حبیب محبیان (زادهٔ ۴ مهر ۱۳۲۶ در شمیرانِ تهران ـ درگذشتهٔ ۲۱ خرداد ۱۳۹۵ در نیاستهٔ رامسر)، با نام هنری حبیب، خواننده، نوازندهٔ گیتار، آهنگساز، تنظیمکننده، ترانهسرا و از چهرههای سرشناس موسیقی ایران بود که بیشتر بهسبب صدای تنور، استفاده از گیتار دوازدهسیم و تلفیق مؤلفههای موسیقی پاپ فارسی با راک، بلوز و گاه کانتری شناخته میشود. آلبومها و ترانههایی چون «مرد تنهای شب»، «بزن باران»، «مرگ قو»، «کویر باور»، «خرچنگهای مردابی»، «مادر» و «خداوندا» از شناختهشدهترین آثار اویند.
محبیان در خانوادهای علاقهمند به موسیقی پرورش یافت و برخلاف برادرانش که بیشتر به ویولن گرایش داشتند، گیتار را برگزید. آشنایی با موسیقی راک دهههای ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰، بهویژه صدادهی گروههای غربی، در شکلگیری ذائقهٔ موسیقایی او مؤثر بود. او تحصیلات دانشگاهی در موسیقی نداشت، اما پس از پذیرفتهشدن در آزمون رادیو و تلویزیون، مدتی با این نهاد همکاری کرد و بنا بر زندگینامههای منتشرشده، اصول آهنگسازی و ارکستراسیون را نزد مرتضی حنانه آموخت. در دورهٔ سربازی نیز در باشگاه افسران آواز میخواند.
نخستین آلبوم مستقل او، مرد تنهای شب، در سال ۱۳۵۶ منتشر شد و با مضامین تنهایی، فقدان و دلتنگی، صدای متفاوت خواننده و محوریت گیتار، او را در موسیقی پاپ ایران مطرح کرد. آلبوم سلام همسایه در سال ۱۳۵۷ دومین اثر او در ایران پیش از انقلاب بود. محبیان را در کنار هنرمندانی چون کوروش یغمایی، فرهاد مهراد و فریدون فروغی از چهرههای مؤثر در گسترش صدادهی راک در موسیقی عامهپسند ایران دانستهاند؛ هرچند بخش مهمی از کارنامهاش را نمیتوان در تعریف محدود موسیقی راک جای داد.
پس از انقلاب اسلامی، محبیان در سال ۱۳۶۲ ایران را ترک کرد و سرانجام در لسآنجلس مستقر شد. او در خارج از ایران آلبومهایی مانند آفتاب مهتاب، همراز، خورشید خانم، آخه عزیزم چی میشه؟، صفر، بزن باران، کویر باور، خداوندا، خانه کوچک، جوونی، خودشه و ایران بانو را منتشر کرد. بزن باران با قطعههایی مانند «بزن باران» و «مرگ قو» و پس از آن کویر باور با قطعهٔ «خرچنگهای مردابی» از دورههای شاخص کارنامهٔ او بودند. او در سالهای بعد با فرزندش محمد محبیان نیز همکاری کرد.
به باور پژوهشگران موسیقی، حبیب در تاریخ موسیقی پاپ ایران جایگاهی برتر و میان خواننده و مؤلف موسیقایی دارد؛ هنرمندی که در بخش بزرگی از آثار خود صرفاً اجراکننده نبود و در آهنگسازی، نوازندگی و شکلدادن به هویت صوتی آثارش دخالت مستقیم داشت. بسیاری از آثار او همچنان در میان آثار پرطرفدار موسیقی ایران بهشمار میآید که نشانهای بر پایگاه اجتماعی او در میان مخاطبان ایرانی است.
