محسن چاوشی حسینی (زادهٔ ۸ مرداد ۱۳۵۸ در خرمشهر) خواننده، آهنگساز، تنظیمکننده، ترانهسرا و از چهرههای نامدار موسیقی ایران در سالهای اخیر است. اهمیت او در تفاوتهای فرمی در موسیقی و جنس صدا، استفاده از اشعار کلاسیک فارسی و گونهی تازهای از زبان روایی در ترانه در موسیقی پاپ، تولید آثار موردتوجه آیینی بهخصوص با محوریت فرهنگ عاشورا و امام علی علیهالسلام و تولید قطعاتی با موضع میهنی در حوادثی مانند جنگ دوازده روزه و جنگ تحمیلی سوم است.
چاوشی در نظرسنجیهای مختلف همواره جزو پرطرفدارترین خوانندگان معاصر به شمار آمده است. فعالیتهای اجتماعی او بهخصوص در آزادسازی زندانیان مالی نیز یکی از اثرگذارترین کنشهای اجتماعی هنرمندان ایرانی در سالهای اخیر را رقم زدهاست.
چاوشی در خانوادهای کردتبار به دنیا آمد و کودکی او با جنگ ایران و عراق و مهاجرت خانواده از خرمشهر پیوند خورد. سالهایی از زندگیاش در مشهد گذشت و سپس در تهران مستقر شد. فعالیت موسیقاییاش در محیط استودیوهای کوچک و شبکهٔ انتشار غیررسمی گسترش یافت. مجموعههایی چون نفرین، خودکشی ممنوع و متأسفم نام او را پیش از دریافت مجوز به شنوندگان شناساندند. خوانندگی ترانههای فیلم سنتوری ساختهٔ داریوش مهرجویی، با بازی بهرام رادان و مشارکت اردوان کامکار در موسیقی، نقطهٔ عطفی در شناختهشدن صدای او بود.
انتشار یه شاخه نیلوفر در ۱۳۸۷ ورود او به بازار رسمی موسیقی را رقم زد. در ژاکت، حریص و پرچم سفید، دامنهٔ تنظیمها و همکاریهایش گسترش یافت. من خود آن سیزدهم در ۱۳۹۱، با استفاده از شعر کلاسیک، مسیر تازهای را در کارنامهاش آشکار کرد؛ مسیری که در امیر بیگزند و بینام ادامه یافت. در مقابل، پاروی بیقایق و ابراهیم بر ظرفیت ترانه و شعر معاصر تکیه داشتند. همکاری طولانی با حسین صفا، در کنار امیر ارجینی و سپس شاعرانی چون روزبه بمانی، امید روزبه و کاظم بهمنی، به تنوع زبان آثارش کمک کرد.
از ۱۳۹۴، ترانههای مجموعهٔ شهرزاد، بهویژه کجایی با همراهی سینا سرلک، دامنهٔ مخاطبان او را گسترش دادند. همکاری با فیلمها و مجموعههایی مانند سایهبان، بانوی عمارت، خسوف، رهایم کن، زخم کاری، بیبدن، آبان و بامداد خمار این مسیر را ادامه داد. دریافت جایزهٔ باربد برای امیر بیگزند و جوایز حافظ برای آثار سینمایی و نمایشی، بخشی از پذیرش حرفهای کار اوست. انتشار مجموعهشعر این عشق هیولایی در ۱۳۹۹ نیز فعالیتش را به حوزهٔ کتاب گسترش داد.
او افزونبر همکاری با شاعران معاصر، در آثار مختلفش از جمله آلبومهای «بینام» و «من خود آن سیزدهم» از اشعار کلاسیک فارسی همچون اشعار سعدی، مولانا، فصیح الزمان شیرازی، شهریار، سنایی، مولوی و حافظ شیرازی استفاده کرده است. تکرار و تنوع استفاده از ادبیات کلاسیک در موسیقی پاپ به مرور به یکی از ویژگیهای موسیقی و فعالیت هنری چاوشی تبدیل شد. او علاوه بر اشعار کلاسیک، در برخی ترانههای خود نیز با تکیه بر عناصر خیالانگیزی، گونه تازهای از روایت داستان به زبان موسیقی را شکل داد که این ترکیب، از همکاری چاوشی با حسین صفا به اوج رسید و در قطعاتی چون «قطار»، «خواب» و «پرچم سفید» موردتوجه قرار گرفت.
