فرهاد مهراد (۲۹ دی ۱۳۲۲–۹ شهریور ۱۳۸۱)، خواننده، آهنگساز، نوازندهٔ و یکی از چهرههای سرشناس موسیقی ایرانی بود که بیشتر به سبب اجرای ترانههای اجتماعی و اعتراضی«مرد تنها»،«جمعه»،«شبانه»،«سقف»،«کودکانه»و«وحدت»شناخته میشود.او از چهرههای مؤثر موسیقی پاپ و راک فارسی در دهههای ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ بود و اثرگذاریاش بیش از ابداع یک گونهٔ موسیقایی، در پیوند دادن عناصر موسیقی پاپ، راک و بلوز با شعر نو فارسی، ترانهٔ اجتماعی و بیان روایی نهفته است.
فرهاد در تهران و در خانوادهای پرجمعیت به دنیا آمد.پدرش رضا مهراد، از کارکنان وزارت امور خارجه، مدتی در کشورهای عربی مأموریت داشت و فرهاد بخشی از کودکی خود را در عراق گذراند.علاقهٔ او به موسیقی با شنیدن تمرین ویولن برادرش آغاز شد، اما آموزش رسمی ویولنسل او تنها مدت کوتاهی ادامه یافت.فرهاد گیتار و پیانو را عمدتاً بهصورت تجربی آموخت.او به ادبیات و زبان انگلیسی علاقه داشت، اما تحصیل در رشتهٔ علوم طبیعی را ناتمام گذاشت و دانشآموختهٔ دانشگاه یا هنرستان موسیقی نبود.
فعالیت حرفهای او با اجرای ترانههای غربی در گروههای موسیقی و باشگاههای جنوب ایران آغاز شد.سپس به گروه بلک کتس پیوست و در کافه کوچینی تهران به زبانهای انگلیسی، فرانسوی و ایتالیایی ترانه خواند.نخستین اجرای فارسی ضبطشدهٔ او، خواندن بخشی از ترانهٔ«اگر یک جو شانس داشتیم»در دوبلهٔ فیلم بانوی زیبای من بود.
شهرت سراسری فرهاد با اجرای«مرد تنها»برای فیلم رضا موتوری ساختهٔ مسعود کیمیایی شکل گرفت.شعر این قطعه از شهیار قنبری و موسیقی آن از اسفندیار منفردزاده بود.همکاری بعدی این سه نفر در ترانهٔ«جمعه»، برای فیلم خداحافظ رفیق امیر نادری، به پیدایش یکی از شناختهشدهترین ترانههای اجتماعی موسیقی ایران انجامید.فرهاد پس از آن آثاری چون«آیینهها»،«هفتهٔ خاکستری»،«شبانه»،«گنجشکک اشیمشی»،«کودکانه»،«سقف»و«آوار»را اجرا کرد.گزیدهکاری، حساسیت نسبت به شعر و تأکید بر انطباق لحن و مضمون سبب شد کارنامهٔ رسمی او در مقایسه با بسیاری از خوانندگان همدورهاش محدود باشد.
ویژگی اصلی خوانندگی او در دکلاماسیون دقیق، مکثهای معنادار، تلفظ روشن واژهها، رنگ صوتی گرفته و تبدیل شعر به روایتی دراماتیک بود.آثار او میان شعر نو، موسیقی شهری، سینمای موج نو و اعتراض اجتماعی پیوند برقرار کردند و صدایش به یکی از نشانههای حافظهٔ فرهنگی ایران معاصر تبدیل شد.
در جریان انقلاب ۱۳۵۷، فرهاد«شبانهٔ ۲»را بر اساس شعر احمد شاملو و سپس«وحدت»را با شعر سیاوش کسرایی و موسیقی منفردزاده خواند. «وحدت»که با مطلع«والا پیامدار، محمد»شناخته میشود، تصویری عدالتخواهانه و رهاییبخش از بعثت پیامبر اسلام(ص)ارائه میکرد و در ۲۳ بهمن ۱۳۵۷ از تلویزیون پخش شد.این قطعه از نخستین نمونههای پیوند موسیقی پاپ، سرود انقلابی و مضمون مذهبی در روزهای آغازین انقلاب بود.برخی منابع نیز گفتهاند در سال1356که مرتضی آوینی در خانه فرهاد مهراد مستأجر بوده، مهراد یکی از نوارهای سخنرانی امام خمینی را برای آوینی پخش میکند.این اولین آشنایی آوینی با امام خمینی بود که سبب تحول او و گرایش به نهضت انقلاب اسلامی شد.
فرهاد پس از انقلاب اسلامی برای سالهایی امکان انتشار اثر تازه نداشت.بازگشت رسمی او با آلبوم خواب در بیداری در ۱۳۷۲ یا ۱۳۷۳ صورت گرفت.آلبوم برف نیز پس از دشواری در دریافت مجوز، ابتدا در خارج از ایران و سپس در داخل کشور منتشر شد.او در سالهای پایانی به تهیهٔ مجموعهای چندزبانه با عنوان آمین پرداخت، اما بیماری فرصت تکمیل آن را نداد.
