داوود فِیرَحی (۲ آبان ۱۳۴۳ در زنجان – ۲۱ آبان ۱۳۹۹ در تهران) روحانی شیعه، پژوهشگر اندیشه سیاسی اسلام و استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران بود. او از معدود متفکران معاصر ایران به‌شمار می‌رفت که تحصیلات حوزوی در فقه و اصول را با آموزش دانشگاهی علوم سیاسی پیوند زد و بخش اصلی فعالیت خود را به بررسی نسبت فقه، دولت مدرن، قانون، مشروطیت، جمهوریت، انتخابات، حقوق شهروندی و تحزب اختصاص داد.

فیرحی تحصیل علوم دینی را در مدرسه علمیه ولی‌عصر زنجان آغاز کرد و از سال ۱۳۶۶ برای فراگیری سطوح عالی و درس خارج فقه و اصول به حوزه علمیه قم رفت. هم‌زمان، در رشته علوم سیاسی دانشگاه تهران تحصیل کرد و پس از دریافت مدارک کارشناسی و کارشناسی‌ارشد، در سال ۱۳۷۸ دکترای علوم سیاسی خود را از همان دانشگاه گرفت. پایان‌نامه کارشناسی‌ارشد او درباره اندیشه سیاسی شیعه در دوره قاجار و رساله دکتری‌اش با عنوان قدرت، دانش و مشروعیت در اسلام بود. او از سال ۱۳۷۸ عضو هیئت علمی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران شد و بعدها به مرتبه استادی رسید. تدریس در دانشگاه مفید و شماری از مراکز علمی حوزوی و عضویت در شورای مرکزی مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم از دیگر فعالیت‌های او بود.

نخستین مرحله برجسته در کار فکری فیرحی با قدرت، دانش و مشروعیت در اسلام شکل گرفت. او در این اثر، با استفاده از عناصری از تبارشناسی میشل فوکو، هرمنوتیک هانس گئورگ گادامر و نظریه گفتمان، به بررسی رابطه متقابل دانش سیاسی و ساخت قدرت در تمدن اسلامی پرداخت. مسئله او این بود که چگونه ساخت‌های خلافت، سلطنت، قبیله و دولت بر تولید دانش سیاسی اثر گذاشته‌اند و چگونه فقه، فلسفه سیاسی و سیاست‌نامه‌نویسی نیز به نوبه خود برای قدرت مشروعیت ساخته‌اند. توجه به استعاره‌هایی مانند «مالکیت»، «ولایت»، «امامت جماعت»، «وکالت» و رابطه «عبد و مولا» از ابتکارات تحلیلی او برای توضیح صورت‌های متفاوت فرمانروایی و حقوق مردم بود.

فیرحی از اوایل دهه ۱۳۸۰ به‌تدریج از نقد تبارشناختی دانش سیاسی به سوی طرحی ایجابی برای بازسازی فقه سیاسی حرکت کرد. او برخلاف گروهی از روشنفکران دینی که عبور از فقه اجتماعی و سیاسی را ضروری می‌دانستند، معتقد بود فقه همچنان مؤثرترین دانش عملی در جامعه دینی است و نمی‌توان صرفاً با نادیده‌گرفتن آن به دولت قانون‌مدار و دموکراتیک رسید. راه‌حل پیشنهادی او، تفکیک «فقه» از تاریخ عملکرد فقیهان و بازخوانی ظرفیت‌های حق‌مدار، قراردادی و شورایی در سنت شیعه بود. آثار دوجلدی فقه و سیاست در ایران معاصر، آستانه تجدد و فقه و حکمرانی حزبی محصول این دوره‌اند.

محمدحسین نائینی و دیگر فقیهان مشروطه‌خواه، به‌ویژه آخوند خراسانی، جایگاهی محوری در اندیشه فیرحی داشتند. او مشروطیت را مواجهه‌ای اصیل و آگاهانه میان فقه شیعه و دولت جدید می‌دانست و معتقد بود مفاهیمی چون قانون اساسی، مجلس، تفکیک قوا، آزادی و نظارت عمومی را می‌توان با بازسازی درونی فقه توضیح داد. فیرحی همچنین قرائتی جمهوری‌خواهانه از اندیشه امام خمینی ارائه می‌کرد و استدلال داشت که برخی تفسیرهای انتصابی از ولایت فقیه که پس از درگذشت امام خمینی برجسته شدند، با اصالت رأی مردم و ساخت جمهوری ناسازگاری دارند.

در سال‌های پایانی زندگی، توجه فیرحی بیش از پیش به مفهوم قانون، الهیئت سیاسی، دولت نبوی و نقش قرارداد در تأسیس نظم سیاسی معطوف شد. مفهوم قانون در ایران معاصر اندکی پس از درگذشت او و دولت مدرن و بحران قانون، پیامبری و قرارداد و عاشورا؛ فساد و اصلاح در سال‌های بعد منتشر شدند. مرگ زودهنگام او بر اثر ابتلا به کووید–۱۹، این مرحله از پروژه فکری‌اش را ناتمام گذاشت. با این همه، فیرحی در تاریخ معاصر اندیشه سیاسی ایران به‌عنوان یکی از مهم‌ترین نمایندگان پروژه «اصلاح فقه سیاسی از درون» و از برجسته‌ترین واسطه‌های فکری میان حوزه قم و دانشگاه تهران شناخته می‌شود.

