جلال ذوالفنون (زادهٔ ۱۶ اسفند ۱۳۱۶ در آباده و درگذشتهٔ ۲۸ اسفند ۱۳۹۰ در کرج) موسیقیدان، آهنگساز، ردیفدان، مدرس و نوازندهٔ سهتار بود که نقش مهمی در تثبیت جایگاه این ساز در موسیقی معاصر ایران ایفا کرد. اهمیت او تنها به مهارت اجرایی محدود نمیشود؛ ذوالفنون با آموزش نظاممند، تدوین منابع مکتوب، تشکیل گروههای سهتارنوازی و حضور در تولیدات موسیقایی پرمخاطب، سهتار را از سازی عمدتاً خلوت و همراه آواز به سازی مستقل، آموزشی، گروهی و قابل ارائه در صحنههای عمومی داخلی و بینالمللی تبدیل کرد.
او در خانوادهای اهل موسیقی به دنیا آمد و در کودکی همراه خانواده به تهران رفت. پدرش، حبیبالله ذوالفنون، تار مینواخت و برادرش، محمود ذوالفنون، نوازندهٔ ویولن بود. جلال از حدود دهسالگی فراگیری موسیقی را آغاز کرد و سپس در هنرستان موسیقی ملی به تحصیل پرداخت. در هنرستان با تار و ویولن آشنا شد و از آموزش موسی معروفی در زمینهٔ تکنیک سهتار بهره برد. پس از ورود به دانشکدهٔ هنرهای زیبای دانشگاه تهران، آشنایی با نورعلی برومند و داریوش صفوت نگاه او را به ردیف و امکانات اجرایی موسیقی ایرانی گسترش داد. او همچنین از شیوه و راهنمایی استادانی چون ابوالحسن صبا، ارسلان درگاهی، احمد عبادی، یوسف فروتن و سعید هرمزی بهره گرفت و از میانهٔ دههٔ ۱۳۴۰ فعالیت خود را بهطور جدی بر سهتار متمرکز کرد.
ذوالفنون پس از پایان تحصیل، در دانشکدهٔ هنرهای زیبا و مرکز حفظ و اشاعهٔ موسیقی ایرانی به تدریس پرداخت و در کنار آموزش، در پژوهش و گردآوری موسیقی فولکلور نیز مشارکت داشت. فعالیت او در رادیو و تلویزیون، اجرای تکنوازی و گروهی، تدریس در مراکز هنری و همکاری با هنرمندان مختلف، جایگاهش را در جریان موسیقی دستگاهی ایران تثبیت کرد. او در داخل کشور و در کشورهایی مانند ژاپن، بلژیک، ایالات متحده، کانادا و استرالیا به اجرای برنامه پرداخت و در معرفی موسیقی ایرانی به مخاطبان غیرایرانی سهم داشت. همکاری با موریس بژار در پیوند موسیقی ایرانی با باله و همکاری با ژان دورینگ در شناخت موسیقی ایران، از جمله تجربههای بینالمللی او بود. ذوالفنون در سال ۱۹۹۴ در برنامهای در نیویورک و مقر سازمان ملل متحد نیز به اجرای موسیقی پرداخت.
بخش مهمی از شهرت عمومی او به همکاری با شهرام ناظری در آلبومهای گل صدبرگ و آتشی در نیستان بازمیگردد؛ آثاری که در گسترش شنیدهشدن موسیقی سنتی ایرانی در دهههای ۱۳۶۰ و ۱۳۷۰ نقش داشتند. او با خوانندگانی مانند علیرضا افتخاری، حسامالدین سراج، صدیق تعریف و عبدالحسین مختاباد نیز همکاری کرد. در کنار این آثار، انتشار مجموعههایی مانند مستانه، سرمستان، شب عاشقان، مجنون، ناز و نوازش، پیوند و پرند، بخشی از کارنامهٔ صوتی او را شکل میدهد.