فرهاد در ۹ شهریور ۱۳۸۱، در ۵۸سالگی، بر اثر عوارض بیماری هپاتیت سی در فرانسه درگذشت و در گورستان تیه در حومهٔ پاریس به خاک سپرده شد.
زندگی و سالهای آغازین
فرهاد مهراد در ۲۹ دی ۱۳۲۲ در محلهٔ سرچشمهٔ تهران به دنیا آمد.او آخرین فرزند خانوادهای با پنج دختر و چهار پسر بود.پدرش رضا مهراد برای وزارت امور خارجه کار میکرد و مأموریتهای او سبب شد فرهاد بخشی از کودکی خود را در عراق بگذراند.خانواده در حدود هشتسالگی فرهاد به تهران بازگشتند.
آشنایی نخستین او با موسیقی از طریق برادر بزرگترش شکل گرفت که ویولن مینواخت.پس از آنکه یکی از آشنایان خانواده توانایی شنیداری او را تشخیص داد، برایش ویولنسل تهیه شد؛ اما آموزش این ساز پس از چند جلسه و شکستن ساز متوقف ماند.این ماجرا عمدتاً بر روایتهای خانوادگی و زندگینامهٔ رسمی فرهاد استوار است.
فرهاد در مدرسه به ادبیات فارسی و انگلیسی علاقه داشت و میخواست در رشتهٔ ادبی تحصیل کند؛ اما با تصمیم خانواده وارد رشتهٔ علوم طبیعی شد.او پیش از پایان دبیرستان تحصیل را رها کرد.آموزش موسیقاییاش نیز عمدتاً تجربی و خودآموخته بود.
آغاز فعالیت موسیقایی
فرهاد در نوجوانی با گروهی از نوازندگان ارمنی همکاری کرد و همراه آنان برای اجرای برنامه در باشگاههای شرکت نفت به جنوب ایران رفت.بنا بر روایت رایج زندگیاش، غیبت خوانندهٔ گروه در یکی از اجراها سبب شد فرهاد خوانندگی را بر عهده بگیرد.توانایی او در بازخوانی ترانههای غربی و دقت در تلفظ زبانهای دیگر زمینهٔ ادامهٔ فعالیتش را فراهم کرد.
او پس از بازگشت به تهران در برنامههای موسیقی، کلوپها و محافل اجرای زنده حضور یافت.فرهاد در میانهٔ دههٔ ۱۳۴۰ به گروه بلک کتس پیوست و در کافه کوچینی، علاوه بر خوانندگی، گیتار و پیانو نواخت.اعضای بلک کتس در دورههای مختلف شامل شهبال و شهرام شبپره، حسن شماعیزاده، منوچهر اسلامی و همایون خواجهنوری بودند.فرهاد در این دوره آثاری از ری چارلز، بیتلز، ری اوربیسن و شماری دیگر از خوانندگان بلوز، راک و پاپ را بازخوانی میکرد.
نخستین اجرای فارسی ضبطشدهٔ او بخشی از ترانهٔ «With a Little Bit of Luck»در دوبلهٔ فارسی فیلم بانوی زیبای من بود که با عنوان«اگر یک جو شانس داشتیم»اجرا شد.مدیریت دوبلاژ فیلم را علی کسمایی بر عهده داشت و معرفی فرهاد برای این اجرا به تورج نگهبان نسبت داده شده است.
فرهاد پس از ترک بلک کتس برای دیدار خواهرش به انگلستان رفت.اقامت او که قرار بود کوتاه باشد، بیش از یک سال ادامه یافت و در این مدت در چند کلوپ برنامه اجرا کرد.در منابع خانوادگی از پیشنهاد تولید اثری انگلیسیزبان سخن گفته شده است؛ اما وجود قرارداد رسمی با یک شرکت ضبط بریتانیایی با سند مستقل تأیید نشده است.
«مرد تنها»و شکلگیری ترانهٔ اجتماعی
نقطهٔ عطف فعالیت فرهاد، اجرای«مرد تنها»برای فیلم رضا موتوری بود.این قطعه در ۱۳۴۸ ضبط و با اکران فیلم در ۱۳۴۹ فراگیر شد.شعر آن را شهیار قنبری و موسیقی را اسفندیار منفردزاده ساخته بودند.صدای گرفته و روایتگر فرهاد، تنهایی و بیپناهی شخصیت اصلی فیلم را از محدودهٔ داستان فراتر برد و با تجربهٔ انسان حاشیهنشین در شهرِ در حال دگرگونی پیوند داد.