حبیب محبیان در اواخر سال ۱۳۸۸ (در آستانه نوروز ۱۳۸۹) به ایران بازگشت و پس از مدتی تردد، در روستای نیاسته رامسر اقامت گزید. بازگشت او با روایتهای متعددی پیرامون نامهنگاری منسوب به وی با محمود احمدینژاد، رئیسجمهور وقت، همراه بود؛ هرچند ابعاد این مکاتبات و میزان تأثیر آن همواره از سوی نزدیکانش محل مناقشه باقی ماند. او در سالهای حضور در کشور، بارها برای انتشار آلبوم و برگزاری کنسرت اقدام کرد، اما تا زمان درگذشتش در خرداد ۱۳۹۵ موفق به اخذ مجوز فعالیت رسمی در حوزه اجرای صحنهای و بازار موسیقی نشد؛ وضعیتی که تنها استثنای رسمی آن، صدور مجوز انتشار کتاب مجموعه ترانههای او با عنوان «مرد تنهای شب» در سال ۱۳۹۳ از سوی وزارت ارشاد بود.
تجربه بازگشت و زیست حبیب در ایران، به یکی از شاخصترین پروندههای مناقشهبرانگیز در سیاستگذاری فرهنگی کشور پیرامون هنرمندان مهاجر تبدیل شد. این دوگانگی—اجازه اقامت مدنی بدون منع قضایی از یک سو، و انسداد بوروکراتیک در بازگشت به چرخه حرفهای از سوی دیگر—از منظر تحلیلگران فرهنگی، نشانهای از فقدان یک پروتکل واحد حاکمیتی در مواجهه با چهرههای نامدار موسیقی پیش از انقلاب قلمداد شد و چشمانداز بازگشت سایر هنرمندان خارج از کشور را با ابهام و تردید مضاعف مواجه ساخت.حبیب محبیان ۲۱ خرداد ۱۳۹۵ بر اثر ایست قلبی در خانهاش در روستای نیاسته درگذشت و همانجا به خاک سپرده شد.
زندگی و سالهای آغازین
حبیب محبیان در ۴ مهر ۱۳۲۶ در شمیران تهران به دنیا آمد. برخی زندگینامههای اینترنتی سال تولد او را ۱۳۳۱ نوشتهاند، اما تاریخ ۱۳۲۶ با گزارشهای معتبرتر، سن ۶۸سالگی او هنگام مرگ و تاریخ میلادی ثبتشده برای تولدش سازگارتر است.
او در خانوادهای نسبتاً پرجمعیت رشد کرد و چند تن از برادرانش به موسیقی و نوازندگی علاقه داشتند. در منابع عمومی، نام برادران او محمود، قاسم، منصور و منوچهر و نام خواهرانش عفت و مریم ذکر شده است؛ بااینحال، اسناد دستاول مستقلی دربارهٔ جزئیات خانوادهٔ او در دسترس نیست. علاقهٔ اطرافیانش به ویولن، نخستین زمینهٔ آشنایی او با موسیقی بود، اما خودش گیتار را انتخاب کرد.
دورهٔ نوجوانی محبیان با گسترش جهانی موسیقی راک و شهرت گروههایی مانند بیتلز همزمان بود. او بعدها صدادهی گیتارمحور موسیقی غربی را با ملودی و زبان فارسی درآمیخت. گیتار دوازدهسیم به یکی از نشانههای اجراهایش تبدیل شد؛ سازی که با تولید صدایی پُرتر و زنگدار، با فضای ملودیک و اندوهبار بسیاری از آثار او تناسب داشت.
آموزش و تجربهٔ رادیو و تلویزیون
محبیان دانشآموختهٔ دانشگاه یا هنرستان عالی موسیقی نبود و بخش عمدهٔ آموزش او از مسیر تجربهٔ عملی شکل گرفت. بنا بر زندگینامههای منتشرشده، پس از قبولی در آزمون رادیو و تلویزیون به این سازمان راه یافت و نزد مرتضی حنانه با مبانی آهنگسازی، تنظیم و ارکستراسیون آشنا شد. نام افرادی چون سیمین غانم، هوشمند عقیلی، تورج شعبانخانی و هنگامه اخوان نیز در روایتهای مربوط به آن دوره آمده است، اما جزئیات دقیق دوره و فهرست شرکتکنندگان در منابع رسمی رادیو و تلویزیون مستند نشده است.