منتقدان، صدای چاوشی را صدایی خشدار و فشرده میدانند که هویتی منحصر به فرد داشته و جنس صدایش برای مخاطبان مختلف آشنا و قابل تشخیص است. او در ترانههایش به خصوص در دو دهه اخیر عمدتاً از وضعیت انسان معاصر گلایه میکند و بیپناهی، بیعدالتی، از خود بیگانگی و بیثباتی بشر را به چالش میکشد. همین ترکیبِ محتوای دراماتیک، همدلانه و درعینحال تلخ و صریح، در دل بیان شخصی ترانههایی که بسیاری از آنها در دل یک درام داستانی جا گرفتهاند، باعث شده ترانههایش برای طیف گستردهای از شنوندگان قابل همذاتپنداری باشد و جایگاه او فراتر از یک خوانندهٔ صرفاً احساسی یا سرگرمکننده قرار بگیرد.
چاوشی از جمله چهرههای موسیقی ایران است که بیشترین تولیدات موسیقی پاپ با محوریت مضامین آیینی را به ثبت رسانده است. عمدهی این آثار در مناسبتهایی چون دهه اول محرم، اربعین، میلاد حضرت علی و شبهای قدر منتشر شده و بیشتر حول واقعه عاشورا و حضرت علی علیهالسلام تمرکز داشتهاست. آثاری چون «پرچم سفید» و «بیقرار» نیز با محوریت جنگ تحمیلی هشت ساله منتشر شده و موردتوجه قرار گرفت. گفته میشود بخشی از روایتهای موسیقیایی چاوشی درباره جنگ هشت ساله از جمله قطعه «پرچم سفید» برگرفته از زیست چاوشی در دوران جنگ در شهر خرمشهر است.
در دههٔ ۱۳۹۰، استفاده از شبکهٔ مخاطبان برای تأمین هزینهٔ درمان، کمک به نیازمندان و آزادی زندانیان نیز به وجهی پایدار از حضور عمومی او تبدیل شد؛ تأسیس «جمعیت حیدر» در ۱۴۰۲ به بخشی از این فعالیتها چارچوب سازمانی داد. طبق گزارشهای خبری تا اواسط سال 1405 بیش از دو هزار زندانی جرایم مالی از طریق فعالیتهای خیرخواهانه چاوشی از زندان آزاد شدند. این رقم از مشارکت و فعالیت اجتماعی در میان هنرمندان ایرانی بیسابقه است.
رابطه چاوشی با حاکمیت نیز فراز و فرودهایی داشته است. او در خرداد 1397 و همزمان با افزایش مشکلات معیشتی، کارگری و زیستمحیطی در استان خوزستان، قطعه خوزستان را با مضمونی انتقادی منتشر کرد. این قطعه در رسانهها با عناوینی چون «صدای اعتراض مردم خوزستان» توصیف شد. در همان سال نیز مشکلات مختلف در دریافت مجوز آلبوم ابراهیم، اختلافات تازهای را میان چاوشی و وزارت ارشاد به وجود آورد. در ۶ مهر ۱۳۹۹، در واکنش به قرارگرفتن نامش در فهرست رویداد تولید محتوای دیجیتال بسیج، اعلام کرد از این اقدام بیخبر بوده و آن را بدون اجازه و رضایت خود میداند. او بعد از حوادث سال 1401 نیز اعلام کرد دیگر برای دریافت مجوز از وزارت ارشاد اقدام نخواهد کرد. نمونههایی که نشان از رابطهای پرفراز و نشیب میان چاوشی و دولتهای مستقر داشته است. درعینحال بعد از آغاز جنگ دوازده روزه و جنگ تحمیلی سوم با تأکید بر دفاع از ایران، آثار علاج و حسبیالله را منتشر کرد و در قالب یادداشتی، در برابر حمله به ایران واکنشی قاطع و صریح نشان داد. این دو قطعه علاوه بر آنکه جزو پرشنوندهترین قطعات موسیقی ایران در دهه 1400 را رقم زد، از منظر زمان انتشار نیز موردتوجه قرار گرفت؛ چرا که تا زمان عرضه این قطعات، بسیاری از هنرمندان درباره جنگ موضع صریحی اتخاذ نکرده بودند.
