روحالله خالقی (زادهٔ ۱۲۸۵ش، کرمان – درگذشت ۲۱ آبان ۱۳۴۴ش، سالزبورگ، اتریش) آهنگساز، موسیقیدان، رهبر ارکستر، پژوهشگر، نویسنده و مدرس موسیقی ایرانی بود که از اثرگذارترین چهرههای موسیقی معاصر ایران بهشمار میرود. او از شاگردان برجسته علینقی وزیری و از پیشگامان شکلگیری جریان «موسیقی ملی ایران» بود و با تلاش برای تلفیق مبانی علمی موسیقی غرب با ساختار موسیقی دستگاهی ایران، نقش مهمی در نوسازی آموزش، پژوهش، آهنگسازی و ارکستراسیون موسیقی ایرانی ایفا کرد. خالقی در تأسیس و مدیریت انجمن موسیقی ملی و هنرستان موسیقی ملی، سازماندهی فعالیتهای موسیقی رادیو ایران و پایهگذاری ارکستر و برنامههای «گلها» سهمی تعیینکننده داشت و نسل بزرگی از هنرمندان موسیقی ایران از فعالیتهای آموزشی و مدیریتی او تأثیر پذیرفت.
او آموزش موسیقی را از نوجوانی آغاز کرد و پس از ورود به مدرسه موسیقی علینقی وزیری، به یکی از نزدیکترین شاگردان و همکاران او تبدیل شد. در کنار فراگیری موسیقی، تحصیلات خود را در دارالفنون و دانشسرای عالی ادامه داد و در رشته ادبیات و فلسفه دانشآموخته شد. خالقی سالها در عرصه آموزش، مدیریت فرهنگی و پژوهش موسیقی فعالیت کرد؛ از معاونت اداره موسیقی کشور و سردبیری مجله موسیقی گرفته تا مدیریت هنرستان موسیقی ملی و همکاری گسترده با رادیو ایران. او با تأسیس انجمن موسیقی ملی، برگزاری کنسرتهای متعدد، انتشار مجله چنگ و تربیت هنرجویان، نقش مهمی در گسترش آموزش علمی موسیقی ایرانی داشت و همواره بر حفظ هویت موسیقی ملی در کنار بهرهگیری از دستاوردهای علمی موسیقی جهان تأکید میکرد.
خالقی افزون بر فعالیتهای اجرایی، از مهمترین نویسندگان و پژوهشگران موسیقی ایران نیز بود. مجموعه سهجلدی سرگذشت موسیقی ایران از مهمترین منابع تاریخ موسیقی ایران بهشمار میرود و کتابهایی مانند نظری به موسیقی، همآهنگی موسیقی و مجموعههای آموزشی تار، سهتار و ویلن سالها از منابع اصلی آموزش موسیقی در ایران بودند. او همچنین بیش از ۱۵۰ مقاله پژوهشی و آموزشی منتشر کرد و در کنار آن، حدود ۱۵۰ اثر موسیقایی از خود بر جای گذاشت. سرود ای ایران، آثار ماندگاری همچون می ناب، بهار آرزو، بوی جوی مولیان، آتشین لاله و خوشهچین و همکاری با هنرمندانی چون غلامحسین بنان، جایگاه او را در تاریخ موسیقی ایران تثبیت کرد. روحالله خالقی در سال ۱۳۴۴ش در سالزبورگ اتریش درگذشت و در گورستان ظهیرالدوله تهران به خاک سپرده شد.
خانواده و کودکی
روحالله خالقی در سال ۱۲۸۵ش، همزمان با پیروزی انقلاب مشروطه، در شهر کرمان به دنیا آمد. او سومین فرزند میرزا عبداللهخان و مخلوقهخانم بود. پدرش منشی فرمانفرما، والی کرمان، بود و این موقعیت در سالهای نخست زندگی، شرایط اقتصادی مناسبی برای خانواده فراهم کرده بود، هرچند پس از برکناری فرمانفرما، وضعیت مالی خانواده تا اندازه زیادی تغییر کرد. (خالقی، سرگذشت موسیقی ایران، ص۵۱ و ۱۸۲)
او در همان کودکی همراه خانواده به تهران رفت .خانواده خالقی با موسیقی آشنایی و دلبستگی داشتند. پدر او مدتی نزد یکی از شاگردان آقاحسینقلی و همچنین درویشخان، نواختن تار را فراگرفته بود و منزل آنان محل رفتوآمد شماری از موسیقیدانان شناختهشده آن روزگار بود. مادرش نیز به موسیقی علاقه داشت، کمانچه مینواخت و با نواختن تار نیز آشنا بود. همین فضای فرهنگی سبب شد خالقی از کودکی با موسیقی ایرانی مأنوس شود و استعداد خود را در محیطی هنری پرورش دهد.