او برای نگارش کتاب «فقه و سیاست در ایران معاصر» در سی‌ویکمین دوره جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی ایران شایسته تقدیر جایزه کتاب سال شد.

فیرحی در سال ۱۳۹۹ به‌دلیل بیماری کرونا درگذشت.

شایسته تقدیر در سی‌ویکمین جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی

شایسته تقدیر در سی‌ویکمین جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی

زندگی و تحصیلات

از زنجان تا حوزه علمیه قم

فیرحی در سال ۱۳۴۳ در زنجان به دنیا آمد. تحصیل علوم دینی را از سال ۱۳۶۰ در مدرسه علمیه ولی‌عصر این شهر آغاز کرد و تا سال ۱۳۶۵ دروس مقدماتی حوزه را فراگرفت. در سال ۱۳۶۶ به قم رفت و تحصیلات خود را در سطوح عالی و درس خارج فقه و اصول ادامه داد. دوره حضور آموزشی او در حوزه قم تا حدود سال ۱۳۸۰ ادامه یافت.

این پیشینه حوزوی صرفاً بخشی از زندگی‌نامه رسمی او نبود، بلکه در صورت‌بندی مسائل فکری‌اش نقشی تعیین‌کننده داشت. فیرحی با زبان درونی فقه، اصول و متون کلاسیک شیعه آشنا بود و به همین دلیل، برخلاف پژوهشگرانی که فقه را تنها از بیرون و به‌مثابه یک پدیده تاریخی مطالعه می‌کردند، می‌کوشید امکانات و محدودیت‌های آن را با تکیه بر دستگاه مفهومی خود فقه بررسی کند.

تحصیل علوم سیاسی

او هم‌زمان با حضور در حوزه قم، در سال ۱۳۶۶ تحصیل دانشگاهی را در رشته علوم سیاسی دانشگاه تهران آغاز کرد. مدرک کارشناسی را در سال ۱۳۷۰ و کارشناسی‌ارشد را در سال ۱۳۷۳ دریافت کرد. پایان‌نامه کارشناسی‌ارشد او با عنوان اندیشه سیاسی شیعه در دوره قاجاریه، زمینه‌ای برای تمرکز بعدی‌اش بر مشروطیت و فقه سیاسی معاصر فراهم کرد.

فیرحی در سال ۱۳۷۸ با دفاع از رساله قدرت، دانش و مشروعیت در اسلام دکترای علوم سیاسی گرفت. این رساله همان سال از سوی نشر نی منتشر شد و به‌دلیل کاربرد روش‌های جدید در مطالعه دانش سیاسی اسلامی مورد توجه قرار گرفت. در فضای علوم سیاسی ایران که پژوهش درباره اندیشه اسلامی غالباً میان شرح سنتی متون و داوری‌های کلی ایدئولوژیک محدود مانده بود، اثر فیرحی تلاشی برای تحلیل تاریخی سازوکارهای تولید دانش و مشروعیت محسوب می‌شد.

فعالیت دانشگاهی و نهادی

فیرحی از سال ۱۳۷۸ تا هنگام درگذشت، عضو هیئت علمی گروه علوم سیاسی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران بود. او درس‌هایی در زمینه اندیشه سیاسی در اسلام، اندیشه سیاسی معاصر ایران، نظام سیاسی و دولت در اسلام و فقه سیاسی تدریس می‌کرد. کتاب نظام سیاسی و دولت در اسلام نیز به‌عنوان منبع دانشگاهی برای دانشجویان علوم سیاسی و فقه سیاسی منتشر شد و بارها تجدید چاپ گردید.

نهاد یا حوزه نوع فعالیت

دانشگاه تهران عضو هیئت علمی و استاد گروه علوم سیاسی از ۱۳۷۸ تا ۱۳۹۹

دانشگاه مفید قم استاد میهمان

مراکز علمی حوزوی تدریس و پژوهش در اندیشه و فقه سیاسی

مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم عضو شورای مرکزی

مؤسسه «پرسش» و محافل فکری ارائه درس‌گفتار درباره قانون، فقه، دولت و الهیئت سیاسی

نشر دانشگاهی تألیف کتاب‌های درسی و پژوهشی در حوزه دولت و اندیشه سیاسی اسلام

عضویت او در مجمع مدرسین و محققین، که در فضای سیاسی و حوزوی ایران به جریان اصلاح‌طلب دینی نزدیک است، با جهت‌گیری عمومی آثارش هم‌خوانی داشت؛ بااین‌حال، فعالیت اصلی فیرحی دانشگاهی و نظری بود و نباید او را صرفاً یک فعال حزبی یا سیاسی دانست. مواضع عمومی‌اش عمدتاً در قالب تفسیر اندیشه سیاسی شیعه، دفاع از جمهوریت، قانون‌گرایی و نقد خوانش‌های اقتدارگرا بیان می‌شد.

تحول فکری

مرحله نخست؛ تبارشناسی دانش و قدرت

محور اصلی آثار نخست فیرحی این پرسش بود که دانش سیاسی مسلمانان در چه مناسبات تاریخی و اجتماعی‌ای شکل گرفته است. او متون فقهی، فلسفی، کلامی و سیاست‌نامه‌ها را صرفاً مجموعه‌ای از گزاره‌های مستقل نمی‌دید؛ بلکه معتقد بود صورت‌بندی این دانش‌ها با تحول خلافت، دولت و سلطنت ارتباط دارد.

