سید روح‌الله عجمیان

سید روح‌الله عجمیان

سید روح‌الله عجمیان (زادهٔ ۲۰ بهمن ۱۳۷۴ در کوهدشت، لرستان ـ درگذشتهٔ ۱۲ آبان ۱۴۰۱ در کرج) کارگر ساختمانی، ورزشکار رشته‌های رزمی و عضو داوطلب بسیج در کمالشهر کرج بود. او در جریان اعتراضات و ناآرامی‌های ۱۴۰۱، در محدودهٔ آزادراه کرج–قزوین و آرامستان بهشت سکینه، هدف حملهٔ گروهی قرار گرفت و بر اثر جراحات متعدد جان باخت. در ادبیات رسمی جمهوری اسلامی ایران از او با عنوان «شهید مدافع امنیت» یاد کرده‌اند.

عجمیان در خانواده‌ای مهاجر از استان لرستان رشد کرد و در کمالشهر و مناطق پیرامونی کرج زندگی می‌کرد. شغل اصلی او گچ‌کاری ساختمان بود و بنا بر روایت خانواده و هم‌محله‌ای‌هایش، در تأمین معاش خانواده مشارکت داشت. او از نوجوانی در حوزهٔ ۴۱۷ شهدای کمالشهر عضویت داشت و در برنامه‌های مذهبی، اردوهای جهادی، فعالیت‌های محلی و مأموریت‌های داوطلبانهٔ بسیج شرکت می‌کرد. برخی گزارش‌های داخلی، سابقهٔ عضویت او در بسیج را حدود دوازده سال نوشته‌اند.

او به ورزش‌های رزمی علاقه‌مند بود و خانواده‌اش از فعالیت وی در کاراته و «نینجا رنجر» و دریافت کمربند مشکی سخن گفته‌اند. گزارش‌هایی نیز از ثبت‌نام او برای اعزام به سوریه در قالب نیروهای مدافع حرم منتشر شده است، اما وی به سوریه اعزام نشد. جزئیات زندگی و فعالیت‌های او عمدتاً بر مصاحبه‌های خانواده، بسیج محل و رسانه‌های رسمی استوار است و اسناد مستقلی دربارهٔ همهٔ مراتب ورزشی یا علت اعزام‌نشدنش در دسترس عمومی نیست.

در ۱۲ آبان ۱۴۰۱، هم‌زمان با مراسم چهلم حدیث نجفی، تجمعی در اطراف بهشت سکینه شکل گرفت و معترضان بخشی از آزادراه کرج–قزوین را مسدود کردند. عجمیان، بنا بر روایت نهادهای رسمی، برای کمک به بازگشایی مسیر و انتظام‌بخشی به محل رفته بود. در جریان درگیری، او از دیگر نیروها جدا شد و شماری از تجمع‌کنندگان با دست، پا، سنگ، چوب و اشیای برنده به وی حمله کردند. تصاویر منتشرشده، حملهٔ جمعی و ضرب‌وشتم شدید را تأیید می‌کنند؛ گزارش‌های مختلف دیگری نیز از شکنجه عجمیان خبر داده‌اند. انتشار خبر شهادت عجمیان موجی از واکنش‌ها را برانگیخت. مجله سوره در نخست شماره دوره جدیدش با تیتر «شهید پرور» پرونده ویژه ای را درباره عجمیان و خانواده‌ی او تنظیم و منتشر کرد.

پروندهٔ قتل عجمیان به یکی از مهم‌ترین و مناقشه‌برانگیزترین پرونده‌های قضایی اعتراضات ۱۴۰۱ تبدیل شد. چندین نفر بازداشت و پنج متهم در مرحلهٔ نخست به اعدام محکوم شدند. دیوان عالی کشور حکم اعدام محمدمهدی کرمی و سیدمحمد حسینی را تأیید کرد و آن دو در ۱۷ دی ۱۴۰۱ اعدام شدند؛ اما احکام اعدام حمید قره‌حسنلو، حسین محمدی و رضا آریا به‌دلیل نقص تحقیقات نقض و در رسیدگی مجدد به حبس تبدیل شد. مقامات قضایی، تصاویر، اظهارات متهمان و گزارش‌های کارشناسی را دلایل انتساب جرم دانستند. در مقابل، وکلا، خانواده‌های شماری از متهمان و سازمان‌های حقوق‌بشری، از دسترسی ناکافی به وکیل انتخابی، شتاب رسیدگی، ابهام در تعیین ضربهٔ کشنده و احتمال اخذ اعتراف زیر فشار انتقاد کردند.