(خالقی، سرگذشت موسیقی ایران، ص۵۱، ۵۶ و ۶۵؛ فاطمی، ص۱۱۲)
تحصیلات
خالقی تحصیلات ابتدایی خود را در کالج آمریکایی تهران آغاز کرد. در همین دوره با موسیقی و سرودهای مدرسه آشنا شد که تأثیر عمیقی بر علاقه او به موسیقی گذاشت (همان). همچنین از طریق ارتباط خانوادگی با نوازندگان و موسیقیدانانی مانند میرزا غلامرضا شیرازی و میرزا رحیمخان با موسیقی سنتی ایران آشنا شد. این دوره از آموزش، تأثیر قابل توجهی بر شکلگیری شخصیت فکری و فرهنگی او گذاشت. همزمان، به دلیل مأموریتهای شغلی پدر، مدتی را در شهرهای شیراز و اصفهان گذراند پس از مدتی اقامت در شیراز (۱۲۹۴–۱۲۹۹ش)، که در آنجا نزد میرزا نصیر فرصت شیرازی عروض و ادبیات آموخت، دوباره به تهران بازگشت و آموزش موسیقی را نزد استادانی چون رضا محجوبی و میرزا رحیم کمانچهکش ادامه داد (همان، ج 1، ص 186، 298).
او در کنار آموزشهای جدید، با شیوههای سنتی تعلیم نیز آشنا شد. او بعدها از آموزگاری یاد میکند که در شیراز تمامی دروس را بهتنهایی تدریس میکرد و در آموزش مهارت فراوانی داشت. (خالقی، سرگذشت موسیقی ایران، ص۵۱–۵۳ و ۱۲۹)
نقطه عطف زندگی خالقی در زمستان ۱۳۰۲ش رقم خورد؛ زمانی که برای نامنویسی به مدرسه موسیقی علینقی وزیری رفت و نخستین دیدار او با وزیری، آغاز رابطهای علمی و هنری شد که تا پایان عمر خالقی ادامه یافت. او پیش از آن از حدود سال ۱۳۰۰ش، نواختن ویلن را به شیوه سنتی آغاز کرده بود، اما آموزشهای نظاممند مدرسه وزیری، نگرش او را نسبت به موسیقی دگرگون کرد. علاقه فراوان به این شیوه آموزشی موجب شد در سال ۱۳۰۳ش کالج آمریکایی را ترک کند؛ تصمیمی که حتی به بروز اختلافهایی میان او و پدرش انجامید. (خالقی، سرگذشت موسیقی ایران، ص۳۷۷–۳۷۹)
او با وجود تمرکز بر موسیقی، تحصیلات رسمی خود را نیز ادامه داد و در سال ۱۳۰۸ش دیپلم متوسطه را از دارالفنون دریافت کرد. سپس در سال ۱۳۱۰ش وارد دانشسرای عالی تهران شد و در سال ۱۳۱۳ش در رشته ادبیات و فلسفه دانشآموخته شد. هرچند هدف اولیه او از انتخاب این رشته، استفاده از بورس تحصیلی موسیقی در اروپا بود، اما همین تحصیلات ادبی و فلسفی بعدها نقش مهمی در شکلگیری شخصیت او بهعنوان نویسنده، پژوهشگر و مورخ موسیقی ایفا کرد. (خالقی، سرگذشت موسیقی ایران، ص۵۴۶–۵۵۳)
خالقی علاقه فراوانی داشت که تحصیلات عالی موسیقی را در اروپا ادامه دهد، اما این فرصت برای او فراهم نشد. بااینحال، دورههای هارمونی، سازشناسی و ارکستراسیون را بهصورت مکاتبهای در مدرسهای در پاریس گذراند و اگرچه به دلیل فراهم نشدن امکان سفر موفق به دریافت مدرک نهایی نشد، دانش حاصل از این دورهها تأثیر چشمگیری بر آثار آموزشی و نظری او گذاشت. (خالقی، سرگذشت موسیقی ایران، ص۵۲۱–۵۲۲؛ گلنوش خالقی، ص۴۸۳–۴۸۴)
فعالیتهای آموزشی و اجرایی
فعالیت تخصصی
در سال ۱۳۰۲ش با تأسیس مدرسه عالی موسیقی به مدیریت علینقی وزیری، خالقی از نخستین هنرجویان این مدرسه شد و آموزشهای علمی موسیقی از جمله نتخوانی، تئوری و هارمونی را فرا گرفت (همان، ج 2، ص 1–5). او بهتدریج از شاگردان قابل توجه وزیری شد و در گروه موسیقی مدرسه نیز فعالیت کرد و تحت تأثیر دیدگاه اصلاحگرایانه وزیری در موسیقی قرار گرفت (همان، ج 2، ص 19–25).
