قائم مقام (مستند)
اگر اندیشهها و هنر ادبی و فرهنگی شاعری را در این سه مقوله (زبان، ادبیات و فرهنگ) بسنجیم و بتوانیم بهروشنی از اثرگذاری آنها در ساختهای زبانی، ادبی و فرهنگی سخن بگوییم آنگاه میتوانیم از اهمیت آن شاعر و نقش مؤثر او در طول تاریخ بر فرهنگ کشورمان یاد کنیم. اگر امروز میخواستیم دربارهٔ سعدی به این پرسش پاسخ دهیم که سعدی چه اثری بر زبان، ادبیات فرهنگ ما گذاشته یا برای مثال نظامی در این راستا چه جایگاهی دارد، کار سادهتری داشتیم و میتوانستیم بگوییم که سخنان سعدی در تار و پود زبان و ادبیات و تا اندازهای در فرهنگ ما تنیده شده است. همچنین توجه بسیاری از شاعران و نویسندگان ما به منظومههای درخشان نظامی، حضور او را در گستره ادبیات، زبان و فرهنگ تا اندازهای ملموس کرده است؛ اما وقتی دربارهٔ مولانا سخن بگوییم، بهسادگی نمیتوانیم چنان داوریهایی را داشته باشیم! چرا؟ در این مقال مجال آن نیست که بهصورت عددی و رقمی از تأثیر و تأثر مولانا بر ادبیات، فرهنگ و زبان سخن بگوییم و من میپندارم که منظور پرسش اصلی هم یافتن چنین پاسخی نباشد. اینکه برای مثال بگوییم فلان آمیزه زبانی یا ترکیب نحوی از زبان و ادبیات مولانا در زبان و ادبیات ما رواج یافته و بنابراین مولانا در زبان و ادبیات فارسی تأثیر گذاشته، سخن نابهجایی نیست؛ اما فلسفه تأثیر و تأثر، فراتر از این نکتهها است.[۱]