نجات (مستند)
آهو آمد سوی تو آرام شد، پس میشود
در حریمت هرکه ناکس میرود کس میشود
یک عبای آبی و عمامهای از جنس نور
آسمان از دست این گنبد ملبس میشود
خوبها از چشمشان می میچکد اما چرا
قسمت چشمان من انگور نارس میشود
تو دلیل اعتبار گنبد و نقارهای
آهن و سنگ از وجود تو مقدس میشود
دل اگر تاریک باشد در حریمت چون کلاغ
زود در بین کبوترها مشخص میشود
پنجره فولاد، سقاخخانه و گنبد طلا
هرکه در صحن است محو این مثلث میشود.[۳]
