مهاجر کوچک (کتاب)
محمدهادی نعمتاللهی کارگردان مستند «تجارتخانه بوشی» که در چهاردهمین جشنواره سینماحقیقت حضور دارد، در گفت وگو با پانا دربارهٔ شکلگیری ایده این اثر که بهطور اتفاقی برایش در حلب رخ داده است، توضیح داد:
«برای مستندسازی از سوریه و ثبت تاریخ شفاهی با فرماندهان جنگ به این کشور رفته بود و هنوز نمیدانستیم که راشها و مصاحبههایمان قرار است به مستند تبدیل شود یا نه. فرار بود برگردیم که ماجرای دستگیری محسن حججی و محسن قمی همرزمش اتفاق افتاد و ما این وقایع را ثبت و ضبط کردیم. ممکن بود داعش به ما نیز حمله کند و در خط مقدم حضور داشتیم.»
وی افزود:
«بعد از چند روز اوضاع تغییر کرد و به ما گفتند به حلب برگردیم. قرار نبود در حلب مستندی بسازیم اما به دلیل این که ناراحت بودم این سفر ثمره ای ندارد تصمیم گرفتم بین مردم باشم و فضای شهر را در روزهایی که جنگ در حلب آغاز شده است، ببینم. با یک راننده تاکسی آشنا شدم و از او خواستم ما را به شهر ببرد و بگرداند و اگر قصه یا ماجرایی هست که میتواند برای ما جذاب باشد، معرفی کند. او در روز دوم ما را به وعده صبحانه ای در یک آسایشگاه به نام بوشی دعوت کرد که شخصیتی به نام ابورجب مدیر آن بود. در زمان جنگ در حلب نیز این آسایشگاه وجود داشت و فعالیت میکرد؛ زیرا مردم نمیتوانستند سالمندان را با خود همراه کنند و برایشان سخت بود.»
نعمتاللهی بیان کرد:
«با ابورجب مدیر آسایشگاه بیشتر آشنا شدیم و زلف مان به این سوژه به اصطلاح گره خورد. او حاضر به ساخته شدن مستندی از خودش نبود و فقط در ازای کمک نقدی و ۲۰۰ دلاری ما به آسایشگاه که سوخت آسایشگاه را تأمین میکرد، حاضر شد نیم روزی اجازه تصویربرداری از آنها را به ما بدهد و ما فقط ۵ ساعت فرصت داشتیم در آسایشگاه بوشی مستند بسازیم. «تجارتخانه بوشی» ماحصل ۵ ساعت مستندسازی در این آسایشگاه سالمندان است.»
وی در پاسخ به این که با توجه به کم بودن فرصت پرداخت به سوژه چقدر این مستند مطابق با میلش پیش رفته است، عنوان کرد:
«این که توانستیم از ۵ ساعت ضبط، یک قصه تعریف کنیم، برایم قابل قبول است اما در مورد این که مستند میتوانست بهتر از این شود یا نه، میتوان نظر دیگری داد؛ اما باید بگویم آنچه در «تجارتخانه بوشی» میبینیم همان حسی است که من در مواجهه با ابورجب داشتم و دلم میخواست با مخاطب به اشتراک بگذارم. بُعد دیگر هم رو به رو شدن با سوژه ای است که شاید در نگاه اول به جنگ کمتر مورد توجه قرار بگیرد. در واقع لایه ای را روایت میکند که در همان برخوردهای اولیه قابل مشاهده نیست.»
این مستندساز ادامه داد:
«تجارتخانه بوشی» روایت آدمهایی است که برای عدهای نگهداریشان در شرایط جنگ به صرفه نیست و همراه کردن و با خود بردنشان سخت میشود. آنها متأسفانه در چنین شرایطی اولویتی برای دیگران نداشتند. من تنها در آن ۵ ساعت این فضا را روایت کردم و نه فرصت میزانسن دادن داشتم و نه این که به نظر این کار درست میرسید.»
وی در پایان دربارهٔ شیوه برگزاری آنلاین جشنواره سینماحقیقت خاطر نشان کرد:
«شاید بتوان فعالیت سینماحقیقت را به قبل و بعد از کرونا تقسیم کرد زیرا نمایش آنلاین، انگار دیگر به بخشی از ذائقه مردم تبدیل شده است و ظرفیتی را به ظرفیتهای اکران اضافه کرده است. در دسترس بودن و مواجهه شخصی داشتن با اتفاقی از جنس اکران حتماً تجربه جدید و موفقی خواهد بود. البته ایراداتی هم دارد که اگر بعدها رفع شود، این نحوه اکران را ماندگار میکند.»[۲]
