سید محمدرضا خردمندان
تورج کلانتری کارگردان مستند بومگرد دربارهٔ این مستند اینطور میگوید:
مستند مسابقه «بومگرد» از سفرهایی شکل گرفت که به صورت شخصی داشتم. همین سفرها آرام آرام حسی در من ایجاد کرد که هرچقدر با شهرها و آداب و رسوم و کسب و کار آنها آشنا میشوم؛ علاقهام نسبت به اقلیم و فرهنگ اصیل ایرانی بیشتر میشود.
در ادامه نیز متوجه شدم این حس را هرکس که با چنین دیدی سفر کند، در خود احساس خواهد کرد؛ چون به نظر میرسد با شناخت بیشتر از سرزمین مادری، بیشتر میتوان از خود برای کشور مایه گذاشت. در نتیجه به عنوان فیلمساز این ایده در درونم شکل گرفت که آنچه در مسیر گردشگریام طی میکنم را نه به عنوان مستندساز، بلکه به عنوان یک گردشگر تجربهگرا به نمایش درآورم و به مخاطب منتقل کنم که ساخت «بومگرد» به ذهنم رسید.
بُردی که برنامه تلویزیونی نسبت به مستندهای تک قسمتی دارد این است که میتواند ادامه پیدا کند. از این رو برنامه تلویزیونی را با موضوع بومگردی طراحی کردم. نگاه من به بومگردی نیز گردشگری مسئولانه است؛ یعنی اگر مخاطب برنامه وارد محیط گردشگری میشود، بداند که نباید به فرهنگ آنجا لطمه بزند و به آن محیط احترام بگذارد و از داشتههای آنجا بهره ببرد. در نهایت نیز با یک حال خوب آن منطقه را ترک کند. این ایده چکش کاری شد تا به فصل نخست «بومگرد» رسید و در حال حاضز نیز شاهد فصل سوم آن هستیم.
در فصل دوم مستندمسابقه «بومگرد» بدون آنکه خودمان بدانیم صدا و سیما فراخوانی منتشر کرد که مخاطبان از میان رئالیتی شوها، مسابقه مورد پسندشان را انتخاب کنند. در این نظرسنجی مستند مسابقه «بومگرد» رتبه نخست را به دست آورد. این نتیجه برای خود ما هم بسیار جذاب بود. چون اهل تبلیغ نیستیم، فکر نمیکردیم تا این حد گستره مخاطب داشته باشیم و برای مخاطبهای تلویزیون این برنامه آنقدر جذاب باشد که به نفع آن رأی بدهند؛ آنهم در فراخوانی که ما هم در جریان نبودیم. با همین فراخوان ساده این حس را پیدا کردیم که ما مخاطب جدی و گستردهای داریم. برای همین امیدوار هستم گردشگری مسئولانه را بشود به خوبی در این برنامه به بینندهها آموزش داد. البته این نکته را نباید فراموش کرد که برای یک هدف بزرگ تنها ساخت یک برنامه نمیتواند مؤثر باشد؛ چراکه ساز و کارها، قوانین و فرهنگسازی هم باید در کنار ساخت برنامههایی چون «بومگرد» مدنظر قرار گیرد.
در فصل نخست، استان گیلان در شمال ایران را انتخاب کردیم چون بسیاری از سفرها به نقاط شمالی کشور انجام میشود و نخستین منطقه گردشگری نیز استان مازندران است. ما گیلان را انتخاب کردیم که بگویم استان بکرتری نسبت به مازندران را در شمال ایران داریم که اتفاقاً مناطق گردشگری زیادی دارد و میشود فرهنگسازی انجام داد. مازندران به دلیل هجوم گردشگر آنقدر دست خورده که ویژگی بومی بودنش را طی این سالها از دست داده و به قول معروف تهرانیزه شده است، اما گیلان این ظرفیت را داشت که به سراغ بومش، صنایع دستیاش، آداب و رسومش و غذایش برویم.
برای فصل دوم گفتیم به جنوب کشور برویم. چون یک بازیگوشی در ذهنمان بود. در جنوب هم سعی کردیم به سراغ مناطقی برویم که مسافر و گردشگر به آن مناطق کمتر میرود. به جاهایی رفتیم که حالت بومیبودن و بکربودن را هنوز حفظ کرده است. به فصل سوم که رسیدیم به این فکر کردیم نقاطی که در دو فصل قبل رفتیم، منطقههای گردشگی بوده و هست. برای همین در فصل سوم تصمیم گرفتیم به جایی برویم که بسیاری بر این تصور هستند در آن منطقه اصلاً ظرفیتی برای گردشگری وجود ندارد. در فصل سوم خواستیم به این نکته تأکید داشته باشیم جایی مانند سمنان که همیشه محل گذر بوده، میتواند ظرفیت گردشگری بسیاری داشته باشد که مردم از آن شناخت کافی ندارند. به این نتیجه رسیدیم میشود در فصل سوم از همین منطقه آیتمهایی تولید کنیم و همچنان میتواند برای مخاطب جذاب باشد.
ساخت فصلهای بعدی «بومگرد» به بودجه و نگرش بستگی دارد که آیا میخواهند این برنامه در فصلهای بعدی نیز ادامه پیدا کند یا خیر. اگر ادامه پیدا کند بنا داریم تا تحقیقاتمان را به سمت مناطق کوهستانی ببریم. در فصل نخست که فراخوان به سختی صورت گرفت؛ چون هنوز دربارهٔ برنامه شناخت کافی وجود نداشت و از این رو برای درخواست حضور خانوادهها از برخی صفحات اینستاگرامی خواستیم تا ما را یاری کنند، اما بعد از فصل یک که صفحه مجازی خودمان را راهاندازی کردیم، به مرور خودِ این صفحه، تبدیل به یک پایگاه شد و برای فصل دوم مانند فصل اول دچار چالش و سختی در انتخاب نبودیم. ما به دنبال تنوع در میان خانوادها بودیم؛ برای آنکه بیننده وقتی پای برنامه مینشیند، بتواند در یکی از این خانوادهها خودش را یا اطرافیانش را ببیند.
خواستیم از طبقات مختلف اجتماعی و اقتصادی در میان خانوادهها داشته باشیم تا عموم بتوانند با آن ارتباط برقرار کنند. برای آنکه تعداد آیتمها و جذابیت را در هر فصل بالاتر ببریم، تلاش کردیم تا تعداد خانوادههای مستندمسابقه «بومگرد» را نیز افزایش دهیم و در دو فصل قبل سه خانواده حضور داشتند و در این فصل برای ایجاد تنوع، هم در میان خانوادهها و هم در میان آیتمها، به جای سه خانواده، چهار خانواده حضور دارد. حذف یک خانواده از چهار خانواده در همان قسمتهای نخست نیز به جذابیت و هیجان مسابقه افزوده است. این موضوع هم برای جذابتر شدن مسابقه اثرگذار بوده و هم مخاطب و خانوادههای داخل رقابت را حسابی با برنامه درگیر میکند.[۱]