او حدود دو سال با رادیو و تلویزیون همکاری کرد و سپس به خدمت سربازی رفت. دورهٔ آموزشی را در کرمان و ادامهٔ خدمت را در ارومیه گذراند و مدتی خوانندهٔ باشگاه افسران بود. این تجربهها به او امکان داد پیش از ورود به بازار حرفهای ضبط موسیقی، با اجرای صحنهای و کار گروهی آشنا شود.
زندگی شخصی و تأثیر فقدانهای خانوادگی
همسر نخست محبیان، شادی نوحی، در دی ۱۳۵۴ درگذشت. در روایتهای خانوادگی علت مرگ او حساسیت شدید به دارویی تزریقی، معمولاً پنیسیلین، عنوان شده است. مادر محبیان نیز مدت کوتاهی پس از او از دنیا رفت. همزمانی این دو فقدان، بر محتوای نخستین آلبوم حبیب اثر گذاشت و مضامین تنهایی، سوگ و یاد مادر یا همسر را به مرکز شماری از ترانههایش آورد.
قطعههای «مادر» و «خرس کوکی» به مادر و «شهلای من» و «خواب سرخ بوسهها» به همسر درگذشتهٔ او نسبت داده شدهاند. بااینحال، نباید همهٔ قطعات اندوهبار آلبوم مرد تنهای شب را زندگینامهای یا بازتاب مستقیم این دو واقعه دانست؛ شعر برخی قطعات حاصل همکاری با ترانهسرایان دیگر بود و شخصیت هنری حبیب نیز بهطور کلی بر تنهایی و اندوه درونی تأکید داشت.
از ازدواج نخست او پسری به نام احمدرضا به دنیا آمد. حبیب سپس با ناهید بسیم ازدواج کرد و محمد محبیان، فرزند این ازدواج، بعدها به خوانندگی روی آورد و در چند آلبوم و اجرای مشترک با پدرش همکاری کرد.
آغاز فعالیت حرفهای و شهرت
مرد تنهای شب
نخستین آلبوم مستقل حبیب با عنوان مرد تنهای شب در سال ۱۳۵۶ منتشر شد. انتشار این آلبوم در دورهای اتفاق افتاد که موسیقی پاپ ایران، در کنار ترانههای ارکسترال و موسیقی متأثر از جَز و دیسکو، تجربههای تازهای در زمینهٔ راک و موسیقی گیتارمحور را نیز پشت سر میگذاشت.
تفاوت حبیب با بسیاری از خوانندگان پاپ آن دوره تنها به جنس صدا محدود نبود. او در ساخت ملودی، نوازندگی و شکلدادن به تنظیم آثارش حضور داشت و گیتار را از یک ساز همراه به بخش مهمی از هویت قطعات تبدیل کرد. صدای تنورِ نسبتاً خشدار، شیوهٔ بیان کشیده و پراحساس و تمایل به ضرباهنگهای میانه یا آرام، شخصیت صوتی مشخصی به آثار او داد.
موفقیت قطعهٔ «مرد تنهای شب» سبب شد این عنوان به لقبی برای خود او تبدیل شود. «مادر»، «شهلای من»، «نگاهم» و «خواب سرخ بوسهها» نیز از قطعات شناختهشدهٔ این دورهاند. دومین آلبوم او، سلام همسایه، در سال ۱۳۵۷ منتشر شد و آخرین آلبوم مستقل او پیش از انقلاب بود.
نسبت حبیب با موسیقی راک ایران
حبیب را گاه از پایهگذاران راک ایرانی معرفی کردهاند. این تعبیر نیازمند دقت است. او بیتردید همراه با کوروش یغمایی، فرهاد مهراد و فریدون فروغی در ورود عناصر راک به موسیقی پاپ فارسی نقش داشت؛ اما کارنامهاش آمیزهای از پاپ، راک ملایم، بلوز، کانتری و ترانههای ارکسترال بود. بر این پایه، میتوان او را یکی از چهرههای اصلی پاپ گیتارمحور و متأثر از راک در ایران دانست.
