سید محمدسعید حَبُّوبى (۱۲۶۶–۱۳۳۳ هـ.ق) فقیه، مجتهد، ادیب، شاعر و از رهبران برجسته جریان عرفان و جهاد در تاریخ معاصر تشیع است. وی که از خاندان علویتبار و اصالتاً حجازی مقیم نجف بود، بخشی از جوانی خود را به تجارت و سرودن اشعار نغز گذراند، اما سپس با ورود به حوزه علمیه نجف، تحت تربیت اخلاقی آخوند ملا حسینقلی همدانی و شیخ موسی شراره عاملی به مقامات عالی عرفانی دست یافت. حبوبی در فقه و اصول از محضر اساتید نامداری چون شیخ محمد طه نجف و میرزا حبیبالله رشتی بهره برد و خود به مدرسی صاحبسبک در نجف بدل گشت که شخصیتهایی چون سید محسن حکیم در محضر او پرورش یافتند. شهرت عمده وی، علاوه بر جایگاه والای ادبی در سرودن موشحات و اشعار حماسی، به نقش کلیدیاش در جنگ جهانی اول بازمیگردد؛ جایی که وی با صدور فتوای جهاد، فرماندهی لشکری نود هزار نفره از مجاهدان و عشایر عراق را علیه اشغالگران بریتانیا در جبهههای ناصریه و شعیبه بر عهده گرفت. حبوبی سرانجام در سال ۱۳۳۳ هـ.ق، در حالی که از تفرقه مسلمانان و اشغال بلاد اسلامی متألم بود، در ناصریه درگذشت و در صحن مطهر علوی به خاک سپرده شد.
ولادت و نسب
او در ۱۴ جمادیالثانی سال ۱۲۶۶ هـ.ق در شهر نجف متولد شد. خاندان وی علویتبار و اصالتاً حجازی بودند که پیشتر از منطقه حجاز به عراق مهاجرت کرده و در آنجا سکنا گزیده بودند. محمدسعید در آغاز جوانی به واسطه معاشرت با اطرافیان به تجارت و بازرگانی اشتغال داشت و در همان دوران به عنوان شاعری معروف در میان عرب مطرح شد. با این حال، علاقه وافر به علوم اسلامی او را از مسیر تجارت جدا کرده و به حوزه علمیه نجف سوق داد.
سیر تحصیلی و زندگی علمی
او در تربیت، اخلاق و ادب، نخست با علامه شهیر شیخ موسی شراره عاملی ارتباط یافت و تحت تأثیر انفاس قدسی این نابغه نامور به فضایل اخلاقی آراسته گردید و به رشد علمی و عقلی رسید. پس از آن به مجلس تربیتی استاد بزرگ اخلاق و عرفان، آخوند ملا حسینقلی همدانی راه یافت. وی مدتی طولانی از این عارف برجسته بهرهها برده و رهتوشههای سلوک اندوخته و در کمالات معنوی به درجات عالی نائل آمد.[۱]
اساتید اخلاق و عرفان
وی در حوزه تربیت، اخلاق و ادب، مسیر زیر را طی کرد:
شیخ موسی شراره عاملی: حبوبی نخست با این نابغه نامور ارتباط یافت و تحت تأثیر او به فضایل اخلاقی و رشد علمی دست یافت.[۲]
آخوند ملا حسینقلی همدانی: وی مدت طولانی در مجلس تربیتی این عارف برجسته حضور داشت و از نزدیکترین یاران او محسوب میشد که در کمالات معنوی به درجات عالی نائل آمد.[۳]
اساتید فقه و اصول
او در دروس عالی فقه و اصول از محضر اساتید زیر بهره برد:
شیخ محمدحسین کاظمی: حبوبی در صف شاگردان این علامه بزرگ زانو زد.
شیخ محمد طه نجف: وی به حلقه درس ایشان پیوست و مورد توجه ویژه و علاقه شدید این فقیه قرار گرفت.
میرزا حبیبالله رشتی: در فقه و اصول از این محقق و مجتهد زاهد بهرههای فراوان برد.
فاضل شربیانی: از دیگر اساتید برجسته وی در فقه و اصول بود.
آقا رضا همدانی: مؤلف «مصباح الفقیه» که حبوبی از شاگردان معروف او به شمار میرود.[۴]
جایگاه تدریس
حبوبی پس از رحلت شیخ طه نجف، به تدریس خارج فقه و اصول پرداخت. شیخ آقا بزرگ تهرانی معتقد است اسلوب تدریس او به روش اساتید مجددی همچون آخوند خراسانی شباهت داشت. مجلس درس او با استقبال گستردهای روبرو شد که تأییدات استادش در این امر تأثیر بسزایی داشت.[۵]
فعالیتهای مذهبی و شاگردان
وی علاوه بر تحقیق و تدریس، به شئونات دینی نیز اشتغال داشت و در صحن حضرت علی (ع) اقامه نماز جماعت میکرد که جمع کثیری از مؤمنان و تجار در آن حضور مییافتند (گلشن ابرار، ص ۱۹۹). از مهمترین شاگردان وی میتوان به افراد زیر اشاره کرد:
سید محسن حکیم: فقیه و مرجع مجاهد
سید عدنان علوی: ادیب فرزانه و دانشمند
فعالیتهای سیاسی و جهادی
سید محمدسعید حبوبی از معدود فقیهانی است که عرفان و دانش را با حماسه آمیخت.
