خُسروانی یکی از کهنترین الحان موسیقایی منسوب به سنت موسیقی ایران باستان است که ریشه آن به دوره ساسانی و بهویژه به باربد، موسیقیدان دربار خسرو پرویز، نسبت داده میشود. این لحن، که بنابر منابع تاریخی در ستایش خسرو پرویز ساخته شده بود، نهتنها در دوران پیش از اسلام رواج داشت، بلکه در سدههای پس از آن نیز در سنت موسیقی و ادبیات فارسی استمرار یافت و بهصورت یکی از عناصر مهم میراث موسیقایی ایران باقی ماند. از نظر زبانشناختی، واژه «خسروانی» از ریشهای باستانی به معنای «سروده نیک» یا «آواز خوش» گرفته شده و نشاندهنده پیوند آن با سنتهای کهن آوازی و درباری است.
در منابع ادبی و موسیقایی، خسروانی بهعنوان گونهای خاص از سرود یا لحن معرفی شده که از نظر ساختار شعری، فاقد وزن و قافیه عروضی منظم بوده، اما با کشش آوایی و اجرای موسیقایی، حالتی آهنگین و موزون مییافته است. همین ویژگی سبب شده که آن را در مرز میان شعر و موسیقی بدانند. گزارشهای تاریخی از وجود «طرقالملوکیه» یا راههای مختلف خسروانی، همراه با ذکر نامهای گوناگون برای آنها، نشاندهنده تنوع و پیچیدگی این نظام موسیقایی در دورههای کهن است. همچنین شواهد متعددی از استمرار این لحن در سدههای میانه اسلامی، از جمله در آثار ادبی و تذکرهها، حاکی از جایگاه پایدار آن در فرهنگ موسیقایی ایران است.
در دورههای متأخر، هرچند مفهوم دقیق خسروانی در متون مختلف دچار تحول و ابهام شده، نام و اثر آن همچنان در سنت موسیقی ایرانی باقی مانده است؛ بهگونهای که امروزه «خسروانی» نام یکی از گوشههای ردیف موسیقی دستگاهی ایران است که در دستگاههایی چون ماهور، راست پنجگاه و آواز بیات ترک اجرا میشود. افزون بر این، بازتاب این نام در سنتهای موسیقایی مناطق پیرامونی، از جمله در موسیقی مقامی آذربایجان، نشاندهنده تداوم و تأثیر گسترده این مفهوم در حوزه فرهنگی ایرانزمین است.
ریشهشناسی
واژه خسروانی منسوب به «خسرو» و به معنای هر چیز شاهانه، نفیس، لطیف و درخور پادشاهان است. در فرهنگهای فارسی، این واژه به معانی «منسوب به خسرو»، «سرود شاهانه»، «لحن منسوب به باربد» و «آواز مخصوص خسروان» آمده است. (لغتنامه دهخدا؛ برهان قاطع، ذیل مدخل «خسروانی»؛ فرهنگ جهانگیری؛ فرهنگ آنندراج؛ فرهنگ نفیسی)
برخی پژوهشگران، ریشه این واژه را صورت باستانی هَئوسْرَوَنْگْه یا هَئوسْرَوَنْ دانستهاند که به معنای «سروده نیک» یا «آواز خوش» است. این معنا با ماهیت آوازی و موسیقایی خسروانی سازگاری دارد و نشان میدهد که واژه خسرو در اصل با مفهوم آواز و سرود پیوند داشته است. (جنیدی، زمینه شناخت موسیقی ایرانی، ص۸۸؛ رازانی، شعر و موسیقی و ساز و آواز در ادبیات فارسی، ص۳۶۷)
در اصطلاح ادبی و موسیقایی، خسروانی به نوعی سرود و لحن موسیقایی اطلاق میشود که غالب منابع تاریخی، ادبی، فرهنگهای لغت و تذکرهها، ابداع آن را به باربد، نوازنده و موسیقیدان مشهور دربار خسرو پرویز، نسبت دادهاند. مضمون این سرودها غالباً ستایش و مدح خسرو پرویز بوده و در آیینها و مراسم رسمی دربار، با تشریفات خاص اجرا میشده است. (ابنخردادبه، مختار من کتاب اللهو و الملاهی، ص۱۶؛ ثعالبی مرغنی، غرر اخبار ملوک الفرس، ص۶۹۷ـ۶۹۸؛ شمس قیس رازی، المعجم، ص۲۰۰؛ نظامی عروضی، چهار مقاله، ص۴۴؛ اینوسترانتسف، تحقیقاتی درباره ساسانیان، ص۹۶)