خالقی در سال ۱۳۱۳ش موفق به دریافت لیسانس ادبیات و فلسفه از دارالمعلمین عالی شد و همزمان به مطالعه نظری موسیقی و فراگیری هارمونی از طریق مکاتبه با مدرسه موسیقی فرانسه پرداخت (همان، ج 2، ص 334–335).
در سال ۱۳۱۳ش، پس از برکناری علینقی وزیری از ریاست اداره موسیقی کشور و انتصاب غلامحسین مینباشیان به این سمت، سیاستهای جدید اداره موسیقی با دیدگاههای خالقی همخوانی نداشت. او در نتیجه این اختلاف نظر، تدریس موسیقی را کنار گذاشت و به وزارت فرهنگ منتقل شد. خالقی در این وزارتخانه ابتدا بهعنوان منشی مخصوص وزیر و سپس معاون دفتر وزیر فعالیت کرد. حضور در این مسئولیت اداری، علاوه بر آشنایی او با ساختار مدیریت فرهنگی کشور، فرصت سفر به نقاط مختلف ایران را فراهم ساخت و شناخت عمیقتری از فرهنگ، آداب، روحیات و نیازهای جامعه ایرانی برای او بههمراه آورد؛ تجربهای که بعدها در آثار پژوهشی و فعالیتهای فرهنگیاش بازتاب یافت. (خالقی، سرگذشت موسیقی ایران، ص۶۰۵)
معاونت اداره موسیقی کشور
پس از رویدادهای شهریور ۱۳۲۰ و بازگشت علینقی وزیری به عرصه مدیریت موسیقی، خالقی به معاونت اداره موسیقی کشور منصوب شد. در این دوره، او افزون بر همکاری با وزیری، ، بهعنوان معاون اداره موسیقی کشور و هنرستان عالی موسیقی منصوب شد و همچنین سردبیری مجله موسیقی را برعهده گرفت (خالقی، سرگذشت موسیقی ایران، ج 3، ص 85). او در این دوره نقش مهمی در انتشار مقالات علمی موسیقی و معرفی پژوهشگران ایرانی داشت.
. همزمان با شکلگیری رادیو ایران، اداره موسیقی کشور مسئولیت هدایت بسیاری از برنامههای موسیقایی رادیو را نیز بر عهده داشت و خالقی در مدیریت این مجموعه نقش مؤثری ایفا کرد.
تأسیس انجمن موسیقی ملی
یکی از مهمترین اقدامات خالقی، تأسیس انجمن موسیقی ملی در سال ۱۳۲۳ش بود. این انجمن با هدف حفظ، گسترش و اعتلای موسیقی ایرانی و ایجاد فضایی برای گردهمآیی استادان موسیقی تشکیل شد. خالقی باور داشت که موسیقی ملی ایران باید ضمن حفظ هویت تاریخی خود، با شیوههای علمی و آموزشی نوین نیز توسعه یابد.
