داغ قرهباغ (تولید ۱۳۹۹) مستندی است که مسئله جدایی منطقه قره باغ از آذربایجان و درگیری با ارمنستان را بررسی میکند.
این مستند را سفیر فیلم به کارگردانی سینا حسینپور اصل و با تهیهکنندگی امیر مهریزدان در ۶۹ دقیقه تولید کرده است.
دربارهٔ مستند
بعد از فروپاشی شوروی، قرهباغ محل نزاع دو کشور آذربایجان و ارمنستان میشود. خبرنگاری به اسم چنگیز از وقایع آن زمان خبر میدهد، در این میان ایران نقش میانجی را بازی کرده اما با ورود آمریکاییها داستان عوض میشود.
با فروپاشی شوروی در دهه ۸۰ «قره باغ» به عنوان ناحیه خودمختار زیر نظر مسکو محل نزاع دو کشور همسایه یعنی آذربایجان و ارمنستان میشود.
از طرفی آذربایجان به دلیل جنگ داخلی با جبهه خلق به رهبری ایلچی بیگ در وضعیت حساسی قرار میگیرد. در این کشمش بر سر منطقه قره باغ ایران بارها سعی به میانجیگری میکند اما هر بار آتشبس یا به علت حمله ارمنیها به قره باغ که آوارگی مردم را به دنبال داشته شکسته میشود یا با کودتا در آذربایجان از بین میرود.
ارمنستان نیز با جنگهای پیدرپی موجب سقوط قره باغ بهطور کامل میشود و آذربایجان زیر فشارهای اقتصادی و سیاسی قرار میگیرد. در حالی که پس از گذشت چند سال هنوز مسئله قره باغ حل نشده است، آذربایجان به دوستی با آمریکا و اسرائیل روی آورده و با وجود کمکهای فراوان ایران در این جدالها پهپادهای اسرائیلی علیه ایران از خاک این کشور برمیخیزند و عزاداری برای شهید سلیمانی و ابومهدی المهندس در آذربایجان از سوی دولت ممنوع میشود.[۱]
گفتاورد
سینا حسینپور کارگردان و امیر مهریزدان تهیهکننده مستند «داغ قرهباغ» در گفتگو با خبرگزاری تسنیم درباره این مستند گفتند:
- این مستند خیلی زود پس از آغاز جنگ در قرهباغ منتشر شد و شاید برای بخشی از مخاطبان این ابهام را ایجاد میکرد که کارگردان چگونه توانسته است این حجم از اطلاعات را جمعآوری کند، چگونه در این فرصت کوتاه توانستید اطلاعات مستند را جمعآوری کنید؟
- شما خودتان اصالتاً آذری هستید؟
جالب است بدانید که وقتی میخواستیم مستند تولیدشده را منتشر کنیم هنوز جنگ آغاز نشده بود.
- اگر در آن شرایط منتشر میکردید، بازخوردی داشت؟
امیر مهریزدان: از آنجا که آقای حسینپور آذری است، از روی هوشمندی متوجه شده بود که آذریزبانها احساس میکنند که جمهوری اسلامی در مسئله قرهباغ کوتاهی کرده است بنابراین ایده اولیه ایشان این بود که اثبات کند جمهوری اسلامی هر کاری که لازم بود انجام داد، در فیلم بخشی از این فعالیتها را میبینید، همچنین پشتپردههایی افشا میشود که شاید آذریها هم از آن خبر ندارند، بالاخره دسیسههایی در کار بود که نمیخواست زحمت جمهوری اسلامی در این ماجرا دیده شود.
طبیعتاً بسیاری از استانهای مرزی ما تحت تأثیر شبهههای استقلالطلبیاند. یکی از موضوعاتی که به این شبهه دامن میزند، مسئله قرهباغ است، خطاب به آذریزبانها میگویند که «جمهوری اسلامی نسبت به مسئله قرهباغ هیچ احساسی ندارد و کاری انجام نمیدهد.»، پس سوای از فضای جنگ، این شبهه نیز وجود داشت که باید پاسخ داده میشد. آقای حسینپور چنین بازخوردی داشت و سعی میکرد جواب این شبههها را بدهد، بهنظرم در توضیح این ماجرا تا حد زیادی موفق بوده است.