خاستگاه و پیشینه
بر پایه گزارشهای تاریخی، خسروانی از سنت موسیقایی ایران پیش از اسلام و بهویژه عصر ساسانی سرچشمه گرفته است. بیشتر منابع، باربد را پدیدآورنده این الحان معرفی کردهاند و نوشتهاند که او برای خسرو پرویز مجموعهای از سرودها و نغمهها را ساخت که مضمون اصلی آنها مدح، ستایش و بیان شکوه پادشاه بود. برخی نمونههای منسوب به باربد در منابعی چون مختار من کتاب اللهو و الملاهی نقل شده است که شماری از پژوهشگران آنها را بازماندهای از خسروانیها دانستهاند. (ابنخردادبه، ص۱۶ـ۱۸؛ ثعالبی مرغنی، ص۶۹۷ـ۶۹۸؛ شفیعی کدکنی، موسیقی شعر، ص۵۲۷ـ۵۷۴)
شواهد تاریخی نشان میدهد که شعر در ایران پیش از اسلام وجود داشته و در دوره ساسانی بهصورت سرودهای دینی، آیینی و درباری رواج داشته است؛ اما از لحاظ وزن و ساختار با شعر عروضی پس از اسلام تفاوت داشته است. این سرودها که برای پادشاهان، موبدان، آتشکدهها و آیینهای مذهبی ساخته میشد، همواره همراه موسیقی اجرا میشد و در حقیقت شعر و موسیقی دو بخش جداییناپذیر یک هنر محسوب میشدند. در آن دوره، شاعر و موسیقیدان معمولاً یک نفر بود و کسی که شعر میسرود، موسیقی نیز میآموخت و اجرا میکرد. (مسعودی، التنبیه و الاشراف، ص۴۵ـ۴۶؛ همایی، تاریخ ادبیات ایران، ج۱، ص۱۸۰ـ۱۸۱؛ براون، تاریخ ادبی ایران، ص۳۰؛ کریستنسن، شعر و موسیقی در ایران قدیم، ص۲۴ـ۲۵؛ بهار، سبکشناسی، ج۲، ص۱۸۶؛ تفضلی، تاریخ ادبیات ایران پیش از اسلام، ص۳۱۲)
گزارش مشهور تاریخ سیستان نیز بر این پیوند میان شعر و موسیقی تأکید دارد. نویسنده این اثر مینویسد که ایرانیان پیش از اسلام سخن خود را «به رود بازگفتندی بر طریق خسروانی» و پس از اسلام، بهتدریج شیوههای شعر عربی را پذیرفتند. این گزارش یکی از مهمترین شواهد تاریخی درباره رواج خسروانی در ایران پیش از اسلام بهشمار میرود و نشان میدهد که شعر فارسی در آغاز، همراه با موسیقی و آواز اجرا میشده است. همچنین رواج اصطلاح «سرودن شعر» در زبان فارسی نیز مؤید همین پیوند دیرینه میان شعر و آواز است. (تاریخ سیستان، ص۲۱۰؛ اسماعیلپور، سرودههای روشنایی، ص۱۲۵)
خسروانی در ادب فارسی
درباره ماهیت ادبی خسروانی، از دیرباز میان ادیبان، زبانشناسان و پژوهشگران اختلاف نظر وجود داشته است. بیشتر نویسندگان دوره اسلامی، به سبب آنکه شعر را بر پایه قواعد عروض و قافیه تعریف میکردند، خسروانی را شعر به معنای متداول آن ندانسته و آن را نوعی نثر آهنگین یا نثر مسجع معرفی کردهاند. در مقابل، شماری از پژوهشگران معاصر با استناد به شواهد تاریخی و نمونههای باقیمانده، خسروانی را گونهای شعر هجایی ایران پیش از اسلام دانستهاند که بر پایه وزن غیرعروضی و موسیقایی شکل گرفته است. (عوفی، لباب الالباب، ج۱، ص۲۰؛ شمس قیس رازی، المعجم، ص۲۰۰ـ۲۰۱؛ خواجه نصیرالدین طوسی، معیار الاشعار، ص۵؛ بهار، سبکشناسی، ج۲، ص۱۸۵ـ۱۸۶؛ شفیعی کدکنی، موسیقی شعر، ص۵۷۲ـ۵۷۴)
در لباب الالباب آمده است که در عهد خسرو پرویز، نوای خسروانی که باربد آن را در قالب الحان موسیقایی پدید آورده بود، فراوان بوده، اما چون از وزن شعر، قافیه و قواعد رایج شاعری فاصله داشته، مؤلف از نقل نمونههای آن خودداری کرده است. (عوفی، لباب الالباب، ج۱، ص۲۰)