جنگ جهانی اول
با آغاز جنگ جهانی اول و اشغال مناطق جنوبی عراق (از جمله بصره) توسط نیروهای انگلیسی، مراجع و عالمان بزرگ اعلام بسیج عمومی کردند. حبوبی در صف پیشگامان قرار گرفت و دفاع از کشور را فریضه دینی دانست.
فرماندهی نظامی: او شخصاً فرماندهی حدود ۹۰ هزار نفر از مبارزان را بر عهده گرفت و در خط مقدم نبرد در شهر ناصریه و جبهه «شعیبه» حضور یافت.
همراهی با دیگر عالمان: در این جهاد، شخصیتهایی چون شیخالشریعه اصفهانی، سید علی داماد، سید ابوالقاسم کاشانی، سید محسن حکیم و فرزندان مراجعی چون میرزا محمدتقی شیرازی شرکت داشتند.
پایان نبرد: مقاومت نیروها ۱۸ ماه به طول انجامید، اما در نهایت بر اثر پیروزی متفقین و خیانت برخی فرماندهان عثمانی، میان مسلمانان تفرقه افتاد و نیروها پراکنده شدند. حبوبی در حالی که از این تشتت اندوهگین بود، به ناصریه بازگشت.[۶]
میراث مکتوب
آثار به جا مانده از وی عبارتند از:[۷]
کتاب فقه و کتاب اصول
دیوان کبیر: این دیوان با تصحیح شیخ عبدالله جواهری و اهتمام فرزندش سید علی حبوبی در بیروت چاپ شده است (معجم المطبوعات العربیه، ج ۱، ص ۷۴۰). علامه کاشفالغطاء نیز بر آن حاشیه نوشته است
العراقیات: مجموعهای از سرودههای نغز او.
مراسلات: نامهنگاری با شیخ محمد جزائری
تقریظات: نوشتههایی بر آثار دیگران نظیر «العقد المفصل» سید حیدر حلی، «المرحله المکیه» محمدحسین کبه و «تمرین الصبیان» سید عبدالکریم آل سید حیدر
ویژگیهای اخلاقی و رفتاری
شیخ آقا بزرگ تهرانی او را از پارسایان بینظیری میداند که کمال نفس، خوشرویی، سعه صدر و تواضع از صفات بارز او بود.
حلم و بردباری: داستانی نقل شده است که در مسیر کربلا، فردی بر شانه او خوابیده بود و آب دهانش بر لباس حبوبی میریخت، اما او برای بیدار نکردن آن شخص، وضعیت را تحمل کرد؛ امری که مورد تمجید باطنی آخوند ملاحسینقلی همدانی قرار گرفت.
عزت نفس: وی در زمان جنگ، ۵ هزار سکه طلای اهدایی حکومت عثمانی برای مخارج جهاد را رد کرد و بر استقلال مالی خود تأکید ورزید.
ایثار: در جبهه نبرد، هنگامی که اسب کمیاب بود، او اسب خود را به سید محسن حکیم داد تا او بتواند کسب تکلیف کند و خود پیاده در صحنه خطر ماند.
دوستان و معاصران
دوستان نزدیک او آیینه افکار مبارزاتی و عرفانی وی بودند:
سید جمالالدین اسدآبادی: این دو در محفل عرفانی آخوند همدانی با یکدیگر انیس و همدم بودند. استاد مطهری رفاقت این دو را نشاندهنده بُعد تازهای از شخصیت اسدآبادی میداند.
شیخ محمد حرزالدین: وی مدت طولانی همدرس و همبحث حبوبی بود و در جلسات ادبی و علمی با او مشارکت داشت.
دیگر دوستان: شیخ محمدحسن سمیم، شیخ محمدحسن کبه بغدادی و شیخ آقا بزرگ تهرانی.[۸]
درگذشت
سید محمدسعید حبوبی در شب سوم شعبان سال ۱۳۳۳ هـ.ق در مرکز ناصریه عراق، بر اثر ناراحتیهای ناشی از تسلط بیگانگان بر بلاد اسلامی، درگذشت. پیکر او به نجف منتقل و در صحن شریف علوی به خاک سپرده شد. شیخ جواد شبیبی نجفی در رثای او قصیدهای سرود که در آن مرگ او را معادل بسته شدن باب علم و اجتهاد دانست.[۹]