- مسیر پژوهشیتان چگونه بود؟ از کجا شروع کردید؟
تصور میکنم مهمترین مشکلاتی که در پژوهش داشتیم دو چیز است؛ یک اینکه خیلی دیر کردیم؛ دقت کنید که ۳۰ سال زمان بسیار طولانی است و بسیاری از شاهدان عینی در دسترس نیستند؛ یکی فرار کرده است، یکی از دنیا رفته است، دیگری بهدلیل پست سیاسی که در آذربایجان گرفته است دوست ندارد حرف بزند و…، مشکل دوم هم جدی نگرفتن قضیه است، در ایران این موضوع را جدی نگرفتیم و به این باور نرسیده بودیم که قرهباغ مهم است و باید در موردش کار کرد.
- افرادی که اطلاعات در اختیار شما قرار میدادند دوست نداشتند جلوی دوربین بیایند؟
- بهنظر شما مستندتان تبدیل به روایت رسمی از ماجرای قرهباغ شده است؟
- از کجا مطمئن شدید که واقعیتهای در دل این حادثه پیچیده کدامین هستند؟
مهریزدان: بهنظرم این فیلم نمیتواند روایت رسمی باشد چرا که کسانی که در این ماجرا حضور داشتند ما را همراهی نکردند، برای مثال دوست داشتیم با آقای ولایتی در این زمینه گفتوگو کنیم اما نشد، بهنظرم روایت ایشان میتوانست کمک زیادی کند تا بدانیم دقیقاً چهچیزی گذشته است، همچنین آقای واعظی در آن زمان در وزارت امور خارجه بوده و مستقیماً جریانات را رصد میکرده است. محسن رضایی فرد دیگری است که در جریان بود اما با وجود نامهنگاریها جوابی به ما ندادند. روایتی که میبینیم که بهنظرم روایت درست و حقی است با تلاش آقای حسینپور به دست آمده است، فکر میکنم اگر پیگیریهای ایشان نبود، کار به اتمام نمیرسید، در جاهایی به نقطهای میرسیدیم که فکر میکردیم بنبست است.
در مورد آرشیوها هم همین مشکل را داشتیم؛ بارها از مجلس پیگیر بودیم تا فیلمهایی را که مرتبط با حضور آقای هاشمی در مجلس است به ما بدهند اما یک فریم هم به ما ندادند، اگرچه حاضر شدیم کل فیلم و فیلمنامه را در اختیارشان بگذاریم، این موضوعات جای گله دارد. ما تلاش میکردیم روایتی ارائه بدهیم که جمهوری اسلامی را از هر اتهامی مبرّا میکرد اما ارکانی از آن همراهیمان نکردند.
- اگر ساده و خلاصه بخواهید بگویید که ماجرای قرهباغ چیست، چه میگویید؟
ما دنبال اسناد و اطلاعاتی هستیم که ما را به واقعیت قرهباغ نزدیک میکند. وقتی که ساخت این فیلم مستند را آغاز کردیم تا این اندازه نسبت به اطلاعات پشتپرده و توطئهگرها اطلاعات نداشتیم، جستوجو کردیم و فهمیدیم که بازیگر پشتپردهای بوده است که با جمهوری اسلامی ضدیت داشته است و نمیخواهد صلحی رخ بدهد، چنگیز هم دنبال همان بازیگر پشتپرده بود که به نتیجه نرسید و او را کشتند.