چاوشی در فروردین ۱۴۰۵، بهعنوان «چهرهٔ هنر انقلاب در سال ۱۴۰۴» معرفی شد.

پرچم سفید
شعر از حسین صفا

امیر بیگزند
آهنگ محسن چاوشی با شعری از مولانا

آواز خون
آهنگ محسن چاوشی به مناسبت ماه محرم
خرمشهر، مهاجرت و آغاز آموختن موسیقی
چاوشی در خانوادهای کردتبار در خرمشهر زاده شد؛ پدرش در شرکت نفت کار میکرد.خانواده در پی جنگ ایران و عراق از خرمشهر مهاجرت کرد و سالهایی از کودکی و نوجوانی او در مشهد گذشت.خاطرهٔ جنوب و مهاجرت جنگی بعدها در مضمون شماری از آثارش بازتاب یافت.
آموزش موسیقی او بیشتر تجربی بود.بنا بر روایت منتشرشده از خودش، تحصیل حسابداری را پس از ترم نخست رها کرد.خدمت در بخش موزیک دژبان، آشنایی با بهزاد احمدوند و امکانات ضبط خانگی او، و تهیهٔ کیبورد و رایانه با کمک خانواده، زمینهٔ ورودش به تولید موسیقی را فراهم آورد.
چاوشی در گفتوگو با روزنامهٔ اعتماد از علاقهٔ نوجوانی خود به آواز محمدرضا شجریان و سپس گسترش شنیدههایش به گونههای دیگر موسیقی سخن گفته است.نامبردن او از حسن زیرک و ژاک برل در کنار شجریان، نشاندهندهٔ تنوع علایق شنیداری اوست.این علاقهها به معنای شاگردی نزد این هنرمندان یا پیروی کامل از شیوهٔ آنان نیست؛ او شکلگیری موسیقیاش را بیشتر حاصل تجربه، دریافت شخصی و آزمودن ترکیبهای مختلف معرفی میکند.
انتشار غیررسمی و شکلگیری مخاطبان
فعالیت حرفهای چاوشی در آغاز دههٔ ۱۳۸۰ و با مجموعهٔ نفرین شناخته شد.در منابع، آغاز فعالیت به ۱۳۸۲ نسبت داده شده، اما برای گردش عمومی نخستین مجموعهها تاریخهای یکسانی ثبت نشده است.نبود انتشار رسمی، تکثیر تدریجی فایلها و بازنشر قطعات در مجموعههای متفاوت، بخشی از علت این اختلاف است.خودکشی ممنوع، لنگه کفش و متأسفم نیز به همین دورهٔ پیش از مجوز تعلق دارند.
بستر گسترش این آثار، شبکهٔ تکثیر لوح فشرده و فایلهای موسیقی و سپس وبگاهها و وبلاگهای موسیقی بود.شنونده غالباً پیش از دیدن تصویر خواننده یا آگاهی از شناسنامهٔ دقیق اثر، با صدا مواجه میشد.در این الگو، هویت هنرمند از راه تکرار شنیدن و توصیهٔ مخاطبان شکل میگرفت.مسیر چاوشی نمونهای از تغییر مناسبات موسیقی عامهپسند در ایران بود:هنرمند میتوانست پیش از حضور در رسانهٔ رسمی و پیش از انتشار آلبوم مجاز، مخاطب پیدا کند.
در این دوره، همکاری و ارتباط او با محسن یگانه، حامد هاکان و فرزاد فرزین بخشی از محیط حرفهای پیرامونش را تشکیل میداد.ترانهسرایانی چون امیر ارجینی و حسین صفا نیز در شکلگیری زبان آثار اولیه نقش داشتند.خواندن دربارهٔ جدایی، ناکامی و تنهایی در کنار قطعات مذهبی، از همان ابتدا نشان میداد کارنامهٔ او به یک موضوع محدود نیست.
