فاطمه دانشور جلیل
دکتر علی موسوی گرمارودی شاعر و نویسنده نام آشنای پارسی مهمترین متون دینی از قرآن کریم تا صحیفه سجادیه را ترجمه کرده است و این روزها مشغول ترجمه نهجالبلاغه امام علی(ع) است. گفتوگوی کوتاه حاضر در این زمینه با ایشان صورت گرفته است.
تاکنون ترجمههای متعددی از نهجالبلاغه به قلم نویسندگان و پارسینویسانی چون فیضالاسلام، سید جعفر شهیدی، جواد فاضل، محمد دشتی و محمدمهدی جعفری صورت گرفته است، هدف و انگیزه شما از ترجمه مجدد این اثر چه بود؟
سه کتاب قدسی مهم در اسلام داریم، در درجه اول قرآن کریم است که وحی الهی است، کتاب بعدی نهجالبلاغه امام علی(ع) است و کتاب سوم هم صحیفه سجادیه حضرت امام زینالعابدین(ع) است. بنده توفیق این را داشتم که قرآن کریم و صحیفه سجادیه را به فارسی ترجمه کنم. بر این اساس تصیم گرفتم که نهجالبلاغه را نیز به فارسی ترجمه کنم. البته لازم به ذکر است که نهجالفصاحه یعنی فرمایشات پیامبر اکرم(ص) نیز هست که اثری بسیار ارزنده و مهم است. از این کتاب که شامل حکمتها و گفتههای رسولالله(ص) است، ترجمه خیلی خوبی وجود دارد. اما در عین حال اگر خدا توفیق دهد، قصد دارم آن را نیز ترجمه کنم و با این کار چهار متن قدسی در اسلام را ترجمه کردهام.
در ترجمه نهجالبلاغه از چه نسخههایی استفاده کردهاید و کدام متون مد نظرتان بوده است؟
بنده در مقدمهای که قرار است چاپ شود بحث مستوفایی در این زمینه انجام دادهام. اما بهطور خلاصه چنین است که نهجالبلاغه صبحی صالح با همه مشکلاتی که دارد، به این دلیل که مردم ما با آن بیش از همه نسخهها آشنا هستند، آن را اساس قرار دادهام. جاهایی را که به نظرم متن صبحی صالح نادرست بوده را تغییر دادهام این کار براساس متنهایی که بعدها تصحیح شده و داریم مثل کارهایی که اخیرا شده صورت گرفته است. اخیرا امکان دسترسی به نسخههای متقنی به وجود آمده که غلطها و تحریفهایشان بسیار کم است. مثلا در نهجالبلاغه صبحی صالح، جایی «امامت» به «امانت» تبدیل شده است. این تحریفی سهوی یا عمدی است که باید تصحیح شود. در طول مدتی که محققان ما برای احراز نسخههای بهتر و درستتر میکوشند، موارد بسیاری از این خطاها یافته شده است. من این نسخهها را با این متن مقایسه میکنم، تا اگر تحریفی باشد، آن را تصحیح کنم و یا موارد اختلاف را در زیرنویس یادآوری میکنم.
آیا در روند ترجمه از سایر ترجمههای این کتاب نیز بهره بردهاید؟
بله، نهجالبلاغه متن بسیار مشکلی است و در بسیاری از جاها برای آن که مطمئن بشوم که به حاق مطلب رسیدهام، تقریبا تمام ترجمههای معتبری که داریم را مورد مطالعه قرار دادهام تا ببینم که آن مترجمان چگونه از مضایق سخن خارج شدهاند و چگونه متن را ترجمه کردهام. البته لازم به تاکید است که این ترجمه کار خود بنده است، اما برای استفاده از شیوه دیگران و محلی که مورد بحث و مناقشه هست، به آنها نیز رجوع کردهام.
نثر و زبانی که در ترجمه انتخاب کردهاید، به چه صورت است؟
همان زبانی که در ترجمه قرآن کریم و صحیفه سجادیه به کار بردهام، در این ترجمه نیز مورد استفاده قرار گرفته است. یعنی زبان معیار را به همراه یک چاشنی کمی از آرکائیسم مبنا قرار دادهام.