- در مورد اختلافات در کشمیر، عدهای معتقدند که بازیگر پشتپرده انگلیس است و با این کار تلاش میکند بین هند و پاکستان اختلاف بیندازد و منطقه را درگیر جنگ کند، در مورد قرهباغ هم میتوان چنین تعبیری بهکار برد؟
- چرا این موضوع را در فیلم نیاوردید؟
در قصه قرهباغ همه گیجاند و فقط ما نیستیم، ما دنبال اطلاعات میگردیم به همین دلیل است که در فیلم حرف قطعی نمیزنیم چرا که واقعاً به نتیجه قطعی نرسیدیم. من هم میتوانستم مانند خیلی از همزبانان خودم فکر کنم و بگویم آذربایجانیها مظلوماند و ایران به آنان کمک نکرده است اما شکِ من مقدمه هزاران صفحه تحقیق و پژوهش شد. قسمت اول این تحقیقات یک فیلم ۷۰دقیقهای شده است که بخشی از آن هم حذف شده است. هنوز هم به قضیه مشکوکم و بهنظرم هنوز جای کار بسیاری دارد. قرهباغ پیچیدهتر از آن است که بتوان با یک یا دو جمله ماجرا را بیان کرد، این ماجرا هنوز هم زوایای پنهانی دارد.
- روایت آذریزبانهای کشورمان از ماجرای قرهباغ چیست؟
توقع آنان این است که ایران در قبال آذربایجان موضع شفافی بگیرد تا بدانند که قضیه چیست؟ اگر نباید از آذربایجان حمایت کرد، چه دلیلی دارد و اگر باید حمایت کرد، چرا حمایت نمیکنیم؟
- تا حدی موضع کشورمان در قبال این درگیری را در فیلم نشان دادید، آیا نکته دیگری باقی مانده است که نگفته باشید؟
- چرا زمانی که در حال مذاکره بودیم و شرایط به گونهای پیش میرفت که از بحران جلوگیری شود، تولید رسانهای نداشتیم؟
روایتی به درد ما میخورد که از اتاقهای دولتمردان دنبال توطئهها بگردد. اینکه بخواهیم دوربین برداریم و سراغ آوارگان برویم زیاد است. حتی شعرهای زیادی دربارهٔ آن سروده شده و … اما اینها دردی از ما دوا نمیکند. شاید صدها بیت شعر به اندازه یک برگ سند رسمی ارزش نداشته باشد. در این بین کسی از مسئولین نیز حرف نزده و همین موضوع سبب شده است که رسانههای دیگری بیایند و حرف بزنند.
مهریزدان: ماجرای قرهباغ پیچیدگیهای سیاسی هم دارد. بر طبق بیانیههای سازمان ملل، قرهباغ متعلق به آذربایجان است اما جمهوری آذربایجان عملکرد سیاسی بسیار خطرناکی داشته است. برای مثال روابط آشکار با اسرائیل دارد و مثلاً تعدادی از پهپادهای جاسوسی که بر فراز ایران شناسایی شده است، از این کشور بلند شدند.
آذربایجان بسیاری از رهبران معروف شیعه از جمله شیخ طالع باقراف را زندانی کرده و او هنوز هم ممنوعالملاقات است. اینها جنبههایی از آذربایجان است که برای مردم ما و حتی آذریهای ما پنهان است. باید پرسید تکلیف روستای قرمزی قصبه که اسرائیل کوچک بدان گفته میشود و در خاک آذربایجان است، چیست؟ چرا اسرائیل این قدر در آنجا روابط آزادی دارد، مدرسه دارد و حتی در سیاستهای جمهوری آذربایجان نقش ایفا میکند؟ اینها لایههای پنهانی است که برای مردم ما آشکار نیست.[۲]
پانویس
- ↑ «داغ قرهباغ». دریافتشده در ۲۲ مرداد ۱۴۰۳.
- ↑ ««داغ قرهباغ» پاسخ به کسانی است که ایران را متهم به کمکاری میکنند/ ماجرای "قرهباغ" بسیار پیچیدهتر از کشمیر است». ۱۴ آبان ۱۳۹۹. دریافتشده در ۲۲ مرداد ۱۴۰۳.