فریبرز لاچینی (زادهٔ ۳ شهریور ۱۳۲۸ در تهران)آهنگساز، تنظیمکننده و نوازندهٔ پیانوی ایرانی است که کارنامهاش موسیقی کودک، ترانه، موسیقی فیلم و تلویزیون و مجموعههای پیانویی را دربرمیگیرد.نام او با«پاییز طلایی»، موسیقی فیلمهایی چون«نار و نی»و«دندان مار»، همکاری با محمد نوری و تنظیم پیانویی ترانههای ایرانی در مجموعهٔ«بوی دیروز»پیوند خورده است.
لاچینی آموزش موسیقی را از کودکی دنبال کرد و در حدود دهسالگی به هنرستان عالی موسیقی راه یافت.فعالیت حرفهای او در جوانی با موسیقی کودک و همکاری با کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان گسترش یافت.مجموعههایی مانند«آواز فصلها و رنگها»،«آوازهای دیگر»و«کارناوال حیوانات»به این دوره تعلق دارند. «کارناوال حیوانات»در سال ۱۳۵۷ با آواز پری زنگنه ضبط شد و قطعهٔ بیکلام«طوطی»از آن، بهعنوان موسیقی آرم برنامهٔ کودک تلویزیون شناخته شد.این همکاریها، پیش از شهرت پیانویی او، زمینهٔ حضور موسیقیاش در زندگی روزمرهٔ مخاطبان خردسال را فراهم کردند.
در همان سالها، لاچینی در حوزهٔ ترانه نیز فعالیت داشت. «قلک چشات»با صدای سیمین غانم و شعر سعید دبیری از نمونههای شناختهشدهٔ آهنگسازی اوست. «سیب»نیز در کارنامهٔ همکاری این دو هنرمند قرار دارد.تجربهٔ ترانهسازی در کنار موسیقی کودک، دو بخش متفاوت از فعالیتهای آغازین او را نشان میدهد:نوشتن موسیقی برای آواز و ساخت قطعاتی که با روایت، تصویر و مخاطب مشخص ارتباط دارند.لاچینی پس از انقلاب به فرانسه رفت.بر پایهٔ زندگینامهٔ رسمیاش، در پاریس آموزش موسیقی و کار با رایانه را دنبال کرد و با امکانات تازهٔ تولید و پردازش صدا آشنا شد.
پس از بازگشت به ایران، آهنگسازی برای سینما سهم بیشتری در فعالیتهای او یافت. «نار و نی»ساختهٔ سعید ابراهیمیفر،«دندان مار»،«رد پای گرگ»و«بلوف»ساختهٔ مسعود کیمیایی، و«گربهٔ آوازهخوان»ساختهٔ کامبوزیا پرتوی از آثار این بخشاند.کارنامهٔ او از فیلمهای اجتماعی و کودک تا آثار جنگی امتداد دارد و موسیقی مجموعهٔ تلویزیونی«آرایشگاه زیبا»نیز از ساختههای شناختهشدهاش است.در نقد نشریهٔ ورایتی بر«دندان مار»، که در بایگانی وبگاه لاچینی نقل شده، استفاده از صداهای کوبهای و موسیقی رایانهای در ایجاد ضرباهنگ و هشدار دربارهٔ موقعیتهای پرخطر فیلم مورد توجه قرار گرفته است.
انتشار نخستین مجموعهٔ«پاییز طلایی»در پاییز ۱۳۶۸، مسیر مستقلی برای شناختهشدن موسیقی بیکلام او گشود.مجموعهٔ دوم در پاییز ۱۳۷۰ عرضه شد و این عنوان در سالهای بعد نیز ادامه یافت.اجرای پیانوی آندره آرزومانیان در نسخههای آغازین، بخشی مهم از تاریخ شنیداری این آثار است.کتی پارسونز، منتقد و مدرس پیانو در وبگاه MainlyPiano، در بررسی کتاب نت مجموعهٔ نخست، بر بیان عاطفی، فضای غالباً آرام و اندوهگین و قابلیت اجرای قطعات برای نوازندگان سطح متوسط تا ابتدای پیشرفته تأکید کرده است.این ارزیابی، وجه اجرایی و آموزشی مجموعه را در کنار جایگاه آن در کارنامهٔ آهنگسازی لاچینی نشان میدهد.