شمس قیس رازی نیز در المعجم فی معاییر اشعار العجم مینویسد که باربد، استاد بربط، الحان و اغانی خود را که خسروانی نامیده میشد، بر نثر بنا نهاده بود و در آنها از کلام منظوم استفاده نکرده است. او تأکید میکند که این سرودها سراسر در مدح و آفرین خسرو پرویز بودهاند. (شمس قیس رازی، المعجم، ص۲۰۰ـ۲۰۱)
در برهان قاطع نیز خسروانی «لحنی از مصنفات باربد» معرفی شده که نثر مسجع بوده و مشتمل بر مدح و آفرین خسرو پرویز است. نویسنده این فرهنگ تصریح میکند که خسروانی در شمار سی لحن مشهور باربد قرار نداشته و اگر در میان آنها محسوب میشد، تعداد الحان به سیویک میرسید؛ از همینرو، نظامی گنجوی نیز هنگام برشمردن الحان باربد، خسروانی را بهعنوان لحن سیویکم یاد کرده است. (برهان قاطع، ج۲، ص۷۴۸؛ فرهنگ جهانگیری، ج۱، ص۱۲۸۷)
در برابر این دیدگاه، گروهی از پژوهشگران معتقدند که خسروانی نثر نبوده، بلکه نوعی شعر هجایی است و نویسندگان عربزبان، به سبب ناآشنایی با نظام وزنی شعر ایرانی، آن را نثر تصور کردهاند. (بهار، سبکشناسی، ج۲، ص۱۸۵؛ تاریخ تطور شعر فارسی، ص۱۳ـ۱۵)
ابوهلال عسکری نیز از گونهای سخن فارسی یاد میکند که در ظاهر نثر است، اما هنگام اجرا با موسیقی و کشش آوایی، حالت موزون پیدا میکند. عنصرالمعالی نیز در قابوسنامه خسروانی را سخنی مناسب اجرای با ساز و آواز معرفی کرده است. این دیدگاهها نشان میدهد که در ذهن بسیاری از نویسندگان اسلامی، خسروانی بیش از آنکه یک قالب شعری مستقل باشد، نوعی گفتار آهنگین همراه موسیقی تلقی میشده است. (ابوهلال عسکری، الصناعتین، ص۱۳۸ و ۱۴۴؛ عنصرالمعالی، قابوسنامه، ص۱۹۳؛ ابنرشیق، العمدة، ج۲، ص۳۱۴؛ بهار، سبکشناسی، ج۲، ص۱۸۵)
خواجه نصیرالدین طوسی نگاه متفاوتی به خسروانی دارد. او در معیار الاشعار و اساس الاقتباس، خسروانی را در زمره شعر قرار میدهد، اما وزن آن را از نوع «وزن مجازی» یا «وزنی نزدیک به تام» میداند. به اعتقاد او، این اوزان اگرچه با نظام عروضی تطابق کامل ندارند، اما از نوعی تناسب موسیقایی برخوردارند و به همین دلیل برخی ملتها آنها را شعر محسوب میکنند و برخی دیگر نه. (خواجه نصیرالدین طوسی، معیار الاشعار، ص۵؛ اساس الاقتباس، ص۵۸۶)
محمدتقی بهار خسروانی را یکی از سه گونه اصلی شعر کهن ایران، در کنار چکامه و ترانه، معرفی میکند و آن را شعری هجایی میداند که پیش از ورود عروض عربی در ایران رواج داشته است. او همچنین از گونهای شعر سهمصراعی هشتهجایی در میان کردهای شمال خراسان یاد میکند و آن را بازمانده سنت کهن خسروانی میشمارد. (بهار، تاریخ تطور شعر فارسی، ص۱۳ـ۱۵ و ص۲۵؛ سبکشناسی، ج۲، ص۱۸۵)
جلالالدین همایی، اگرچه خسروانی را نثری مسجع میداند، اما بر وجود شعر در ایران پیش از اسلام تأکید کرده و معتقد است که این نوع سرودها از لحاظ ساختار با شعر عروضی تفاوت داشتهاند. (همایی، تاریخ ادبیات ایران، ج۱، ص۱۸۲ـ۱۸۴)
محمدرضا شفیعی کدکنی نیز با استناد به نمونهای که ابنخردادبه در مختار من کتاب اللهو و الملاهی نقل کرده، خسروانی را شعری هجایی میشمارد و آن متن را نمونهای از خسروانیهای بازمانده از دوره ساسانی معرفی میکند. متن منسوب به باربد چنین است:
قیصر ماه مانذ و خاقان خرشید
