رضا یزدانی (زادهٔ ۲۴ مهر ۱۳۵۲ در تهران) خواننده، آهنگساز، نوازندهٔ گیتار و بازیگر ایرانی است.او از چهرههای شناختهشدهٔ راک و پاپراک فارسی است که بخش مهمی از هویت هنریاش را از پیوند موسیقی با ترانههای شهری و روایتهای سینمایی ساخته است.صدای بم و خشدار، بیان نزدیک به گفتار و استفاده از گیتار الکتریک از نشانههای قابلتشخیص کار اوست.
یزدانی فعالیت حرفهای را در اواخر دههٔ ۱۳۷۰ با ساخت و اجرای موسیقی برای تئاتر آغاز کرد.نخستین آلبومش، شهر دل، با بهرهگیری از شعر مولانا در سال ۱۳۷۹ منتشر شد.نقطهٔ عطف بعدی پرنده بیپرنده در سال ۱۳۸۲ بود؛ همکاری او با یغما گلرویی که در آن ترانههای اجتماعی و تصویرهایی از تهران، در کنار زبان موسیقایی متأثر از راک، جایگاهی برجسته یافتند.هیسدر ۱۳۸۵ این مسیر را ادامه داد و قطعاتی چون«کافه نادری»،«لالهزار»و بعدها«کوچه ملی»و«پیکان»، خاطرهٔ مکانها و اشیای شهری را به یکی از مضامین پایدار کارنامهاش بدل کردند.
از نیمهٔ دههٔ ۱۳۸۰، صدای یزدانی با سینما و تلویزیون نیز پیوند خورد.همکاری مکرر با مسعود کیمیایی در فیلمهایی چون حکم، رئیس، محاکمه در خیابان و متروپل برای او جایگاهی فراتر از خوانندهٔ آلبوم و کنسرت ساخت.خوانندگی تیتراژ مجموعههایی مانند مرگ تدریجی یک رؤیا و از یادها رفته نیز صدایش را به مخاطبان گستردهتری رساند.او برای تیتراژ از یادها رفته، در بیستمین جشن حافظ، تندیس بهترین خوانندگی تیتراژ فیلم و مجموعهٔ تلویزیونی را دریافت کرد.
در دههٔ ۱۳۹۰، یزدانی همزمان دو مسیر را پی گرفت.آلبومهای ساعت ۲۵ شب، ساعت فراموشی و ساعتا خوابن مضمون گذر زمان و خاطره را در شکلهای متفاوت موسیقایی دنبال کردند.در خاطرات مبهم، همکاری با کارن همایونفر وجه ملودیک و سینمایی آثار او را پررنگتر کرد.در مقابل، ساعتا خوابن از نظر نقش گیتار الکتریک و شدت اجرای گروه به راک پرانرژیتر نزدیک شد.قطعهٔ«کسی از ما جهانآرا نمیشه»از همین آلبوم، با یادآوری محمد جهانآرا، میان حافظهٔ دفاع مقدس و پرسشهای نسل معاصر ارتباط برقرار میکند؛ ترانه به جای روایت زندگی آن فرمانده، فاصلهٔ تصور امروز از الگوی قهرمانی گذشته را موضوع خود قرار میدهد.
کار او دربارهٔ هویت ایرانی به یک مضمون محدود نماند:از تهرانِ«کافه نادری»و«لالهزار»تا«خلیج فارس»و تجربهٔ دوبارهٔ شعر کلاسیک.آلبوم هفت دریا در ۱۴۰۳، با شعر حافظ، نمونهٔ متأخر این علاقه است.در کنار آن، حضورش در فیلم و نمایش ادامه یافت و در ۱۴۰۵ بهعنوان خواننده، بازیگر و تهیهکننده در موسیقینمایش ساعت فراموشی مشارکت کرد.
آغاز کار؛ از تئاتر تا پرنده بیپرنده
یزدانی از نوجوانی گیتار مینواخت و ورود حرفهایاش به موسیقی با نمایشهای دادگاه جنجالبرانگیز در ۱۳۷۷ و اگر باران بخواهد در ۱۳۷۸ پیوند داشت.آغاز کار از صحنهٔ تئاتر در ادامهٔ فعالیت او نیز معنادار است:موسیقیاش غالباً فقط بر نمایش مهارت خواننده استوار نیست و به شخصیت، موقعیت و روایت توجه دارد.
شهر دلدر ۱۳۷۹ بر شعر مولانا تکیه داشت.یزدانی چند سال بعد در پرنده بیپرنده با ترانههای یغما گلرویی به زبان نزدیکتری به زندگی معاصر رسید.در گفتوگویی در ۱۳۸۴، او هدف خود را ارائهٔ کاری متفاوت از نظر اجتماعی توصیف کرد و نقش گلرویی را در انتخاب ترانهها توضیح داد.این همکاری، تصویر شهر را از پسزمینهٔ قطعه به بخشی از موضوع آن تبدیل کرد:خیابان، کافه و خاطره، حامل احساس فردی و نشانهٔ تغییرات فرهنگی شدند.