در قدرت، دانش و مشروعیت در اسلام، ساخت‌های قبیله‌ای، خلافتی و سلطانی به‌منزله زمینه تولید و بازتولید دانش سیاسی بررسی شدند. استدلال کلی کتاب آن است که قدرت تنها به کمک زور استمرار پیدا نمی‌کند؛ بلکه زبان، مفاهیم دینی، فقه و نظریه‌های مشروعیت نیز در شکل‌دهی به اطاعت سیاسی نقش دارند. در مقابل، دانش سیاسی نیز کاملاً ساخته قدرت نیست و می‌تواند امکاناتی برای نقد یا محدودکردن آن فراهم آورد.

احمد بستانی، پژوهشگر اندیشه سیاسی، مسیر فکری فیرحی را به سه دوره تقسیم کرده است: مرحله نخست با محوریت نسبت دانش و قدرت؛ مرحله دوم با هدف کشف ظرفیت‌های دموکراتیک فقه و پیوند آن با قانون، حزب و پارلمان؛ و مرحله سوم با تمرکز بر الهیئت سیاسی، قرارداد و ریشه‌های دینی دولت مدرن. مرحله سوم به سبب درگذشت فیرحی به صورت کامل صورت‌بندی نشد.

مرحله دوم؛ بازسازی فقه سیاسی

فیرحی در مرحله دوم از کار خود به این نتیجه رسید که نقد صورت‌های اقتدارگرای دانش سیاسی، بدون طرح بدیلی ایجابی کافی نیست. او در پی آن بود که نشان دهد فقه شیعه افزون بر برداشت‌های ولایت‌محور و تکلیف‌گرا، دارای ظرفیت‌های حق‌مدار، شورایی و قراردادی نیز هست.

در این چارچوب، تاریخ فقه سیاسی ایران عرصه رقابت چند تفسیر تلقی می‌شد: فقه سلطانی، فقه مشروطه، نظریه‌های حکومت اسلامی، قرائت‌های انتصابی ولایت فقیه و تفسیرهای انتخابی یا جمهوری‌خواهانه. به نظر او، هیچ‌یک از این قرائت‌ها را نمی‌توان عین تغییرناپذیر شریعت دانست؛ بلکه هریک محصول اجتهاد و شرایط تاریخی خاصی است.

مجموعه دوجلدی فقه و سیاست در ایران معاصر مهم‌ترین محصول این دوره بود. جلد نخست به فقه سیاسی و مشروطیت و جلد دوم به تحول حکومت‌داری و نظریه‌های حکومت اسلامی در ایران معاصر اختصاص یافت. فیرحی در این آثار کوشید مسیر انتقال از مسئله «سلطان عادل یا جائر» به مسائل دولت جدید، حاکمیت ملی، قانون و ولایت فقیه را بازسازی کند.

مرحله سوم؛ قانون، قرارداد و الهیئت سیاسی

در سال‌های پایانی، مسئله فیرحی از بازسازی صرف فقه سیاسی به بررسی بنیان‌های الهیئتی دولت مدرن گسترش یافت. او با توجه به تجربه تاریخی اروپا و نقش الهیئت مسیحی در صورت‌بندی قرارداد، حق و قانون، این پرسش را مطرح می‌کرد که آیا در منابع اسلامی نیز می‌توان ریشه‌هایی برای یک نظم سیاسی قراردادی یافت.

کتاب‌های مفهوم قانون در ایران معاصر و دولت مدرن و بحران قانون به تاریخ شکل‌گیری و بحران قانون در ایران اختصاص دارند. پیامبری و قرارداد نیز که پس از مرگ او از مجموعه درس‌گفتارهای سال‌های ۱۳۹۷ تا ۱۳۹۹ تنظیم شد، کوششی برای توضیح دولت مدینه بر پایه رضایت، پیمان و قراردادهای سیاسی است.

اندیشه سیاسی

فقه به‌مثابه دانش عملی

فیرحی میان چند امر تفاوت می‌گذاشت: فقه به‌عنوان یک دانش، تاریخ فقه، نظریه‌های فقیهان، فتواهای خاص و عملکرد اجتماعی روحانیان. به نظر او، نمی‌توان ناکامی یا رفتار یک فقیه و یک حکومت دینی را به کل دانش فقه نسبت داد. همان‌گونه که خطای یک نظریه علمی به معنای بی‌اعتباری مطلق آن علم نیست، خطای یک اجتهاد نیز ضرورتاً امکان اجتهاد فقهی را منتفی نمی‌کند.

او فتوا را حاصل کوشش انسانی مجتهد برای فهم حکم شرعی می‌دانست، نه خودِ حکم قطعی و بی‌واسطه خداوند. بر این اساس، فتواها فرضیه‌هایی اجتهادی، تاریخی و قابل نقدند. این تلقی به او اجازه می‌داد هم مرجعیت فرهنگی فقه در جامعه مسلمان را جدی بگیرد و هم باب نقد و تحول آن را باز نگه دارد.