تعبیر«زیرزمینی»دربارهٔ این دوره، عمدتاً وضعیت انتشار بدون مجوز را توصیف میکند و بهتنهایی نشاندهندهٔ تعلق به یک جریان سیاسی نیست.چاوشی در ادامه برای انتشار قانونی آثارش اقدام کرد و بخش عمدهای از کارنامهٔ آلبومی او در شبکهٔ رسمی تولید و توزیع موسیقی ایران شکل گرفت.
سنتوری و تبدیل صدا به شخصیت سینمایی
همکاری با داریوش مهرجویی در سنتوری، ساختهٔ ۱۳۸۵، رابطهٔ چاوشی با سینما را آغاز کرد.در فیلم، بهرام رادان نقش علی، نوازنده و خوانندهای گرفتار اعتیاد و فروپاشی زندگی، را بازی میکرد و صدای چاوشی در ترانهها به این شخصیت پیوند میخورد.اردوان کامکار نیز در موسیقی و نوازندگی سنتور نقش داشت.موسیقی فیلم حاصل مشارکت این پدیدآورندگان بود؛ در پایگاه رسمی جشن حافظ نیز جایزهٔ موسیقی سنتوری به نام کامکار و چاوشی ثبت شده است.
قطعاتی مانند سنگ صبور و زخم زبون، در پیوند با موقعیتهای فیلم، به شنونده امکان میدادند صدای خواننده را حامل رنج و اعتراض شخصیت داستان بدانند.اهمیت این همکاری صرفاً در افزودن مخاطبان سینمایی نبود؛ فیلم برای صدایی که پیشتر عمدتاً در فایلهای صوتی شنیده میشد، موقعیت نمایشی، چهره و سرگذشت فراهم کرد.از این منظر، سنتوری یکی از نخستین نمونههای مهم حضور چاوشی در حافظهٔ مشترک سینما و موسیقی عامهپسند شد.
توقیف اکران عمومی و گردش نسخهٔ غیرمجاز فیلم، شرایط انتشار و دریافت ترانههای آن را نیز تحت تأثیر قرار داد.بااینحال، نسبتدادن علت توقیف فیلم صرفاً به صدای چاوشی، روایت دقیقی از مجموعهٔ اختلافهای پیرامون اثر نیست.ترانهها جدا از سرنوشت نمایش عمومی فیلم به گردش خود ادامه دادند و مجموعهٔ رسمی سنتوری در ۱۳۹۰ در دسترس قرار گرفت.
این تجربه الگویی را در کارنامهٔ او پدید آورد که بعدها در شهرزاد تکرار شد:قطعه در دل یک روایت تصویری شناخته میشد، اما پس از آن میتوانست مستقل از فیلم یا سریال شنیده شود.در چنین رابطهای، محبوبیت ترانه و اثر نمایشی به یکدیگر کمک میکرد.
ورود به بازار رسمی؛ از یه شاخه نیلوفر تا پرچم سفید
یه شاخه نیلوفردر مهر ۱۳۸۷ نخستین آلبوم مجاز چاوشی شد.همکاری با محمدرضا آهاری در تنظیم و استفاده از ترانههای حسین صفا، امیر ارجینی، اسلام ولیمحمدی و خود چاوشی، این مجموعه را به محصولی با شناسنامهٔ روشن در بازار رسمی تبدیل کرد.اهمیت آلبوم در کارنامهٔ او، علاوه بر محتوای موسیقایی، عبور از وضعیت انتشار غیررسمی به رابطهٔ قانونی با ناشر، شبکهٔ توزیع و مخاطب خریدار بود.
ژاکتدر ۱۳۸۸ منتشر شد و حضور قطعات ریتمیک و رنگهای جنوبی، بهویژه در بازار خرمشهر، تنوع بیشتری به تصویر عمومی او بخشید.این آلبوم نشان میداد صدای شناختهشده با ترانههای غمگین میتواند در فضایی پرتحرکتر نیز به کار گرفته شود.در حریص، منتشرشده در ۱۳۸۹، همکاری با تنظیمکنندگانی چون کوشان حداد، شهاب اکبری، امید حجت و امیر سرگزی، در کنار تنظیمهای خود چاوشی، ادامه یافت.