شعرخوانی رضا یزدانی در محضر رهبر انقلاب اسلامی
آلبومهای دههٔ ۱۳۸۰ و ۱۳۹۰
هیسدر سال ۱۳۸۵ به تثبیت چهرهٔ یزدانی در موسیقی گیتارمحور فارسی کمک کرد.در ادامه، ساعت ۲۵ شب و ساعت فراموشی مضمون زمان ازدسترفته را به کانون عنوانها و بخشی از ترانهها آوردند.یزدانی بعدتر ساعتا خوابن را تکمیلکنندهٔ این سهگانه دانست، هرچند فضای صوتی سه آلبوم یکسان نیست.
خاطرات مبهمحاصل همکاری مهم او با کارن همایونفر بود.همایونفر که کارنامهای در موسیقی فیلم دارد، در گفتوگو دربارهٔ آلبوم بر اهمیت ملودیهای بهیادماندنی تأکید کرد.منتقد موسیقی و سینما، امیر پوریا، نیز در نقدی بر این مجموعه، آن را صرفاً با برچسب گونهٔ موسیقایی نسنجید و ضمن توجه به وجوه موفق آلبوم، قطعهٔ«نوار»را از نظر ملودی و تنظیم پیشبینیپذیرتر از دیگر قطعات ارزیابی کرد.این نمونه نشان میدهد ارزیابی کار یزدانی فقط به میزان حضور گیتار الکتریک در آن محدود نمیشود.
در ساعتا خوابن، گیتار الکتریک و ضربآهنگ گروه در برخی قطعات نقش برجستهتری گرفتند.یزدانی در گفتوگوی همان دوره، این تغییر را بخشی از حرکت خود به سوی موسیقی فنیتر خواند؛ این ارزیابی خود او از مسیرش است، نه حکمی دربارهٔ برتری قطعی آلبوم بر آثار پیشین.قطعهٔ«کسی از ما جهانآرا نمیشه»، با ترانهٔ سروش دادخواه، از نمونههایی است که لحن پرتنش اجرا را با موضوع اجتماعی و تاریخی پیوند میدهد.
فعالیت آلبومی یزدانی در سالهای بعد با سلول شخصی، دوئل در آینه، درهم و دیوونهخونهٔ مجازی ادامه یافت.مجموعهٔ کوتاه خاطره قاتله در اسفند ۱۴۰۱ به شکل«داستانترانه»منتشر شد؛ قالبی که روایت و قطعهٔ موسیقایی را کنار هم مینشاند.هفت دریادر ۱۴۰۳ با غزلهای حافظ، تنظیم میلاد عدل و تهیهکنندگی علی اوجی منتشر شد و از نظر انتخاب کلام، یادآور علاقهٔ آغازین یزدانی به اجرای شعر کلاسیک بود.
شیوهٔ خواندن و ساخت موسیقی
در خوانندگی یزدانی، رنگ بم و زبر صدا و شیوهٔ بیان کلمات نقشی اساسی دارند.او بسیاری از عبارتها را با تأکید گفتاری آغاز میکند و در بخشهای اوج، فشار و حجم صدا را افزایش میدهد.این روش با ترانههایی که روایت، اعتراض یا حسرت را حمل میکنند سازگار است.در قطعات آرامتر، شدت صدا کمتر میشود، اما همان تلفظ صریح و رنگ صوتی، پیوستگی میان آثار را حفظ میکند.توصیف صدای او به«حماسی»برای همهٔ قطعات دقیق نیست؛ برخی آثار بر خلوت، تردید یا خاطره استوارند.
در تنظیمها، گیتار الکتریک، گیتار باس و درامز از عناصر مهماند، ولی وزن آنها از آلبومی به آلبوم دیگر تغییر میکند.مصاحبهٔ دورهٔ ساعتا خوابن افزایش نقش لیدگیتار و ضربههای محکمتر درامز را در آن آلبوم برجسته میکند.در سوی دیگر، همکاری با همایونفر در خاطرات مبهم امکان پرداختی ملودیکتر و نزدیکتر به فضای موسیقی فیلم را فراهم آورد.
ترانهسرایان در ساخت این هویت سهم مستقلی داشتهاند.یغما گلرویی در دورهٔ شکلگیری زبان شهری او مهم بود و در سالهای بعد، آثاری با کلام اندیشه فولادوند، مهدی ایوبی، حسن علیشیری و دیگران اجرا کرد.هنگام نسبت دادن معنا یا عبارت یک ترانه به یزدانی باید میان خواننده، آهنگساز و ترانهسرا تفکیک گذاشت؛ یزدانی در همهٔ آثار هر سه نقش را بر عهده نداشته است.