این دیدگاه در مناقشه فکری او با محمد مجتهد شبستری آشکار شد. شبستری عبور از حجیت فقه سنتی در عرصه اجتماعی و سیاسی را مطرح می‌کرد؛ فیرحی در پاسخ استدلال داشت که عبور کامل از یک دانش زنده و ریشه‌دار ممکن یا سودمند نیست و باید میان علم فقه، نظریه‌های تاریخی و رفتار فقیهان تفکیک کرد.

از فقه تکلیف به فقه حق

یکی از اهداف محوری فیرحی، گسترش عناصر «حق» در کنار «تکلیف» بود. فقه سنتی غالباً روابط سیاسی را از منظر وظایف مکلفان توضیح می‌داد؛ درحالی‌که دولت مدرن بر حقوق شهروندان، نمایندگی، مسئولیت حکومت و امکان نظارت عمومی استوار است.

فیرحی نمی‌خواست مفهوم حق را بدون واسطه از اندیشه غربی وارد فقه کند. او در مفاهیمی مانند وکالت، بیعت، شورا، قرارداد، شرط، رضایت و حقوق عمومی به دنبال امکان‌هایی برای بازسازی رابطه دولت و مردم بود. در این خوانش، مردم صرفاً موضوع اجرای احکام یا مکلف به اطاعت نیستند، بلکه در تأسیس و استمرار حکومت دارای حق و نقش‌اند.

استعاره‌های اقتدار و قرارداد

از نوآوری‌های فیرحی توجه به استعاره‌های بنیادین نظریه‌های سیاسی بود. به نظر او، هر نظریه حکمرانی—even اگر به‌صراحت بیان نشود—رابطه حاکم و مردم را بر اساس الگویی مفهومی تصور می‌کند. استعاره «عبد و مولا» یا «مالکیت» می‌تواند اطاعت یک‌سویه را تقویت کند؛ درحالی‌که استعاره‌هایی چون «وکالت»، «قرارداد» و «امامت جماعت» امکان بیشتری برای رضایت، عزل، نظارت و مسئولیت متقابل فراهم می‌آورند.

اهمیت این تحلیل در آن بود که نزاع میان اقتدارگرایی و مردم‌سالاری را صرفاً به اختلاف چند حکم فقهی فرو نمی‌کاست. از دید او، پیش از صدور حکم باید روشن شود که سیاست بر اساس چه تصویری از انسان، حاکم، جامعه و رابطه میان آنان فهمیده شده است.

مشروطیت و نائینی

محمدحسین نائینی مهم‌ترین متفکر کلاسیک در پروژه فیرحی بود. فیرحی کتاب تنبیه‌الامه و تنزیه‌المله را نه تلاشی سطحی برای اسلامی‌سازی مفاهیم غربی، بلکه مواجهه‌ای اجتهادی و آگاهانه با دولت جدید می‌دانست. کتاب آستانه تجدد شرح تفصیلی او بر این اثر نائینی است.

در خوانش فیرحی، فقیهان مشروطه‌خواه استبداد را صرفاً به‌دلیل فساد اخلاقی پادشاه رد نمی‌کردند؛ بلکه قدرت نامحدود را منشأ تجاوز به حقوق عمومی می‌دانستند. مجلس، قانون اساسی، تفکیک قوا، آزادی بیان و نظارت عمومی از این منظر سازوکارهایی برای تحدید قدرت و کاستن از ظلم بودند.

او با استناد به مباحث نائینی، اصل شورا را حکمی بنیادین در سیاست اسلامی تلقی می‌کرد و اعتقاد داشت حتی حکومت دینی نمی‌تواند به بهانه برخورداری از مشروعیت شرعی، مشارکت و رضایت عمومی را کنار بگذارد. فیرحی همچنین بازاندیشی انتقادی در قانون اساسی را حمله به نظام سیاسی نمی‌دانست، بلکه آن را بخشی از فرایند اصلاح و رفع کاستی‌های ساختاری تلقی می‌کرد.

جمهوری اسلامی و اندیشه امام خمینی

فیرحی منتقد کلیت جمهوری اسلامی یا هوادار حذف دین از سیاست نبود. او می‌کوشید قرائتی جمهوری‌خواهانه و انتخاب‌محور از نظریه سیاسی امام خمینی ارائه کند. بر اساس تفسیر او، امام خمینی در عمل نظریه نائینی را با پذیرش جمهوری، انتخابات و قانون‌گذاری پارلمانی تکمیل کرد.

او نظریه «خطابات قانونی» امام خمینی را نیز واجد پیامدهای سیاسی می‌دانست. بر پایه این نظریه، خطاب‌های شرعی متوجه عموم جامعه‌اند و مردم صرفاً گیرندگان منفعل فرمان‌های حکومت نیستند. فیرحی از این مقدمه، امکان پیوند تکلیف دینی با حقوق عمومی و حق انتخاب زمامداران را استنباط می‌کرد.

در مقابل، او معتقد بود پس از درگذشت امام خمینی، تفسیرهایی رواج یافت که ولایت فقیه را منصبی کاملاً انتصابی و رأی مردم را تنها وسیله کشف یا اعلام حاکم منصوب معرفی می‌کرد. فیرحی این قرائت را با جمهوریت ناسازگار و از عوامل پیدایش بن‌بست در ساخت سیاسی می‌دانست. این برداشت، یکی از تفسیرهای مناقشه‌برانگیز از اندیشه امام خمینی است و منتقدان آن بر وجوه انتصابی ولایت در برخی آثار فقهی امام تأکید می‌کنند.