در ۱۳۵۰ فرهاد«جمعه»را برای فیلم خداحافظ رفیق، ساختهٔ امیر نادری، اجرا کرد.ترانه از قنبری و موسیقی از منفردزاده بود.دربارهٔ نسبت«جمعه»با واقعهٔ سیاهکل روایتهای یکسانی وجود ندارد.منفردزاده گفته است هنگام شکلگیری موسیقی به سیاهکل میاندیشیده، درحالیکه قنبری نوشتهشدن مستقیم ترانه برای آن واقعه را نپذیرفته است.با این توضیح،«جمعه»را میتوان اثری دانست که با زبان استعاری دربارهٔ رکود، تیرگی و خفقان سخن میگفت و در فضای سیاسی دههٔ ۱۳۵۰ معنایی فراتر از زمینهٔ نخستین خود پیدا کرد.
فرهاد پس از این دو اثر کمکار و گزیدهکار باقی ماند. «آیینهها»با شعر اردلان سرفراز و موسیقی حسن شماعیزاده،«هفتهٔ خاکستری»با شعر شهیار قنبری و موسیقی واروژان،«خسته»با شعر تورج نگهبان و موسیقی محمد اوشال و«شبانهٔ ۱»با شعر احمد شاملو و موسیقی منفردزاده از آثار این دوره بودند.
در نیمهٔ دوم دههٔ ۱۳۵۰، ترانههای«گنجشکک اشیمشی»،«کودکانه»،«سقف»،«آوار»و«شبانهٔ ۲»منتشر شدند. «کودکانه»که بیشتر با عبارت آغازین«بوی عیدی»شناخته میشود، خاطرات نوروز و کودکی را با احساس فقدان و گذشت زمان پیوند میدهد. «سقف»، بر شعر ایرج جنتی عطایی، از تصویر خانهای محصور و فرسوده برای بیان نیاز به رهایی بهره میگیرد. «آوار»نیز از معدود آثار مشهور آن دوره است که آهنگسازیاش را خود فرهاد بر عهده داشت.
بحران شخصی و ترک اعتیاد
فرهاد در بخشی از دههٔ ۱۳۵۰ به مواد مخدر وابسته شد.در روایتهای نزدیکان او از فشار روانی، تنهایی و مناسبات محیط حرفهای آن دوره بهعنوان عوامل زمینهساز یاد شده است؛ اما تقلیل اعتیاد او به یک شکست عاطفی یا علت منفرد، پشتوانهٔ مستندی ندارد.او سرانجام با کمک صادق صلحیزاده، پزشک فعال در درمان اعتیاد، مصرف مواد را کنار گذاشت و«شبانهٔ ۱»را به او تقدیم کرد.
جزئیات پزشکی و زمان دقیق مراحل درمان فرهاد در دسترس عمومی نیست.ازاینرو، روایتهایی که با قطعیت دربارهٔ علت، شدت یا پیامدهای این دوره سخن میگویند باید با احتیاط نقل شوند.
انقلاب اسلامی و ترانهٔ«وحدت»
در ماههای منتهی به انقلاب، فرهاد«شبانهٔ ۲»یا«یه شب مهتاب»را با شعر احمد شاملو و موسیقی منفردزاده اجرا کرد.شعر سالها پیش سروده شده بود، اما انتشارش در فضای انقلابی ۱۳۵۷ سبب شد به یکی از آثار نمادین آن دوره تبدیل شود.
فرهاد پس از پیروزی انقلاب«وحدت»ــ مشهور به«محمد»یا«والا پیامدار»ــ را بر اساس شعر سیاوش کسرایی و موسیقی منفردزاده خواند.شعر، بعثت پیامبر اسلام(ص)را با مفاهیمی چون آزادی، برابری، شکستن نظم طبقاتی و رهایی محرومان تفسیر میکرد.قطعه در ۲۳ بهمن ۱۳۵۷ از تلویزیون پخش شد.فرهاد در شماری از منابع نخستین خوانندهٔ مشهور پاپ معرفی شده است که صدایش پس از انقلاب از رسانهٔ رسمی شنیده شد؛ اما به دلیل نبود فهرست جامع برنامههای رادیویی و تلویزیونی آن روزها، عنوان مطلق«نخستین خواننده»با احتیاط قابل استفاده است.
«وحدت»نشان میدهد کارنامهٔ فرهاد را نمیتوان تنها به موسیقی روشنفکری چپ یا اعتراض عرفی محدود کرد.در این اثر، زبان عدالتخواهانهٔ جریانهای انقلابی با تصویری دینی از پیامبر اسلام همراه شده است.فرهاد در آثار دورهٔ متأخر نیز به شعر عرفانی، دعا و شخصیتهایی چون مسیح و گاندی توجه نشان داد؛ هرچند این علایق به عضویت او در حزب یا سازمان سیاسی و مذهبی مشخصی نینجامید.