اثرگذاری ذوالفنون در آموزش سهتار شاید پایدارترین بخش میراث او باشد. مجموعهٔ چهارجلدی آموزش سهتار و کتاب مکتب سهتارنوازی ذوالفنون بر پایهٔ ردیف شور میرزا عبدالله فراهانی، تجربههای اجرایی و آموزشی او را به منابع مکتوب تبدیل کردند و در گسترش آموزش این ساز میان هنرجویان نقش داشتند. او با تأکید بر پیوند ردیف، جملهبندی، مضراب و بیان شخصی، الگویی آموزشی پدید آورد که ضمن اتکا به سنت استادان گذشته، برای آموزش گستردهٔ سهتار در دورهٔ معاصر قابل استفاده بود. تشکیل گروه سهتارنوازان نیز تلاشی برای نشاندادن ظرفیتهای چندصدایی و گروهی این ساز محسوب میشد.
ذوالفنون در سالهای پایانی همچنان به آموزش، پژوهش و اجرا ادامه داد و در مراسم پایانی بیستوهفتمین جشنوارهٔ بینالمللی موسیقی فجر، ۳۰ بهمن ۱۳۹۰، از فعالیتهای چند دههای او تقدیر شد. او ۲۸ اسفند همان سال، حدود دو هفته پس از عمل جراحی قلب، بر اثر خونریزی داخلی در بیمارستان البرز کرج درگذشت. پیکرش ۲ فروردین ۱۳۹۱ از مقابل تالار وحدت تشییع و بنا بر وصیتش در امامزاده طاهر کرج به خاک سپرده شد.

تلفیق موسیقی سه تار و تنبک

عکس قدیمی از استاد جلال ذوالفنون

جلال ذوالفنون و محمدرضا شجریان

ضربی بیات کرد
ضربی بیات کرد
خانواده و آغاز آشنایی با موسیقی
جلال ذوالفنون در خانوادهای اهل هنر و موسیقی در آباده به دنیا آمد. پدرش، حبیبالله ذوالفنون، در ساخت و نوازندگی تار مهارت داشت و برادر بزرگترش، محمود ذوالفنون، نوازندهٔ ویولن و از مدرسان هنرستان موسیقی ملی بود. پدربزرگ او نیز روحانی و واعظ بود.
ذوالفنون در حدود هفتسالگی همراه خانواده به تهران رفت. صدای تار پدر و نوازندگی ویولن برادرش، از نخستین عوامل علاقهمندی او به موسیقی بود. او آموزش سهتار را ابتدا نزد پدر و سپس نزد برادرش آغاز کرد و از حدود دهسالگی بهطور جدی به نواختن این ساز پرداخت.
ذوالفنون در سال ۱۳۳۱ وارد هنرستان موسیقی ملی شد؛ هنرستانی که در آن زمان زیر نظر روحالله خالقی اداره میشد. ازآنجاکه سهتار در برنامهٔ رسمی هنرستان جایگاه مستقلی نداشت، او در آموزش رسمی خود تار را بهعنوان ساز اصلی برگزید، اما علاقهاش به سهتار را حفظ کرد و بعدها این ساز را به محور اصلی فعالیت هنری خود تبدیل کرد.
تحصیلات و استادان
ذوالفنون در هنرستان موسیقی ملی از آموزش استادانی مانند نصرالله زرینپنجه، مهدی مفتاح و موسی معروفی بهره برد. او در همین دوره با سازهای دیگری نیز آشنا شد و ویولن را نزد برادرش، محمود ذوالفنون، فراگرفت. آموزشهای هنرستان، آشنایی با مبانی نظری موسیقی و تجربهٔ کار با سازهای مختلف، زمینهٔ شکلگیری نگاه گستردهٔ او به موسیقی ایرانی را فراهم کرد.
در سال ۱۳۳۴، روحالله خالقی او را برای نتنویسی آثار ارکستر برنامهٔ «گلهای جاویدان» انتخاب کرد. این فعالیت، یکی از نخستین تجربههای حرفهای ذوالفنون و نشانهای از توانایی او در شناخت ساختار موسیقی ایرانی بود.
ذوالفنون در سال ۱۳۳۸ دورهٔ هنرستان موسیقی ملی را به پایان رساند و پس از آن به استخدام وزارت فرهنگ و هنر درآمد. او تا زمان بازنشستگی در سال ۱۳۵۸ در زمینهٔ آموزش موسیقی فعالیت کرد.