حزب و حکمرانی رقابتی

در فقه و حکمرانی حزبی، فیرحی به یکی از مسائل کمتر بررسی‌شده در فقه سیاسی پرداخت: آیا تحزب و رقابت سازمان‌یافته برای تصرف قدرت، از نظر فقهی مشروع است؟

او حزب را تنها یک انجمن اجتماعی نمی‌دانست، بلکه آن را بخشی از فن حکمرانی در دولت مدرن تلقی می‌کرد. نظام حزبی مستلزم پذیرش رقابت، انتخابات، نمایندگی، قرارداد، حقوق مشترک و امکان جابه‌جایی مسالمت‌آمیز قدرت است. ازاین‌رو، بحث فقهی درباره حزب به مسئله بنیادی‌تر حق مردم در انتخاب، سازمان‌دهی سیاسی و نظارت بر قدرت مربوط می‌شود.

فیرحی کوشید با استفاده از مباحث فقه معاملات، وکالت، مسابقه، قرارداد و حقوق عمومی، امکان مشروعیت‌بخشی به رقابت حزبی را بررسی کند. کتاب او در سال ۱۳۹۷ در چهارمین دوره جایزه کتاب سال اعضای هیئت علمی دانشگاه‌های ایران، «نشان دهخدا»، شایسته تقدیر شناخته شد.

قانون و دولت مدرن

فیرحی قانون را حلقه اتصال فرد، جامعه و دولت مدرن می‌دانست. به نظر او، مشکل ایران تنها فقدان قانون یا بی‌اعتنایی زمامداران به آن نیست؛ بلکه مفهوم قانون از آغاز ورود به ایران جدید، میان فرمان سلطانی، حکم شرعی، مصوبه مجلس و اراده دولت گرفتار تعارض بوده است.

در مفهوم قانون در ایران معاصر؛ تحولات پیشامشروطه، او از پایان عصر صفوی تا انقلاب مشروطه را بررسی کرد و نشان داد چگونه بحران نظم سنتی، اصلاحات دولتی، ترجمه متون جدید و منازعه فقیه و سلطان، زمینه پیدایش برداشت جدیدی از قانون را فراهم آورد.

کتاب دولت مدرن و بحران قانون؛ چالش قانون و شریعت در ایران معاصر ادامه این پروژه بود. این اثر پس از درگذشت فیرحی منتشر شد و نخستین جایزه کتاب سال مهدی بازرگان در حوزه علوم اجتماعی و سیاسی را دریافت کرد.

دولت نبوی و نظریه قرارداد

پیامبری و قرارداد از درس‌گفتارهای فیرحی درباره سیره حکمرانی پیامبر اسلام تنظیم شده است. نظریه اصلی این کتاب آن است که نظم سیاسی مدینه را می‌توان «دولت قراردادی» نامید؛ زیرا پیامبر در کنار جایگاه دینی خود، برای تنظیم روابط سیاسی با گروه‌های مختلف از پیمان، رضایت، بیعت و توافق استفاده می‌کرد.

فیرحی «صحیفه مدینه» و دیگر پیمان‌های صدر اسلام را اسناد تأسیس جامعه‌ای سیاسی می‌دانست که مسلمانان، یهودیان و گروه‌های دیگر را با حفظ بخشی از قواعد و هویت‌هایشان دربر می‌گرفت. او میان مقام پیامبری و سازوکار تاریخی حکومت تفکیک می‌کرد و می‌کوشید نشان دهد پذیرش منشأ الهی نبوت الزاماً به نفی قرارداد و رضایت سیاسی نمی‌انجامد.

این تفسیر، نظریه خاص فیرحی از سیره نبوی است و نمی‌توان آن را نظر اجماعی مورخان یا فقیهان دانست. منتقدان ممکن است کاربرد مفاهیم جدیدی چون «دولت قراردادی» را درباره جامعه سده نخست هجری زمان‌پریشانه بدانند؛ در مقابل، اهمیت پژوهش فیرحی در برجسته‌کردن اسناد، پیمان‌ها و تکثر اجتماعی مدینه است که در روایت‌های صرفاً خلافت‌محور کمتر مورد توجه قرار گرفته‌اند.

عاشورا، فساد و اصلاح

کتاب پس از مرگِ عاشورا؛ فساد و اصلاح از مجموعه سخنرانی‌های فیرحی در سال‌های ۱۳۸۶ تا ۱۳۹۹ تنظیم شده است. او در این مباحث، واقعه عاشورا را در متن تحولات دولت اسلامی، بحران خلافت، تبدیل بیعت به اجبار و حرکت حکومت به سوی سلطنت موروثی تحلیل می‌کرد.

در این خوانش، قیام امام حسین(ع) تنها رویدادی عاطفی یا منازعه‌ای شخصی نبود، بلکه واکنشی به فساد ساختاری، زوال رضایت سیاسی و دگرگونی معیارهای مشروعیت محسوب می‌شد. محمد اسفندیاری، عاشوراپژوه، این کتاب کم‌حجم را از آثار مهم تحلیلی درباره عاشورا ارزیابی کرده است.