تهران، سینما و حافظهٔ تاریخی
«کافه نادری»،«لالهزار»،«کوچه ملی»و«پیکان»با نام بردن از مکانها و اشیای آشنا، خاطرهٔ جمعی شهر را وارد ترانه میکنند.یزدانی در گفتوگویی توضیح داده بود که بهکارگیری این نشانههای نوستالژیک را راهی برای پیوند اثر با خاطرات مخاطب میداند.در این قطعات، تهران فقط محل وقوع داستان نیست؛ تغییر چهرهٔ آن و فاصلهٔ گذشته با اکنون نیز بخشی از عاطفهٔ ترانه است.
همکاری او با مسعود کیمیایی به این تصویر شهری بُعد سینمایی داد.صدای یزدانی در پیوند با فیلمهایی چون حکم و محاکمه در خیابان، با جهان شخصیتها و خیابانهای سینمای کیمیایی همراه شد.یزدانی در طهران تهران نیز بازی کرد؛ حضوری که رابطهاش با سینما را از خوانندگی تیتراژ فراتر برد.تداوم خوانندگی برای فیلمها و مجموعههای تلویزیونی، از جمله مرگ تدریجی یک رؤیا و از یادها رفته، یکی از مسیرهای اصلی رسیدن آثار او به مخاطبانی بیرون از کنسرت و بازار آلبوم بود.
در قطعهٔ«کسی از ما جهانآرا نمیشه»، نام محمد جهانآرا و خاطرهٔ جنگ ایران و عراق وارد زبان ترانهٔ نسل متأخر میشود.اهمیت قطعه در این است که یاد قهرمان جنگ را با پرسشی دربارهٔ وضعیت امروز روبهرو میکند. «خلیج فارس»و«وطن یعنی»نیز از نمونههای حضور مضمون ملی در کارنامهٔ او هستند.
نقدها و وضعیت فعالیت
یکی از بحثهای موردتوجه دربارهٔ یزدانی، نسبت موسیقی او با راک است.در گفتوگوها و نقدهای دورههای مختلف، گاه قدرت گیتار و اجرای گروه مبنای این نامگذاری قرار گرفته و گاه ساختار ملودیک و نزدیکی بعضی قطعات به پاپ برجسته شده است.پاسخ دقیقتر در تفاوت آثار اوست:خاطرات مبهمو ساعتا خوابن هدف صوتی یکسانی ندارند.از سوی دیگر، نقد امیر پوریا بر خاطرات مبهم یادآوری میکند که اعتبار یک آلبوم از نام گونهٔ آن بهدست نمیآید و باید خلاقیت ملودی و تنظیم هر قطعه را سنجید.
در سال ۱۴۰۵، یزدانی بار دیگر در حوزهٔ موسیقی و نمایش فعالیت داشت.برای موسیقینمایش ساعت فراموشی به نویسندگی و کارگردانی حسن علیشیری، نام او بهعنوان بازیگر، خواننده و تهیهکنندهٔ مشترک با محمد قدس اعلام شد.گزارش شهریور همان سال نیز از حضور او روی صحنه در کنار نگار نیکدل خبر داد.مشارکت دوبارهٔ یغما گلرویی و اندیشه فولادوند در بخش ترانه، پیوند این پروژه را با همکاریهای پیشین یزدانی نشان میدهد.