ارتباط با سیدمرتضی آوینی
مریم امینی، همسر سیدمرتضی آوینی، گفته است که او و آوینی در سال1356پس از ازدواج مستأجر مادر فرهاد بودند و از این طریق با فرهاد دوستی داشتند.به روایت امینی، فرهاد در روزهای پایانی حکومت پهلوی نواری از سخنان امام خمینی دربارهٔ بیاعتنایی به حکومت نظامی در اختیار آنان گذاشت و این نوار نخستین مواجههٔ مستقیم آوینی با سخنان امام بود.
محدودیت فعالیت و بازگشت پس از انقلاب
فرهاد پس از انقلاب در ایران ماند، اما تا اوایل دههٔ ۱۳۷۰ امکان انتشار رسمی اثر تازه نداشت.در این دوره مجموعههایی از ترانههای پیشین او، گاه بدون مشارکت یا رضایت مستقیمش، وارد بازار شدند.منابع خانوادگی از دشواریهای اقتصادی او در این سالها سخن گفتهاند؛ بااینحال، جزئیات متداول دربارهٔ اشتغال طولانی او به دستفروشی یا مسافرکشی عمدتاً بر خاطرات شفاهی استوار است.
نخستین آلبوم تازهٔ فرهاد پس از انقلاب، خواب در بیداری، در ۱۳۷۲ مجوز گرفت و در برخی نسخهها و منابع با سال انتشار ۱۳۷۳ ثبت شده است.این مجموعه شامل بازخوانی چند اثر قدیمی و قطعات تازهای بر اشعار محمدرضا شفیعی کدکنی، مهدی اخوان ثالث، خوان رامون خیمنس و ویلیام شکسپیر بود.آهنگسازی و تنظیم بخش مهمی از قطعات را خود فرهاد انجام داد.
فرهاد در دههٔ ۱۳۷۰ چند اجرای محدود در ایران، اروپا و آمریکا داشت.تاریخ و محل برخی از این کنسرتها در منابع عمومی بهصورت متعارض ثبت شده است.
آلبوم برف میان سالهای ۱۳۷۳ تا ۱۳۷۶ شکل گرفت.پس از رد درخواست انتشار مجموعهای تازه در ایران، فرهاد آن را در سفر به آمریکا تکمیل و در ۱۳۷۶ خارج از کشور منتشر کرد.آلبوم حدود یک سال بعد در ایران نیز مجوز گرفت.این مجموعه بر اشعاری از ابوسعید ابوالخیر، ملکالشعرای بهار، اسماعیل خویی، فریدون رهنما و متنی منسوب به گاندی استوار بود و آهنگسازی بیشتر قطعات را فرهاد انجام داد.
او پس از برف تهیهٔ آلبومی با عنوان آمین را آغاز کرد که قرار بود ترانههایی از فرهنگها و زبانهای گوناگون را در بر گیرد.بیماری و درگذشت فرهاد مانع تکمیل این مجموعه شد.
ویژگیهای موسیقایی و شیوهٔ خوانندگی
فرهاد از نظر وسعت صدا یا تحریرهای متعارف آواز ایرانی شناخته نمیشد.ویژگی اجرایش در رنگ صوتی بم و گرفته، دکلاماسیون دقیق، مکثهای حسابشده، تلفظ روشن و تأکید بر وزن معنایی واژهها بود.او بسیاری از قطعات را چنان اجرا میکرد که مرز میان خواندن و روایت نمایشی کاهش مییافت.
تجربهٔ اجرای آثار انگلیسیزبان، بهویژه ترانههای بلوز، راک و سول، بر جملهبندی موسیقایی او اثر گذاشته بود؛ اما در ترانههای فارسی تلاش میکرد ریتم گفتار و ساختار شعر را بر تقلید مستقیم از خوانندگان غربی مقدم بدارد.صدای او در«مرد تنها»و«جمعه»روایی و مهارشده، در«شبانه»خطابی و در«کودکانه»آمیخته با حس فقدان و خاطره است.
پیشینهٔ نوازندگی پیانو و گیتار سبب شد فرهاد تنها مجری آثار دیگران نباشد.او آهنگسازی شماری از آثار، از جمله«آوار»و بخش مهمی از قطعات خواب در بیداری و برف را بر عهده داشت.بااینحال، مشهورترین آثار دورهٔ نخست کارنامهاش عمدتاً نتیجهٔ همکاری با آهنگسازانی چون منفردزاده، واروژان، حسن شماعیزاده و محمد اوشال بودند.
حساسیت او نسبت به انتخاب شعر از عناصر اصلی کارنامهاش بود.اشعار شاملو، اخوان ثالث، شفیعی کدکنی، خیمنس و شکسپیر در کنار ترانههای قنبری، سرفراز و جنتی عطایی نشان میدهد که فرهاد میان شعر ادبی و ترانهٔ عامهپسند مرزی ثابت قائل نبود.این انتخابها، موسیقی او را از بخش تجاری پاپ آن دوره متمایز میکرد؛ هرچند گزیدهکاری شدید او به محدود ماندن شمار آثار رسمیاش نیز انجامید.