در پرچم سفید، منتشرشده در اسفند ۱۳۹۰، عنوان و فضای بخشی از قطعات، مضمون جنگ و رنج را برجستهتر کرد.در همین دوره، همکاری در مجموعههای گروهی سلام آقا، هشت، دلصدا و خاص، فعالیت او را از آلبومهای شخصی فراتر برد.این مجموعهها ماهیت یکسانی نداشتند:بعضی مذهبی و مناسبتی بودند و بعضی، همکاری چند خواننده در یک محصول موسیقایی.ازاینرو، در شمارش آلبومهای مستقل او باید از مجموعههای گروهی تفکیک شوند.
شعر کلاسیک و من خود آن سیزدهم
انتشار من خود آن سیزدهم در اسفند ۱۳۹۱، یکی از روشنترین تغییرهای کارنامهٔ چاوشی بود.او بهجای تکیهٔ کامل بر ترانهٔ محاورهای، شعر شاعرانی از سنت ادبی فارسی، از جمله مولانا، وحشی بافقی، باباطاهر، خیام و شهریار را مبنای ساخت قطعات قرار داد.عنوان آلبوم نیز از شعر شهریار گرفته شد.این انتخاب، شعر کلاسیک را وارد همان فضای شنیداری کرد که مخاطبان او پیشتر با ترانههای عاشقانه و تنظیمهای الکترونیک میشناختند.
چاوشی در یادداشتی دربارهٔ شهریار توضیح داده است که علاقهاش به غزل این شاعر و حسین منزوی به سالهای پیش از شهرت بازمیگشت.به روایت او، مجموعهٔ مبتنی بر شعر کلاسیک قرار بود نخستین آلبوم رسمیاش باشد، اما روند دریافت مجوز انتشار آن را به تأخیر انداخت.
تفاوت این تجربه با آواز دستگاهی در آن بود که شعر کلاسیک در قالب ترانهٔ استودیویی و قطعهٔ تنظیمشده بازآفرینی میشد.وزن شعر، تکرار مصرعها و ظرفیت آوایی واژهها در ساخت ملودی اهمیت مییافت، اما اثر الزاماً تابع ساختار اجرای ردیف یا یک برنامهٔ آواز و تصنیف نبود.این رویکرد، امکان آشنایی گروهی از مخاطبان پاپ با شعر کهن را فراهم میکرد و همزمان پرسشهایی دربارهٔ تلفظ، تقطیع و تناسب موسیقی با معنای شعر پیش میآورد؛ پرسشهایی که در نقد آلبومهای بعدی او نیز ادامه یافت.
پاروی بیقایق؛ ترانهٔ معاصر و تجربه در تنظیم
پاروی بیقایقدر ۱۶ مهر ۱۳۹۳ با ده قطعه منتشر شد.آهنگسازی همهٔ قطعات بر عهدهٔ چاوشی بود؛ هفت شعر از حسین صفا، دو ترانه از روزبه بمانی و یک ترانه از حسین غیاثی انتخاب شده بود.چاوشی، امیر جمالفرد، امید حجت و کوشان حداد در تنظیم مشارکت داشتند.دزیره، قهوهٔ قجری، تفنگ سرپر، یوسف و وصیت از قطعات این مجموعهاند.
در معرفی آلبوم، تجربهٔ گونههایی چون راک، داباستپ، فانک و اسلو راک مطرح شد.این نامگذاریها بیش از آنکه اثر را در یک سبک خالص قرار دهند، نشاندهندهٔ تنوع مصالح موسیقایی مورد استفادهاند.کنار هم قرارگرفتن شعرهایی با تصویرپردازی ادبی و تنظیمهای متفاوت، آلبوم را از الگوی مجموعهای از ترانههای عاشقانهٔ همساخت دور میکرد.حضور نوازندگانی در سازهای گیتار، ویولن، کلارینت و گیتار باس نیز بخشی از ساختار تولید آن بود.
انتشار نسخهٔ غیرقانونی پیش از توزیع کامل نسخهٔ رسمی، یکی از مسائل مهم عرضهٔ اثر شد.خبرگزاری مهر در نخستین روز انتشار، اعتراض عوامل تولید و توزیع به این وضعیت را گزارش کرد.این رویداد، تناقضی در مسیر حرفهای او را آشکار میکرد:گردش غیررسمی در آغاز به شناختهشدنش کمک کرده بود، اما در دورهٔ تولید حرفهای، همان سازوکار میتوانست حقوق اقتصادی خواننده، همکاران و ناشر را تهدید کند.