آن من خذای ابر مانذ کامغاران
کخاهذ ماه بوشد کخاهذ خرشید
(ابنخردادبه، مختار من کتاب اللهو و الملاهی، ص۱۶؛ شفیعی کدکنی، موسیقی شعر، ص۵۷۲ـ۵۷۴)
محمدتقی بهار نیز در سبکشناسی نمونهای دیگر از خسروانیهای پس از اسلام را، که به ابوطاهر خسروانی نسبت داده شده، نقل میکند و آن را تقلیدی از سرودهای هجایی ایران باستان میداند:
شاهم بر گاه بر آرید
گاهش بر تخت زرین
تختش بر بزم بر آرید
بزمش در نوکرد شاه
به اعتقاد بهار، این سروده با وجود نداشتن وزن عروضی و قافیه منظم، از لطافت شعری برخوردار است و میتواند بازماندهای از سنت خسروانیهای کهن باشد. (بهار، سبکشناسی، ج۲، ص۱۸۵)
از پژوهشگران معاصر، مهدی اخوان ثالث پژوهشی مستقل درباره خسروانی انجام داده و با بهرهگیری از نظریات پیشینیان و نمونههای بازمانده، ویژگیهای اصلی این قالب را چنین برشمرده است:
کوتاه بودن قالب؛
برخورداری از وزن هجایی یا وزن موسیقاییِ تصنیفگونه؛
بهرهمندی از نوعی سجع و قافیه؛
دربرداشتن مضامینی چون ستایش، مدح، غزل، غنا و وصف طبیعت؛
ایجاز، حذف فعل و استفاده از تعبیرهای استعاری.
(اخوان ثالث، بدایع و بدعتها و عطا و لقای نیمایوشیج؛ سه کتاب، ص۲۲۲)
اخوان ثالث بر پایه همین ویژگیها، شش شعر سهمصراعی سرود و آنها را «نوخسروانی» نامید. در این سرودهها، مصراع نخست با مصراع سوم یا هر سه مصراع با یکدیگر همقافیهاند و هر شعر وزن مستقل خود را دارد. او تأکید میکند که هر نوخسروانی از نظر معنا نیز مستقل است و ارتباطی با بندهای پیش و پس از خود ندارد. (اخوان ثالث، سه کتاب، ص۲۲۵ـ۲۲۶)
برخی پژوهشگران، رواج قالب «سهگانی» در شعر معاصر فارسی را نیز ادامهای از سنت خسروانی دانستهاند و آن را گونهای احیای این قالب کهن در ادبیات امروز ایران تلقی کردهاند.
موسیقی
الحان خسروانی در دوره ساسانی
خسروانی در موسیقی، افزون بر آنکه نام نوعی سرود و شعر کهن است، به مجموعهای از الحان دربار ساسانی نیز اطلاق میشود که ساخت و تنظیم آنها را به باربد، موسیقیدان نامدار دربار خسرو پرویز، نسبت دادهاند. باربد را بزرگترین موسیقیدان عصر ساسانی دانستهاند و گفته شده است که استادان موسیقی، رأی و شیوه او را حجت میشمردند و خود را خوشهچین هنر او میدانستند. (حمدالله مستوفی، تاریخ گزیده، ص۱۲۳)
از آنجا که در ایران ساسانی شعر و موسیقی از یکدیگر جدایی نداشت و معمولاً سراینده شعر، آهنگ آن را نیز میساخت، پژوهشگران احتمال دادهاند که باربد علاوه بر آهنگسازی، شاعر نیز بوده باشد و مضامین خسروانی را که سراسر در مدح خسرو پرویز بوده، خود سروده باشد. (کریستنسن، شعر و موسیقی در ایران قدیم، ص۲۵؛ تفضلی، «باربد»، ص۲۲۱؛ شمس قیس رازی، المعجم، ص۲۰۰)
در مختار من کتاب اللهو و الملاهی نمونهای از سرودههای منسوب به باربد نقل شده است که برخی پژوهشگران آن را از بازماندههای خسروانی دانستهاند. (ابنخردادبه، مختار من کتاب اللهو و الملاهی، ص۱۶؛ شفیعی کدکنی، موسیقی شعر، ص۵۷۲ـ۵۷۳)
محمدتقی بهار نیز معتقد است که در دوره ساسانی اشعاری برای شاهان، موبدان، آتشکدهها و آیینهای رسمی سروده میشد که آنها را «سرود» یا «سرود خسروانی» مینامیدند. (بهار، تاریخ تطور شعر فارسی، ص۱۳)