آلبومها و مجموعههای منتخب
عنوان | سال انتشار | ویژگی یا همکاری شاخص |
|---|---|---|
شهر دل | ۱۳۷۹ | اجرای شعر مولانا |
پرنده بیپرنده | ۱۳۸۲ | همکاری شاخص با یغما گلرویی |
هیس | ۱۳۸۵ | ادامهٔ ترانههای اجتماعی و شهری |
ساعت ۲۵ شب | ۱۳۸۹ | آغاز مجموعهٔ آلبومهای با مضمون زمان |
ساعت فراموشی | ۱۳۹۰ | دومین آلبوم این مجموعه |
خاطرات مبهم | ۱۳۹۱ | همکاری موسیقایی با کارن همایونفر |
ساعتا خوابن | ۱۳۹۲ | پایان مجموعهٔ«ساعتها»؛ شامل«کسی از ما جهانآرا نمیشه» |
سلول شخصی | ۱۳۹۳ | ادامهٔ همکاری با ترانهسرایان متعدد |
دوئل در آینه | ۱۳۹۵ | آلبوم استودیویی |
درهم | ۱۳۹۶ | آلبوم استودیویی |
دیوونهخونهٔ مجازی | ۱۳۹۸ | آلبوم دورهٔ بعدی فعالیت |
خاطره قاتله | ۱۴۰۱ | مجموعهٔ کوتاه دوقطعهای در قالب داستانترانه |
هفت دریا | ۱۴۰۳ | آواز بر غزلهای حافظ؛ تنظیم میلاد عدل |
سوابق و مسئولیتها
دبیر اجرایی و رسانهای کنگره ملی شعر کتاب (۱۳۹۶)
دبیر کنگره ملی شعر اقتصاد مقاومتی (۱۳۹۷)
دبیر رسانهای کنگره بینالمللی شعر اشراق (دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه) (۱۳۹۷)
دبیر دو دوره کنگره ملی شعر فاطمی (آستان مقدس حضرت معصومه (س)) (۱۳۹۸–۱۳۹۹)
دبیر کنگره استانی شعر بسیج قم (آشیانه) (۱۳۹۴)
دبیر کنگره استانی شعر دفاع مقدس قم
داور کنگره ملی شعر انقلاب (۱۴۰۲)
داور کنگره ملی شعر مکتب گمنامی (۱۴۰۲)
عضو هیئتتحریریه نشریه یادآور
عضو هیئتتحریریه نشریه تاریخی ماجرا (وابسته به حوزه هنری انقلاب اسلامی)
مسئول واحد مطالعات و ادبیات پایداری حوزه هنری انقلاب اسلامی قم (۱۳۹۸ تا ۱۴۰۰)
فعالیت در خبرگزاری تسنیم و روزنامه همشهری (۱۳۹۴–۱۳۹۸)
مسئول انجمن شعر سازمان بسیج هنرمندان قم (۱۳۹۴–۱۳۹۷)
مسئول انجمن داستان سازمان بسیج هنرمندان قم (۱۳۹۸–۱۳۹۹)
مسئول واحد آفرینشهای ادبی آستان مقدس حرم حضرت معصومه (س) (۱۳۹۸–۱۴۰۰)
دبیر شورای شعر، ترانه و کلام وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی (۱۴۰۲–۱۴۰۳)
عضو شورای رسیدگی به تخلفات انتشار و اجرای آثار موسیقایی دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی (۱۴۰۲–۱۴۰۳)
نمونهای از اشعار
شهر را گرفته است دود؛ دودِ بیامان
شهر را گرفته است دود؛ دودِ بیامان بازهم چپق به دست؛ ایستاده آسمان کوه را نگاه کن! کوه؟ کو؟ کدام کوه؟
گم شده میان دود؛ آه! کوه بی نشان! یاد روزهای دور تا ابد بخیر باد
روزهای بی غبار! روزهای مهربان روزهای چهچهه در سکوت سبزه زار
روزهای چکچکه از گلوی ناودان باغهای سبز بود جای مهربان شدن
کوچههای تنگ شهر، جای آشتی کنان ناگهان به خواب رفت آن «بهار دلنشین»
ناگهان سکوت شد نغمه خوانیِ «بنان» روستای خوب ما ناگهان چه شهر شد!
دود آمد و نسیم کوچ کرد ناگهان موی زرد خویش را آفتاب وانکرد
ماه پشت برجها رفته رفته شد نهان صبح بی نفس شده غرق خار و خس شده
راستی کجاست نور؟ راستی کجاست جان؟ راستی چه شد بهار؟ من چرا چنین شدم؟
راستی کجاست عشق؟ من چرا شدم چنان؟ کاشکی نه بیم بود! کاشکی نسیم بود
این که این چنین زده است لرزه بر وجودمان این هوا اگرچه نیست پاک؛ زنده ایم باز
زنده ایم؛ پس دلِ پرامید من بخوان! از هوای خوش بخوان گرچه سالهاست که
شهر را گرفته است دود؛ دودِ بیامان
جوایز
رضا یزدانی با سرودههای خود توانست برگزیده بیش از ۵۰ کنگره ادبی شود که برخی از آنها عبارت است از:
دو دوره کنگره شعر انقلاب (سال ۱۳۹۳–۱۳۹۸)،
دو دوره کنگره شعر جوان سوره (سال ۱۳۹۴–۱۳۹۷)،
کنگره ملی شعر جهادگران، کنگره ملی شعر مستور (عفاف و حجاب)،
کنگره ملی شعر نیاوران، کنگره شعر رضوی کرمان،
دو دوره کنگره شعر دوبیتیسرایان رضوی همدان،
کنگره شعر مکتب گمنامی،
کنگره شعر فاطمی هجده سال نوری،
برگزیده کنگره شعر غدیریه بناب،
کنگره ملی شعر علوی تهران،
کنگره ملی شعر سوختگان وصل،
کنگره ملی شعر و مشاعره رضوی بیرجند،
کنگره ملی شعر دانشجویان و طلاب شیراز،
کنگره ملی شعر ایثار (قزوین)،
کنگره بینالمللی شعر وحدت اسلامی