مهاجرت و ادامهٔ فعالیت در آمریکا
پس از انقلاب ۱۳۵۷ و دگرگونی سیاستهای رسمی موسیقی، فعالیت خوانندگان پاپ پیش از انقلاب متوقف یا بهشدت محدود شد. حبیب چند سال در ایران ماند، اما در سال ۱۳۶۲ کشور را ترک کرد و پس از مدتی، حدود سال ۱۳۶۴، در لسآنجلس مستقر شد؛ شهری که در دهههای ۱۳۶۰ و ۱۳۷۰ به مرکز اصلی تولید و انتشار موسیقی پاپ ایرانی در خارج از کشور تبدیل شده بود.
او در مهاجرت، با وجود فعالیت در بازار موسیقی ایرانی لسآنجلس، هویت صوتی خود را تا اندازهٔ زیادی حفظ کرد. برخلاف بخش تجاریتر موسیقی مهاجرت که به ترانههای رقصآور و تولید پرشمار گرایش داشت، بخش مهمی از آثار حبیب همچنان بر شعر، گیتار، حس تنهایی، ایمان، وطن و مسائل اخلاقی یا اجتماعی استوار بود. البته کارنامهٔ او یکدست نبود و در بعضی آلبومهای متأخر، بهویژه آثار مشترک با محمد، به تنظیمهای الکترونیک و الگوهای رایجتر موسیقی پاپ نزدیک شد.
آلبومهای آفتاب مهتاب، همراز و خورشید خانم مرحلهٔ نخست فعالیت مهاجرت را شکل دادند. در این آثار، حبیب علاوه بر پاپ و راک، از ملودیها و لحنهای نزدیک به موسیقی سنتی و عامهپسند ایرانی نیز استفاده کرد. پس از آخه عزیزم چی میشه؟، آلبومهای صفر و بزن باران دورهٔ تثبیت دوبارهٔ او را رقم زدند.
بزن باران و کویر باور
آلبوم بزن باران در سال ۱۳۷۵ از شاخصترین آثار دوران مهاجرت حبیب بود. قطعهٔ عنوان آلبوم با مضمونی عاطفی و ساختاری ملودیک، به یکی از ترانههای شناختهشدهٔ او تبدیل شد. او در همین آلبوم شعر «مرگ قو» سرودهٔ مهدی حمیدی شیرازی را اجرا کرد. پیوند شعر کلاسیک معاصر با صدای اندوهبار و موسیقی گیتارمحور حبیب، این قطعه را به یکی از ماندگارترین اجراهای او بدل کرد.
کویر باور در سال ۱۳۷۸ منتشر شد و قطعهٔ «خرچنگهای مردابی»، بر شعر محمدعلی بهمنی، مهمترین اثر آن بود. فضای انتقادی و استعاری شعر، در کنار اجرای تیره و تدریجی موسیقی، سبب شد این ترانه فراتر از یک قطعهٔ عاشقانه شنیده شود و برداشتهای اجتماعی گوناگونی از آن شکل گیرد.
آلبومهای خداوندا و خانه کوچک گرایشهای معنوی، عاطفی و وطنگرایانهٔ او را ادامه دادند. او سپس در آلبومهای جوونی و خودشه با محمد محبیان همکاری کرد. تنظیمهای این دوره به موسیقی الکترونیک و پاپ روز نزدیکتر شد و واکنش مخاطبان قدیمی او یکسان نبود؛ گروهی این تغییر را نشانهٔ انعطاف و گروهی فاصلهگرفتن از هویت پیشین حبیب میدانستند. ایران بانو آخرین آلبوم استودیویی او پیش از بازگشت به ایران بود.
