حسین زمان (زادهٔ ۱۸ مرداد ۱۳۳۸ در تهران ـ درگذشتهٔ ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۲ در تهران) خوانندهٔ موسیقی پاپ، مدرس دانشگاه و کنشگر سیاسی ایرانی بود که بیشتر بهسبب حضور در نسل نخست خوانندگان پاپ پس از انقلاب و نزدیک به دو دهه محدودیت در فعالیت رسمی موسیقایی شناخته میشود.
او پیش از انقلاب اسلامی، تحتتأثیر فضای فکری و سیاسی دههٔ ۱۳۵۰ و آثار دکتر علی شریعتی، به فعالیت علیه حکومت پهلوی روی آورد و بنا بر روایتهای زندگینامهای، در سال ۱۳۵۶ بازداشت و از دانشگاه اخراج شد. زمان سپس برای تحصیل به ایالات متحده رفت، اما پس از آغاز جنگ ایران و عراق به ایران بازگشت و در دورههایی در جبهه حضور یافت. او بعدتر تحصیلات خود را تا مقطع کارشناسی ارشد مهندسی مخابرات ادامه داد و مدتی در بخش مخابرات نیروی دریایی سپاه پاسداران فعالیت کرد. تدریس مهندسی و مدیریت دانشگاهی، از جمله همکاری با پردیس کیش دانشگاه صنعتی شریف، بخش دیگری از زندگی حرفهای او بود؛ هرچند جزئیات سمت دانشگاهی و چگونگی پایان همکاریاش در اسناد عمومی بهطور کامل روشن نیست.
زمان فعالیت رسمی موسیقی را در سال ۱۳۷۵ آغاز کرد و با بهرهگیری از تجربهٔ فریدون شهبازیان و بابک بیات، در فضای احیای موسیقی پاپ مجاز در نیمهٔ دوم دههٔ ۱۳۷۰ مطرح شد. نخستین آلبوم مستقلش، «شب دلتنگی»، در سال ۱۳۷۶ انتشار یافت. «قصهٔ شب»، «شاپرک»، «مشق عشق»، «قصهٔ نگفته» و «قرار عاشقی» دیگر آلبومهای مستقل او بودند. نام «فصل آشنایی» و «گلایه» نیز در برخی فهرستها در شمار آلبومهایش آمده است، اما این دو مجموعه آثار مشترک چند خواننده بودند. موسیقی او عمدتاً در محدودهٔ پاپ ارکسترال دهههای ۱۳۷۰ و ۱۳۸۰ قرار داشت و مضامینی چون عشق، فراق، امید، نیایش، خاطرهٔ انقلاب و جنگ و، در آثار متأخر، اعتراض اجتماعی را در بر میگرفت.
زمان همزمان با گسترش جریان اصلاحات، به فعالان این جریان و جبههٔ مشارکت ایران اسلامی نزدیک شد. از حدود سال ۱۳۸۱ امکان برگزاری کنسرت از او سلب شد و آثارش نیز در صداوسیما پخش نشد. خود او این محدودیتها را پیامد مواضع سیاسیاش میدانست؛ در مقابل، هیچ حکم رسمی منتشرشدهای که مرجع تصمیمگیر و علت حقوقی تمام این محدودیتها را مشخص کند، در دسترس عمومی قرار نگرفت. در سال ۱۳۹۲ نیز به او اعلام شد که صلاحیتش برای انتشار آلبوم و اجرای صحنهای تأیید نشده است. سرانجام در سال ۱۳۹۷ برای انتشار چند قطعه مجوز گرفت و در ۳ مرداد ۱۳۹۸، پس از هفده سال، کنسرت «به تو میرسم دوباره» را در برج میلاد تهران برگزار کرد.