شهادت عجمیان در روایت رسمی به نمادی از خشونت جمعی علیه نیروهای بسیجی و انتظامی تبدیل شد و تصاویر حمله به او در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی بازتاب وسیعی یافت. در مقابل، تمرکز رسانه‌ای بر اعدام متهمان، موجب شد خود واقعهٔ قتل و دادرسی پس از آن در دو فضای روایی متفاوت بازنمایی شوند. مستندهایی مانند فرزند روح‌الله و قتل گروهی، برنامه‌های تلویزیونی، مصاحبه‌های خانوادگی و یادواره‌های محلی، زندگی و کشته‌شدن او را بازخوانی کرده‌اند.

خانواده، معیشت و زندگی محلی

سید روح‌الله عجمیان در ۲۰ بهمن ۱۳۷۴ در کوهدشت استان لرستان به دنیا آمد. خانوادهٔ او از خانواده‌های لرستانی ساکن استان البرز بودند و زندگی وی عمدتاً در کمالشهر و نواحی پیرامون کرج گذشت. گزارش‌های زندگی‌نامه‌ای منتشرشده پس از مرگ او، خانواده را کم‌برخوردار و متکی به کار روزانه معرفی کرده‌اند.

شغل عجمیان گچ‌کاری ساختمان بود. این وجه از زندگی او در بازنمایی رسانه‌ای‌اش اهمیت یافت؛ زیرا برخلاف تصویر رایج از نیروهای سازمانی و حرفه‌ای، او نیروی استخدامی شناخته‌شدهٔ نظامی یا انتظامی نبود و فعالیت بسیجی را در کنار کار یدی انجام می‌داد. خانواده و دوستانش از مشارکت او در هزینه‌های خانه و توجهش به والدین سخن گفته‌اند؛ بااین‌حال، بخش زیادی از جزئیات اخلاقی و شخصی منتشرشده دربارهٔ او، خاطرات نزدیکان است و باید به همین عنوان، نه به‌صورت داده‌ای مستقل، خوانده شود.

گزارش‌های رسمی، عجمیان را عضو حوزهٔ ۴۱۷ شهدای کمالشهر معرفی کرده‌اند و سابقهٔ حضور او در بسیج را حدود دوازده سال دانسته‌اند. فعالیت‌های او شامل حضور در هیئت‌های مذهبی، برنامه‌های مناسبتی، اردوهای جهادی و کمک در مأموریت‌های انتظام‌بخشی محلی گزارش شده است. منابع موجود سمت فرماندهی یا مسئولیت نظامی بلندپایه‌ای برای او ذکر نمی‌کنند؛ ازاین‌رو، توصیف دقیق‌تر او «عضو داوطلب بسیج» است.

ورزش‌های رزمی و علاقه به حضور در سوریه

عجمیان به ورزش‌های رزمی علاقه داشت. خانواده و رسانه‌های نزدیک به بسیج از سابقهٔ او در کاراته و رشته‌ای موسوم به «نینجا رنجر» و داشتن کمربند مشکی سخن گفته‌اند. مدرک عمومی و مستقلی از فدراسیون ورزشی دربارهٔ درجهٔ دقیق یا سوابق مسابقات او منتشر نشده است؛ بنابراین این اطلاعات بر روایت خانواده و هم‌باشگاهی‌هایش متکی است.

گزارش‌هایی نیز از تمایل او به حضور در سوریه به‌عنوان «مدافع حرم» منتشر شد. بر پایهٔ این روایت‌ها، عجمیان برای اعزام نام‌نویسی کرده بود، اما اعزام نشد.