حبیب در دورههای مختلف با ترانهسرایانی چون لیلا کسری، مسعود فردمنش، بیژن سمندر، پاکسیما زکیپور، محمدعلی بهمنی و سعید قائممقامی و با آهنگسازان و تنظیمکنندگانی چون سیاوش قمیشی، منوچهر و ناصر چشمآذر و اروین خاچیکیان همکاری داشت؛ هرچند در بخش قابلتوجهی از آثارش، خود مسئول ساخت ملودی یا آهنگسازی بود.
بازگشت به ایران
حبیب در اواخر سال ۱۳۸۸ و پیش از نوروز ۱۳۸۹ به ایران آمد. بازگشت او ابتدا قطعی تلقی نمیشد و مدتی میان ایران و آمریکا رفتوآمد داشت، اما سرانجام همراه خانواده در شمال ایران، حوالی کتالم و رامسر، ساکن شد. محمد محبیان بعدها گفته بود تصمیم پدرش بیش از آنکه نتیجهٔ وعدهٔ قطعی برای صدور مجوز باشد، از علاقه به زندگی در ایران و ملاحظات خانوادگی ناشی شده است.
پس از درگذشت حبیب، نامهای منسوب به او خطاب به محمود احمدینژاد منتشر شد که در آن خواستار بازگشت به کشور شده بود. برخی نزدیکان او اصالت یا روایت ارائهشده از این نامه را رد کردند و برخی اعضای دولت وقت از نقش پیگیریهای ریاستجمهوری سخن گفتند. با توجه به تعارض روایتها، نمیتوان نامه را بدون قید احتیاط عامل قطعی بازگشت او دانست.
بازگشت حبیب از نظر حقوقی با مانعی برای ورود یا اقامت روبهرو نشد، اما فعالیت موسیقایی او تابع مجوز وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بود. اسفندیار رحیممشایی در آن دوره بر حق بازگشت ایرانیان و امکان فعالیت آنان در چارچوب قوانین تأکید کرد؛ در مقابل، مسئولان معاونت هنری وزارت ارشاد اعلام کردند که حبیب مجوزی برای انتشار آلبوم یا اجرای کنسرت دریافت نکرده است.
در دولت یازدهم نیز سخنگوی وزارت ارشاد گفت که او میتواند آثارش را دوباره برای بررسی ارائه کند و صدور مجوز به محتوای اثر بستگی دارد. باوجوداین مواضع، درخواستهای حبیب برای انتشار رسمی آلبوم و برگزاری کنسرت تا پایان زندگی به نتیجه نرسید. او در مصاحبهها از علاقه به اجرای کنسرت بزرگ در تهران، حتی در ورزشگاه آزادی، سخن گفته بود؛ اظهاراتی که بیش از آنکه برنامهای اجرایی باشد، بیان آرزوی او برای بازگشت به صحنه در ایران بود.
در سال ۱۳۹۳، مجموعهای از ترانههایش با عنوان مرد تنهای شب مجوز نشر گرفت و در نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران عرضه شد. صدور مجوز کتاب، بدون فراهمشدن امکان انتشار آلبوم یا اجرای رسمی، تناقض موجود در مواجههٔ نهادی با او را آشکارتر کرد.
بازداشت در ماسوله
در تیر ۱۳۹۳، حبیب هنگام تصویربرداری نماهنگی در جادهٔ ماسوله بازداشت و به مرجع قضایی معرفی شد. یک مقام انتظامی علت را تصویربرداری بدون مجوز اعلام کرد و او پس از سپردن وثیقه آزاد شد. در برخی رسانهها ادعا شد که افراد لباسشخصی او را بازداشت کردهاند یا برخورد انجامشده تناسبی با موضوع نداشته است. حبیب نیز در نامهای اعتراضی از نحوهٔ بازداشت خود انتقاد کرد. اطلاعات منتشرشده نشان نمیدهد که این پرونده به محکومیت کیفری مهم یا منع تازهای علیه او انجامیده باشد.