زمان پس از انتخابات ۱۳۸۸ و اعتراضهای آبان ۱۳۹۸ مواضع انتقادی صریحتری اتخاذ کرد و در حوادث ۱۴۰۱ به مواضعی رادیکال و تند علیه حاکمیت رسید. قطعهٔ «دخترکم کجاست» را به یاد ندا آقاسلطان منتشر کرد و آخرین اثرش، «خیابان»، با اعتراضهای «زن، زندگی، آزادی» پیوند داشت. منتقدان این مواضع، رفتار او را گذار از فعالیت هنری به کنشگری جناحی یا تقابل سیاسی با جمهوری اسلامی میدانستند؛ زمان، در مقابل، نقد قدرت، دفاع از عدالت و همراهی با مردم را ادامهٔ تعهد اجتماعی هنرمند و آرمانهای اولیهٔ خود معرفی میکرد. عدهای از پژوهشگران، زندگی و کارنامه حسین زمان را نمونهای از سرمایههای هنری دانستهاند که در سایه بیتوجهی و رفتارهای حاشیهای از ارزش هنر خود دور مانده و نتوانست چنان که شایسته بود در دوران زندگی خود از منظر هنری خوش بدرخشد. عدهای نیز مسیر تحولی او از زندان پهلوی به خاطر مبارزه سیاسی با دستگاه حاکمه پهلوی و عضویت در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و حضور در دفاع مقدس تا پیوستند به جریان اصلاحطلب، ممنوعالفعالیتی و اتحاذ مواضع رادیکال در أواخر عمر را موردتوجه قرار دادهاند.
حسین زمان پس از ابتلا به سرطان کبد، ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۲ در ۶۳سالگی درگذشت و در قطعهٔ هنرمندان بهشت زهرا به خاک سپرده شد.
زندگی، تحصیل و حضور در انقلاب و جنگ
حسین زمان در ۱۸ مرداد ۱۳۳۸ در تهران به دنیا آمد. اطلاعات مستقلی دربارهٔ خانواده و سالهای کودکی او اندک است. آنچه دربارهٔ نوجوانیاش انتشار یافته، عمدتاً بر گفتههای خود او یا زندگینامههای پس از درگذشتش استوار است. بر اساس این روایتها، او در دورهٔ دبیرستان به مطالعهٔ آثار علی شریعتی علاقهمند شد و در فعالیتهای دانشآموزی علیه حکومت پهلوی، از جمله توزیع اعلامیه، شرکت داشت.
او در سال ۱۳۵۶ تحصیل دانشگاهی را در رشتهای مرتبط با مهندسی برق و الکترونیک آغاز کرد. در منابع، دانشگاه صنعتی اصفهان بهعنوان محل تحصیل اولیهاش ذکر شده است. بنابر روایت خود زمان که در گزارشهای بعدی نقل شده، فعالیتهای سیاسی به بازداشت او بهدست ساواک و اخراجش از دانشگاه انجامید. بااینحال، سند دانشگاهی یا قضایی مستقلی دربارهٔ تاریخ و جزئیات این رویداد منتشر نشده است.
زمان پس از آزادی به ایالات متحده رفت و تحصیل مهندسی را ادامه داد. با آغاز جنگ ایران و عراق، پیش از اتمام دورهٔ تحصیلی به ایران بازگشت. او بعدها گفت در سالهای جنگ بهطور متناوب در جبهه حضور داشته است. مدتی نیز در بخش مخابرات نیروی دریایی سپاه پاسداران خدمت کرد و در برخی گزارشها از مسئولیت او در معاونت مخابرات این نیرو سخن گفته شده است. این بخش از زندگی او نشان میدهد که پیوند اولیهاش با انقلاب اسلامی صرفاً سیاسی یا شعاری نبود و در دفاع نظامی و ساختارهای تخصصی جمهوری اسلامی نیز مشارکت داشت.