او در سال ۱۳۴۶ وارد دانشکدهٔ هنرهای زیبای دانشگاه تهران شد و در رشتهٔ موسیقی به تحصیل پرداخت. ذوالفنون از نخستین گروه دانشجویانی بود که پس از راهاندازی آموزش موسیقی در دانشکدهٔ هنرهای زیبای دانشگاه تهران به این مرکز راه یافتند. در این دوره، زیر نظر نورعلی برومند و داریوش صفوت به مطالعهٔ ردیف موسیقی ایرانی پرداخت و سهتار را بهعنوان ساز تخصصی خود برگزید.
ذوالفنون همچنین در مرکز حفظ و اشاعهٔ موسیقی ایرانی از آموزش و راهنمایی استادانی مانند عبدالله دوامی، سعید هرمزی و یوسف فروتن بهره برد. او در جلسات آموزشی نورعلی برومند، یوسف فروتن و سعید هرمزی نیز شرکت میکرد و از شیوههای متفاوت این استادان در فراگیری ردیف و شناخت روشهای اجرایی موسیقی ایرانی استفاده کرد. آشنایی با این جریان آموزشی در شکلگیری نگاه او به سهتار و در تدوین روش شخصیاش در نوازندگی و آموزش مؤثر بود.
موضوع پایاننامهٔ دانشگاهی ذوالفنون «تحلیل موسیقی ایران بر اساس آثار درویشخان» بود که در سال ۱۳۵۰ با راهنمایی هرمز فرهت تدوین شد. این موضوع نشان میدهد که فعالیت او تنها به نوازندگی محدود نبود و مطالعهٔ تاریخی و تحلیلی موسیقی ایرانی را نیز دربرمیگرفت.
آغاز فعالیت حرفهای
ذوالفنون از دوران تحصیل در هنرستان موسیقی ملی وارد فعالیت حرفهای شد. همکاری در نتنویسی آثار ارکستر برنامهٔ «گلهای جاویدان» در سال ۱۳۳۴، نخستین تجربهٔ مهم او در عرصهٔ حرفهای بود. یک سال بعد، همراه با برادرش «کانون موسیقی ذوالفنون» را تأسیس کرد و با همکاری شماری از نوازندگان، گروه موسیقی «چنگ» را شکل داد.
او در سال ۱۳۳۷ بهعنوان نوازندهٔ سهتار در ارکستر سازهای ملی به سرپرستی مهدی مفتاح فعالیت کرد. پس از پایان تحصیلات هنرستان در سال ۱۳۳۸، به استخدام وزارت فرهنگ و هنر درآمد و به تدریس موسیقی پرداخت. این فعالیت تا زمان بازنشستگی او در سال ۱۳۵۸ ادامه داشت.
ذوالفنون در کنار تدریس، با سازمان رادیو و تلویزیون و مراکز هنری و آموزشی نیز همکاری میکرد. او در مرکز حفظ و اشاعهٔ موسیقی ایرانی، افزون بر آموزش ردیف و موسیقی دستگاهی، در بررسی و گردآوری موسیقی فولکلور ایران نیز مشارکت داشت.
فعالیتهای اجرایی و بینالمللی
یکی از نخستین اجراهای ثبتشدهٔ ذوالفنون، تکنوازی تار در کنسرت انجمن فرهنگی ایران و شوروی در سال ۱۹۵۸ میلادی بود. او در ادامهٔ فعالیت خود در برنامههای گوناگون داخل و خارج از ایران شرکت کرد و در کشورهای ژاپن، بلژیک، ایالات متحدهٔ آمریکا، کانادا، استرالیا و شماری از کشورهای اروپایی به اجرای موسیقی پرداخت.
ذوالفنون در کنار نوازندگی، در دانشگاهها، کانونهای هنری، مراکز آموزشی و مؤسسات موسیقی داخل و خارج از ایران به تدریس و سخنرانی نیز میپرداخت. آموزش، اجرا و پژوهش در کارنامهٔ او از یکدیگر جدا نبودند و هرکدام به شکلگیری نگاه او به سهتار و موسیقی ایرانی کمک میکردند.