او در سالهای پایانی زندگی در چند برنامه و مراسم عمومی، از جمله مراسم یادبود مرتضی پاشایی و سومین جشن سالانهٔ «موسیقی ما»، حاضر شد. حضور عمومی او نشان میداد اصل فعالیت اجتماعیاش ممنوع نبود، اما امکان بازگشت حرفهای به چرخهٔ رسمی موسیقی همچنان فراهم نشده بود.
ویژگیهای هنری و محتوایی
صدای مؤلف
هویت هنری حبیب بر ترکیب سه عنصر استوار بود: صدای تنور با رنگی اندوهبار، گیتار دوازدهسیم و نقش مستقیم او در ساخت موسیقی. در فضای موسیقی پاپ فارسی که تقسیم کار میان خواننده، آهنگساز، ترانهسرا و تنظیمکننده رایج بود، حضور حبیب در چند مرحلهٔ تولید، به آثارش پیوستگی صوتی بیشتری میداد.
او خوانندهای مبتنی بر نمایش تحریرهای پیچیده یا قدرتنمایی آوازی نبود. شیوهٔ اجرایش بر امتداد جملهها، تأکید بر واژههای عاطفی، استفاده از رنگ خشدار صدا و ایجاد فضای درونی استوار بود. همین خصوصیات، با مضامین تنهایی، دوری، فقدان و سرگشتگی هماهنگ میشد.
مضامین
مضامین اصلی آثار او را میتوان در چند محور دستهبندی کرد:
تنهایی، شکست عاطفی و فقدان؛ مانند «مرد تنهای شب» و «گمشده»
یاد مادر و خانواده؛ مانند «مادر»
عشق و جدایی؛ در بخش گستردهای از ترانهها
دعا و مضامین معنوی؛ مانند «خداوندا» و «عشقهای خدایی»
وطن و هویت ایرانی؛ مانند «ایران بانو»
نقد اجتماعی و اخلاقی؛ مانند «خرچنگهای مردابی»
مواجهه با مرگ و ناپایداری زندگی؛ مانند «مرگ قو»
معنویت در آثار حبیب بیشتر صورتی شخصی، نیایشی و عاطفی داشت و کمتر به زبان مستقیم سیاسی یا ایدئولوژیک نزدیک میشد. همین ویژگی به آثار مذهبی یا خداجویانهٔ او امکان میداد برای طیف متنوعی از مخاطبان شنیدنی باشد.
جایگاه فرهنگی و نسبت با سیاست موسیقی جمهوری اسلامی
حبیب از حلقههای پیونددهندهٔ موسیقی پاپ پیش از انقلاب، موسیقی مهاجرت و مخاطبان داخل ایران بود. آثار او در سالهایی که امکان انتشار رسمی در کشور نداشت، از طریق نوار، لوح فشرده، شبکههای ماهوارهای و سپس اینترنت میان مخاطبان داخل ایران رواج یافت. بازگشت او نشان داد تقسیم سادهٔ خوانندگان به «داخل» و «خارج» با واقعیت فرهنگی جامعه و تعلق شخصی برخی هنرمندان مهاجر به ایران سازگار نیست.
پروندهٔ او درعینحال یکی از نمونههای ضعف سیاست بازگشت فرهنگی در جمهوری اسلامی است. دستگاههای رسمی میان حق ورود یک شهروند ایرانی، ارزیابی پیشینهٔ فعالیتش و صدور مجوز برای آثار تازه تفکیک قائل میشدند، اما ضابطهای شفاف، پایدار و قابل پیشبینی برای تبدیل بازگشت شخصی به بازگشت حرفهای ارائه نکردند. حاصل این وضعیت آن بود که هنرمندی با سابقهٔ طولانی، سالها در ایران زندگی کرد و آثارش نیز میان مردم شنیده شد، اما نتوانست در چارچوب رسمی و تحت نظارت قانونی فعالیت کند.
از سوی دیگر، این واقعیت که کتاب ترانههای او مجوز گرفت، رسانهها حضور عمومیاش را پوشش دادند و پس از مرگ نیز قطعاتی از او در رسانههای داخلی شنیده شد، نشان میدهد مواجهه با حبیب یک منع مطلق و یکپارچه نبود؛ بلکه از تصمیمهای ناهماهنگ نهادهای فرهنگی و ملاحظات تغییرپذیر مدیریتی تأثیر میگرفت.