او سرانجام دانشآموختهٔ مقطع کارشناسی ارشد مهندسی مخابرات شد و در دانشگاهها و مراکز آموزش عالی به تدریس موضوعات مرتبط با الکترونیک، مخابرات و رایانه پرداخت. همکاری آموزشی و مدیریتی او با پردیس بینالملل کیش دانشگاه صنعتی شریف در منابع متعدد ذکر شده است. خود او و خانوادهاش بعدها گفتند که بهدلیل مواضع سیاسی از ادامهٔ تدریس محروم شده است؛ اما دانشگاه صنعتی شریف یا مرجع رسمی دیگری، سندی عمومی دربارهٔ عنوان دقیق سمت، تاریخ قطع همکاری و علت آن منتشر نکردهاند.
زمان در سال ۱۳۵۹ ازدواج کرد و دو فرزند به نامهای زینب و ابوذر داشت.
ورود به موسیقی پاپ
حسین زمان از میانهٔ دههٔ ۱۳۷۰ فعالیت جدی در موسیقی را آغاز کرد. این دوره با بازگشت تدریجی موسیقی پاپ فارسی به چرخهٔ رسمی تولید و پخش در ایران همراه بود. او همدورهٔ خوانندگانی مانند محمد اصفهانی، علیرضا عصار، خشایار اعتمادی و قاسم افشار بود، اما برخلاف بسیاری از آنان، پیش از خوانندگی سابقهای طولانی در مهندسی، آموزش دانشگاهی و نهادهای نظامی داشت.
در معرفینامهای که به نام خود او منتشر شده، آغاز رسمی فعالیتش سال ۱۳۷۵ ذکر شده است. زمان از فریدون شهبازیان و بابک بیات بهعنوان استادان و حامیان خود نام برده و بهویژه نقش شهبازیان را در شکلگیری مسیر حرفهایاش مؤثر دانسته اس
نخستین آلبوم مستقل او، «شب دلتنگی»، حدود سال ۱۳۷۶ انتشار یافت. این اثر از ساختار متداول پاپ ارکسترال آن دوره بهره میبرد: ملودیهای عاطفی، تنظیمهای متکی بر سازهای زهی و الکترونیک و ترانههایی دربارهٔ خاطره، انتظار، عشق و امید. بعضی قطعات آغازین او همزمان حاوی اشارههایی به انقلاب، جنگ، شهادت و اخلاق دینی بودند.
«قصهٔ شب» در سال ۱۳۷۸، «شاپرک» در ۱۳۷۹ و «مشق عشق» در ۱۳۸۰ منتشر شدند. این سه اثر دورهٔ اصلی شهرت او را شکل دادند. لحن خوانندگی زمان بیش از آنکه متکی بر تحریرهای پیچیده باشد، بر بیان مستقیم، کشش عاطفی واژهها و ایجاد ارتباط با متن استوار بود. در برخی قطعات، زبان عاشقانه با تصاویر مذهبی و اجتماعی درمیآمیخت و همین ویژگی آثارش را با فضای فرهنگی پاپ مجاز دههٔ ۱۳۷۰ هماهنگ میکرد.
دو آلبوم «قصهٔ نگفته» و «قرار عاشقی» بهترتیب در میانه و پایان دههٔ ۱۳۸۰ انتشار یافتند، اما قرارداد یا فرایند تولیدشان پیش از تشدید محدودیتهای حرفهای او آغاز شده بود. حضور نام او در مجموعههای مشترک «فصل آشنایی» و «گلایه» موجب شده است برخی منابع شمار آلبومهایش را هشت عنوان بنویسند؛ حال آنکه خود او تنها شش اثر را آلبوم مستقل معرفی کرده است.