همکاری با محمد نوری، بخش دیگری از فعالیت او در سالهای پس از بازگشت بود. «در شب سرد زمستانی»با شعر نیما یوشیج، آواز نوری و دکلمهٔ احمدرضا احمدی، نمونهای از پیوند آهنگسازی او با شعر معاصر است.لاچینی در تولید و تنظیم موسیقی«آوازهای سرزمین خورشید»نیز مشارکت داشت؛ مجموعهای که در آن ترانهها و ملودیهای محلی در کنار قطعات دارای آهنگساز مشخص قرار گرفتهاند.در گفتوگوی او دربارهٔ نوری، توانایی این خواننده در پیوند دادن آموزش آواز با موسیقی بومی ایران برجسته شده است.این همکاری، ارتباط لاچینی با میراث آوازی و محلی ایران را در قالب موسیقی ضبطشده نشان میدهد.
در دههٔ ۱۳۸۰، انتشار آثار پیانویی و کتابهای نت سهم پررنگتری در کار او پیدا کرد. «بوی دیروز»به تنظیم ترانههای ایرانی برای پیانو اختصاص یافت و«خاطرات طلایی»بازپرداخت ملودیهای غیرایرانی را دنبال کرد.مجموعههای«مرثیه»نیز در ادامهٔ آثار پیانویی او عرضه شدند.کتی پارسونز در نقد«مرثیهٔ ۲»، آمیزهای از تأثیر موسیقی کلاسیک اروپایی، ریشههای خاورمیانهای و موسیقی معاصر را توصیف کرده و در برخی قطعات به تأثیر شوپن و مندلسون اشاره کرده است.کتابی از منتخب آثار لاچینی با عنوان«پاییز»نیز در فهرست انتشارات شوت در سال ۲۰۱۲، همراه با لوح اجرای خود آهنگساز، ثبت شد.
عرضهٔ اینترنتی نت و ضبطهای موسیقی، از دیگر بخشهای فعالیت حرفهای او بوده است.در کنار این انتشارها، مسئلهٔ انتساب آثار نیز مطرح شده؛ فریدون شهبازیان در گفتوگویی در سال ۱۳۹۷ به درج نام لاچینی بهعنوان آهنگساز«گل گلدون من»اعتراض کرد.در خرداد ۱۴۰۱، استفاده از نسخهای بازپرداختشده از«سیب»با صدای سیمین غانم در آغاز کنفرانس توسعهدهندگان اپل، دوباره این همکاری قدیمی را در معرض توجه قرار داد.کارنامهٔ لاچینی، از موسیقی کودک و ترانه تا سینما، پیانو و نشر نت، چند مسیر متفاوت تولید و انتقال موسیقی ایرانی را در بیش از نیمقرن فعالیت به یکدیگر پیوند میدهد.
آموزش موسیقی و آغاز فعالیت در کانون پرورش فکری
آموزش رسمی لاچینی در هنرستان، پیشزمینهٔ ورود او به آهنگسازی بود.او از حدود هجدهسالگی فعالیت حرفهای خود را گسترش داد و موسیقی کودک از نخستین حوزههایی بود که در آن به تولید اثر پرداخت.همکاری با کانون پرورش فکری، فعالیت او را با نهادی مرتبط کرد که در کنار کتاب، نمایش، پویانمایی و سینما، تولید موسیقی برای کودکان را نیز دنبال میکرد.