شهرزاد و گسترش موسیقی روایی
همکاری چاوشی با مجموعهٔ شهرزاد، به کارگردانی حسن فتحی، از ۱۳۹۴ آغاز شد و در فصلهای بعد ادامه یافت.ترانههایی چون همخواب، به رسم یادگار، افسار و کجایی با جهان عاشقانه و ملودراماتیک مجموعه پیوند خوردند.کجاییدر ۲۵ آبان ۱۳۹۴ با صدای چاوشی و آواز سینا سرلک منتشر شد.حضور سرلک، خوانندهٔ آموزشدیده در موسیقی ایرانی، امکان همنشینی دو شیوهٔ متفاوت بیان آوازی را فراهم کرد.
چاوشی در گفتوگویی در ۱۳۹۵، قطعات شهرزاد را آثاری متناسب با منطق داستان و سفارش مجموعه توصیف کرد و گفت چنین سفارشی را، بهدلیل ارتباطش با فضای فیلم، میپسندد.در این شیوهٔ کار، داستان، موقعیت و مضمون اولیه را فراهم میکرد و او آن را به قطعهای با هویت صوتی خود تبدیل میکرد.
ترانههای شهرزاد هم در پیوند با شخصیتهای داستان و هم جدا از آنها شنیده شدند.تکرار موسیقی در قسمتهای مجموعه، انتشار مستقل فایل و نماهنگ و بازنشر توسط مخاطبان، چند مسیر همزمان برای ماندگاری قطعات فراهم میکرد.این سازوکار، حضور موسیقی پاپ در شبکهٔ نمایش خانگی را از یک تیتراژ ثابت فراتر میبرد و آن را به بخشی از روایت و تبلیغ مجموعه تبدیل میکرد.
استقبال از کجایی مانع نقد زبان آن نشد.سعید بیابانکی به معنای برخی ترکیبهای ترانه ایراد گرفت و دربارهٔ نسبت تصویرپردازی با وضوح زبانی پرسش طرح کرد.این نقد نمونهای از اختلاف دو معیار در داوری دربارهٔ ترانه بود:اثرگذاری عاطفی هنگام شنیدن و انسجام معنایی متن هنگام خواندن.موفقیت شنیداری، بهخودیخود پاسخ همهٔ ایرادهای ادبی نبود؛ همانگونه که یک ایراد زبانی نیز تمام تجربهٔ موسیقایی قطعه را توضیح نمیداد.
امیر بیگزند و تثبیت تجربهٔ تلفیق
امیر بیگزنددر خرداد ۱۳۹۵ با دوازده قطعه منتشر شد.این مجموعه در امتداد تجربهٔ شعر کلاسیک قرار داشت، اما از ترانهٔ معاصر نیز بهره میبرد.چاوشی در توضیح آن، به استفاده از نغمههای بومی ایران و موسیقی دیگر مناطق و تلاش برای عبور از مرزهای مرسوم در اجرای شعر مولانا اشاره کرد.عادل روحنواز، نوازندهٔ گیتار الکتریک، از همکارانی بود که او در همین زمینه بر نقششان تأکید داشت.
از نظر جایگاه حرفهای، دریافت جایزهٔ باربد در سیودومین جشنوارهٔ موسیقی فجر، در بهمن ۱۳۹۵، اهمیت داشت.در گزارش تفصیلی تسنیم، جایزه در بخش آهنگسازی پاپ برای این آلبوم ثبت شده است؛ گزارشهایی نیز از آن با عنوان جایزهٔ آلبوم پاپ یاد کردهاند.امیر بیگزنددر چهارمین جشن«موسیقی ما»در ۱۳۹۶ نیز به انتخاب کارشناسان، بهترین آلبوم پاپ شناخته شد؛ در گزارش جایزه، نام چاوشی و بهروز صفاریان آمده است.