آثار مستقل و مجموعههای مشترک
اثر | زمان تقریبی انتشار | نوع و توضیح | |||
شب دلتنگی | ۱۳۷۶ | نخستین آلبوم مستقل؛ از آثار شاخص دورهٔ احیای پاپ مجاز | |||
فصل آشنایی | ۱۳۷۷ | مجموعهٔ مشترک با حضور چند خواننده، نه آلبوم مستقل | |||
گلایه | اواخر دههٔ ۱۳۷۰ | مجموعهٔ مشترک منتشرشده توسط سروش | |||
قصهٔ شب | ۱۳۷۸ | آلبوم مستقل با مضامین عاطفی، اجتماعی و دینی | |||
شاپرک | ۱۳۷۹ | آلبوم مستقل و از آثار شناختهشدهٔ او | |||
مشق عشق | ۱۳۸۰ | آلبوم مستقل؛ آخرین اثر پیش از وقفهٔ طولانی در اجرای صحنهای | |||
قصهٔ نگفته | ۱۳۸۵ | آلبوم مستقل؛ انتشار در دورهٔ محدودیت فعالیت | |||
قرار عاشقی | ۱۳۸۸ | ششمین آلبوم مستقل |
از تکآهنگهای متأخر او میتوان «به تو میرسم دوباره»، «تو نباشی»، «حصر آغوش»، «دخترکم کجاست»، «خبری نیست» و «خیابان» را نام برد. تاریخ و وضعیت مجوز همهٔ این تکآهنگها یکسان نبود و شماری از آنها تنها از طریق شبکههای اجتماعی و رسانههای اینترنتی انتشار یافتند.
اصلاحات و ورود آشکارتر به سیاست
حسین زمان در نیمهٔ دوم دههٔ ۱۳۷۰ به جریان اصلاحات نزدیک شد. پیوند او با جبههٔ مشارکت و حضور در برنامههای این جریان در منابع مختلف گزارش شده است. یکی از نمونههای شناختهشده، حضورش در اجتماع هواداران سعید حجاریان پس از ترور او در اسفند ۱۳۷۸ و شرکت در مراسم دعای کمیل در اطراف بیمارستان سینا بود. باوجوداین، تعبیر «عضو رسمی جبهه مشارکت» را نمیتوان بدون دسترسی به سند حزبی قطعی دانست؛ منابع معتبرتر عمدتاً از نزدیکی، همراهی یا همکاری او با این تشکل سخن گفتهاند.
در نگاه زمان، اصلاحات راهی برای تحقق آزادی، عدالت و برخی مطالبات معوق انقلاب بود. این برداشت سبب میشد خود را بیرون از پیشینهٔ انقلابیاش تعریف نکند. بااینحال، منتقدان اصولگرا نزدیکی هنرمندان به احزاب سیاسی را موجب جناحیشدن هنر میدانستند. کارنامهٔ زمان نیز بهتدریج زیر سایهٔ مواضع سیاسی او قرار گرفت و شهرت عمومیاش بیش از انتشار آثار تازه، با مسئلهٔ مجوز و ممنوعیت پیوند خورد.
محدودیت فعالیت و مناقشه بر سر علت آن
آخرین اجرای عمومی حسین زمان پیش از وقفهٔ طولانی، در سال ۱۳۸۱ برگزار شد. او از آن پس تا سال ۱۳۹۸ نتوانست کنسرت دارای مجوز برگزار کند. همچنین صدای او از رادیو و تلویزیون ایران کنار گذاشته شد و درخواستهایش برای انتشار یا اجرای آثار تازه بارها به نتیجه نرسید.
خود زمان گفته بود که ابتدا در اعتراض به عملکرد صداوسیما از این سازمان خواسته است آثارش را پخش نکند و سپس علی لاریجانی، رئیس وقت سازمان، ممنوعیت پخش آثارش را به شبکهها ابلاغ کرده است. تاکنون متن این ابلاغیه در منابع عمومی انتشار نیافته؛ ازاینرو اصل توقف پخش آثار قابل مشاهده است، اما انتساب یک دستور مکتوب مشخص به رئیس وقت صداوسیما بر روایت شخص زمان و گزارش رسانهها استوار است.
در بهمن ۱۳۹۲، زمان اعلام کرد پیروز ارجمند، مدیر وقت دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، تلفنی به او اطلاع داده است که صلاحیتش برای انتشار آلبوم و اجرای صحنهای تأیید نشده است. او گفت مقامهای وزارتخانه علت روشنی ارائه نکرده و تنها از وجود نامههایی از مراجع بالاتر سخن گفتهاند. این گفتوگو یکی از روشنترین اسناد رسانهای دربارهٔ وجود مانع اداری در فعالیت اوست، هرچند هویت مرجع تصمیمگیر همچنان مشخص نشد.