«آواز فصلها و رنگها»و«آوازهای دیگر»از محصولات این دورهاند.در«کارناوال حیوانات»، آواز پری زنگنه با قطعاتی دربارهٔ حیوانات همراه شد؛ مجموعهای که عنوانهایی مانند«آقا فیله»،«لالایی»و«طوطی»را دربرمیگیرد.این اثر، مجموعهٔ ایرانیِ ساختهٔ لاچینی است و با اثر همنام کامی سنسان، آهنگساز فرانسوی، تفاوت دارد.
در معرفی رسمی این مجموعه، ضبط آن در سال ۱۳۵۷ و استفاده از قطعهٔ«طوطی»برای آرم برنامهٔ کودک تلویزیون ثبت شده است.تکرار این موسیقی در تلویزیون، دامنهٔ شنیدهشدن آن را از مخاطبان یک آلبوم فراتر برد.به این ترتیب، یکی از ساختههای آغازین لاچینی از طریق برنامهسازی تلویزیونی به زندگی روزانهٔ چند نسل از کودکان راه یافت.
ترانهسازی و همکاری با سیمین غانم
فعالیت لاچینی در موسیقی باکلام، همزمان با آهنگسازی برای کودکان پیش رفت.در همکاری او با سیمین غانم،«قلک چشات»با شعر سعید دبیری از نمونههای مشخص است.غانم در گفتوگوی خود دربارهٔ شکلگیری ترانههایش، آهنگسازی این اثر را به لاچینی نسبت داده است.
«سیب»، با شعر فرهاد شیبانی، نمونهٔ دیگری از همکاری آنان است که لاچینی آهنگسازی و تنظیم آن را بر عهده داشته است.این آثار بخشی از کارنامهٔ او در موسیقی پاپ فارسیاند و باید از تنظیمهای پیانویی سالهای بعدش جدا شناخته شوند؛ در ترانههای یادشده، او پدیدآورندهٔ موسیقی است، درحالیکه در بسیاری از قطعات«بوی دیروز»، ملودی از آهنگساز دیگری گرفته شده و برای پیانو بازپرداخت شده است.
بازتاب دوبارهٔ«سیب»در سال ۱۴۰۱ نیز به ضبط قدیمی با صدای غانم مربوط بود.در آغاز کنفرانس توسعهدهندگان اپل، نسخهای بازپرداختشده از این ترانه پخش شد.گزارشهای آن رویداد، نام غانم و لاچینی را بار دیگر در ارتباط با اثر مطرح کردند؛ این استفاده، بازانتشار یک ترانهٔ پیشین در زمینهای تازه بود.
اقامت در فرانسه و آشنایی با تولید رایانهای موسیقی
پس از انقلاب ۱۳۵۷، لاچینی مدتی در فرانسه اقامت کرد.در زندگینامهٔ رسمی او، ادامهٔ آموزش موسیقی در سوربن و آشنایی با رایانه و کاربردهای آن در موسیقی ذکر شده است.این روایت، تجربهٔ پاریس را از مراحل شکلگیری شیوهٔ حرفهای او معرفی میکند.
پس از بازگشت، استفاده از ابزارهای الکترونیکی و رایانهای در کنار آهنگسازی برای سازهای آکوستیک، در فعالیتهای او حضور داشت.این امکانات بهویژه در موسیقی تصویر، امکان ترکیب و پردازش صداهای مختلف را فراهم میکردند.در شرح رسمی کارنامهٔ لاچینی نیز توجه به فناوری موسیقی در کنار آموزش آهنگسازی آمده است.
ارزیابی منتشرشده دربارهٔ«دندان مار»نمونهای مشخص از بازتاب این شیوه است.منتقد ورایتی، در متنی که وبگاه لاچینی بازنشر کرده، به استفاده از موسیقی رایانهای و صداهای کوبهای جنوب ایران توجه کرده است.در آن نقد، این صداها با تنظیم حرکت فیلم و القای خطر ارتباط داده شدهاند.