زمینهٔ حادثهٔ ۱۲ آبان ۱۴۰۱

مرگ عجمیان در بستر اعتراضاتی رخ داد که پس از درگذشت مهسا امینی در شهریور ۱۴۰۱ آغاز شده بود. این اعتراضات در شهرهای مختلف شکل‌های متفاوتی یافت: راهپیمایی و اعتصاب، شعارهای ضددولتی، نافرمانی مدنی، درگیری با نیروهای امنیتی، تخریب اموال و در مواردی خشونت علیه مأموران و نیروهای بسیجی. در مقابل، برخورد نیروهای امنیتی، بازداشت‌های گسترده و کشته‌شدن معترضان نیز با انتقادهای جدی داخلی و بین‌المللی روبه‌رو شد.

در ۱۲ آبان، گروهی برای شرکت در مراسم چهلم حدیث نجفی، از کشته‌شدگان اعتراضات، به آرامستان بهشت سکینه رفتند. با افزایش جمعیت، مسیرهای پیرامونی و بخشی از آزادراه کرج–قزوین مسدود شد. تصاویر آن روز از حضور گستردهٔ مردم، توقف خودروها، آتش‌زدن یا جابه‌جایی موانع و درگیری در نقاطی از مسیر حکایت داشت.

روایت رسمی می‌گوید عجمیان همراه شماری از نیروهای بسیجی برای بازگشایی آزادراه و مدیریت ترافیک به منطقه اعزام شده بود.

حمله و کشته‌شدن

در جریان درگیری، عجمیان از همراهان خود جدا شد و در میان گروهی از مهاجمان قرار گرفت. فیلم‌هایی که همان روز در شبکه‌های اجتماعی منتشر شد، مردی را نشان می‌داد که بر زمین افتاده و افراد متعددی به او ضربه می‌زنند. گزارش‌های قضایی از استفاده از سنگ، چوب، دست و پا و اشیای برنده سخن گفتند. برخی تصاویر همچنین کشیده‌شدن پیکر یا بدن مجروح او بر سطح خیابان را نشان می‌دادند.

به‌گفتهٔ دادستانی، ضربات متعدد به سر و بدن و جراحات ناشی از اشیای سخت و برنده موجب مرگ شد. گزارش کامل پزشکی قانونی، شامل تعیین دقیق سهم هر جراحت در مرگ، در دسترس عمومی قرار نگرفت. به همین دلیل، در جریان محاکمه مسئلهٔ تعیین «ضربهٔ کشنده» و نسبت عمل هریک از متهمان با نتیجهٔ مرگ، یکی از محورهای اصلی مناقشه شد.

در متن اولیهٔ نمایه از «اسیرشدن» و «شکنجه» سخن گفته شده بود. تصاویر نیز محاصره و ضرب‌وشتم طولانی و خشن او را اثبات می‌کنند. عجمیان در ۲۶سالگی جان باخت.

تشییع و بازتاب اولیه

پیکر عجمیان در استان البرز تشییع شد و مقام‌های محلی، نیروهای بسیج، خانواده‌های شهدا و گروه‌هایی از مردم در مراسم حضور یافتند. پوشش گستردهٔ تصاویر حمله و روایت خانواده، او را در فاصله‌ای کوتاه به یکی از شناخته‌شده‌ترین شهدای امنیت در حوادث ۱۴۰۱ تبدیل کرد.

در ادبیات رسمی، عنوان «شهید مدافع امنیت» برای او به کار رفت. این عنوان بر داوطلب‌بودن، نداشتن موقعیت ممتاز اقتصادی و کشته‌شدن در جریان تلاش برای بازگرداندن نظم تأکید داشت. رسانه‌های رسمی، زندگی کارگری و سابقهٔ ورزشی او را نشانه‌ای از پیوند بسیج با طبقات عادی جامعه معرفی کردند.

تشکیل پروندهٔ قضایی

دادگستری استان البرز پس از حادثه، شماری از حاضران در محل را شناسایی و بازداشت کرد. پرونده در شعبهٔ اول دادگاه انقلاب کرج رسیدگی شد. دادستانی متهمان را بر اساس فیلم‌ها، موقعیت مکانی، شهادت‌ها، گزارش ضابطان و اظهارات دوران بازداشت به مشارکت در خشونت منتهی به مرگ متهم کرد.