آثار و تألیفات

داود فیرحی کتاب‌ها و مقالات متعددی در حوزهٔ اندیشهٔ سیاسی اسلام منتشر کرد که برخی از آن‌ها به‌عنوان منابع دانشگاهی مورد استفاده قرار گرفته‌اند. آثار او غالباً بر پایهٔ تحلیل متون فقهی، فلسفی و تاریخی و با زبانی دانشگاهی و تحلیلی نوشته شده‌اند.

از مهم‌ترین آثار او می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • قدرت، دانش و مشروعیت در اسلام (۱۳۷۸): نسبت ساخت قدرت و تولید دانش سیاسی در تمدن اسلامی

  • دولت اسلامی و تولیدات فکر دینی (۱۳۸۰): رابطه دولت و صورت‌بندی اندیشه دینی

  • نظام سیاسی و دولت در اسلام (۱۳۸۲): نظریه‌های دولت در اندیشه اهل‌سنت و شیعه

  • تاریخ تحول دولت در اسلام (۱۳۸۶): تحول دولت از صدر اسلام تا دوره‌های خلافت و سلطنت

  • روش‌شناسی و اندیشه سیاسی در اسلام (۱۳۸۷): روش‌های مطالعه اندیشه سیاسی اسلامی

  • دین و دولت در عصر مدرن، دو جلد (۱۳۸۹–۱۳۹۰): مناسبات دین و دولت در جهان جدید

  • فقه و سیاست در ایران معاصر؛ فقه سیاسی و فقه مشروطه (۱۳۹۱): فقه سیاسی شیعه و انقلاب مشروطه

  • فقه و سیاست در ایران معاصر؛ تحول حکومت‌داری و فقه حکومت اسلامی (۱۳۹۳): جریان‌های دینی و نظریه حکومت اسلامی

  • آستانه تجدد؛ در شرح تنبیه‌الامه و تنزیه‌المله (۱۳۹۴): شرح و تحلیل اندیشه سیاسی نائینی

  • جریان‌های اسلامی معاصر (۱۳۹۵): جریان‌های اسلامی و تحولات خاورمیانه

  • فقه و حکمرانی حزبی (۱۳۹۶): امکان فقهی تحزب، رقابت و نمایندگی سیاسی

  • مفهوم قانون در ایران معاصر؛ تحولات پیشامشروطه (۱۳۹۹): تبار تاریخی مفهوم قانون در ایران

  • دولت مدرن و بحران قانون (۱۴۰۰، پس از مرگ): تعارض‌ها و تعامل‌های قانون و شریعت

  • پیامبری و قرارداد (۱۴۰۳، پس از مرگ): نظریه دولت قراردادی در سیره پیامبر

  • عاشورا؛ فساد و اصلاح (پس از مرگ): تحلیل سیاسی فساد خلافت و قیام امام حسین(ع)

جوایز

کتاب «فقه و سیاست در ایران معاصر» از آثار فیرحی در سی‌ویکمین دوره جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی ایران شایسته تقدیر جایزه کتاب سال شد؛ همچنین کتاب‌های «در آستانه تجدد» و «فقه و حکمرانی حزبی» در کتاب سال اعضای هیأت علمی دانشگاه‌های سراسر کشور ویژه علوم انسانی (نشان دهخدا) در سال ۱۳۹۵ش و ۱۳۹۷ش شایسته تقدیر گردید.

نقدها و مناقشات

ترکیب روش‌های متفاوت

یکی از نقدهای وارد بر قدرت، دانش و مشروعیت در اسلام، نحوه ترکیب تبارشناسی فوکو، هرمنوتیک گادامر و نظریه گفتمان است. منتقدان گفته‌اند هرمنوتیک گادامر بر گفت‌وگوی مفسر و متن و «امتزاج افق‌ها» تکیه دارد، درحالی‌که تبارشناسی فوکویی بیشتر به شرایط بیرونی پیدایش دانش و مناسبات قدرت توجه می‌کند. جمع این دو رویکرد بدون توضیح کافی ممکن است ابهام روش‌شناختی ایجاد کند.

همچنین روشن نیست موضوع اصلی کتاب همیشه دانش سیاسی سده‌های میانه است یا بازتاب آن در گفتمان سیاسی معاصر. استفاده از مفاهیم متأخر برای تحلیل متون کلاسیک نیز خطر تحمیل پرسش‌ها و دسته‌بندی‌های جدید بر گذشته را به همراه دارد.

میزان ظرفیت فقه برای دموکراسی

مهم‌ترین مناقشه درباره پروژه فیرحی به میزان ظرفیت فقه سنتی برای پشتیبانی از حقوق جدید و مردم‌سالاری مربوط است. روشنفکرانی مانند محمد مجتهد شبستری استدلال کرده‌اند که فقه کلاسیک بر مبانی انسان‌شناختی، کلامی و اجتماعی متفاوتی استوار بوده و نمی‌توان تنها با اجتهاد درون‌فقهی آن را به حقوق و قانون مدرن تبدیل کرد.

در برابر، سنت‌گرایان و برخی فقیهان نیز ممکن است بازخوانی مفاهیمی چون بیعت، وکالت و شورا را برای اثبات حاکمیت انتخابی مردم، متأثر از ارزش‌های مدرن و فراتر از دلالت منابع شرعی بدانند. ازاین‌رو، فیرحی میان دو جبهه انتقادی قرار داشت: گروهی پروژه او را همچنان شکلی از اسلام سیاسی و مانع جدایی دین و دولت می‌دیدند و گروهی دیگر آن را عقب‌نشینی از نظریه سنتی ولایت و تأثیرپذیری از دموکراسی غربی تلقی می‌کردند.