استاد دکتر سید جعفر شهیدی، در ترجمه نهجالبلاغه نثر مسجع را به کار بردهاند، نظر شما درباره این انتخاب ایشان چیست؟ آیا شما نیز از همین سبک استفاده کردهاید؟
ایشان استاد بنده بودند و بنده یکبار هم جایی عنوان کردهام که ایشان ترجمه این اثر را درست در زمانی که ما در دوره دکتری شاگرد ایشان بودیم سر درس نهجالبلاغه به دلیل خواهش ما شروع کردند. ایشان نیز از همان موقع که به ما در این درس تکلیف میگفتند، خودشان هم کتاب را ترجمه میکردند و هر جلسه بخشهایی را که ترجمه کرده بودند، میخواندند. ایشان از همان آغاز نثر مسجع را انتخاب کرده بودند، به این دلیل که نثر خود امام(ع) مسجع است. من مقاله مفصلی در مورد ترجمه ایشان نوشتهام که هنوز چاپ نشده است، اما در آن اشاره کردهام که این ترجمه یک کار بزرگ کلاسیک و ادبی است و حتی اگر ما امروز سجع را نپسندیم، اما کار استاد شهیدی، اثر استثنایی ادبی است. اما سلیقه من در ترجمه علیرغم اهمیتی که برای آن کار بسیار اهمیت قائلم، سجع نیست و همان طور که گفتم از زبان معیار با چاشنی باستانگرایی استفاده میکنم.
اگر ممکن است کمی در مورد این نثر معیار که میگویید توضیح بفرمایید.
منظور همان زبانی است که امروز متداول است و اخبار را به آن زبان میگویند و کتابها و مقالات نوشته میشوند. البته منظور از زبان معیار، زبان محاوره نیست، بلکه مقصود زبان رسمی ما در کتابت و گفتار است.
با توجه به این نثر ترجمه مشخص میشود که قابل فهم بودن متن ترجمه و رجوع مخاطبان امروزی برای شما اهمیت داشته است. می دانیم متن نهجالبلاغه سرشار از اشارات و کنایات ادبی و تاریخی است، آیا در ترجمه این اشارهها و دشواریها را توضیح دادهاید؟
حتما اینطور است، من در زیرنویسها بحثهای اتیمولوژیک کردهام. اگر جایی هم امام(ع) نام شخصی را آورده باشد، دربارهاش توضیح دادهام. ضمن آنکه ایشان از شعر زمانه خودشان نیز استفاده کردهاند، یا از ضربالمثلهای رایج را برای تمثیل یا شاهد نیز بهره گرفتهاند. بنده در این موارد در پانویس هم شاعر را معرفی کردهام، هم اصل شعر را آوردهام. لذا در پانوشتها همه مواردی که خواننده لازم است بداند توضیح داده شده است.
شما به دلیل انسی که بهواسطه ترجمه متن نهجالبلاغه دارید، بهتر از دیگران با زیروبمهای آن آشنا هستید، به نظر شما اهمیت این کتاب بهویژه برای خواننده امروزی چیست؟
این کتاب اقیانوسی بیکران در حکمت و توجه دادن انسان به ظرفیتهایی که دارد، است. در گفتوگویی چنین کوتاه پرداختن به ابعاد گوناگون و اهمیت این کتاب که برادر قرآن لقبش دادهاند، محال است. ایشان در جایی میفرمایند « و ممهلکم فی مضمار ممدود » یعنی خدا شما را در میدان وسیعی سر داده است و تواناییهای او را گوشزد مینماید. میدانیم کتاب نهجالبلاغه از سه بخش تشکیل شده است. نخست بخش خطبههاست، بخش دوم نامههاست و بخش سوم نیز حکمتها یا جملههای کوتاه است که در فارسی با عنوان کلمات قصار شناخته شده است. اولین جمله ایشان در بخش حکمتهای کوتاه این است «کن فی الفتنه کابن اللبون لا ظهر فیرکب و لا ضرع فیحلب» یعنی «در ایام فتنه چون نوباوه شتر میباش، نه پشتی تا بر آن برآیند، نه پستانی تا از آن بدوشند». من در اینجا فتنه را معنا نکردهام، چون در فرهنگ اسلامی چندین معنا دارد، اعم از آزمون، آشوب یا… . در نتیجه میبینیم که این کتاب سرشار از معانی بلند است و بعد از قرآن بالاتر از آن نداریم.[۱]