پنج نفر در مرحلهٔ نخست به اعدام محکوم شدند:

متهم

حکم نخستین

سرانجام اعلام‌شده

محمدمهدی کرمی

اعدام

تأیید در دیوان عالی و اجرا در ۱۷ دی ۱۴۰۱

سیدمحمد حسینی

اعدام

تأیید در دیوان عالی و اجرا در ۱۷ دی ۱۴۰۱

حمید قره‌حسنلو

اعدام

نقض در دیوان عالی؛ ۱۵ سال حبس همراه با نفی بلد

حسین محمدی

اعدام

نقض در دیوان عالی؛ تبدیل به حبس

رضا آریا

اعدام

نقض در دیوان عالی؛ تبدیل به حبس

دیوان عالی کشور احکام سه متهم را به‌دلیل نقص تحقیقات نقض کرد، اما حکم کرمی و حسینی را تأیید نمود.3 این دو در ۱۷ دی ۱۴۰۱ اعدام شدند. خبر اعدام آنان تنها چند هفته پس از محاکمه، واکنش‌های گستردهٔ بین‌المللی برانگیخت.

در رسیدگی مجدد، برای دیگر متهمان احکام حبس صادر شد. حمید قره‌حسنلو به پانزده سال حبس در تبعید، چند متهم دیگر به ده سال و گروهی به احکام کوتاه‌تر محکوم شدند. در مرداد ۱۴۰۲، دادگستری البرز از قطعی‌شدن احکام بیشتر متهمان خبر داد.

رسانه‌ها از مداخله علی اکبر ولایتی در حمایت از حمید قره حسنلو گزارش دادند؛ موضوعی که با واکنش‌های گسترده‌ای در میان کاربران شبکه‌های اجتماعی مواجه شد.

بازنمایی رسانه‌ای و آثار فرهنگی

زندگی و مرگ عجمیان در چند مستند و برنامهٔ تلویزیونی بازنمایی شد. فرزند روح‌الله بیشتر بر خانواده، زیست شخصی، فعالیت مذهبی و وجه عاطفی شخصیت او تمرکز داشت. قتل گروهی پرونده را از زاویهٔ تصاویر صحنه، شناسایی متهمان و روایت قضایی بازخوانی کرد. عنوان عشق، ایثار، پرواز نیز در گزارش‌های فرهنگی مرتبط با او آمده است، اگرچه اطلاعات شناسنامه‌ای و دسترسی عمومی به برخی نسخه‌های آن محدود است.

اثر

قالب و محور

فرزند روح‌الله

زندگی‌نگاری خانوادگی و فرهنگی

قتل گروهی

بازسازی حادثه و روایت قضایی پرونده

عشق، ایثار، پرواز

روایت مناسبتی از شخصیت و مرگ عجمیان

گفت‌وگوهای خانواده

خاطرات کودکی، کار، ورزش و فعالیت بسیجی

ماهنامه سوره و رسانه‌های نزدیک به جریان فرهنگی انقلاب نیز با خانواده و نزدیکان او گفت‌وگو کردند. اهمیت این تولیدات در انتقال تصویر عجمیان از یک نام در پرونده‌ای قضایی به یک شخصیت دارای خانواده، شغل و پیشینهٔ محلی بود. محدودیت اصلی آن‌ها اتکای گسترده به روایت نزدیکان و نهادهای رسمی و حضور کم‌رنگ صداهای مستقل است.

در سوی دیگر، رسانه‌های مخالف عمدتاً پرونده را از زاویهٔ محکومان به اعدام، اعترافات اجباری و نقض دادرسی عادلانه پوشش دادند. در نتیجه، دو مجموعهٔ رسانه‌ای شکل گرفت: یکی عجمیان را در مرکز و متهمان را در حاشیه قرار می‌داد؛ دیگری محکومان را در مرکز می‌نشاند و دربارهٔ مقتول اطلاعات اندکی ارائه می‌کرد.

به روز رسانی : 1405/07/16

تعداد بازدید: 0
یاقوت