررسمی، دلیل توقیف انتشار برخی مطالب غیراخلاقی بود. فریدالدین حداد عادل، سردبیر وقت، علت توقیف را درج مقالهای با عنوان «عاشقی هرکی هرکی شد» در شماره ۱۷۱ این نشریه عنوان کرد. اگرچه شماره ۱۷۸ مجله منتشر شد، اما توقیف عملی این نشریه از ماه شهریور همان سال آغاز گردید. پس از سه هفته توقف، شماره بعدی مجله پس از عید فطر منتشر شد و دوباره به روند معمول خود بازگشت.
نگارخانه
آن ۳ هفته که نبودیم
راجع به توقیف ۳ هفته ای همشهری جوان در سال ۸۷، این یادداشت را به سفارش کامران بارنجی برای شماره ۳۵۰ نوشتم که به جایش یادداشت احسان رضایی عزیز در همین باره در مجله کار شد.
شماره غریب بود. با یکی دوتا واسطه پیدایمان کرده بودند و میخواستند مصاحبه بگیرند. بهانه هم ماجرایی بود که با نام «توقیف همشهری جوان» شناخته میشد. آن هم برای پرونده ای که موقع انتشار، با آن همه اصلاحات و حذفیات، شده بود مصداق ضرب المثل«شیر بی یال و دم و اشکم». اتفاقا اولین شماره ای بود که دبیر سرویس اجتماعی شده بودم و خب پرونده «عاشقی هرکی هرکی شد» هم اولین پرونده . هرچند سوژه و خیلی دیگر از کارهای پرونده، حاصل تلاش و زحمت ایمان جلیلی(دبیر آن موقع سرویس اجتماعی) بود و فقط لید پرونده را به عنوان دبیر سرویس نوشتم و برای بستن صفحه ها کمک کردم. ماجرا وقتی مطرح شد که دوماه و نیم از انتشار آن شماره گذشته بود. سوژه اما آنقدر داغ بود که هرکسی را وسوسه کند پی ماجرا را بگیرد:«یک پرونده تکاندهنده درباره روابط دختر و پسرهای امروزی».درخواست های مصاحبه را یکی یکی با هماهنگی بچهها رد کردیم. هرچه بود، موضوع نباید سیاسی می شد و باید در کوتاه ترین زمان و آرامترین فضا حل میشد.
نشسته بودیم دور میز گوشه دفتر آی تک و هرکسی چیزی میگفت. نگاه بچه ها اما به چشم های خیس همدیگر بود که باور نداشتند چنین روزی برسد و با سیاسی ترین شکل ممکن، مانع انتشار همشهری جوان شوند. از توی چشم های بچهها قشنگ میشد داستان هرکسی را فهمید. یکی انگار به تکه پاره شدن پرونده فکر میکرد که ۳ بار با قلم های سبز و صورتی و قرمز نظارتی ها جوری جراحی شده بود که کلی کلمه و جمله از دل گزارش درآمده بود و همه «رابطه« هایی که با قلم قرمز نظارتی ها تبدیل شده بود به «آشنایی پیش از ازدواج». یکی دیگر به آینده فکر میکرد و بچه هایی که دوباره سخت بشود دورهم جمعشان کرد. یکی خاطرات تلخ و شیرین شب های خروجی را مرور میکرد و یکی دیگر مانده بود مثل همه مطبوعاتی هایی که بیکار میشوند، چه جوری خرج قسط و وام اش را جور کند. شب تلخی بود آن شب ماه رمضانی که محمد جباری با صدایی لرزان بچهها را یکی یکی جمع کرد و شنیدیم که قرار نیست دیگر شماره ای منتشر کنیم.
وقتی شنیدیم که می توانیم دوباره بعد از عید فطر منتشر شویم، انگار شیرینترین خبردنیا را شنیده ایم. ۳ هفته تمام مجله روی کیوسک نبود. اما در تمام روزهای این ۳ هفته، همه با زبان روزه جمع شده بودند و هرشب تا دیروقت، کلی گزارش و مصاحبه و یادداشت می رسید برای شماره ویژه «نوستالژی مدرسه» که قرار بود اولین شماره بعد از توقف انتشارمان باشد. مثل تیمی که توی یک بازی حیثیتی، محکوم به برد باشد شده بودیم. افطاری های دور همی آن سال در طبقه ششم ساختمان آی تک شاید خاطره انگیز ترین افطاری های زندگی همه ما باشد.حاصل هم همانی شد که باید باشد. عید فطر که گذشت، مجله که منتشر شد، ما عیدی ماه خدا را از خودش گرفته بودیم.
چندوقت پیش که یک روانشناس معروف و نامی، خبر از «روابط ۸۰ درصدی دختران دبیرستانی با جنس مخاالف» داده بود و بعد هم تاکید کرده بود که حاضر است مدارک و مستندات این ادعا را هم ارائه دهد، یاد آن جلد معروف شماره۱۷۱ و پرونده ۳ سال پیش خودمان افتادم . ما در همشهری جوان، به عنوان یک رسانه و با آن پرونده، خیلی قبلتر از این ها هشدار را داده بودیم. ما راه را درست رفته بودیم.
[۱]