درگذشت
حبیب سابقهٔ بیماری قلبی و عمل قلب باز داشت. ساعت ۹ صبح جمعه ۲۱ خرداد ۱۳۹۵، اورژانس به خانهٔ او در روستای نیاسته، بخش کتالم رامسر، فراخوانده شد. به گفتهٔ مدیر بیمارستان امام سجاد رامسر، هنگام رسیدن نیروهای اورژانس علائم حیاتی نداشت و عملیات احیا نیز موفق نبود. علت مرگ ایست قلبی اعلام شد.
خانهٔ موسیقی خواستار تشییع پیکر او از مقابل تالار وحدت و خاکسپاری در قطعهٔ هنرمندان بهشت زهرا شد، اما این درخواست عملی نشد. پیکر حبیب ۲۲ خرداد ۱۳۹۵ در روستای نیاسته تشییع و در مزار مسجد قدس این روستا به خاک سپرده شد. مراسم یادبود او در رامسر و تهران با حضور شماری از دوستدارانش برگزار شد.
در زمستان ۱۳۹۶، پس از حادثهٔ نفتکش سانچی، بخشهایی از اجرای «مرگ قو» با صدای او از برخی شبکههای صداوسیما پخش شد. همان سال نماهنگ «دیره»، با اجرای اصلی احمدرضا محبیان و سمیر زند و حضور محدود صدا و تصویر حبیب، مجوز انتشار گرفت. ازاینرو، تعبیر رایج «صدور نخستین مجوز موسیقی برای حبیب پس از مرگ» نیازمند توضیح است: مجوز به اثری مشترک و نه یک آلبوم مستقل از او داده شد.
آثار
تاریخ انتشار بعضی آلبومهای دورهٔ مهاجرت در نسخههای مختلف و پایگاههای موسیقی یک یا دو سال اختلاف دارد؛ جدول زیر بر تاریخهای پرتکرارتر استوار است.
سال | اثر | نوع و توضیح | |||
۱۳۵۶ | مرد تنهای شب | نخستین آلبوم؛ شامل «مرد تنهای شب»، «مادر» و «شهلای من» | |||
۱۳۵۷ | سلام همسایه | دومین آلبوم و آخرین آلبوم پیش از انقلاب | |||
۱۳۶۳ | آفتاب مهتاب | از نخستین آثار منتشرشده در دورهٔ مهاجرت | |||
۱۳۶۷ | همراز | آلبومی با فضای متنوعتر و قطعات ریتمیک | |||
۱۳۶۹ | خورشید خانم | متأثر از موسیقی پاپ و ملودیهای ایرانی | |||
۱۳۷۱ | آخه عزیزم چی میشه؟ | آلبوم استودیویی | |||
۱۳۷۳ | صفر | آغاز یکی از دورههای شناختهشدهٔ فعالیت او | |||
۱۳۷۵ | بزن باران | شامل «بزن باران» و «مرگ قو» | |||
۱۳۷۸ | کویر باور | شامل «کویر باور» و «خرچنگهای مردابی» | |||
۱۳۸۰ | خداوندا | با گرایشهای معنوی و نیایشی | |||
۱۳۸۱ | خانه کوچک | آلبوم استودیویی | |||
۱۳۸۳ | جوونی | با حضور محمد محبیان | |||
۱۳۸۵ | خودشه | اثر مشترک با محمد محبیان | |||
۱۳۸۷ | ایران بانو | آخرین آلبوم پیش از بازگشت به ایران | |||
۱۳۹۳ | مرد تنهای شب | کتاب مجموعه ترانهها، منتشرشده در ایران |
از تکآهنگهای دورهٔ پایانی او میتوان به «عشقهای خدایی»، «محکوم»، «تو نبودی»، «ببار ای برف»، «بانوی شرقی»، «دنیا» و «گل سرخ» اشاره کرد. انتساب، سال انتشار و نسخهٔ نهایی برخی تکآهنگهای اینترنتی یکسان گزارش نشده است.
