حسین فراهانی
گفتوگوی یعقوب توکلی پژوهشگر، استاد دانشگاه و مدیر گروه انقلاب اسلامی دانشگاه معارف اسلامی با «جوان» درباره «روزگار رضاخانی» و لزوم ساخت چنین مستندهایی، در ادامه میآید:
چقدر جای ساخت مستندی از جنس«روزگار رضاخانی» در فضای فرهنگی کنونی جامعه خالی بود؟
یکی از مباحثی که طی سالهای اخیر ضرورت آن به صورت جدی احساس شده پرداختن به تاریخ معاصر است. در طول سالهای گذشته مکرر به صدا وسیما تذکر داده شده بود که در حوزه مستندهای تاریخی کار ماندگاری انجام نشده است. کارهایی هم که انجام شده معمولاً به کارگردانهای جوان فاقد تجربه کافی سپرده میشد. در این فضا حافظه تاریخی ما در اختیار دشمنان انقلاب قرار میگرفت و آنها رضاخان و محمدرضا پهلوی را که تمامی خصوصیات دیکتاتورها و طاغوت را داشتند به گونهای در شبکههای ماهوارهای به تصویر میکشیدند که تصویر یک طاغوت را در ذهن مردم پاک کرده و از آنها تصویر جدیدی میساختند.
چرا میدان عمل تا این حد برای شبکههای ماهوارهای باز بود اما در داخل دچار بیتحرکی بودیم؟
بخشی از این قصور تاریخی بر عهده صداوسیماست و مدیران بیکفایتی که بر حوزه فرهنگ چنگ زدهاند و به دلیل بیکفایتی حتی زحمات فرهنگی انقلاب اسلامی را به خطر انداختهاند. این انتقاد از نظام نیز وجود دارد که از علاقهمندان برای فعالیت در حوزه تاریخ معاصر حمایت جدی نشده است. بسیاری از پژوهشگران مجبورند برای حمایت از انقلاب اسلامی و دفاع از آن در برابر ضد انقلاب، به تنهایی فعالیت کنند.
ساخت مستندی مانند «روزگار رضاخانی» نشان داد فضا در حال تغییر است! این تغییر را میتوان به فال نیک گرفت؟
در سالهای اخیر جریان خوبی در میان فرزندان انقلاب اسلامی به راه افتاده است که جریان اصیلی است و میتواند حرکت جدید و خون تازهای در کشور به وجود آورد؛ جوانانی که خود را گرفتار قید و بندهای مرسوم نکردهاند و با تمام وجود فعالیت میکنند و مستندهای خوبی ساختهاند، مانند کاری که در مرکز مستند حوزه هنری شروع شده و تا امروز به ساخت کارهای تاریخی خوبی منجر شده است، هرچند معتقدم هنوز هم جای پیشرفت دارند.
برجستهترین ویژگی «روزگار رضاخانی» از نظر شما چیست؟
مستند «روزگار رضاخانی» ماهیت کتاب گونهای دارد یعنی سیر تحولات و فصل فصل بودن موضوعات، باعث شده مستند فاقد آشفتگی در بیان باشد و حرفش را به صورت مستقیم و بر اساس اسناد مدارک میزند. بررسی یک روند تاریخی مستلزم داشتن یک سیر مطالعاتی است و در نهایت آنچه بیننده در «روزگار رضاخانی» میبیند، یک کتاب خواندنی از زندگی رضاخان است که در فضای مستند طراحی شده است و اطلاعات خوبی را از زندگی و دوران رضاخان ارائه میکند.
درباره رضاخان، شبکه «من و تو» نیز مستندی ساخته است که در زمان پخش جنجالی شد، چه تفاوتی در نوع بیان و نگاه این دو مستند میبینید؟
یکی از ویژگیهای کار مستند «روزگار رضاخانی» برخلاف مستندهایی که در شبکه «من و تو» ساخته میشود این است که اطلاعات غلط و دروغ به مردم نمیدهد. پیش از این و در زمان پخش مستند «شهبانو» این را گفته بودم که پهلویها هر چقدر کمتر حرف بزنند به نفع خودشان است، چون وقتی حرف میزنند فجایع بیشتری از اعمالشان مشخص و دروغهایشان بیشتر از قبل برملا میشود، البته شناخت دروغهای پهلویها در مستندهایشان مستلزم داشتن یک مطالعه جزئی از تاریخ دوره پهلوی است و حتی با همان شناخت اولیه و محدود هم میشود دروغهای فراوان آنها در فیلم هایی را که میسازند مشاهده کرد.
ما در کشور دچار فقر مطالعه هستیم به خصوص در حوزه مطالعه تاریخی، در این بین اطلاعات غلط که در فضای مجازی منتشر میشود، باعث برداشتهای اشتباه تاریخی شده است، میشود گفت با ساخت مستندهای خوب تاریخی در داخل کشور این کمبود مطالعه را کم اثر کرد؟
نداشتن مطالعه که یک مشکل عمومی است و باید دولت فکری به حال آن بکند. همان طور که اشاره شد، شاهد آن هستیم که اطلاعات اشتباه در فضای مجازی منتشر میشود و فقر دانش تاریخی در میان کاربران باعث میشود که این دادههای دروغین به عنوان مباحث تاریخی، ذهن خواننده را مغشوش کند. انصافاً مطالعه خوبی برای ساخت مستند «روزگار رضاخانی» صورت گرفته است، هرچند برخی از ایرادات جزئی در مستند وجود دارد که ناشی از اعتماد نویسنده به یک کتاب یا متن خاص است، ولی تماشای این مستند میتواند انگیزه خوبی برای کسانی باشد که به تاریخ علاقه دارند و میخواهند از وقایع تاریخ معاصر باخبر شوند.
حال که مستند «روزگار رضاخانی» از تلویزیون پخش شد و خوب هم دیده شد، به عنوان کسی که در حوزه تاریخ مطالعه و تألیف دارد، چه توصیهای به مستندسازانی دارید که بعد از این میخواهند درباره حوادث تاریخ معاصر کار انجام دهند؟
به نظرم در زمینه پژوهش باید کار بیشتری صورت بگیرد. شاید وظیفه نویسندگی یک مستند تاریخی بر عهده کسی باشد که ۱۰ تا ۲۰ کتاب تاریخی خوانده ولی اگر بشود حتیالمقدور در کنار نویسندههای فیلمهای مستند، پژوهشگران تاریخی قرار گیرند که حداقل ۵۰۰ جلد کتاب و منبع تاریخی را خوانده و بررسی کردهاند، طبعاً باعث میشود خروجی کار بهتر شود.[۱]