زمان در شهریور ۱۳۹۶ نیز گفت پیگیریهایش در دولتهای محمود احمدینژاد و حسن روحانی بینتیجه مانده و وزارت ارشاد حاضر نشده است مرجع مخالف فعالیت او را معرفی کند.
در ارزیابی این دوره باید میان چند موضوع تمایز گذاشت:
محرومیت او از کنسرت رسمی بهمدت هفده سال، با تاریخ اجراها و گزارشهای صدور مجوز قابل تأیید است.
عدم پخش آثارش از صداوسیما نیز واقعیتی قابل مشاهده بود.
رد درخواست انتشار آلبوم و اجرای صحنهای در سال ۱۳۹۲ در گفتوگوی مستقیم او ثبت شده است.
اما عنوان حقوقی «ممنوعالکار»، علت دقیق تصمیمها و نقش هر نهاد، بهدلیل انتشارنیافتن حکم رسمی، عمدتاً بر روایت خود او استوار است.
ادعای اخراج یا منع دائمی از تدریس دانشگاهی نیز فاقد توضیح رسمی دانشگاه مربوط است.
از منظر سیاست فرهنگی جمهوری اسلامی، این پرونده نمونهای از ضعف شفافیت در سازوکارهای مجوزدهی به هنرمندان بود. حتی اگر نهادهای مسئول دربارهٔ مواضع یا فعالیت سیاسی یک هنرمند ملاحظات امنیتی یا قانونی داشته باشند، اعلامنشدن مرجع تصمیم، مدت محدودیت و راه اعتراض، امکان ارزیابی منصفانه و حقوقی را از میان میبرد. در مقابل، تبدیل تمام محدودیتها به روایت یکعلتیِ «مجازات صرفاً بهدلیل انتقاد» نیز بدون دسترسی به اسناد اداری کامل، از احتیاط دانشنامهای فاصله دارد.
بازگشت کوتاهمدت به صحنه
در مهر ۱۳۹۷، زمان پس از حدود شانزده سال موفق شد برای انتشار سه تکآهنگ مجوز دریافت کند. سپس در ۳ مرداد ۱۳۹۸ کنسرت «به تو میرسم دوباره» را در دو نوبت در برج میلاد تهران برگزار کرد. ارکستر این برنامه، متشکل از بیش از سی نوازنده، به رهبری صابر جعفری بود و در کنار آثاری مانند «مسافر» و «شب دلتنگی»، چند قطعهٔ تازه نیز اجرا شد.
این اجرا بازگشت پایدار او به صنعت موسیقی نبود. پس از اعتراضهای آبان ۱۳۹۸، زمان مواضع انتقادی خود را در شبکههای اجتماعی ادامه داد و دیگر دورهای مستمر از کنسرتها یا انتشار رسمی آلبوم برای او شکل نگرفت. بااینحال، سند عمومی روشنی دربارهٔ صدور حکم تازهای پس از آبان ۱۳۹۸ وجود ندارد؛ ازاینرو بهتر است این دوره «تداوم محدودیت عملی» توصیف شود، نه الزاماً صدور ممنوعیت رسمی جدید.
مواضع سیاسی متأخر
زمان پس از انتخابات ۱۳۸۸ به حامیان جنبش سبز نزدیک شد و در آثار و اظهاراتش از زندانیان و محصوران سیاسی یاد کرد. قطعهٔ «دخترکم کجاست» که در سال ۱۳۹۳ منتشر شد، به ندا آقاسلطان، از جانباختگان حوادث پس از انتخابات، تقدیم شد. عنوان «حصر آغوش» نیز با فضای سیاسی آن سالها ارتباط داشت.
