خاویار قم (مستند)
داریوش مودبیان در نشست تئاتر و رسانه درباره تاریخچه تلهتئاتر گفت:
نخستین نمایش تلویزیونی را آقای نصیریان در سال ۱۳۳۸ اجرا کردند و اتفاقا چهارشنبه شبی بود به نظر میرسد این چهارشنبه شبها برای تئاتر ما خوش یمن است در آن زمان سالی بود که حتی ۵۰ تله تئاتر در یک سال از تلویزیون ایران پخش شد.
این کارگردان تئاتر با اشاره به ارتباط دو سویه و مستقیمی که در صحنه تئاتر میان اثر و مخاطب ایجاد میشود، خاطرنشان کرد: در این ارتباط مستقیم و دو سویه نیازها و پس زدنها مطرح میشود و هنگامی که یک تماشاگر اخم میکند وخمیازه میکشد، بر اجرا تاثیر میگذارد اما در تلویزیون کار حادتر میشود و باید پژوهشهای بنیادیتری در مورد تئاتر تلویزیونی و نیاز به دیدن آن انجام شود وگرنه بهتر است این ساختار را کنار بگذاریم.
داریوش مودبیان با یادآوری خاطرهیی از دوران دانشجوییاش در فرانسه گفت:
در آن زمان مدیر شبکه فرهنگ فرانسه مستقیم به گروهی که من هم در بین آنها بودم گفت«نمایش رادیویی هرگز به لحاظ بودجه و غیره برای ما صرف نمیکند اما این ساختار میتواند سکوی پرتابی باشد برای آموزش نیروهای جوان و رسیدن آنها به تئاتر صحنه باشد».
این مترجم متون نمایشی سپس با تذکر این که مخاطب را در چارچوب ارتباطات به معنای عام به کار نمیبریم، بلکه یک الگوی ارتباطی است ادامه داد:
مخاطبشناسی همراه با گزینش مخاطب اتفاق میافتد، مخاطب در تئاتر همراه با تولید قرار دارد و به سرعت تماشاگران تئاتر به مخاطب تبدیل میشوند. اما در تلویزیون مطمئن نیستیم که تماشاگران به مخاطبی که در نظر گرفتیم تبدیل شوند. مخاطب در تلویزیون از زمانی که هنرمند قلم بهدست میگیرد، گزینش میشود. مخاطب فعال کسی است که فیدبک (عقبه کار) را به هنرمند منتقل میکند تا چرخه تولید عمل کند.
وی با نگاهی اجمالی به تاریخچه تله تئاتر در جهان، یادآور شد:
تلویزیون همچون سینما و رادیو ابتدا از نمایش آغاز میکند. نخستین نامی که برای این رسانه انتخاب میشود رادیوی عکسدار(رادیو ویژن) است. تلویزیون بیآنکه بخواهد به برادر بزرگترش رادیو پشت میکند چون ابزار دیداری را بر شنیداری مقدم میداند. در نمایش تلویزیونی فضای دیداری مقدم بر فضای شنیداری است.
به اعتقاد داریوش مودبیان، درامنویس تلویزیونی در میانه راه نگارش تئاتری و نگارش سینمایی قرار دارد. در میانه راه نیم نگاهی هم به نگارش نمایش رادیویی دارد.
این مدرس دانشگاه، سپس از متن نمایشی برای تلویزیون به عنوان تصویرنامه یاد کرد و گفت:
متن نمایشی یا (تصویرنامه تلویزیونی) یک منبع اطلاعاتی برای تمام عوامل ساخت یک تله تئاتر است تا هماهنگی و انسجام لازم را براساس این منبع اطلاعاتی در بین خود ایجاد کنند.متن به کرم ابریشمی میماند که قرار است به پروانه تبدیل شود. تصویرنامه یا (Scpript) مشخصههای فنی تنها ندارد، بلکه مشخصههای اجرایی در یک مقطع زمانی خاص دارد.