موسیقی سینما؛ از«نار و نی»تا همکاری با مسعود کیمیایی
«نار و نی»از نقاط مهم کارنامهٔ سینمایی لاچینی در اواخر دههٔ ۱۳۶۰ است.این فیلم سعید ابراهیمیفر، با ساختاری مبتنی بر خاطره، روایت و تصویر، در شناسنامهٔ پژوهشی سینما ایرانیکا با نام لاچینی بهعنوان آهنگساز ثبت شده است.حضور او در چنین اثری، بخشی از فعالیتش در سینمایی بود که موسیقی را در ارتباط با فضای روایت و تصویر به کار میگرفت.
همکاری با مسعود کیمیایی در«دندان مار»،«رد پای گرگ»و«بلوف»ادامه یافت.نقد ورایتی بر«دندان مار»از جمله نوشتههایی است که بهطور مشخص دربارهٔ موسیقی یکی از این همکاریها سخن گفته است.تأکید آن نقد بر ضرباهنگ و صداهای هشداردهنده، موسیقی را در پیوند با تنش صحنهها بررسی میکند.
«گربهٔ آوازهخوان»ساختهٔ کامبوزیا پرتوی، ادامهٔ فعالیت لاچینی در موسیقی مرتبط با کودکان بود.او در تلویزیون نیز موسیقی«آرایشگاه زیبا»را ساخت؛ مجموعهای به کارگردانی مرضیه برومند که بخشی دیگر از حضور آثارش در رسانهٔ عمومی را نشان میدهد.
در فیلمشناسی رسمی او، آثاری جنگی مانند«پنجه در خاک»،«حماسهٔ قهرمانان»و«عملیات ۲۵۱۹»نیز ثبت شدهاند.این بخش از کارنامه، فعالیت او در سینمای مربوط به جنگ ایران و عراق را نشان میدهد.در سالهای بعد، همکاریهایی خارج از تولیدات صرفاً داخلی، از جمله«مرثیهٔ برف»ساختهٔ جمیل رستمی، نیز به فهرست آثارش افزوده شد.
«پاییز طلایی»و نقش آندره آرزومانیان
«پاییز طلایی»مجموعهای از قطعات ساختهٔ لاچینی برای پیانو است.در شناسنامهٔ رسمی جلد نخست، پاییز ۱۳۶۸ بهعنوان زمان انتشار آمده و جلد دوم در پاییز ۱۳۷۰ عرضه شده است.ادامهٔ این مجموعه در دههٔ ۱۳۸۰، در کنار آثاری مانند«سپیدار»، نشاندهندهٔ استمرار آهنگسازی مستقل او برای پیانو است.
در تاریخ انتشار و اجرای این آثار، آندره آرزومانیان جایگاهی مشخص دارد.اجراهای او در نسخههای آغازین«پاییز طلایی»سبب میشود که شناسنامهٔ اثر، نام آهنگساز و نوازنده را جداگانه ثبت کند.گزارش جدیدآنلاین دربارهٔ آرزومانیان، اجرای«رقص برگها»از مجموعهٔ دوم را نیز معرفی کرده است.
مجید انتظامی در همان گزارش، بر سهم تفسیر نوازنده در شنیدهشدن موسیقی تأکید کرده و سامان احتشامی نیز دربارهٔ ویژگیهای نوازندگی آرزومانیان سخن گفته است.این اظهارنظرها ناظر به هنر اجرایی آرزومانیاناند و اهمیت نام او را در کنار آهنگساز توضیح میدهند.
نسخههای بعدی و ضبطهای دیگری از آثار لاچینی با اجرای خود او نیز منتشر شدهاند.برای نمونه، شوت در معرفی کتاب«پاییز؛ برگزیدهٔ آثار فریبرز لاچینی»تصریح کرده که تمام قطعات لوح همراه را خود آهنگساز نواخته است.ازاینرو، عنوان یکسان یا تعلق قطعات به یک مجموعه، به معنای یکسانبودن نوازنده در تمام انتشارها نیست.