نقد فقهی نظریه حزب

در نقد فقه و حکمرانی حزبی گفته شده است که مؤلف گاه مفاهیم جامعه‌شناسی سیاسی و احکام فقهی را بدون تبیین کامل مبانی واسط به یکدیگر پیوند می‌دهد. عبدالـحسین خسروپناه، از جمله، در استناد کتاب به فقه مسابقه و نظریه بازی و نیز در تعمیم برخی ملاک‌های فقهی به حزب مناقشه کرده است. از نظر این منتقدان، پیش از صدور حکم فقهی باید ضرورت حزب برای مشروعیت و کارآمدی نظام سیاسی اثبات شود.

در مقابل، فیرحی مسئله حزب را از لوازم واقعی دولت مدرن می‌دانست. از دید او، فقه سیاسی نمی‌تواند موضوعات جدید را صرفاً به‌دلیل نداشتن سابقه در جامعه سنتی کنار بگذارد؛ بلکه باید نخست موضوع جدید را به‌درستی بشناسد و سپس حکم یا قواعد متناسب با آن را استنباط کند.

غلبه فقه بر دیگر سنت‌های ایرانی

نقد دیگری آن است که فیرحی در تحلیل سیاست ایران، برای فقه وزنی بیش از اندازه قائل می‌شود و نقش سنت شاهی ایران، دیوان‌سالاری، اندیشه ایرانشهری، اقتصاد سیاسی و مناسبات اجتماعی را کمتر از حد لازم در نظر می‌گیرد. بر اساس این نقد، اقتدارگرایی سیاسی در ایران را نمی‌توان تنها با استعاره‌ها و نظریه‌های فقهی توضیح داد.

همچنین مقایسه سیر اسلام و مسیحیت یا قراردادن نائینی در جایگاهی مشابه برخی متفکران بنیان‌گذار تجدد اروپایی، اگر بدون توجه کافی به تفاوت‌های تاریخی انجام شود، ممکن است به همسان‌سازی دو تجربه متفاوت بینجامد. بااین‌حال، همین تلاش برای قرار دادن سنت شیعه در یک مطالعه تطبیقی جهانی، از وجوه خلاقانه و بحث‌برانگیز پروژه فیرحی بود.

جایگاه و میراث

فیرحی را می‌توان یکی از مهم‌ترین چهره‌های نسل پس از انقلاب اسلامی در حوزه اندیشه سیاسی اسلام دانست. امتیاز او، تسلط هم‌زمان بر فقه و اصول، تاریخ اندیشه اسلامی و نظریه‌های جدید علوم سیاسی بود. او به دانشگاهیان نشان داد که فقه سیاسی را نمی‌توان تنها مجموعه‌ای از احکام ثابت یا توجیهات ایدئولوژیک تلقی کرد و به حوزویان یادآور شد که دولت، حزب، قانون اساسی و حقوق شهروندی موضوعاتی واقعی‌اند که فقه معاصر ناگزیر از مواجهه روشمند با آن‌هاست.

پروژه او نه به عرفی‌گرایی و حذف دین از سیاست می‌انجامید و نه از دولت دینی نامحدود دفاع می‌کرد. فیرحی می‌خواست از درون سنت اسلامی، خوانشی قانون‌مدار، انتخابی، حق‌محور و سازگار با نهادهای دولت مدرن به دست دهد. به همین سبب، در ادبیات فکری ایران نماینده برجسته «اصلاح فقه سیاسی از درون» شناخته می‌شود.

تأثیر دیگر او دانشگاهی‌کردن حوزه فقه سیاسی بود. پیش از او نیز پژوهشگرانی چون محسن کدیور و علی میرموسوی در این زمینه فعالیت داشتند، اما مجموعه آثار، تدریس مستمر و پژوهش‌های تاریخی فیرحی به تثبیت فقه سیاسی به‌عنوان حوزه‌ای میان‌رشته‌ای در علوم سیاسی ایران کمک کرد.

انتشار آثار ناتمام و درس‌گفتارهایش پس از مرگ نشان داد که پروژه او هنوز ظرفیت ادامه و نقد دارد. این میراث بیش از آنکه مجموعه‌ای از پاسخ‌های قطعی باشد، برنامه‌ای پژوهشی درباره امکان یا امتناع دولت قانون‌مدار و مردم‌سالار در درون فرهنگ فقهی ایران است.

درگذشت

داود فیرحی در پاییز ۱۳۹۹ به بیماری کووید–۱۹ مبتلا و در بیمارستان لاله تهران بستری شد. او صبح چهارشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۹، در ۵۶سالگی، درگذشت. پیکرش روز بعد با رعایت دستورالعمل‌های بهداشتی در آرامستان بهشت معصومه قم به خاک سپرده شد.

درگذشت او واکنش گسترده استادان حوزه و دانشگاه، پژوهشگران دینی و چهره‌های سیاسی با گرایش‌های متفاوت را در پی داشت. بخش مهمی از این واکنش‌ها بر اخلاق علمی، گفت‌وگومحوری و پرهیز او از زبان تند و حذف‌کننده تأکید داشتند؛ ویژگی‌ای که در فضای قطبی اندیشه سیاسی ایران، بر جایگاه علمی آثارش افزوده بود.