گزارش تاریخ سیستان نیز نشان میدهد که ایرانیان «سخن به رود گفتندی بر طریق خسروانی»، یعنی اشعار خود را همراه با ساز رود و بر شیوه خسروانی اجرا میکردند. (تاریخ سیستان، ص۲۱۰)
ثعالبی در غرر اخبار ملوک الفرس، باربد را آفریننده آهنگهای خسروانی معرفی کرده و مینویسد که این نغمهها در زمان او نیز در مجالس شاهانه و دیگر محافل اجرا میشدهاند. (ثعالبی مرغنی، غرر اخبار ملوک الفرس، ص۶۹۸)
عنصرالمعالی نیز در قابوسنامه توصیه میکند که در مجالس پادشاهان، نخست دستان خسروانی نواخته شود و سپس الحان سبکتر اجرا گردد؛ زیرا خسروانی ویژه محافل شاهان ساخته شده است. (عنصرالمعالی، قابوسنامه، ص۱۹۳)
جایگاه خسروانی در میان الحان باربد
نام خسروانی در میان سی لحن مشهور باربد دیده نمیشود، اما برخی پژوهشگران معتقدند که این لحن، جدا از آن سی لحن بوده است. عباس اقبال آشتیانی با گردآوری نامهای الحان ساسانی از فرهنگها و دیوانهای شاعران، فهرستی شامل هفتادودو لحن فراهم کرده که خسروانی نیز در میان آنها دیده میشود. (اقبال آشتیانی، «موسیقی قدیم ایران»، کاوه، سال۲، شماره۵، ص۱۵)
داریوش صفوت نیز با بررسی منابع مختلف، نام ۱۴۱ لحن منسوب به موسیقی ایران را گردآوری کرده است. (صفوت، پژوهشی کوتاه درباره استادان موسیقی ایران و الحان موسیقی ایرانی، ص۱۶ـ۱۸)
بر پایه دیدگاهی که برخی پژوهشگران مطرح کردهاند، باربد برای سی روز ماه، سی لحن؛ برای سیصدوشصت روز سال اوستایی، سیصدوشصت نغمه؛ و برای هفت روز هفته، هفت لحن ویژه ساخته بود که همین مجموعه اخیر به «خسروانیها» شهرت یافت. (همایی، تاریخ ادبیات ایران، ج۱، ص۱۷۱)
بررسی نام این الحان نشان میدهد که مضامین آنها غالباً به ستایش شاهان، روایتهای تاریخی، توصیف طبیعت، جشن، شکار، بزم و آیینهای درباری مربوط بوده است. (اقبال آشتیانی، تاریخ مختصر ادبیات ایران، ص۶۲)
تعداد و نام الحان خسروانی
در منابع اسلامی درباره تعداد الحان خسروانی اختلاف نظر وجود دارد.
مسعودی در مروج الذهب از هفت طریق ملوکی یاد میکند، اما تنها نام شش لحن را ذکر میکند:
سکاف
امرسه
ماداروسنان
شایکاد (یا سایکاد)
شیشم (یا شیسم)
جوبعران (یا جوبران / جویعران)
(مسعودی، مروج الذهب، ج۵، ص۱۲۷ـ۱۲۸؛ تفضلی، «باربد»، ص۲۲۱؛ بیانی، ص۱۸۱)
در مقابل، ابنخردادبه از هشت راه موسیقایی نام میبرد:
بندستان
بهار
ابرین
ابرینه
ماذرواسبان
شسم
القبه
اسبراس
(ابنخردادبه، مختار من کتاب اللهو و الملاهی، ص۱۵ـ۱۷)
هرچند ابنخردادبه اصطلاح «خسروانی» را برای این مجموعه بهکار نبرده است، اما شباهت نام برخی الحان با روایت مسعودی و نیز توصیف آنها بهعنوان الحان مخصوص شاهان، سبب شده است که بیشتر پژوهشگران این هشت لحن را همان خسروانیهای مشهور بدانند. (تفضلی، «باربد»، ص۲۲۱؛ ملاح، «موسیقی دوره ساسانی و مقامهای متداول آن در اعصار»، ص۷)
همچنین برخی پژوهشگران احتمال دادهاند که این هفت یا هشت لحن، پیش از باربد نیز وجود داشتهاند و او تنها آنها را بازسازی، تنظیم و برایشان اشعار تازهای سروده باشد؛ ازاینرو، نقش باربد بیش از آنکه ابداع کامل این الحان باشد، در تکامل و نظامبخشی آنها دانسته شده است. (ملاح، همان، ص۷)
ویژگیها و نامهای الحان خسروانی
درباره ویژگیهای هر یک از الحان خسروانی، پژوهشگران بر پایه منابع تاریخی و زبانشناختی دیدگاههایی ارائه کردهاند.
