نشریه سینما رسانه
الهه تاجیکزاده در گفتگویی با کیهان چنین میگوید:
حوادث هرچند کوچک اما تأثیرگذار روزمره میتواند سوژه شعرهای من باشند. مثل تولد خورشید صبحگاهی یا حتی گلی در باغچه خانه و …[۱]
به نظر من اگر محتوا متعالی باشد، میتواند در هر قالبی اثرگذاریاش را داشته باشد. در نگاه دیگری معتقدم شعر باید خودش قالب خودش را پیدا کند و جاری شود. مهم این است در محتوا، حرف نویی برای گفتن داشته باشیم. من شعری تحت عنوان سیب دارم که در همه قالبها ریختم و سرودمش.
ابتدا یک رباعی گفتم اما دیدم در مصرع چهارم حرفی را که میخواستم بگویم، کاملاً زده شده و دیگر نمیشود ادامه داد. اینطور متولد شد: من سیبم که ازشاخسار افتادم/درچند قدم به جویبار افتادم/ای کاش دست تو مرا برمیداشت …
بعد از مدتی در قالب سهگانی اینگونه آوردمش: سیب سرخیام/که در مسیر رود/غلت خوردم/و میروم جلو/کاش دست مهربان تو …
یکبار هم در قالب سپید چنین سرودم:
این منم سیبی از شاخسار افتاده/در جویبار کوچک/با رقص موج میغلتم/و به جلو میروم/هر آن منتظر دستی/که از آب بگیردم/کاش این دست/دست تو باشد. که البته این آخری بیشتر مورد استقبال قرار گرفت و در مجله سلام بچهها و ماهنامه تیزهوشان چاپ شد.[۲]