او در دههٔ ۱۳۵۰ با موریس بژار، طراح رقص و کارگردان فرانسوی، همکاری کرد. این همکاری در ارتباط با برنامههای جشن هنر شیراز و با هدف استفاده از موسیقی ایرانی در قالبهای اجرایی مرتبط با باله انجام گرفت. ذوالفنون در سال ۱۳۵۲ به دعوت بژار برای اجرای برنامهٔ موسیقی ایرانی به بلژیک رفت.
او در فاصلهٔ سالهای ۱۹۷۵ تا ۱۹۸۰ میلادی با ژان دورینگ، پژوهشگر فرانسوی موسیقی ایران، همکاری داشت و در معرفی ساختارها و ویژگیهای موسیقی ایرانی به او کمک کرد. ذوالفنون در سال ۱۹۷۶ نیز به دعوت سازمان هنری A.T.P.A در سمیناری موسیقایی در ژاپن شرکت کرد و در سال ۱۳۵۵ برای معرفی موسیقی ایران به این کشور سفر کرد. همکاری با مؤسسهٔ «دولامونته» در بروکسل نیز از دیگر فعالیتهای بینالمللی او بود.
در سال ۱۹۹۴، ذوالفنون با مؤسسهٔ World Music Institute همکاری کرد و برای اجرای کنسرت و معرفی موسیقی ایرانی در نیویورک حضور یافت. او در همان سال در مقر سازمان ملل متحد در نیویورک نیز به اجرای موسیقی پرداخت.
تشکیل گروه سهتارنوازان
ذوالفنون پس از انقلاب اسلامی فعالیتهای هنری و آموزشی خود را ادامه داد و گروه «سهتارنوازان» را تشکیل داد. این گروه از نخستین تجربههای منسجم برای ارائهٔ سهتار در قالب گروهی بود و نقش مهمی در معرفی ظرفیتهای جمعی این ساز ایفا کرد.
از شناختهشدهترین همکاریهای ذوالفنون در این دوره، مشارکت با شهرام ناظری در آلبوم «گل صدبرگ» بود. این اثر در سال ۱۳۶۰ منتشر شد و از آثار مهم موسیقی ایرانی در دههٔ نخست پس از انقلاب بهشمار میآید. همکاری او با ناظری در آثاری مانند «آتشی در نیستان» نیز ادامه یافت.
ذوالفنون در سالهای بعد با خوانندگانی مانند علیرضا افتخاری، حسامالدین سراج، عبدالحسین مختاباد، صدیق تعریف، بامداد فلاحتی و علیرضا ادیب همکاری کرد. این همکاریها در کنار تکنوازیها و اجراهای گروهی او، دامنهٔ حضور سهتار را در تولیدات موسیقی ایرانی گسترش داد.
ویژگیهای هنری و روش آموزشی
مهمترین ویژگی فعالیت هنری ذوالفنون، تمرکز مستمر بر سهتار و تلاش برای معرفی ظرفیتهای مستقل این ساز بود. سهتار در سنت موسیقی ایرانی برای مدت طولانی بیشتر در نقش سازی خلوت و همراه با آواز شناخته میشد؛ اما ذوالفنون با تأکید بر تکنوازی، گروهنوازی، آهنگسازی و آموزش، دامنهٔ کاربرد آن را گسترش داد.
او از یک سو به ردیف و سنت موسیقی دستگاهی ایران پایبند بود و از سوی دیگر میکوشید امکانات اجرایی سهتار را در قالبهای تازهتری به کار گیرد. تشکیل گروه سهتارنوازان، اجرای قطعات گروهی و انتشار آثار مستقل سهتار، بخشی از این تلاش بود.
روش نوازندگی ذوالفنون حاصل آموزشهای هنرستان، آشنایی با شیوهٔ استادانی چون نورعلی برومند، سعید هرمزی، یوسف فروتن و عبدالله دوامی و تجربهٔ شخصی او در کار با سهتار بود. او در آموزش، بر شناخت ردیف، تقویت مضراب، تسلط بر جملهبندی موسیقایی و پرورش توانایی نوازنده در اجرای مستقل تأکید داشت.