مضامین و جایگاه فرهنگی
آثار فرهاد را میتوان در سه محور اصلی بررسی کرد:تنهایی و ازخودبیگانگی انسان شهری؛ اعتراض به فشار و نابرابری؛ و جستوجوی رهایی اخلاقی یا معنوی. «مرد تنها»،«آیینهها»و«هفتهٔ خاکستری»بیشتر به تجربهٔ فردی انسان در شهر جدید میپردازند؛«جمعه»،«سقف»و«شبانه»قابلیت دریافت سیاسی و اجتماعی دارند؛ و«وحدت»،«نجوا»و بخشهایی از آثار متأخر به زبان دینی، عرفانی و اخلاقی نزدیک میشوند.
پیوند صدای فرهاد با فیلمهایی مانند رضا موتوری و خداحافظ رفیق جایگاه او را در نسبت میان موسیقی و موج نوی سینمای ایران تثبیت کرد.در این آثار ترانه صرفاً همراهی تزئینی فیلم نبود، بلکه در شکلگیری شخصیت و معنای اجتماعی روایت مشارکت داشت.
در دههٔ ۱۳۵۰ بسیاری از ترانههای فرهاد، فارغ از نیت نخستین پدیدآورندگان، در میان دانشجویان و نیروهای معترض بازخوانی شدند.پس از انقلاب نیز آثاری چون«وحدت»و«کودکانه»در زمینههای تازهای به کار رفتند.این جابهجایی معنایی نشان میدهد که بخشی از اهمیت فرهنگی فرهاد نه فقط به متن آثار، بلکه به نحوهٔ تصاحب و تفسیر آنها در دورههای گوناگون مربوط است.
اطلاق عنوان«خوانندهٔ سیاسی»به تمام کارنامهٔ او سادهساز است.بسیاری از آثارش مستقیماً به رخداد یا سازمان سیاسی معینی اشاره نمیکنند و قدرت اجتماعی آنها از زبان استعاری و امکان تفسیرهای متعدد ناشی میشود.در مقابل، نادیدهگرفتن زمینهٔ سیاسی انتشار«جمعه»،«شبانه»،«سقف»و«وحدت»نیز تصویری ناقص از جایگاه او بهدست میدهد.
ادعای تأثیر مستقیم فرهاد بر تمامی خوانندگان پاپ، راک یا موسیقی اعتراضی نسلهای بعد به پژوهش تطبیقی نیاز دارد.بااینحال، بازخوانی گستردهٔ آثارش و شباهت شیوهٔ دکلاماسیون برخی خوانندگان بعدی نشاندهندهٔ استمرار الگوی اجرایی او در موسیقی ایران است.این تأثیر بیشتر در تلقی خواننده بهعنوان«راوی متن»و در انتخاب مضامین اجتماعی دیده میشود تا در شکلگیری یک سبک موسیقایی کاملاً مستقل.
زندگی شخصی و گرایشهای معنوی
فرهاد در دههٔ ۱۳۵۰ با مونیکا بارتادخت ازدواج کرد؛ این ازدواج پس از مدتی به جدایی انجامید.او در ۱۳۷۱ با پوران گلفام ازدواج کرد و تا پایان زندگی با او بود.فرهاد فرزندی نداشت.
روایت نزدیکان و اشیای شخصی باقیمانده از او، از جمله قرآن، آثار ادبی و یادداشتهایش، از علاقهٔ او به ادیان، عرفان و اخلاق حکایت دارند.بااینحال، منابع معتبر از وابستگی تشکیلاتی او به جریان مذهبی یا سیاسی مشخصی خبر نمیدهند.آثارش نیز بیش از تبلیغ یک دستگاه اعتقادی، بر عدالت، رهایی، تنهایی انسان و مسئولیت اخلاقی تأکید دارند.
بیماری و درگذشت
بیماری فرهاد از اواخر دههٔ ۱۳۷۰ شدت گرفت.او به هپاتیت سی و عوارض کبدی ناشی از آن مبتلا بود و در خرداد ۱۳۸۱ برای درمان به فرانسه رفت.فرهاد در ۹ شهریور ۱۳۸۱، برابر با ۳۱ اوت ۲۰۰۲، پس از مدتی اغما در بیمارستانی در پاریس درگذشت.او هنگام مرگ ۵۸ سال داشت و در سال پنجاهونهم زندگی خود بود.پیکرش در ۱۳ شهریور در گورستان تیه در حومهٔ پاریس به خاک سپرده شد.