محمد نوری؛ شعر معاصر و ترانههای محلی
«در شب سرد زمستانی»یکی از همکاریهای لاچینی با محمد نوری است که شعر نیما یوشیج را با آواز و دکلمه همراه میکند.در شناسنامهٔ این اثر، نوری خواننده، احمدرضا احمدی دکلمهخوان و لاچینی آهنگساز معرفی شدهاند.حضور همزمان شعرخوانی و آواز، آن را در امتداد آثاری قرار میدهد که شعر معاصر فارسی را بهصورت شنیداری عرضه میکنند.
«آوازهای سرزمین خورشید»نیز از همکاریهای آنان است، اما نقش لاچینی در قطعات آن یکسان نیست.برای مثال، در شناسنامهٔ«لالایی»، آهنگساز ناصر حسینی، شاعر یدالله رؤیایی و تنظیمکننده لاچینی است. «نشو نشو»نیز بر ملودی محلی گیلان تکیه دارد.
لاچینی در گفتوگویی پس از درگذشت نوری، آموزش آوازی، شناخت موسیقی و توانایی او در اجرای ترانههای بومی ایران را برجسته کرد.از نگاه لاچینی، اهمیت نوری در کنار ویژگی صدایش، به نحوهٔ مواجهه با موسیقی و پیوند میان آموختههای حرفهای و مواد موسیقایی ایرانی مربوط بود.
این همکاریها بخش مشخصی از ارتباط لاچینی با شعر و موسیقی بومی را تشکیل میدهند.در آنها، نام شاعر، منشأ ملودی، آهنگساز، تنظیمکننده و خواننده، هر یک سهمی مستقل در شناسنامهٔ اثر دارند.
مجموعههای پیانویی و گسترش انتشار نت
در دههٔ ۱۳۸۰، چند مسیر در آثار پیانویی لاچینی همزمان ادامه یافت:انتشار ساختههای شخصی، تنظیم ترانههای ایرانی و بازپرداخت ملودیهای غیرایرانی. «بوی دیروز»که جلد نخست آن در بهار ۱۳۸۷ عرضه شد، به ترانهها و ملودیهای ایرانی اختصاص دارد.این مجموعه در جلدهای متعدد ادامه پیدا کرد و برای بسیاری از قطعات آن نت نیز عرضه شد.
نمونهٔ روشن تنظیم آثار دیگران، قطعهٔ«نفس»در«بوی دیروز ۴»است.در شناسنامهٔ رسمی این قطعه، آندرانیک آهنگساز و لاچینی تنظیمکننده و نوازنده معرفی شده است.چنین ثبتهایی نشان میدهند که بخش مهمی از این مجموعه به انتقال ملودیهای پیشین به اجرای پیانو مربوط است.
«خاطرات طلایی»مسیر مشابهی را با ملودیهای غیرایرانی دنبال کرد.در کنار این دو مجموعه،«مرثیه»شامل قطعات پیانویی ساختهٔ خود لاچینی است.تفاوت این مجموعهها در منشأ موسیقی آنهاست:در یکی، موضوع اصلی بازپرداخت ترانههای موجود است و در دیگری، ارائهٔ آهنگسازیهای مستقل.
انتشار کتابهای نت، امکان اجرای این آثار را برای نوازندگان دیگر فراهم کرد.کتی پارسونز در بررسی کتابهای«پاییز طلایی»، از نتنگاری دیوید شنتن نام برده و خوانایی نسخههای بررسیشده را مثبت ارزیابی کرده است.این کتابها، موسیقی ضبطشده را به متنی اجرایی تبدیل میکنند که هنرجو یا نوازنده میتواند مستقیماً با آن کار کند.
همکاری با انتشارات شوت نیز در همین زمینه قرار دارد.فهرست رسمی این ناشر در سال ۲۰۱۲، کتاب«پاییز؛ برگزیدهٔ آثار فریبرز لاچینی»را همراه با لوح فشرده معرفی میکند.سطح اجرایی آن متوسط تا پیشرفته اعلام شده و نمایندگی شوت برای آثار لاچینی در اروپا و آسیا نیز در همان معرفی آمده است.