موارد مبهم یا تأییدنشده
سال تولد ۱۳۳۱ در شماری از منابع تکرار شده، اما ۴ مهر ۱۳۲۶ معتبرتر و با سن او هنگام درگذشت سازگار است.
اصالت و نقش نامهٔ منسوب به حبیب خطاب به محمود احمدینژاد در بازگشت او محل اختلاف است.
جزئیات آموزش او نزد مرتضی حنانه و نام تمام همدورهایها در سند رسمی مستقلی تأیید نشده است.
تاریخ انتشار برخی آلبومها و تکآهنگهای دورهٔ مهاجرت در منابع مختلف یکسان نیست.
ادعاهایی مانند مخالفت خانواده با موسیقی، مدیریت شرکت بزرگ توزیع مواد غذایی و جزئیات دقیق مرگ همسر نخست، عمدتاً بر روایتهای شخصی و مطالب بازنشریافته استوارند و اسناد مستقل محدودی دارند.
لیست آثار
نام آلبوم | سال انتشار | شرکت پخشکننده | ||
۱ | مرد تنهای شب | ۱۳۵۶ / ۱۹۷۷ | شرکت ترانه | |
۲ | سلام همسایه | ۱۳۵۷ / ۱۹۷۸ | ||
۳ | دوست خوب بچهها | ۱۳۵۹ / ۱۹۸۰ | ||
۴ | آفتاب مهتاب | ۱۳۶۳ / ۱۹۸۴ | پارس ویدیو | |
۵ | همراز | ۱۳۶۶ / ۱۹۸۸ | شرکت ترانه | |
۶ | خورشید خانوم | ۱۳۶۷ / ۱۹۸۸ | پارس ویدیو | |
۷ | عروس فرنگی (مشترک با فرزین و فتانه) | ۱۳۶۸ / ۱۹۸۹ | شرکت ترانه | |
۸ | بینظیر (مشترک با هایده و ستار و...) | ۱۳۶۹ / ۱۹۹۱ | ||
۹ | آخه عزیزم چی میشه | ۱۳۷۱ / ۱۹۹۲ | پارس ویدیو | |
۱۰ | صفر | ۱۳۷۳ / ۱۹۹۴ | شرکت ترانه | |
۱۱ | بزن باران | ۱۳۷۵ / ۱۹۹۶ | پارس ویدیو | |
۱۲ | کویر باور | ۱۳۷۸ / ۱۹۹۹ | ||
۱۳ | خداوندا | ۱۳۸۰ / ۲۰۰۱ | ||
۱۴ | خانه کوچک | ۱۳۸۱ / ۲۰۰۲ | شرکت ترانه | |
۱۵ | جوونی (مشترک با محمد محبیان) | ۱۳۸۳ / ۲۰۰۴ | آونگ موزیک | |
۱۶ | خودشه (مشترک با محمد محبیان) | ۱۳۸۵ / ۲۰۰۶ | ||
۱۷ | ایران بانو | ۱۳۸۷ / ۲۰۰۸ | مترونوم |
آهنگسازی
خواننده | نام ترانه | ترانهسرا | آهنگساز | تنظیمکننده | |||||
ستار | دنیای بابا | ناصر مهدیپور | حبیب | مجید قربانی | |||||
لیلا فروهر | هرچی بخوای | مهین آبادانی | محمد ستاری | ||||||
نوشآفرین | زنگ در | مینا جلالی | اندی جی | ||||||
دروغ نیست | پاکسیما زکیپور | فریدون اسکندر | |||||||
هلن | فراموش نکنی | مهین آبادانی | پوریا نیاکان | ||||||
مرتضی | هلاکتم | محمود بدرخانی | |||||||
مکابیز | هرکسو بیشتر دوست داری | حبیب | حبیب |