لحن سکاف را برگرفته از واژه «سوکافه» به معنای مضراب دانستهاند و احتمال دادهاند که نام آن به شیوه خاص مضرابگذاری یا اجرای ساز اشاره داشته باشد. (بیانی، «موسیقی یکی از مظاهر تمدن درخشان ایران در زمان ساسانیان»، ص۱۸۱ـ۱۸۲)
لحن امرسه را همان «ابرینه» یا «آبزنه» دانستهاند. گفته شده است که این لحن بیشترین فراز و فرود ملودیک را داشته و واژه «ابرین» در برخی منابع بهصورت «آفرین» یا «امرین» ضبط شده است. همچنین نوشتهاند که این نغمه بر سیم زیرین ساز اجرا میشده است. (ابنخردادبه، مختار من کتاب اللهو و الملاهی، ص۱۵ـ۱۷؛ تفضلی، «باربد»، ص۲۲۱؛ ملاح، «موسیقی دوره ساسانی و مقامهای متداول آن در اعصار»، ص۶)
لحن ماداروسنان یا ماذرواسبان از سنگینترین الحان خسروانی بهشمار آمده است. برخی پژوهشگران این نام را به منطقهای میان بغداد و حلوان منسوب دانستهاند و معتقدند نام لحن از همان محل گرفته شده است. (بیانی، ص۱۸۲؛ تفضلی، همان، ص۲۲۱)
درباره لحن شایکاد یا سایکاد دیدگاههای گوناگونی مطرح شده است. گروهی آن را همان «شایگان» و نام یکی از گنجهای خسرو پرویز دانستهاند و گروهی دیگر احتمال دادهاند که صورت دگرگونشده «شاهیگان» به معنای کاخ و قصر باشد. در روایت ابنخردادبه، این لحن با نام «القبه» آمده که به معنای گنبد است. برخی پژوهشگران نیز احتمال دادهاند که واژه «قبه» بعدها به «گبه»، «گوه»، «گوشت» و در نهایت به گوشه «گوشت» در دستگاه نوا تبدیل شده باشد. (بیانی، ص۱۸۱؛ ابنخردادبه، ص۱۵ـ۱۷؛ تفضلی، همان، ص۲۲۱؛ ملاح، همان، ص۶، ۱۱، ۱۲)
لحن شیشم یا شیسم به معنای سوت زدن با دهان و نیز نام یکی از سازهای موسیقی دانسته شده است. این واژه در اشعار منوچهری دامغانی نیز دیده میشود. برخی پژوهشگران مقام «نسیم» را که در رسالههای موسیقی کندی و بنایی آمده، همان لحن شیشم دانستهاند. (ملاح، منوچهری دامغانی و موسیقی، ص۲۱۴؛ معمار، رساله در موسیقی، ص۵۲؛ ملاح، «موسیقی دوره ساسانی و مقامهای متداول آن در اعصار»، ص۶، ۷، ۱۰؛ تفضلی، همان، ص۲۲۱)
لحن بهار را ابنخردادبه از فصیحترین و خوشآهنگترین الحان معرفی کرده است. (ابنخردادبه، ص۱۵ـ۱۷)
لحن بندستان را برخی همان مقام «سندان» در رساله موسیقی کندی و گروهی دیگر همان مقام «بوستان» دانستهاند. همچنین واحدهای مُدال «بوستان» و «بهار» در رساله موسیقی بنایی نیز ثبت شدهاند. (ملاح، همان، ص۷ـ۸؛ معمار، ص۵۰ـ۵۱)
درباره لحن اسبراس نیز گفته شده است که این واژه از دو جزء «اسب» و «راس» به معنای راه در زبان اوستایی ساخته شده و مفهوم «راه اسب» یا میدان اسبدوانی را میرساند. برخی پژوهشگران احتمال دادهاند که واژه «راست» در نام مقام راست، صورت تحولیافته همین واژه باشد. همچنین آمده است که «اسفراس» در رساله موسیقی کندی نیز ثبت شده است. ابنخردادبه این لحن را نغمهای توصیف میکند که در عین ایجاد نشاط و سرور، خواب را نیز بر چشمان شاهان میآورد. (ملاح، همان، ص۷، ۱۲؛ تفضلی، همان، ص۲۲۱؛ ابنخردادبه، ص۱۵ـ۱۷)
بازتاب خسروانی در منابع پس از اسلام
نام خسروانی در بسیاری از منابع ادبی و موسیقایی پس از اسلام همچنان دیده میشود و این امر نشاندهنده استمرار جایگاه آن در سنت فرهنگی ایران است.