نخستین برنامه رسمی انجمن در مهر ۱۳۲۳ برگزار شد. در این مراسم، پس از سخنرانی علینقی وزیری، سرود «ای ایران» با آهنگسازی روحالله خالقی برای نخستین بار اجرا شد. استقبال حاضران از این اثر به اندازهای بود که همان شب سه بار تکرار شد و این سرود به یکی از ماندگارترین آثار موسیقی معاصر ایران تبدیل گردید. (خالقی، سرگذشت موسیقی ایران، ص۶۲۱)
انجمن موسیقی ملی با مدیریت مدبرانه خالقی توانست بیشتر استادان موسیقی ایرانی را گرد هم آورد و با برگزاری کنسرتهای متعدد در تهران و دیگر شهرها، برپایی دورههای آموزشی و انتشار مجله تخصصی چنگ ــ که امتیاز آن نیز در اختیار خالقی بود ــ نقش مهمی در گسترش آموزش و معرفی موسیقی ایرانی ایفا کند. این انجمن از مهمترین مراکز فرهنگی موسیقی ایران در دهه ۱۳۲۰ بهشمار میرفت. (خالقی، سرگذشت موسیقی ایران، ص۶۱۵–۶۳۳)
کنارهگیری از مسئولیتهای دولتی
با روی کار آمدن دولت ائتلافی قوامالسلطنه و حضور فریدون کشاورز، از رهبران حزب توده، در وزارت فرهنگ، شرایط اداره موسیقی کشور دگرگون شد. خالقی که با سیاستهای فرهنگی جدید همسو نبود، بار دیگر از مسئولیتهای دولتی خود، از جمله مدیریت در رادیو و هنرستان موسیقی، کنارهگیری کرد.
تأسیس هنرستان موسیقی ملی
خالقی در سال ۱۳۲۸ش مجوز تأسیس هنرستان موسیقی ملی را از وزارت فرهنگ دریافت کرد. تأسیس این هنرستان، که آموزش موسیقی ایرانی را بهصورت نظاممند دنبال میکرد، تحقق یکی از آرمانهای دیرینه علینقی وزیری و روحالله خالقی بود. درحالیکه هنرستان عالی موسیقی بیشتر بر موسیقی کلاسیک غربی تمرکز داشت، هنرستان موسیقی ملی به آموزش و گسترش موسیقی ایرانی اختصاص یافت.
او مدیریت این هنرستان را بر عهده گرفت و با دقت فراوان در تنظیم برنامههای آموزشی، انتخاب استادان، تدوین کتابهای درسی و پرورش هنرجویان کوشید. علاقه او به هنرستان به اندازهای بود که گاه شخصاً نظافت و رسیدگی به امور روزمره مدرسه را نیز انجام میداد تا محیط آموزشی در بهترین وضعیت ممکن قرار گیرد. (خالقی، سرگذشت موسیقی ایران، ص۷۰۴–۷۰۵)
با وجود دلبستگی عمیق به هنرستان موسیقی ملی، خالقی در سال ۱۳۳۸ش به دلیل اختلاف نظر با مسئولان وقت، درخواست کرد تنها به تدریس بپردازد و از مدیریت کنارهگیری کند؛ اما به جای پذیرش این درخواست، او را بازنشسته کردند و بدین ترتیب همکاری رسمیاش با هنرستان پایان یافت. (خالقی، سرگذشت موسیقی ایران، ص۵۶۱)
فعالیت در رادیو و برنامه «گلها»
خالقی از سال ۱۳۲۰ تا ۱۳۳۰ش در رادیو ایران نیز فعالیت داشت و برنامههایی مانند «ساز و سخن» و «یادی از هنرمندان» را تهیه و اجرا کرد. از دیگر اقدامات مهم او تأسیس نخستین ارکستر سازهای ایرانی در رادیو و ایجاد نخستین آرشیو صوتی موسیقی ایرانی در هنرستان موسیقی ملی بود، هرچند از شرایط آن دوره رضایت کامل نداشت.
او در سال ۱۳۳۳ش بار دیگر به رادیو بازگشت و تا پایان عمر بهعنوان عضو شورای عالی موسیقی رادیو فعالیت کرد.
در این دوره، نقش او در شکلگیری، سازماندهی و گسترش ارکستر گلها بسیار قابل توجه بود. خالقی افزون بر رهبری این ارکستر، از مشاوران اصلی داوود پیرنیا در پایهگذاری، برنامهریزی و استمرار مجموعه برنامههای «گلها» بود؛ برنامهای که بعدها به یکی از مهمترین جریانهای موسیقی و ادبیات معاصر ایران تبدیل شد. (گلنوش خالقی، ص۱۵۷)
آثار و تألیفات
خالقی علاوه بر فعالیتهای اجرایی، آثار پژوهشی مهمی نیز تألیف کرد که مهمترین آن کتاب سهجلدی «سرگذشت موسیقی ایران» است که از منابع اصلی تاریخ موسیقی ایران بهشمار میرود (خالقی، سرگذشت موسیقی ایران). او همچنین آثار متعددی در موسیقی ساخت که از مهمترین آنها میتوان به «ای ایران»، «میناب»، «شب جوانی» و «رنگارنگ» اشاره کرد.