داریوش مودبیان سپس با اشاره به مشکلاتی که در صدا و سیمای ایران وجود دارد، تصریح کرد:
در تلویزیون یکی از مشکلاتمان این است که کالاهای یک بار مصرف تولید میکنیم که گاه حتی یک بار هم نمیتوانیم آنها را پخش کنیم.زمانی احساس میکرم در تلویزیون میتوان کتاب نوشت، اما امروز روزنامه مینویسم. روزنامههایی که تنها در خیابان خوانده دور انداخته و مردم از روی آنها رد میشوند. اگر پذیرفتهایم که کار ژورنالیستی در تلویزیون انجام دهیم، حداقل سعی کنیم روزنامههای وزین بنویسیم که ماندگار باشند.
وی سپس تصویرنامه داستانی را همچون فیلمنامه و نمایشنامه، دارای دو ساختار درونی و بیرونی دانست و ادامه داد:
خصلت عمده تصویرنامه شناخت مخاطب است. وجوه افتراق اساسی آن با نمایشنامه و فیلمنامه، حضور مخاطب در کنار نویسنده از همان ابتدا است.مخاطب حضور تاثیرگذارش را در تئاتر به هنگام اجرا، در سینما به هنگام فیلمبرداری و تدوین و در نمایش تلویزیونی در همان بدو نگارش تصویرنامه فنی میگذارد.
این کارگردان و بازیگر تئاتر اطلاعات غیر مستقیم در تلویزیون را دغدغه جدی هنرمندان دانست و خاطرنشان کرد:
در تلویزیون چون با میانگین مخاطب عام سر و کار داریم باید فضا تفهیم شود.این در حالی است که برای ایجاد صحنهیی خنثی در تلویزیون با مشکل مواجه هستیم در تلویزیون سیاهی مرگ تصویر است همان طور که در رادیو سکوت مطلق مرگ صدا است. برای ایجاد فضای خنثی در تلویزیون بر خلاف صحنه تئاتر باید از صحنهیی سفید آغاز کرد.
داریوش مودبیان در ادامه با یادآوری این که اولین تجربه تلویزیون در ساختار نمایش تلویزیونی به جنگ جهانی دوم برمیگردد، اظهار کرد:
تلویزیون دارای دو فرزند است که یکی مستند ودیگری نمایش است.تئاتر تلویزیونی تا کنون به چهار شکل بوده است و هر چهار ساختار در کشور ما قابل استفاده است.
به گفته وی اولین شکل تئاتر تلویزیونی گزارش تئاتر صحنه بوده است. امروزه نیز ضبط و پخش تئاتر صحنه یکی از انواع تئاتر تلویزینی است. این یک همکاری مشترک میان تئاتر صحنه و تلویزیون محسوب میشود.
وی از تئاتر استودیویی به عنوان نمایش تلویزیونی نام برد و گفت:
این ساختار از سال ۱۳۳۸ به صورت هفتگی از تلویزیون ایران پخش شد. عباس جوانمرد نخستین کارگردان تلویزیونی برای نمایش «گرترود» بود و عنوان «دکوپاژ» مقابل نام وی قرار گرفته بود.در میان این تئاترهای استودیویی به تدریج اقتباسها شکل گرفتند.
وی درباره تئاتر اقتباسی تلویزیونی به عنوان سومین نوع نمایش تلویزیونی گفت:
در این نوع تئاتر به زبان تلویزین نزدیک میشویم.این نمایش تلویزیون به ویژگیهای تله پلی یا همان تله تئاتر نزدیکتر است.
داریوش مودبیان، تئاتر از پایه و اساس تلویزیونی یا (tele play) را چهارمین نوع نمایش تلویزیونی دانست و گفت:
این تئاتر برترین نوع نمایش تلویزیونی است و گونهیی از تئاتر صحنه محسوب نمیشود.
وی درباره سابقه نخستین «تله پلی» در تلویزیونی گفت: در سالنامه بیبی سی آمده است رابر بولت فیلمنامهنویس معروف انگلیسی یک نمایشنامه برای رادیو به نام «مردی برای تمام فصول» مینویسد.این نمایشنامه با موفقیت در شبکهیی رادیویی اجرا میشود.در سال ۱۹۵۵ مسوولان بیبی سی به رابر بولت سفارش میدهند که از روی این نمایش رادیویی یک نمایش تلویزیونی بنویسد و در کنار این نمایش نام «تله پلی» شکل میگیرد.[۱]