از جمله در لبابالالباب محمد عوفی از خسروانی یاد شده است. (عوفی، لبابالالباب، ص۲۰)
دولتشاه سمرقندی نیز در تذکرةالشعرا از «آهنگ خسروانی» سخن گفته است. (دولتشاه سمرقندی، تذکرةالشعرا، ص۶۲۶)
اشاره به خسروانی در شاهنامه فردوسی نیز دیده میشود و حافظ نیز در یکی از غزلهای خود چنین میسراید:
مغنی نوایی به گلبانگ رود
بگوی و بزن خسروانی سرود
روان بزرگان ز خود شاد کن
ز پرویز و از باربد یاد کن
(حافظ، به کوشش محمد قزوینی و قاسم غنی، ص۳۶۰؛ نیز دیوان حافظ، به کوشش امیرهوشنگ ابتهاج، ص۵۹۲)
همچنین در رسالههای موسیقی، از جمله رساله موسیقی دوازده مقام، و نیز در آثار خواجه نصیرالدین طوسی مانند معیارالاشعار و اساسالاقتباس از خسروانی یاد شده است. (رساله موسیقی دوازده مقام، ص۱۹۱؛ نصیرالدین طوسی، معیارالاشعار، ص۵؛ همان، اساسالاقتباس، ص۵۸۶)
برخی منابع نیز خسروانی را با نام کیخسروی معرفی کردهاند. (همایی، تاریخ ادبیات ایران، ج۱، ص۱۸۲؛ مشحون، تاریخ موسیقی ایران، ص۶۲)
همچنین از نوروز کیخسروی در موسیقی جمهوری آذربایجان نیز نام برده شده است که نشاندهنده تداوم این سنت در حوزه فرهنگی ایران بزرگ است. (ایمرانی، تاریخ موسیقی آذربایجان، ص۸۶)
جایگاه خسروانی در موسیقی دستگاهی ایران و موسیقی آذربایجان
در دوره معاصر، خسروانی افزون بر مفهوم تاریخی خود، نام یکی از گوشههای ردیف موسیقی دستگاهی ایران نیز هست. این گوشه در روایتهای معتبر ردیف، جایگاه مشخصی دارد و در دستگاهها و آوازهای مختلف اجرا میشود.
در موسیقی جمهوری آذربایجان نیز گوشهای با عنوان راک خسروانی در روایت شهر شاماخی از مقام راست دیده میشود. (بابایف، دستگاه راست، ص۱۶؛ زهراباُف، موقام (موسیقی مقامی آذربایجان)، ص۱۴۴)
همین گوشه در ردیف میرزا فرج رضایف با نام راک خراسانی ثبت شده است. (دورینگ، ردیف میرزا عبدالله، ص۵۱)
در ردیفهای معتبر موسیقی دستگاهی ایران نیز گوشه خسروانی حضور دارد. این گوشه در روایتهای میرزا عبدالله و منتظمالحکما، در دستگاههای ماهور، راستپنجگاه و آواز بیات ترک آمده است. (دورینگ، ردیف میرزا عبدالله، ص۷۱، ۱۵۸، ۲۴۶؛ پورعیسی، ماهور به قلم مخبرالسلطنه، ص۶۵، ۶۹، ۱۰۳، ۱۶۷)
در ردیف آقاحسینقلی، خسروانی تنها در دستگاه ماهور دیده میشود. (وهدانی، ردیفسازی موسیقی سنتی ایران، ص۱۸۶)
پژوهشگران موسیقی ایرانی، خسروانی را گوشهای سازی و از جمله گوشههای دارای مُد غیرمعین یا به تعبیر دیگر گوشههای سیّار دانستهاند؛ بدین معنا که قابلیت اجرا و انتقال در مقامها و دستگاههای مختلف را دارد. (کمال پورتراب و دیگران، مبانی نظری موسیقی ایرانی، ص۳۹؛ اسعدی، «بنیادهای نظری موسیقی کلاسیک ایران»، ماهور، سال۶، شماره۲۲، ص۵۲)