مواضع او در سالهای پایانی زندگی صریحتر شد. وی فقر، بیعدالتی و محدودیت آزادیهای فردی و اجتماعی را از موضوعاتی میدانست که هنرمند نباید در برابر آنها سکوت کند. در گفتوگویی در سال ۱۴۰۱ تأکید کرد که حاضر نیست «خوانندهٔ سفارشی» باشد و نقد حاکمیت را بخشی از مسئولیت اجتماعی هنرمند تلقی میکند.
آخرین قطعهٔ او، «خیابان»، با ترانهای از بابک صحرایی، در جریان اعتراضهای ۱۴۰۱ منتشر شد و به شعار «زن، زندگی، آزادی» و جانباختگان اعتراضها اشاره داشت. گزارشها همچنین از تهدید او پس از انتشار این اثر حکایت دارند، اما جزئیات و مرجع تهدید بهطور مستقل معلوم نشده است.
در نقد این دوره، مخالفان او همراهی با جنبش سبز و اعتراضهای ۱۴۰۱ را عدول از پیشینهٔ انقلابی و قرارگرفتن در کنار جریانهای معارض جمهوری اسلامی ارزیابی کردهاند. در مقابل، زمان چنین دوگانگیای را نمیپذیرفت و عدالتخواهی، آزادیخواهی و اعتراض به عملکرد حاکمان را ادامهٔ تعهد اجتماعی و آرمانهای دوران انقلاب میدانست. برای داوری تاریخی باید میان نقد ساختار سیاسی، حمایت از معترضان، همکاری حزبی و عضویت یا همراهی با گروههای برانداز تمایز گذاشت. در منابع بررسیشده، مدرکی از عضویت او در سازمانهای برانداز یا نفی صریح اصل انقلاب اسلامی بهدست نیامد؛ آنچه مستند است، مخالفت فزایندهٔ او با عملکرد نهادهای جمهوری اسلامی و حمایت علنیاش از چند جنبش اعتراضی است.
ویژگیهای هنری و جایگاه فرهنگی
موسیقی حسین زمان از نظر نوآوری فرمی در شمار جریانهای تجربی پاپ ایران قرار نمیگیرد. ساختار بیشتر آثارش بر ترانهٔ روایی، ملودی روشن، تنظیم ارکسترال و اجرای عاطفی استوار است. اهمیت او بیش از ابداع یک زبان موسیقایی تازه، به سه عامل وابسته بود:
نخست، حضور در دورهای که موسیقی پاپ فارسی پس از سالها محدودیت دوباره در ساختار رسمی جمهوری اسلامی تثبیت میشد. دوم، پیوند دادن مفاهیم عاشقانه با زبان دینی، انقلابی و اجتماعی؛ و سوم، تبدیلشدن تدریجی خوانندهای برخاسته از انقلاب و دفاع مقدس به هنرمندی منتقد ساختارهای رسمی.
در آثار نخستین او، انقلاب، جنگ و شهادت در کنار عشق و نیایش حضور داشت. در آثار متأخر، زبان اعتراض مستقیمتر شد و موسیقی گاه نقش بیانیهٔ سیاسی پیدا کرد. این تغییر، کارنامهاش را به سندی از تحولات بخشی از طبقهٔ فرهنگی پس از انقلاب تبدیل کرده است: نسلی که در تأسیس و دفاع از جمهوری اسلامی مشارکت داشت، در دههٔ ۱۳۷۰ به اصلاحات امید بست و در دهههای بعد به منتقد صریح سیاستهای رسمی تبدیل شد.
از سوی دیگر، غلبهٔ حاشیههای سیاسی بر فعالیت هنری و وقفهٔ طولانی در تولید رسمی موجب شد کارنامهٔ موسیقایی او از نظر کمّی محدود بماند. بسیاری از آثار متأخر نیز از امکانات تولید، تنظیم و انتشار آثار دورهٔ نخست برخوردار نبودند
بیماری و درگذشت
حسین زمان در ماههای پایانی زندگی به سرطان کبد مبتلا بود. او روز پنجشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۲ در تهران درگذشت. با توجه به تولدش در مرداد ۱۳۳۸، هنگام مرگ ۶۳ سال کامل داشت؛ برخی خبرها سن او را با احتساب سال شصتوچهارم زندگی، ۶۴ سال نوشتهاند.
