مشتی اسماعیل (مستند سینمایی)
بانی فیلم:
مستند *فقر و فحشا* از معدود ساختههایی است که نگاه تازهای را به معضلی اجتماعی معطوف ساخت؛ مسعود دهنمکی در نخستین حضور جدیاش پشت دوربین، سراغ سوژهای ملتهب رفت و به گفته خودش میخواست نقدی از درون درباره موضوعی را برابر دیدگان مخاطبان قرار دهد. اما انتقادات فراوانی که به این مستند شد و تا پای توقیف آن نیز ادامه یافت، همگی صراحتی را نشانه گرفته بودند که در بیان معضل زنان خیابانی در مستند *فقر و فحشا* شده بود.
گفتوگو با مسعود دهنمکی
در همین باره با کارگردان مستند *فقر و فحشا* حرف زدهایم که میخوانید:
چرا سراغ چنین سوژهای ملتهب رفتید؟
یکی از سوژههای اصلی مدنظرم که در اواخر دهه ۷۰ در نشریهام به آن میپرداختم، جنگ بین فقر و غنا بود. وقتی کار مطبوعات را کنار گذاشتم و به سینما آمدم، همین مسئله عدالت و فاصله طبقاتی را سوژه اصلی کارهایم قرار دادم. چون تا به آن زمان از این منظر به آسیبهای اجتماعی نگاه نشده بود. بنابراین سال ۸۱ شروع به تولید این مجموعه کردم و سال ۸۳ آماده نمایش شد که از پخش آن ممانعت کردند.
از زمان ساخت این فیلم تا الان حدود ۱۲ سال میگذرد. ۱۲ سال برای گرفتن پروانه نمایش آن هم برای یک مستند زمان زیادی نیست؟
آن زمان دولت اصلاحات حاکم بود. البته شخص رئیسجمهور وقت فیلم را دید و در نامهای که به وزیر ارشاد وقت (احمد مسجد جامعی) نوشت، فیلم را غیر جناحی ارزیابی کرد که از روی دلسوزی به مقوله عدالت و آسیبهای اجتماعی نگاه میکند. اما بخش دیگری از دولت مخالفت کردند و نخواستند که فیلم *فقر و فحشا* نمایش داده شود.
در دولت گذشته چطور؟ در آن زمان برای گرفتن پروانه نمایش اقدام نکردید؟
در دولت آقای احمدینژاد هم برای گرفتن پروانه نمایش خانگی اقدام شد که آنموقع هم مجوز ندادند تا بالاخره سال گذشته با همکاری آقای ایوبی و احسانی توانستیم مجوز پروانه نمایش فیلم را دریافت کنیم.
در دولت گذشته چرا با این فیلم مخالفت شد؟ خود آقای احمدینژاد هم فیلم را دیدند؟
آن زمان در وزارت ارشاد به فیلم مجوز نمایش خانگی ندادند. البته در دولت اصلاحات (خرداد ۸۳) زمانی که آقای احمدینژاد شهردار تهران، آقای سجادپور رئیس فرهنگسرای هنر و آقای مشائی معاون فرهنگی ـ هنری شهرداری بودند، قرار شد فیلم در فرهنگسرای هنر اکران خصوصی داده شود که باز هم ممانعت کردند.
فکر میکنید آیا از انتشار این مستند در شرایط فعلی به نوعی بهرهبرداری سیاسی شود؟
محور اصلی فیلم من عدالت است. مقوله عدالت و نقد آن در جامعه زمانبردار و دولتبردار نیست. این فیلم سال ۸۳ مورد استقبال واقع شد و همان زمان بیش از ۱۰ میلیون CD قاچاق آن در کشور توزیع شد. روزنامه *نیویورک تایمز* آن زمان به من لقب *مایکل مور ایران* را اطلاق کرد...
به چه دلیل؟
به دلیل جریانسازی که این فیلم توانست ایجاد کند. حتی من در دولت آقای احمدینژاد سریال *دارا و ندار* و فیلم *رسوایی* را تقریباً بر اساس مضمون *فقر و فحشا* ساختم. قطعا در هر دولتی نگاه عدالتخواهانه (صرفنظر از هر گروه و جناحی) مورد اقبال قرار میگیرد و تاثیرگذار است.
پس با این حساب نگاه دولتهای مختلف به فیلم *فقر و فحشا* مغایر با نگاه شما بوده...
به هر حال آدمها وقتی در جایگاه مدیریتی قرار میگیرند، آثار انتقادی را متوجه خودشان میبینند. *فقر و فحشا* به نوعی نقد از درون است. چون تا آن مقطع زمانی انسانهای معاندی بودند که از مشکلات کشورمان به نفع خودشان و اپوزسیونشان بهرهبرداری میکردند، اما این فیلم وقتی از نگاه درون گفتمانی ساخته شد، تبعات و مشکلات خاص به خودش را داشت. پس از این فیلم، فیلمهای مشابه زیادی ساخته شد و نقد از درون در جامعه پذیرفته شد.
برای ساخت این فیلم از سوی نهاد یا ارگان خاصی حمایت شدید؟
مضمون فیلم طوری بود که اگر میخواستیم هم، جایی حمایت نمیکرد. مثل نشریاتام که همگی برگرفته از باورهای شخصیام بود. میخواستم فیلمهایم نیز به همین صورت باشد.
آیا برای ساخت این فیلم نگاهی به فیلمهای داخلی و خارجی با مضامینی اینچنینی داشتید؟
فیلمهایی با مضامین آسیبهای اجتماعی زیاد ساخته شده. اتفاقاً سال قبل از ساخت *فقر و فحشا* هم فیلمی داخلی با همین مضمون در جشنواره کیش برنده جایزه شده بود. مسئله من در این فیلم نقد معلول نبود بلکه نقد علتها بوده که چرا؟ شاید به همین خاطر بود که فیلمام چنین تبعاتی را برانگیخت. من فحشا را معلول فاصله طبقاتی و بیعدالتی در جامعه میدانستم و این را باید به نوعی به نمایش میگذاشتم.
فکر میکنید آیا آسیبهای اجتماعی که سالها پیش به آن پرداختید امروز کمرنگتر شده یا پررنگتر؟
متاسفانه الگوی مصرف این مسئله در جامعه ما تغییر کرده... یک زمان کسی به خاطر نان شب تن به این کار میداد، اما الان الگوی مصرف تغییر کرده. یعنی در جامعهای که فاصله طبقاتی بیشتر شده و درآمدها برابر نیست، رشد چنین آسیبهایی هم بالاتر و سن ابتلا به آن هم پایینتر میآید.
مسئول چنین ناهنجاریهایی را که به قول خودتان روز به روز هم بیشتر میشود چیست؟
به سیاستهای کلان در الگوی توسعه در جامعه برمیگردد. نمیتوان یک نهاد را به تنهایی در این مسائل مقصر اعلام کرد اما میتوان جلوی فراگیر شدن آن را گرفت.
آیا ناگفتهای باقی مانده؟
استقبال مردم چه آن زمان که فیلم ساخته شد و چه الان نشان میدهد که مقوله عدالت ورای جناحهای سیاسی و دولتهاست. نباید تمام آثاری که به نقد معضلات اجتماعی میپردازند (آنهم نقدی که در خود اثر به آن پاسخ داده میشود) را به یک چوب راند. این فیلم میتواند الگوی یک نقد از درون خود جامعه باشد که برای خوشایند دیگران ساخته نشده.[۱]