سرود «ای ایران» از مشهورترین آثار اوست که در دستگاه دشتی ساخته شده و به دلیل محتوای ملیگرایانه و ساختار موسیقایی ایرانی، به یکی از نمادهای هویت ملی ایرانیان تبدیل شده است (خالقی، ای ایران، ص 553–563).
روحالله خالقی از پرکارترین نویسندگان و پژوهشگران موسیقی ایران بود و آثار مکتوب او بخش مهمی از منابع آموزشی و پژوهشی موسیقی ایرانی را تشکیل میدهد. او افزون بر تألیف کتاب، بیش از ۱۵۰ مقاله در زمینههای گوناگون موسیقی، تاریخ، نقد، آموزش و مباحث نظری منتشر کرد که طیف گستردهای از مخاطبان عمومی و تخصصی را در بر میگرفت.
کتابهای آموزشی
خالقی در حوزه آموزش عملی موسیقی، آثاری منتشر کرد که سالها بهعنوان منابع اصلی آموزش در هنرستانها و مراکز آموزشی مورد استفاده قرار گرفت.
او در سال ۱۳۳۰ش با همکاری موسی معروفی، جلد نخست دستور مقدماتی تار و سهتار و در سال ۱۳۳۱ش جلد دوم آن را منتشر کرد. این دو کتاب نخستین منابع آموزشی منظم برای آموزش تار و سهتار بهشمار میرفتند و دههها از رایجترین کتابهای آموزشی این سازها بودند.
خالقی همچنین میان سالهای ۱۳۲۹ تا ۱۳۳۴ش مجموعه چهارجلدی آموزش ویلن را منتشر کرد. اگرچه پیش از او علینقی وزیری نیز کتابی در آموزش ویلن نوشته بود، اما مجموعه آموزشی خالقی به دلیل نظم، سادگی و شیوه آموزشی مناسب، بیش از سایر منابع مورد استقبال قرار گرفت و سالها در مراکز آموزشی تدریس شد.
آثار نظری
از مهمترین آثار نظری خالقی میتوان به کتاب همآهنگی موسیقی اشاره کرد که در سال ۱۳۲۰ش منتشر شد. این اثر نخستین کتاب تألیفی به زبان فارسی درباره آموزش هارمونی کلاسیک اروپایی بهشمار میرود و در آموزش مبانی هارمونی نقش مهمی داشت.
کتاب نظری به موسیقی نیز از آثار مهم اوست. جلد نخست این کتاب که در سال ۱۳۱۶ش انتشار یافت، از نخستین منابع فارسی آموزش مبانی نظری موسیقی به شیوهای نوین بود. خالقی در این اثر، اصول تئوری موسیقی را با زبانی روان و ساختاری آموزشی بیان کرد و کوشید مفاهیم تخصصی را برای هنرجویان قابل فهم سازد. این کتاب از تأثیرگذارترین منابع آموزش تئوری موسیقی در ایران بهشمار میآید.
جلد دوم نظری به موسیقی که در سال ۱۳۱۷ش منتشر شد، اهمیت بیشتری از جنبه پژوهشی دارد. او در این جلد، تاریخ موسیقی ایران را از دوران باستان تا عصر تیموری بررسی کرد، سپس مبانی نظری موسیقی قدیم ایران را با زبانی امروزی توضیح داد و در ادامه، نظریه گام ۲۴ ربعپردهای علینقی وزیری و ساختار دستگاههای موسیقی ایرانی را تشریح کرد. این اثر تا سالها مهمترین منبع آموزش نظری موسیقی ایرانی در مراکز آموزشی کشور بود.
پژوهشهای تاریخی
مهمترین اثر پژوهشی خالقی، مجموعه سهجلدی سرگذشت موسیقی ایران است. جلد نخست این کتاب در سال ۱۳۳۳ش و جلد دوم در سال ۱۳۳۵ش منتشر شد. جلد سوم نیز سالها پس از درگذشت او، بر پایه یادداشتها و دستنوشتههایش، به کوشش ساسان سپنتا گردآوری و در سال ۱۳۷۳ش منتشر شد.