هسته اصلی گوشه خسروانی در دستگاههای ماهور، راستپنجگاه و بیات ترک با الگویی ریتمیک ـ ملودیک و پایینرونده آغاز میشود. این الگو از ترکیب شش مضراب راست و یک مضراب چپ (راست / چپ / راست / راست) شکل میگیرد و در جریان بسط و گسترش ملودی، با ایجاد گرههای ملودیک متنوع، طول و ساختار آن تغییر میکند. (دورینگ، ردیف میرزا عبدالله، ص۷۱، ۱۵۸، ۲۴۸؛ وهدانی، ردیفسازی موسیقی سنتی ایران، ص۱۸۶)
جایگاه خسروانی در تاریخ موسیقی ایران
بررسی منابع تاریخی، ادبی و موسیقایی نشان میدهد که خسروانی از معدود اصطلاحاتی است که از دوره ساسانی تا روزگار معاصر، با وجود تحول در معنا و کارکرد، همچنان در فرهنگ موسیقایی ایران باقی مانده است. در منابع کهن، خسروانی هم به نوعی سرود و شعر آهنگین و هم به مجموعهای از الحان درباری ساسانی اطلاق میشد و در دوره اسلامی نیز نام آن در آثار ادبی، رسالههای موسیقی و فرهنگهای لغت استمرار یافت. در موسیقی دستگاهی معاصر نیز این عنوان بهصورت نام یکی از گوشههای ردیف حفظ شده و در کنار حضور آن در موسیقی مقامی جمهوری آذربایجان، استمرار تاریخی و گستره فرهنگی این مفهوم را نشان میدهد. (ثعالبی مرغنی، غرر اخبار ملوک الفرس، ص۶۹۷ـ۶۹۸؛ ابنخردادبه، مختار من کتاب اللهو و الملاهی، ص۱۵ـ۱۸؛ مسعودی، مروج الذهب، ج۵، ص۱۲۷ـ۱۲۸؛ دورینگ، ردیف میرزا عبدالله، ص۷۱، ۱۵۸، ۲۴۶؛ زهراباُف، موقام (موسیقی مقامی آذربایجان)، ص۱۴۴)
ویژگیهای ملودیک و اجرایی
خسروانی از جمله گوشههای سازی موسیقی ایرانی بهشمار میرود و از نظر مدال، در زمره گوشههای سیّار قرار میگیرد؛ بدین معنا که قابلیت اجرا در چند مقام و دستگاه مختلف را دارد و به یک فضای مدال خاص محدود نیست.
هسته اصلی این گوشه در دستگاه ماهور، راستپنجگاه و آواز بیات ترک، با الگویی ریتمیک و ملودیکِ پایینرونده آغاز میشود. این الگو از ترکیب شش مضراب راست و یک مضراب چپ تشکیل شده و بهصورت راست، چپ، راست، راست اجرا میشود. در جریان اجرای گوشه، این الگوی اولیه میتواند دگرگون شود، گسترش یابد یا با تغییر طول جملههای ملودیک، شکلهای متنوعی به خود بگیرد. همین انعطافپذیری، یکی از ویژگیهای مهم خسروانی در ردیف موسیقی دستگاهی ایران بهشمار میآید.
جایگاه و اهمیت
خسروانی یکی از کهنترین مفاهیم مشترک در تاریخ ادبیات و موسیقی ایران بهشمار میرود. این اصطلاح هم به نوعی شعر و سرود غیرعروضی و هم به مجموعهای از الحان موسیقایی دوره ساسانی اطلاق شده و در منابع تاریخی، ادبی و موسیقایی پس از اسلام نیز استمرار یافته است. اختلاف دیدگاه پژوهشگران درباره ماهیت ادبی آن، از نثر آهنگین تا شعر هجایی، نشاندهنده پیچیدگی این قالب کهن است. در حوزه موسیقی نیز خسروانی، افزون بر ارتباط با باربد و نظام الحان ساسانی، بهصورت گوشهای در ردیف موسیقی دستگاهی ایران و موسیقی جمهوری آذربایجان تا روزگار معاصر باقی مانده و از این جهت، یکی از مهمترین حلقههای پیوند میان موسیقی ایران پیش از اسلام و سنت موسیقی کلاسیک ایرانی بهشمار میآید.