بیان موسیقایی و دشواری اجرا در ارزیابی منتقدان
کتی پارسونز در بررسی«پاییز طلایی ۱»، فضای غالباً آرام و اندوهگین قطعات را برای تمرین اجرای همراه با بیان عاطفی مناسب دانسته است.در ارزیابی او، بخش مهمی از دشواری اجرای این موسیقی به کیفیت بیان مربوط میشود؛ نوازنده باید در کنار خواندن نت، حالت قطعه را منتقل کند.
پارسونز در نقد کتاب«پاییز طلایی ۲»، سطح مناسب نوازندگان را متوسطِ رو به بالا تا ابتدای پیشرفته معرفی کرده است.او در عین ارزیابی مثبت، به برخی دشواریهای زمانبندی و مواردی از همپوشانی نامناسب دستها اشاره کرده که نوازنده لازم است برای اجرای راحتتر آنها راهحل پیدا کند.این ملاحظه، نقدی مشخص به جنبهٔ اجرایی نسخهٔ بررسیشده است و مانع از آن میشود که تمام قطعات مجموعه، صرفاً به سبب شنیدهشدن ملودیهای آرام، آسان تلقی شوند.
در بررسی آلبوم«مرثیهٔ ۲»، همین منتقد به تأثیر همزمان سنت کلاسیک اروپایی، ریشههای خاورمیانهای، موسیقی پاپ و نیوایج اشاره کرده است.او برای موسیقی لاچینی وجهی روایی و تصویرساز قائل شده و قطعات را با موقعیتها و تصاویر ذهنی توصیف کرده است.
پارسونز در قطعهٔ «Only Sound Remains»تأثیر شوپن و احتمالاً«آوازهای بیکلام»مندلسون را شنیده و در «Crossing»نیز به یادآوری موسیقی شوپن اشاره کرده است.اینها دریافتهای انتقادی او از قطعات مشخصاند، نه اعلام اقتباس مستقیم.توصیف او از «Blue Orchids»نیز بر حالت تأملی و اجرای ظریف قطعه تکیه دارد.
این نقدها، وجهی از پذیرش آثار لاچینی در میان مخاطبان موسیقی پیانویی معاصر را نشان میدهند:توجه به روایت، بیان عاطفی و قابلیت اجرای قطعات، همراه با بررسی دشواریهای عملی نوازندگی.
حقوق آثار و اختلاف دربارهٔ«گل گلدون من»
لاچینی در گفتوگوهای حرفهای خود، دربارهٔ مشکلات انتشار موسیقی، تکثیر بدون اجازه و محدودیت بازار موسیقی بیکلام سخن گفته است.عرضهٔ مستقیم فایل صوتی و نت در وبگاه او، بخشی از شیوهٔ انتشار آثارش بوده و ثبت نام عوامل نیز در این نوع عرضه اهمیت دارد.
در همین زمینه، انتساب«گل گلدون من»محل اعتراض فریدون شهبازیان قرار گرفت.شهبازیان در گفتوگوی روزنامهٔ خراسان در ۵ خرداد ۱۳۹۷، به انتشار و فروش نت و موسیقی این ترانه با نام لاچینی اعتراض کرد و آن را ساختهٔ خود دانست.سیمین غانم نیز در گفتوگویی دربارهٔ ترانههایش، آهنگسازی«گل گلدون من»را به شهبازیان نسبت داده است.
در مقابل، در صفحهٔ«گل گلدون»از«بوی دیروز ۱»در وبگاه لاچینی، نام او در جایگاه آهنگساز درج شده است.این ثبت و اعتراض شهبازیان، اختلاف مشخصی دربارهٔ شناسنامهٔ اثر را نشان میدهند.تنظیم پیانویی ترانه و پدیدآوردن ملودی اصلی، دو نقش جداگانهاند و در معرفی این قطعه باید همین تفاوت و انتساب مورد اعتراض روشن بماند.