خالقی این مجموعه را با هدف معرفی تاریخ موسیقی ایران برای عموم علاقهمندان نگاشت. او ضمن روایت تاریخ موسیقی، زندگی هنرمندان، جریانهای موسیقایی، شیوههای آموزش، سازها، نهادهای موسیقی و تحولات فرهنگی دوره معاصر را نیز بررسی کرد. با وجود برخی نقدهای روششناختی، این مجموعه همچنان از مهمترین منابع پژوهشی درباره تاریخ موسیقی ایران در دوره معاصر بهشمار میرود.
مقالات
روحالله خالقی افزون بر کتابهایش، بیش از ۱۵۰ مقاله درباره موضوعات مختلف موسیقی منتشر کرد. این مقالات در نشریاتی مانند مجله موسیقی، مجله رادیو، پیام نوین و موزیک ایران انتشار یافتند.
در مقالات تخصصی، او به مباحث نظری، آموزشی و پژوهشی موسیقی میپرداخت و در نوشتههای انتقادی خود نیز ضمن پایبندی به دیدگاههای علمی، از هرگونه تندی، توهین یا جدل شخصی پرهیز میکرد. نوشتههای او تصویری از شخصیتی آرام، منظم و اخلاقمدار ارائه میدهد که نقد را ابزاری برای اصلاح و پیشرفت موسیقی میدانست.
سفرنامهها
از دیگر آثار مکتوب خالقی میتوان به سفرنامههای او اشاره کرد که شامل دو سفر به اتحاد جماهیر شوروی، سفر به هند، سفر به رومانی و یادداشتهای سفر اروپا است.
در این نوشتهها، افزون بر شرح مشاهدات، به بررسی وضعیت آموزش موسیقی، فعالیتهای هنری، مراکز فرهنگی و شیوههای مدیریت موسیقی در کشورهای مختلف پرداخته و همواره تلاش کرده است تجربههای موفق را برای توسعه موسیقی ایران مورد توجه قرار دهد. این سفرنامهها نشاندهنده نگاه دقیق، روحیه پژوهشگرانه و دغدغه همیشگی او برای پیشرفت فرهنگ و هنر ایران هستند.
آهنگسازی و سبک هنری
روحالله خالقی از پرکارترین آهنگسازان موسیقی ایران بود و حدود ۱۵۰ اثر موسیقایی از او بر جای مانده است. آثار او گونههای متنوعی از جمله قطعات باکلام و بیکلام، تنظیم آثار آهنگسازان دیگر، سرودهای ملی و مناسبتی، تصنیف بر اشعار شاعران کلاسیک و معاصر و آثار مستقل ارکسترال را در بر میگیرد.
او از شاگردان علینقی وزیری بود و شیوه آهنگسازی خود را بر پایه نظریههای استادش بنیان نهاد؛ بااینحال، بهتدریج سبک مستقلی پدید آورد که در مقایسه با آثار وزیری، ملایمتر، متعادلتر و متناسبتر با ذوق عمومی جامعه بود. اگر موسیقی وزیری بیشتر جنبه نوآورانه و تجربهگرایانه داشت، خالقی کوشید میان اصول علمی موسیقی و سلیقه شنوندگان ایرانی تعادل برقرار کند و همین ویژگی، آثار او را نزد مخاطبان محبوب ساخت.
یکی از مهمترین دیدگاههای خالقی، تلاش برای ایجاد موسیقی ملی ایران بود. او بر این باور بود که موسیقی ایرانی میتواند ضمن حفظ هویت دستگاهی و فواصل ویژه خود، از دستاوردهای علمی موسیقی غرب، بهویژه هارمونی، ارکستراسیون و تنظیم ارکسترال نیز بهره ببرد. ازاینرو، در آثارش کوشید میان موسیقی دستگاهی ایران و دانش موسیقی کلاسیک اروپا پیوندی منطقی برقرار کند.
خالقی در نوشتههای خود از اصطلاح «هارمونی خفیف» استفاده میکرد؛ روشی که در آن، هارمونی بدون آنکه به ساختار ملودیهای ایرانی آسیب برساند، در خدمت تقویت موسیقی قرار میگرفت. او همچنین استفاده از کنترپوان را با موسیقی ایرانی سازگار میدانست و برای ارکستر ملی ترکیبی از سازهای ایرانی و غربی را پیشنهاد میکرد. در این الگو، ویلن نقش اصلی ارکستر را بر عهده داشت و در کنار آن، سازهایی چون ویلن آلتو، ویلنسل، کنترباس، فلوت، ابوا، کلارینت، تار و پیانو حضور مییافتند.