ذوالفنون همچنین با تألیف و انتشار مجموعههای آموزشی، آموزش سهتار را از شکل صرفاً شفاهی خارج کرد و در تدوین منابع مکتوب این ساز نقش داشت. مجموعهٔ «آموزش سهتار» در چهار جلد، به اهتمام مهرداد ترابی، از شناختهشدهترین آثار آموزشی اوست. این مجموعه از منابع پرکاربرد آموزش سهتار در میان هنرجویان و مدرسان موسیقی ایرانی بوده است.
آثار
از آثار شنیداری جلال ذوالفنون میتوان به «دانههای مروارید» در سال ۱۳۵۷، «گل صدبرگ» با صدای شهرام ناظری در سال ۱۳۶۰، «آتشی در نیستان» با صدای شهرام ناظری در سال ۱۳۶۷، «مستانه» با صدای علیرضا افتخاری در سال ۱۳۷۹، «مجنون» در سال ۱۳۷۹، «ناز و نوازش» در سال ۱۳۸۴، «کنسرت راستپنجگاه» با صدای حسامالدین سراج در سال ۱۳۸۶، «باغ پربرگی» (۱۳۹۱)، «باغ پربرگی ۲» (۱۳۹۲)، «پیوند»، «پرند» و «دلآوا» اشاره کرد.
او در آثاری مانند «موسی و شبان» و «باد صبا میآید» با شهرام ناظری، «سرمستان» و «شب عاشقان» با علیرضا افتخاری، «شرح فراق» و «بینشان» با حسامالدین سراج، «سیم آخر» با بامداد فلاحتی، «در آسمان» با علیرضا ادیب، «داغ تنهایی» با عبدالحسین مختاباد و «شیدایی» با صدیق تعریف نیز همکاری داشت.
«رقص مضراب» و «هجده تصنیف» از دیگر آثار او با همراهی سیامک بنایی هستند. اثر «در این خانه بگردیم» نیز از جمله آثار شنیداری اوست. این آثار نشاندهندهٔ گسترهٔ فعالیت ذوالفنون در تکنوازی، آهنگسازی، تنظیم و همکاری با خوانندگان و نوازندگان مختلفاند.
در حوزهٔ آثار آموزشی، «آموزش سهتار» در چهار جلد، به اهتمام مهرداد ترابی و منتشرشده از سوی انتشارات هستان، مهمترین مجموعهٔ آموزشی منسوب به اوست؛ این مجموعه تا سال ۱۳۹۵ به چاپ پنجاهوششم رسید. همچنین کتاب «مکتب سهتارنوازی ذوالفنون بر پایهٔ ردیف شور میرزا عبدالله فراهانی» با تحقیق سیدبهزاد جعفری در سال ۱۳۸۹ از سوی انتشارات هستان منتشر شد.
تدریس و تأثیرگذاری
ذوالفنون در سراسر دوران فعالیت حرفهای خود، آموزش را یکی از پایههای اصلی کارش میدانست. او در هنرستان، وزارت فرهنگ و هنر، دانشگاه تهران، مرکز حفظ و اشاعهٔ موسیقی ایرانی و دیگر مراکز آموزشی تدریس کرد و در سالهای پایانی زندگی نیز ارتباط خود را با آموزش و انتقال تجربه به هنرجویان حفظ کرد.
اهمیت فعالیت آموزشی او تنها بهشمار هنرجویان یا انتشار کتاب محدود نبود. ذوالفنون در دورهای که منابع مکتوب آموزش سهتار اندک بود، به تدوین روشهای آموزشی و تثبیت زبان فنی این ساز کمک کرد. ازاینرو، تأثیر او هم در میان نوازندگان حرفهای و هم در میان هنرجویان عمومی سهتار قابل پیگیری است.