حضور در فرهنگ شنیداری و آموزش پیانو
آثار لاچینی از مسیرهای متفاوتی به مخاطبان رسیدهاند:موسیقی برنامهٔ کودک از راه تلویزیون، موسیقی فیلم در همراهی با تصویر، ترانه از طریق صدای خواننده، و قطعات پیانویی در قالب آلبوم و کتاب نت.این تنوع، مخاطبان کارنامهٔ او را به یک گونهٔ موسیقی محدود نمیکند.
در گفتوگوی فریدون شهبازیان با خراسان، خوانندهمحوری و ترانهمحوری موسیقی ایران از عوامل کمتوجهی به موسیقی بیکلام دانسته شده است.مجموعههای پیانویی لاچینی و انتشار نت آنها در چنین زمینهای قرار میگیرند:آثاری که امکان شنیدن موسیقی مستقل از خواننده و اجرای دوبارهٔ آن بهوسیلهٔ نوازندگان دیگر را فراهم کردهاند.
ارزیابی پارسونز از کتابهای«پاییز طلایی»نیز بخشی از همین حضور آموزشی را مستند میکند.توجه او به سطح هنرجو، بیان موسیقایی و مشکلات اجرایی نشان میدهد که این آثار علاوه بر شنیدهشدن، در مقام قطعهٔ قابل تمرین و اجرا نیز بررسی شدهاند.انتشار منتخب آثار توسط شوت، مسیر دیگری برای دسترسی نوازندگان خارج از ایران به این موسیقی فراهم کرده است.
گزیدهٔ آلبومها و مجموعهها
اثر | زمان انتشار یا دوره | نقش لاچینی و ویژگی اصلی |
|---|---|---|
کارناوال حیوانات | ضبط در ۱۳۵۷ | آهنگسازی؛ با آواز پری زنگنه؛ شامل قطعهٔ«طوطی» |
پاییز طلایی ۱ | پاییز ۱۳۶۸ | آهنگسازی برای پیانو؛ با نقش اجرایی آندره آرزومانیان در انتشار آغازین |
پاییز طلایی ۲ | پاییز ۱۳۷۰ | ادامهٔ مجموعهٔ پیانویی؛ شامل«رقص برگها» |
در شب سرد زمستانی | ـ | آهنگسازی؛ با آواز محمد نوری، شعر نیما یوشیج و دکلمهٔ احمدرضا احمدی |
آوازهای سرزمین خورشید | ـ | مشارکت در آهنگسازی و تنظیم، با نقش متفاوت در قطعات مختلف؛ آواز محمد نوری |
سپیدار | ۱۳۸۴ | مجموعهٔ موسیقی پیانویی |
پاییز طلایی ۳ | ۱۳۸۵ | ادامهٔ ساختههای پیانویی |
پاییز طلایی ۴ | ۱۳۸۷ | ادامهٔ مجموعهٔ«پاییز طلایی» |
بوی دیروز ۱ | بهار ۱۳۸۷ | تنظیم پیانویی ترانهها و ملودیهای ایرانی |
خاطرات طلایی | از ۱۳۸۷ | تنظیم پیانویی ملودیهای غیرایرانی |
مرثیه | مجموعهٔ چندجلدی | قطعات پیانویی ساختهٔ لاچینی |
پاییز؛ برگزیدهٔ آثار فریبرز لاچینی | ثبت در فهرست شوت، ۲۰۱۲ | کتاب نت همراه با ضبط اجرای خود آهنگساز |
گزیدهٔ موسیقی فیلم و تلویزیون
اثر | کارگردان | نقش لاچینی |
|---|---|---|
نار و نی | سعید ابراهیمیفر | آهنگساز |
دندان مار | مسعود کیمیایی | آهنگساز |
گربهٔ آوازهخوان | کامبوزیا پرتوی | آهنگساز |
رد پای گرگ | مسعود کیمیایی | آهنگساز |
بلوف | مسعود کیمیایی | آهنگساز |
آرایشگاه زیبا | مرضیه برومند | آهنگساز مجموعهٔ تلویزیونی |
مرثیهٔ برف | جمیل رستمی | آهنگساز |