یدالله ثمره
تعبیر و تعبیر احمد شاکری دربارهٔ تعریف و تعبیر ترکیب ادبیات انقلاب و دفاع مقدس میگوید:
تعریف ادبیات انقلاب اسلامی بسیار اساسی و محوری است و نیاز به یک واکاوی دارد و عموماً تعاریف و بهاصطلاح ماهیتشناسی گونههای آن و بروز مصادیق ادبی شکل میگیرند؛ به تعبیری چیستی ادبیات انقلابی مربوط به توجه به خود انقلاب و آثاری که پس از انقلاب نوشتهشده است.
بگذارید بگویم که تعبیر من از ادبیات انقلاب آن ادبیاتی است که به صورت خالص با ارزشها، اهداف و مبانی بزرگان و رهبران انقلاب و با کتاب و سنت همخوانی دارد. ادبیاتی که با اینها منافات دارد، ادبیات انقلاب اسلامی نیست. ممکن است ادبیات انقلاب باشد. دلیلش آن است که دوره جدید ادبیات داستانی در کشور ما با پیروزی انقلاب اسلامی و با هویت اسلامی و با رهبری دینی شکل گرفت. درواقع غایت دیندارانه، مفاهیم دینی و ارزشی انقلاب اسلامی که قبل از انقلاب وجود نداشتهاند و بعد از انقلاب به وجود آمدند، باعث ایجاد جریان جدیدی شدند که با جریانات اومانیسمی غرب تفاوت دارند.
به نظرتان آیا بعد از نزدیک به چهار دهه ادبیات داستانی انقلاب اسلامی تبدیل به یک جریان یکپارچه شده است؟
جریان که به هر حال شکل گرفته و امتداد چهار دههای این ادبیات خود مبین آن است؛ اما توجه باید داشت که در کنارش جریانی انحرافی هم وجود دارد که گاه در ظواهر بسیار هم به هم شبیهاند.
در واقع دو جریان در ادبیات داستانی انقلاب اسلامی وجود دارد؛ جریان اول جریانی است که با ارزشهای دفاع مقدس همسو است و جریان دوم ضد این ارزشها عمل میکند. این دو جریان حدود چهل سال است که به موازات هم و در کنار هم با مولفههای متفاوت زیادی حضور دارند. هر دو در انقلاب وجود دارند و تعامل و تقابلاتی با هم داشتهاند. ادبیات داستانی با همان ظهورات اولیهاش در معرض مبانی، آثار و اندیشه مقابل بوده است. وقتی مبنایی ضد ارزشی در ادبیات رخنه کند، باعث تغییر ارزشها میشود؛ تغییری که ما الان شاهد آن هستیم.[۱]