فعالیتهای ذوالفنون در کنار کار استادانی مانند احمد عبادی، سعید هرمزی و یوسف فروتن، به تغییر جایگاه سهتار در موسیقی معاصر ایران کمک کرد. او سهتار را از سازی عمدتاً فردی و خلوت به سازی قابل ارائه در تکنوازی، گروهنوازی، تولیدات استودیویی و برنامههای عمومی تبدیل کرد.
حضور در جشنوارهها و نکوداشت
ذوالفنون در جشنوارهها و برنامههای موسیقی داخل کشور حضور داشت و در دانشگاهها و مراکز آموزشی داخلی و خارجی به تدریس و سخنرانی پرداخت. آخرین حضور او در جشنوارهٔ موسیقی فجر در سال ۱۳۹۰ ثبت شده است.
در مراسم پایانی بیستوهفتمین جشنوارهٔ بینالمللی موسیقی فجر، در ۳۰ بهمن ۱۳۹۰، از جلال ذوالفنون به پاس سالها فعالیت در نوازندگی، آموزش و گسترش موسیقی ایرانی تقدیر شد. این تقدیر اندکی پیش از درگذشت او انجام گرفت.[۱]
درگذشت
جلال ذوالفنون در ۲۸ اسفند ۱۳۹۰، پس از عوارض ناشی از جراحی قلب باز و بر اثر خونریزی داخلی، در بیمارستان البرز کرج درگذشت. او هنگام درگذشت ۷۴ سال داشت.
پیکر او صبح ۲ فروردین ۱۳۹۱ از مقابل تالار وحدت تهران تشییع شد و بنا بر وصیتش، در امامزاده طاهر کرج به خاک سپرده شد.
جلال ذوالفنون در تاریخ موسیقی معاصر ایران با سهتارنوازی، آموزش مکتوب این ساز، تشکیل گروه سهتارنوازان و همکاری با طیف گستردهای از خوانندگان و نوازندگان شناخته میشود. کارنامهٔ او پیوندی میان سنت ردیف موسیقی ایرانی، آموزش نظاممند و تلاش برای گسترش حضور سهتار در عرصهٔ عمومی موسیقی ایجاد کرد.
لیست آثار هنری
شنیداری
«دانههای مروارید» ۱۳۵۷
«گل صد برگ» با صدای: شهرام ناظری ۱۳۶۰
«آتشی در نیستان» با صدای: شهرام ناظری ۱۳۶۷
«موسی و شبان» با صدای: شهرام ناظری
«باد صبا میآید» با صدای: شهرام ناظری
«مستانه» با صدای: علیرضا افتخاری ۱۳۷۹
سرمستان با صدای: علیرضا افتخاری
«شب عاشقان» با صدای: علیرضا افتخاری
«کنسرت راست پنجگاه» با صدای: حسامالدین سراج ۱۳۸۶
«شرح فراق» با صدای: حسامالدین سراج
«بی نشان» با صدای: حسام الدین سراج
«سیم آخر» با صدای: بامداد فلاحتی
«در آسمان» با صدای: علیرضا ادیب
«داغ تنهایی» با صدای: عبدالحسین مختاباد
«شیدایی» با صدای: صدیق تعریف
«رقص مضراب» به همراه: سیامک بنایی
«هجده تصنیف» به همراه: سیامک بنایی
«در این خانه بگردیم»
«مجنون» ۱۳۷۹
«ناز و نوازش» ۱۳۸۴
«باغ پربرگی» ۱۳۹۱
«باغ پربرگی۲» ۱۳۹۲
«پیوند»
«پرند»
«دل آوا»
نوشتاری
کتاب «مکتب سهتار نوازی ذوالفنون بر پایهٔ ردیف شور میرزاعبدالله فراهانی (محقق: سیدبهزاد جعفری) انتشارات هستان ۱۳۸۹
«آموزش سهتار» (۴ جلد) - به اهتمام مهرداد ترابی، انتشارات هستان (چاپ پنجاه و ششم: ۱۳۹۵)
پانویس
↑ «جشنواره موسیقی فجر در آخر راه». همشهری آنلاین. ۳۰ بهمن ۱۳۹۰. دریافتشده در ۹ مهر ۱۴۰۳.
