الهه تاجیک‌زاده (زاده ۱۳۵۳ در پیشوا) شاعر اهل ایران است. او در عرصه شعر خصوصاً شعر کودک و نوجوان فعالیت دارد. وی فارغ‌التحصیل دانشکده فنی حرفه‌ای دختران کرج و صاحب چهار فرزند است. کسب مقام در هفتمین جشنواره بین‌المللی شعر فجر، جشنواره سراسری دفاع مقدس و جشنواره قصه گویی برخی از افتخارات وی است.

آغاز فعالیت تخصصی

اولین بار در کلاس سوم ابتدایی شعری خواند که مورد تشویق معلمش قرار گرفت. عمه‌ای کتابخوان و ادب‌دوست نیز در خانواده بود که همیشه کتاب هدیه می‌داد. در هنرستان فنی و حرفه‌ای، دبیران زبده‌ای مانند حسین وزیری، طاهره جعفری و کیانوش گودرزی به کلاس او آمدند. کیانوش گودرزی، متون کهن ادبیات را به صورت فوق برنامه به کلاس می‌آورد و از دانش‌آموزان می‌خواست دربارهٔ موضوعات و شخصیت‌های ادبی تحقیق کنند. در سال‌های ۷۳–۷۴ در جلسات ادبی آموزش و پرورش پیشوا تحت سرپرستی علیرضا طالقانی شرکت داشت که بسیاری از شاعران و نویسندگان موفق از این جلسات برخاستند.

آثار

  • عبور از من (مجموعه اشعار)؛
  • تو که ماه قشنگ آسمونی (شعرها و زمزمه‌های قدیمی که مادربزرگ‌ها برای بچه‌ها می‌خواندند)؛
  • دشت اعداد (شعر و رنگ‌آمیزی) از نشر برف؛
  • دشت الفبا (برای یادگیری حروف الفبا) از نشر برف؛
  • مجموعه شهروند خوب؛
  • سوژه قاصدک‌ها (مجموعه شعر نوجوان)؛
  • فصل پنجره‌ها (مجموعه شعر سپید)؛
  • در حریم سه‌گانی (مجموعه شعرهای نیمایی و سه‌گانی[یادداشت ۱]).

نمونه‌ای از اشعار

الهه تاجیک‌زاده
[نوع شعر: نو]
باد، هرجهت که می‌وزد پر از هوای توست؛
نازنین من! نگفته‌ای
در کجای این جهان شکفته‌ای؟!
طرح یک لبخند را بر صورتم بنشان؛
***
چهره‌ام را تازه کن … هرچند سرپایی!
آه ای جراح زیبایی!!!
***
هر بامداد از دامنم خونابه می‌ریزد …
شرق پر از اندوه و رسوایم
اما خیالی نیست … من خورشید می‌زایم!
***
در تو فنا گشتم؛
بی‌آن‌که شش وادی پیشین را،
طی کرده باشم مثل یک آدم!!!
***
نه با یاس و سوسن … نه پونه …
سرم را به هرچیز شد … گرم کردم؛
بگو نازنینم … دلم را چگونه … ؟!

جوایز و افتخارات

  • مقام دوم در شعر نیمایی از هفتمین جشنواره بین‌المللی شعر فجر (اسفند ۱۳۹۱)؛
  • شایسته تقدیر بیستمین جشنواره سراسری دفاع مقدس تبریز (۱۳۹۱)؛
  • برگزیده سومین جشنواره سراسری ادبی طلوع خرداد (۱۳۹۴)؛
  • نامزد هشتمین جایزه ادبی پروین (۱۳۹۷)؛
  • برگزیده بزرگسال بخش ملی مرحله استانی جشنواره قصه‌گویی- تهران (۱۴۰۱).

گفتاورد

الهه تاجیک‌زاده در گفتگویی با کیهان چنین می‌گوید:
حوادث هرچند کوچک اما تأثیرگذار روزمره می‌تواند سوژه شعرهای من باشند. مثل تولد خورشید صبحگاهی یا حتی گلی در باغچه خانه و …[۱]
به نظر من اگر محتوا متعالی باشد، می‌تواند در هر قالبی اثرگذاری‌اش را داشته باشد. در نگاه دیگری معتقدم شعر باید خودش قالب خودش را پیدا کند و جاری شود. مهم این است در محتوا، حرف نویی برای گفتن داشته باشیم. من شعری تحت عنوان سیب دارم که در همه قالب‌ها ریختم و سرودمش. ابتدا یک رباعی گفتم اما دیدم در مصرع چهارم حرفی را که می‌خواستم بگویم، کاملاً زده شده و دیگر نمی‌شود ادامه داد. این‌طور متولد شد: من سیبم که ازشاخسار افتادم/درچند قدم به جویبار افتادم/ای کاش دست تو مرا برمی‌داشت … بعد از مدتی در قالب سه‌گانی این‌گونه آوردمش: سیب سرخی‌ام/که در مسیر رود/غلت خوردم/و می‌روم جلو/کاش دست مهربان تو … یک‌بار هم در قالب سپید چنین سرودم:
این منم سیبی از شاخسار افتاده/در جویبار کوچک/با رقص موج می‌غلتم/و به جلو می‌روم/هر آن منتظر دستی/که از آب بگیردم/کاش این دست/دست تو باشد. که البته این آخری بیشتر مورد استقبال قرار گرفت و در مجله سلام بچه‌ها و ماهنامه تیزهوشان چاپ شد.[۲]

پانویس

یادداشت

  1. ↑ «قالب سه‌گانی» دارای سه مصراع هست و در دو شاخهٔ موزون و سپید سروده می‌شود.

پیوند به بیرون

به روز رسانی : 1403/09/09

تعداد بازدید: 1
یاقوت