پانویس

  1. ↑ «آب در هاون كوفتن». ۵ اسفند ۱۳۹۶. دریافت‌شده در ۱۱ بهمن ۱۴۰۴.

  2. ↑ فیرحی، قدرت دانش مشروعیت، ۱۳۷۸ش، ص۲۱.

پیوند به بیرون

بررسی آراء و تحولات فکری داود فیرحی در گفت وگو با احمد بستانی

منابع

  • مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، «داود فیرحی؛ زندگی‌نامه و فهرست آثار»، صفحه نویسنده، بازبینی‌شده در ۱۴۰۵.

  • خبرگزاری شفقنا، «دکتر فیرحی به دیار باقی شتافت؛ زندگی‌نامه، رزومه و آثار»، ۲۱ آبان ۱۳۹۹؛ دانشگاه مهرالبرز، «استاد تمام برجسته دانشگاه تهران؛ حجت‌الاسلام دکتر داود فیرحی».

  • Seyed Mohammad Ali Taghavi, “Obituary: Dr. Davood Feirahi (1964–2020)”, Maydan, Ali Vural Ak Center for Global Islamic Studies, George Mason University, ۲۶ November ۲۰۲۰.

  • مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، «بررسی آرا و تحولات فکری داود فیرحی در گفت‌وگو با احمد بستانی»، ۱۹ آبان ۱۴۰۳.

  • پایگاه اطلاع‌رسانی جماران، «داود فیرحی: یکی از عوامل بن‌بست نظام، تفسیرهای غلط از اندیشه امام است»، ۲ تیر ۱۳۹۹.

  • خبرگزاری کتاب ایران، «داوود فیرحی به علت ابتلا به کرونا درگذشت»، ۲۱ آبان ۱۳۹۹؛ شفقنا، «پیکر دکتر فیرحی در آرامستان بهشت معصومه قم به خاک سپرده شد»، ۲۲ آبان ۱۳۹۹.

  • پایگاه حوزه، «ملاحظاتی درباره کتاب قدرت، دانش و مشروعیت در اسلام».

  • سازمان مطالعه و تدوین کتب دانشگاهی در علوم اسلامی و انسانی، «نظام سیاسی و دولت در اسلام»، معرفی رسمی کتاب.

  • خبرگزاری کتاب ایران، «کتاب پیامبری و قرارداد؛ نظریه‌ای درباره سیره حکمرانی پیامبر»، ۱۴۰۳؛ اندیشه دینی، «یادداشتی درباره کتاب پیامبری و قرارداد».

  • انصاف‌نیوز، «عبور از فقه از نگاه مجتهد شبستری و فیرحی»، ۳ بهمن ۱۳۹۶؛ خبرگزاری مهر، «چرا گذر از فقه شدنی نیست؟ عبور از دانش بی‌معنی است»، ۵ دی ۱۳۹۶.

  • جماران، «فیرحی: از منظر نائینی حتی پیامبر هم نمی‌تواند اصل شورا در حکومت اسلامی را کنار بگذارد»، گزارش نشست.

  • پرتال امام خمینی، «فیرحی: امام خمینی نظریه مرحوم نائینی را کامل کرد»، ۲۱ مهر ۱۳۹۴؛ مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، «جمهوریت از بنیادهای دیدگاه امام خمینی است»، ۲۴ خرداد ۱۳۹۳.

  • مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، «گزارش نقد و بررسی فقه و حکمرانی حزبی»، ۱۳۹۷؛ شبکه اجتهاد، «فقه و حکمرانی حزبی فیرحی به نمایشگاه کتاب می‌رسد».

  • خبرگزاری کتاب ایران، «چهارمین دوره جشنواره نشان دهخدا برگزیدگان خود را شناخت»، ۲۹ آبان ۱۳۹۷.

  • خبرگزاری کتاب ایران، «سرنوشت قانون؛ از بحران تا فروپاشی نظم سنتی در ایران پیشامشروطه»، ۴ آذر ۱۳۹۹.

  • روزنامه شرق، «مراسم اهدای اولین جایزه کتاب سال مهدی بازرگان برگزار شد»، ۲۸ خرداد ۱۴۰۲.

  • خبرگزاری بین‌المللی قرآن، «کتاب عاشورا؛ فساد و اصلاح مرحوم فیرحی یکی از بهترین آثار درباره عاشوراست»، گفت‌وگو با محمد اسفندیاری؛ کتاب‌نیوز، «مروری بر عاشورا؛ فساد و اصلاح».

  • پرتال جامع علوم انسانی، «قدرت، دانش و مشروعیت در اسلام؛ بررسی و نقد»؛ مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، «دانش، قدرت و مشروعیت در اسلام نقد شد»، ۱۱ خرداد ۱۳۹۴.

  • مباحثات، «نقد کتاب فقه و حکمرانی حزبی»؛ پژوهش‌نامه انتقادی متون و برنامه‌های علوم انسانی، «نقد و بررسی کتاب فقه و حکم‌رانی حزبی»، دوره ۲۱.

به روز رسانی : 1405/07/22

تعداد بازدید: 8
یاقوت