ادعای متن اولیه دربارهٔ انتقال پیکر او به ایران و خاکسپاری در ظهیرالدوله نادرست است.فرهاد در گورستان تیه دفن شد و آرامگاهش همچنان در فرانسه قرار دارد.قبر اولیهٔ او در بخشی اجارهای قرار داشت و در ۱۳۸۷ با پیگیری پوران گلفام به بخش دائمی گورستان منتقل شد.
میراث، خانهٔ فرهاد و حقوق آثار
در ۱۳۹۱، با کوشش پوران گلفام، بخشی با عنوان«خانهٔ فرهاد»در موزهٔ سینمای ایران راهاندازی شد.این فضا که بهروز غریبپور آن را طراحی کرد، شامل بازسازی بخشهایی از محیط زندگی فرهاد و نمایش پیانو، گیتار، عینک، ساعت، پوشاک، کتابها، دستنوشتهها و دیگر وسایل شخصی اوست.
پس از درگذشت فرهاد، استفادهٔ صداوسیما از ترانههای او، بهویژه در برنامهها، مناسبتها و نماهنگهایی که خانواده آنها را ناسازگار با مضمون آثار میدانست، به مناقشه انجامید.پوران گلفام و وکیل خانواده با استناد به حقوق مادی و معنوی آثار شکایت کردند و گزارشهایی از صدور حکم توقف پخش بدون اجازه منتشر شد.این مناقشه نمونهای از اختلاف دیرپای میان رسانهٔ عمومی، پدیدآورندگان و وارثان هنرمندان دربارهٔ مالکیت و شیوهٔ بهرهبرداری ثانویه از آثار موسیقایی است.
آثار شاخص
سال تقریبی | اثر | ترانه یا شعر | آهنگساز | زمینه یا ویژگی |
|---|---|---|---|---|
۱۳۴۴ | اگر یک جو شانس داشتیم | برگردان تورج نگهبان | برگرفته از بانوی زیبای من | نخستین اجرای فارسی ضبطشده |
۱۳۴۸–۱۳۴۹ | مرد تنها | شهیار قنبری | اسفندیار منفردزاده | ترانهٔ فیلم رضا موتوری |
۱۳۵۰ | جمعه | شهیار قنبری | اسفندیار منفردزاده | ترانهٔ فیلم خداحافظ رفیق؛ دارای بازتاب سیاسی |
۱۳۵۰ | آیینهها | اردلان سرفراز | حسن شماعیزاده | از ترانههای اجتماعی دورهٔ نخست |
۱۳۵۱ | خسته | تورج نگهبان | محمد اوشال | بیان خستگی و انزوای انسان شهری |
حدود ۱۳۵۲ | شبانهٔ ۱ | احمد شاملو | اسفندیار منفردزاده | تقدیمشده به صادق صلحیزاده |
۱۳۵۳ | هفتهٔ خاکستری | شهیار قنبری | واروژان | تصویر روزمرگی و تیرگی اجتماعی |
۱۳۵۵ | کودکانه | شهیار قنبری | اسفندیار منفردزاده | مشهور به«بوی عیدی» |
۱۳۵۶ | سقف | ایرج جنتی عطایی | اسفندیار منفردزاده | تمثیلی از محاصره و رهایی |
۱۳۵۶ | آوار | شهیار قنبری | فرهاد مهراد | از ساختههای خود فرهاد |
۱۳۵۷ | شبانهٔ ۲ | احمد شاملو | اسفندیار منفردزاده | مشهور به«یه شب مهتاب» |
۱۳۵۷ | وحدت | سیاوش کسرایی | اسفندیار منفردزاده | اثر انقلابی در ستایش پیامبر اسلام(ص) |
۱۳۷۲ | خواب در بیداری | محمدرضا شفیعی کدکنی | فرهاد مهراد | از آثار بازگشت رسمی |
دههٔ ۱۳۷۰ | کتیبه | مهدی اخوان ثالث | فرهاد مهراد | روایت موسیقایی شعر اخوان |
۱۳۷۶ | برف | نیما یوشیج | فرهاد مهراد | قطعهٔ عنوان آلبوم متأخر |
آلبومها و مجموعههای اصلی
سال انتشار | عنوان | توضیح |