به باور بسیاری از پژوهشگران، شیوه آهنگسازی خالقی تأثیر عمیقی بر شکلگیری موسیقی ارکسترال ایران گذاشت و مبنای آن چیزی شد که بعدها با عنوان «موسیقی ملی» و «ارکستر ملی ایران» شناخته شد. آثار او از نظر ملودیپردازی، هارمونی، تنظیم ارکستر، ارکستراسیون و ساختار موسیقایی، بر نسلهای بعدی آهنگسازان ایرانی اثر گذاشت.
از شناختهشدهترین آثار موسیقایی خالقی میتوان به ای ایران، بهار آرزو، می ناب، بوی جوی مولیان، آتشین لاله، خوشهچین و دهها اثر دیگر اشاره کرد. بسیاری از این آثار با صدای غلامحسین بنان اجرا شدند؛ خوانندهای که خالقی احترام و علاقه فراوانی به او داشت و همکاری نزدیک آن دو، از عوامل شکلگیری شماری از ماندگارترین آثار موسیقی معاصر ایران بود.
دیدگاهها و اندیشهها
روحالله خالقی از مدافعان نوسازی موسیقی ایران بر پایه حفظ هویت فرهنگی و ملی بود. او معتقد بود که موسیقی ایرانی باید ضمن بهرهگیری از شیوههای علمی و آموزشی جدید، اصالت تاریخی و ویژگیهای دستگاهی خود را حفظ کند. به همین دلیل، در تمام فعالیتهای آموزشی، پژوهشی و آهنگسازی خود، بر تلفیق دانش موسیقی غرب با سنت موسیقی ایرانی تأکید داشت.
او تحول ذوق موسیقایی جامعه را فرایندی تدریجی میدانست و باور داشت که نوآوری باید به گونهای انجام شود که مخاطب بتواند آن را بپذیرد. ازاینرو، در آثار خود از افراط در تجربهگرایی پرهیز میکرد و همواره میکوشید میان نوگرایی و سنت تعادل برقرار سازد.
خالقی همچنین به حفظ و گسترش فرهنگ ایرانی اهمیت فراوان میداد و موسیقی را بخشی جداییناپذیر از هویت ملی میدانست. افزون بر موسیقی، به ادبیات فارسی، تاریخ، فرهنگ و اخلاق نیز توجه داشت و در نوشتهها و سفرنامههایش همواره دغدغه پیشرفت فرهنگی ایران را بازتاب میداد.
ویژگیهای اخلاقی
در خاطرات شاگردان، همکاران و معاصران خالقی، او شخصیتی آرام، متین، خوشاخلاق، منظم، فروتن و پایبند به اصول اخلاقی توصیف شده است. حتی مخالفان فکری او نیز بر سلامت اخلاقی، انصاف و ادب او تأکید کردهاند. در نوشتههای انتقادی خود نیز از تندی، تمسخر و برخوردهای شخصی پرهیز میکرد و نقد را بر پایه استدلال و احترام متقابل پیش میبرد.
دلبستگی او به آموزش نیز از ویژگیهای شناختهشدهاش بود. علاقه خالقی به هنرستان موسیقی ملی تنها به مدیریت و تدریس محدود نمیشد، بلکه شخصاً در رسیدگی به امور مدرسه نیز مشارکت میکرد و برای ارتقای کیفیت آموزش موسیقی تلاش فراوان داشت.
درگذشت
روحالله خالقی پس از یک دوره بیماری طولانی، در ۲۱ آبان ۱۳۴۴ش در شهر سالزبورگ اتریش درگذشت. پیکر او پس از انتقال به ایران، در گورستان ظهیرالدوله تهران، که آرامگاه بسیاری از شاعران، موسیقیدانان و هنرمندان ایران است، به خاک سپرده شد.
پس از درگذشت او، دخترش گلنوش خالقی که تحصیلات موسیقی خود را در اتریش گذرانده بود، فعالیتهای فرهنگی و هنری پدر را ادامه داد و بنیاد روحالله خالقی را در ایالات متحده آمریکا بنیان نهاد. آثار، کتابها و اندیشههای خالقی همچنان از منابع اصلی آموزش، پژوهش و شناخت تاریخ موسیقی معاصر ایران بهشمار میروند و نام او در کنار تأثیرگذارترین موسیقیدانان سده چهاردهم خورشیدی جای دارد.