ابراهیم؛ انسجام شعری و اختلاف بر سر مجوز
ابراهیمدر ۱۱ شهریور ۱۳۹۷ منتشر شد.شعرهای آن از حسین صفا و آهنگسازی از چاوشی بود و شهاب اکبری و فرشاد حسامی در کنار او در تنظیم مشارکت داشتند.شش قطعهٔ نسخهٔ مجاز، از جمله ببُر به نام خداوندت، در آستانهٔ پیریو ای ماه مهر، زبان و فضای ادبی نسبتاً متمرکزی به مجموعه میدادند.استفادهٔ کامل از شعر یک شاعر، رابطهٔ دیرپای چاوشی و صفا را در ساختار یک آلبوم برجسته کرد.
اختلاف بر سر مجوز، پیش از انتشار به مسئلهای عمومی تبدیل شد.چاوشی و عوامل اثر از تأخیر در صدور مجوز سخن میگفتند.در مقابل، علی ترابی، مدیرکل وقت دفتر موسیقی، در ۲۲ مرداد ۱۳۹۷ اعلام کرد شعرها در مرداد ۱۳۹۶ بررسی شده، پنج قطعه اصلاحیه گرفته و تا آن زمان درخواست مکتوبی برای بازبینی به دفتر نرسیده است.او گفت با مسئولیت خود به سه قطعه از پنج قطعهٔ مورد اختلاف مجوز داده، اما دو قطعه همچنان به اصلاح نیاز دارند.
این اختلاف همچنین تفاوت مجوز کتاب و مجوز اجرای موسیقایی شعر را آشکار کرد:دفتر موسیقی، انتشار قبلی شعر در کتاب را برای تأیید استفاده از آن در آلبوم کافی نمیدانست.سرانجام، شش قطعه بهصورت مجاز عرضه شد و دو قطعهٔ دیگر نیز جداگانه در فضای مجازی انتشار یافت.مسئلهٔ ابراهیم از این جهت فراتر از یک اختلاف شخصی بود و به حدود نظارت بر کلام، اختیار مدیران و یکساننبودن سازوکارهای نشر کتاب و موسیقی مربوط میشد.
پس از استعفای محمدعلی بهمنی از شورای شعر و ترانه، برخی گمانهزنیها آن را به مجوز ابراهیم مرتبط دانستند.بهمنی در گفتوگو با تسنیم این ارتباط را رد کرد و ضمن انتقاد از وضعیت عمومی بعضی ترانههای مجوزگرفته، برای صفا و چاوشی احترام قائل شد.
در گزارش فروش سال ۱۳۹۷ بیپتونز، ابراهیم و ایران من در صدر آلبومهای پرفروش این سامانه قرار داشتند.این داده، استقبال در یک بستر مشخص فروش دیجیتال را نشان میدهد و آمار کل بازار موسیقی ایران نیست.
بینام و گسترش انتشار تکآهنگ
نسخهٔ دیجیتال بینام در دوم دی ۱۳۹۸ منتشر شد.آلبوم ابتدا با نام قمارباز معرفی شده بود و پس از بحثهای مربوط به مجوز، با عنوان تازه عرضه شد.یازده قطعهٔ آن با محوریت شعر مولانا و سعدی و استفاده از شعر شاعرانی دیگر ساخته شده بود.قند منی، گنجشک پریده، بر سلطان، قمارباز، زاهد و قوم به حج رفته از قطعات آناند.آهنگسازی و تنظیم مجموعه بر عهدهٔ چاوشی و تهیهکنندگی آن با هادی حسینی بود.
این مجموعه، پرسش دربارهٔ حاصل تمرکز نقشهای خوانندگی، آهنگسازی و تنظیم در یک نفر را دوباره مطرح کرد.صوفیا نصرالهی در نقد خود، برخی ملودیها و شیوههای تلفیق را تکراری دانست و به تغییرهای ناگهانی حالوهوای موسیقی، وضوح ادای کلمات و شلوغی تنظیمها ایراد گرفت.در مقابل، نقد روزنامهٔ خراسان که در معرفی رسمی آلبوم بازنشر شد، حضور نیانبان محسن شریفیان و سازهای تنبور، دیوان و باقلامای سیدمحمد کاظمی جاسمی را از امتیازهای اثر دانست و اجرای شعر سعدی را امکانی برای پیوند مخاطبان تازه با ادبیات کلاسیک ارزیابی کرد.