|---|---|---|
۱۳۷۲یا ۱۳۷۳ | خواب در بیداری | نخستین آلبوم تازهٔ فرهاد پس از انقلاب؛ اختلاف یکساله در منابع به زمان مجوز و توزیع مربوط است |
دههٔ ۱۳۷۰ | وحدت | مجموعهای از ترانههای پیش از انقلاب؛ آلبوم استودیویی تازه نبود |
۱۳۷۶ | برف | ابتدا در خارج از ایران و حدود یک سال بعد در داخل منتشر شد |
پس از درگذشت | آمین | مجموعهای ناتمام از اجراهای چندزبانه |
پس از درگذشت | مجموعههای آرشیوی و کنسرت | شامل بازنشر تکآهنگها و اجراهای زنده؛ سال و ناشر نسخهها متفاوت است |
جدول آثار
سال | نام اثر | ترانه سرا یا شاعر | آهنگساز | موسیقی متن فیلم |
۱۳۴۸ | مرد تنها | شهیار قنبری | اسفندیار منفردزاده | رضا موتوری |
۱۳۴۹ | جمعه | شهیار قنبری | اسفندیار منفردزاده | خداحافظ رفیق |
۱۳۵۰ | آینهها | اردلان سرفراز | حسن شماعیزاده | منوچهر اسلامی |
۱۳۵۱ | خسته | تورج نگهبان | محمد اوشال | زنجیری |
۱۳۵۲ | اسیر شب | عباس صفاری | محمد اوشال | |
۱۳۵۲ | شبانه ۱ | احمد شاملو | اسفندیار منفردزاده | |
۱۳۵۳ | هفته خاکستری | شهیار قنبری | واروژان | |
۱۳۵۵ | گنجشکک اشی مشی | متنی به جا مانده از قدیم | اسفندیار منفردزاده | |
۱۳۵۵ | کودکانه | شهیار قنبری | اسفندیار منفردزاده | |
۱۳۵۶ | شبانه ۲ | احمد شاملو | اسفندیار منفردزاده | |
۱۳۵۶ | جمعه برای جمعه (۲) | شهیار قنبری | اسفندیار منفردزاده | |
۱۳۵۶ | سقف | ایرج جنتی عطایی | اسفندیار منفردزاده | ماهیها در خاک میمیرند |
۱۳۵۶ | آوار | شهیار قنبری | فرهاد مهراد | |
۱۳۵۷ | وحدت (محمد) | سیاوش کسرایی | اسفندیار منفردزاده | |
۱۳۵۸ | نجواها | شهیار قنبری | اسفندیار منفردزاده | |
۱۳۷۲ | خواب در بیداری | خوان رامون خیمنز | فرهاد مهراد | |
۱۳۷۲ | کوچ بنفشهها | محمدرضا شفیعی کدکنی(با تغییراتی از فرهاد) | فرهاد مهراد | |
۱۳۷۲ | خیال خوشی | ویلیام شکسپیر | فرهاد مهراد | |
۱۳۷۲ | تو را دوست دارم | مهدی اخوان ثالث (با تغییراتی از فرهاد) | فرهاد مهراد | |
۱۳۷۶ | برف | نیمایوشیج (با تغییراتی از فرهاد) | فرهاد مهراد | |
۱۳۷۶ | گاندی | گاندی | فرهاد مهراد | |
۱۳۷۶ | رباعیات | ابوسعید ابوالخیر | فرهاد مهراد | |
۱۳۷۶ | وقتی که بچه بودم | اسماعیل خویی (با تغییراتی از فرهاد) | فرهاد مهراد | |
۱۳۷۶ | کتیبه | فریدون رهنما | فرهاد مهراد | |
۱۳۷۶ | شب تیره | ولادیمیر آگادُو | فرهاد مهراد | |
۱۳۷۶ | مرغ سحر | ملکالشعرای بهار | فرهاد مهراد | |
۱۳۷۶ | بانوی گیسو حنایی | ناظم حکمت (با تغییراتی از فرهاد) | فرهاد مهراد | |
۱۳۷۶ | گل یخ | اسکار همرستاین دوم | فرهاد مهراد |
او دکلمه دو غزل از حافظ و شعر آواز کرک از مهدی اخوان ثالث را نیز به صورت ضبط خانگی اجرا کرده بود که بعد از درگذشت او برای علاقهمندانش منتشر شد.