پیکر او روز ۲۲ اردیبهشت در قطعهٔ هنرمندان بهشت زهرا به خاک سپرده شد. سخنان فرزندان و برخی حاضران، مراسم تشییع را به بازخوانی مواضع سیاسی و محدودیتهای حرفهای او تبدیل کرد. خانوادهاش «خیابان» را آخرین اثر او و یادگار همراهیاش با اعتراضهای ۱۴۰۱ معرفی کردند.
آلبومها
سال | نام آلبوم | توضیحات | |||
۱۳۷۶ | شب دلتنگی | به اهتمام فریدون شهبازیان | |||
۱۳۷۷ | فصل آشنایی (وصل هجران، آیین همدردی) | مشترک با قاسم افشار، خشایار اعتمادی، علیرضا عصار | |||
۱۳۷۸ | گلایه | مشترک با قاسم افشار، امیر کریمی، محمدرضا عیوضی | |||
۱۳۷۸ | قصه شب | با آهنگسازی محمدرضا چراغعلی | |||
۱۳۷۹ | شاپرک | آهنگسازی: محمدرضا چراغعلی، تنظیم: امیر سرگزی | |||
۱۳۸۰ | مشق عشق | آهنگسازی: محمدرضا چراغعلی | |||
۱۳۸۵ | قصه نگفته | آهنگسازی: محمدمهدی گورنگی و محمدرضا چراغعلی | |||
۱۳۸۸ | قرار عاشقی | آهنگسازی: محمدرضا چراغعلی، امید قدیانی، بهروز صفاریان |
تک آهنگها
سال | نام تکآهنگ | توضیحات | |||
۱۳۷۴ | فراق | شعر: رضا اسماعیلی، آهنگسازی: فریدون شهبازیان | |||
۱۳۷۵ | آیین همدردی | شعر: محمدعلی معلم دامغانی، آهنگسازی: فریدون شهبازیان | |||
— | غم پنهان | شعر: سلمان هراتی، آهنگسازی: امیر بکان | |||
۱۳۸۰ | از تو خوندن | شعر: افشین سرفراز، آهنگسازی: محمدرضا چراغعلی | |||
— | سوز عشق | شعر: علیرضا قزوه، آهنگسازی: محمدرضا چراغعلی | |||
— | خورشیدخونه | ||||
— | روزهای کودکی | شعر: افشین سرفراز، آهنگساز: تورج شعبانخانی، بهرام دهقانیار | |||
۱۳۹۳ | دخترکم کجاست | شعر: بابک صحرایی، آهنگسازی: امین قباد | |||
۱۳۹۴ | حصر آغوش | شعر: داوود رحمتاللهی | |||
۱۳۹۶ | تو نباشی | شعر: بابک صحرایی، آهنگسازی: بابک زرین | |||
— | فکر تو | شعر: بابک صحرایی، آهنگسازی: امین قباد، | |||
— | به تو میرسم دوباره | شعر: بابک صحرایی، آهنگسازی: حامد حنیفی | |||
— | کی دنیاتو خطخطی کرد | شعر: عبدالجبار کاکایی، آهنگسازی: امیر قدیانی | |||
— | زندونی | شعر: داوود رحمتاللهی، آهنگسازی: علیرضا افکاری | |||
۱۳۹۹ | برادر جان | شعر: علیاکبر یاغیتبار، آهنگسازی: محمدرضا چراغعلی | |||
۱۴۰۰ | خبری نیست | شعر: سید محمد کاظمی، آهنگسازی: انوشیروان تقوی | |||
۱۴۰۱ | خیابان | شعر: بابک صحرایی، آهنگسازی: شانتیا | |||
— | گریههای بعد تو | شعر: داوود رحمتاللهی، آهنگسازی: رادین فخار |