انگلیسی
توضیحات | به فارسی | نام آهنگ |
اجرای زنده در کوچینی | پنج دقیقه فرصت بگیر | Take five |
اجرای زنده در کوچینی | تو را افسون کردم | I put a spell on you |
تک آهنگ استودیویی قبل ازانقلاب ایران | رمانسِ عشق | Romance of love |
اجرای زنده در شو تلویزیونی رنگارنگ، دهه ۱۳۵۰ | اگر تو بروی | If you go away |
ضبط خانگی، دهه ۱۳۷۰ | مسیح پایین بیا | Come down Jesus |
ضبط خانگی | طبیعتاً دوباره تنها | Alone again naturally |
از آلبومبرف (۱۳۷۹) | گل یخ | Edelweiss |
اجرای تصویری در تلویزیون ملی، دهه ۱۳۴۰ | روز تعطیل | Holiday |
اجرای زنده در کنسرت خارج از ایران، دهه ۱۳۷۰ | قلبم را رها کن | Unchain my heart |
اجرای تصویری در تلویزیون، دهه ۱۳۴۰ | هفت اتاق دلتنگی | 7rooms of gloom |
ضبط استودیویی در دهه ۱۳۶۰ | آهنگ مستر | Master song |
از آلبومخواب در بیداری (۱۳۷۲) | آن روزها وقتی جوان بودم | Yesterday when I was young |
تک آهنگ استودیویی قبل از انقلاب | آرژانتین برایم گریه نکن | Don't cry for me Argentina |
اجرای تصویری در تلویزیون، دهه ۱۳۴۰ | دنیایی که ما میشناختیم | The world we knew |
تک آهنگ استودیویی | طلوع و غروب خورشید | Sunrise/Sunset |
اجرای زنده در کوچینی | دوباره با هم | Together again |
ضبط خانگی در دهه ۱۳۶۰ | مرد تنها | Solitary man |
اجرای زنده در کنسرت خارج از ایران، دهه ۱۳۷۰ و از آلبومخواب در بیداری (۱۳۷۲) | دیروز | Yesterday |
از آلبومخواب در بیداری (۱۳۷۲) | آسیابهای بادی ذهن تو | Windmills of your mind |
اجرای زنده در کوچینی | عشق برایم خوب بود | Love's been good to me |
ضبط خانگی، دهه ۱۳۶۰ | لیزای غمگین | Sad Lisa |
تک آهنگ استودیویی قبل از انقلاب | رویای کالیفرنیا | California dreamin |
اجرای تصویری در تلویزیون ملی، دهه ۱۳۴۰ | خانه خورشید خیزان | The House of the rising Sun |
اجرای زنده در کنسرت خارج از ایران، دهه ۱۳۷۰ | بگذار باشد | Let it be |
تک آهنگ استودیویی قبل از انقلاب | تو یک دوست داشتی | You have got a friend |
اجرای تصویری در تلویزیون ملی، دهه ۱۳۴۰ | آنجا خواهم بود | I'll be there (Damita Jo) |
از آلبوم خواب در بیداری (۱۳۷۲) | اجازه نده دچار سوءتفاهم شوم | Don't let me be misunderstood |
ضبط خانگی، دهه ۱۳۷۰ | مثل یک آهنگ غمگین | Like a sad song |
ضبط خانگی، دهه ۱۳۷۰ | سوزان | Suzanne |
اجرای تصویری در تلویزیون ملی، دهه ۱۳۴۰ | به روحم باور دارم | I believe to my soul |
ضبط خانگی، دهه ۱۳۴۰ در آلبوماز دورها | تو را صدا میکنم | I call you |
از آلبومخواب در بیداری (۱۳۷۲) | هی، این راهش نیست که خداحافظی کنی | Hey,that's no way to say goodbye |
ضبط خانگی، دهه ۱۳۶۰ | کارگر | Handyman |
اجرای تصویری در تلویزیون ملی، دهه ۱۳۴۰ | بدون تو کجا میتوانم بروم | Where can I go without you |
ضبط خانگی، دهه ۱۳۴۰ در آلبوماز دورها | درد | Hurt |
ضبط خانگی، دهه ۱۳۴۰ در آلبوماز دورها | تنها قدم زدن | Walking alone |
اجرای تصویری در تلویزیون ملی، دهه ۱۳۴۰ | You're just about to lose your clown | |
ضبط خانگی، دهه ۱۳۶۰ | همه با من صحبت میکنند | Everybody's talking at me |
اجرای زنده در کوچینی | همدردی | Sympathy |
از آلبومخواب در بیداریبا دکلمهای فارسی (۱۳۷۲) | خیال خوشی | Good fantasies |
اجرای زنده در کوچینی | لحظه به لحظه | Moment to moment |
اجرای زنده در کوچینی | وقتی خورشید پایین بیاید | When the Sun comes down |
ضبط خانگی، دهه ۱۳۴۰ در آلبوماز دورها | اِلِنُر ریگبی/نام فامیلی انگلیسی | Eleanor rigby |
از آلبومخواب در بیداری (۱۳۷۲) | ملودی از بند رها شده | Unchained melody |
اجرای زنده در کوچینی | تو عاشقم نبودی | You won't love me |
به فرانسوی، تکآهنگ استودیویی قبل از انقلاب | بله | Qui |
به اسپانیایی، ضبط خانگی در دهه ۱۳۴۰ و از آلبوماز دورها | هیچکس مرا دوست ندارد | Nadie me quiere |
به آلمانی، اجرای زنده در کنسرت کلن آلمان در دهه ۱۳۷۰ | شادی برای همه | An die freude |
به ارمنی، ضبط خانگی در دهه ۱۳۶۰ | بدون رفیق | ոչ ընկեր |
به روسی و دکلمهای فارسی، ضبط خانگی در دهه ۱۳۶۰ | شب تیره | темная ночь |
آهنگ رومانیایی بدون کلام، تنها با اجرای سوتی دشوار | آهنگ رومانیایی | Romanian song |
به فرانسوی، ضبط خانگی در دهه ۱۳۴۰ و از آلبوماز دورها | اینجا زندگی میکنم | Ci je vivrai |