پس از این دوره، تکآهنگها، قطعات مناسبتی و همکاری با آثار نمایشی سهم برجستهتری در انتشار موسیقی چاوشی یافتند.این تغییر در قالب عرضه، به او امکان میداد یک قطعه را مستقل از زمانبندی تولید آلبوم و گاه در واکنش به یک موقعیت اجتماعی منتشر کند.استمرار انتشار ترانههای تازه و حضور در مجموعههای نمایشی، شکل دیگری از فعالیت حرفهای او را نشان میدهد.
ادامهٔ همکاری با سینما، تلویزیون و نمایش خانگی
پس از شهرزاد، حضور چاوشی در آثار نمایشی به یکی از مسیرهای پایدار فعالیت او تبدیل شد.مریضحالیبرای سایهبان، چه شد برای بانوی عمارت و همکاری با دلدار، صدای او را در مجموعههای تلویزیونی نیز مطرح کرد.مریضحالیدر پنجمین جشنوارهٔ تلویزیونی جامجم، در بخش دستاورد هنری ویژه مورد تقدیر قرار گرفت.
در شبکهٔ نمایش خانگی، همکاری با همگناه و خسوف ادامه یافت.سپس در ۱۴۰۲، دو قطعهٔ رهایم کن و من باید میرفتم برای مجموعهٔ رهایم کن به کارگردانی شهرام شاهحسینی منتشر شدند.در شناسنامهٔ من باید میرفتم، امید روزبه ترانهسرا، چاوشی آهنگساز و اشکان عرب تنظیمکنندهاند.انتشار قطعه همزمان با قسمت شانزدهم مجموعه اعلام شد؛ نمونهای از هماهنگی عرضهٔ موسیقی با پیشرفت روایت سریال.
همکاری با فصل دوم زخم کاری و فیلم بیبدن نیز در همین دوره انجام گرفت.حضور چاوشی در این پروژهها عمدتاً به خوانندگی و تولید قطعه مربوط بود؛ عنوانی که با ساخت تمامی موسیقی متن فیلم یا مجموعه تفاوت دارد.برای نمونه، در کانال رسمی او، اثر مرتبط با شبی که ماه کامل شد بهصورت قطعه و نماهنگ مستقل معرفی شده است.
در ۱۷ بهمن ۱۴۰۳، ساعت دیواری برای سریال آبان، ساختهٔ رضا دادویی، منتشر شد؛ ترانه از امید روزبه و تنظیم از اشکان عرب بود.همکاری با بامداد خمار به کارگردانی نرگس آبیار نیز با قطعهای بر شعر حافظ و آثاری مانند پناه و عجب اومدی ادامه یافت.در این آثار، رضا فوادیان و اشکان عرب از تنظیمکنندگان و عادل روحنواز، بهروز میرزایی و مهدی کریمی از همکاران ثبتشده در تولید موسیقیاند.
تداوم این همکاریها نشان میدهد موسیقی روایی در کارنامهٔ چاوشی یک تجربهٔ مقطعی نبوده است.ترانه میتواند احساس نهفته در یک موقعیت داستانی را برجسته کند، به شخصیت نزدیک شود و درعینحال، با حذف تصویر، برای شنوندهای که مجموعه را ندیده نیز قابل دریافت باشد.همین استقلال نسبی، امکان زندگی جداگانهٔ قطعات را پس از پایان پخش مجموعه فراهم میکند.
این عشق هیولایی و ورود به نشر شعر
چاوشی در ۱۳۹۹ مجموعهشعر این عشق هیولایی را با انتشارات آفتاب اندیشه عرضه کرد.پیش از آن، در قطعاتی از جمله کجایی، خود نیز ترانهسرایی کرده بود، اما کتاب، متن را مستقل از صدا و موسیقی در معرض داوری قرار میداد.او در توضیح انگیزهٔ انتشار، عشق و ارتباط فکری و عاطفی با مخاطب را محور دانست و مسئولیت فرهنگی هنرمند را برجسته کرد.
وی درباره پیشفروش کتابش چنین گفته:
عددها و رکوردها دیگر سالهاست که دغدغه من نیست. هنرمند یک مسئولیت اجتماعی و فرهنگی دارد و آن هم خوراک ذهنی و فکری دادن به مردم و مخاطبش است. همیشه سعی کردهام به مخاطب احترام بگذارم و به داشتههایش بیفزایم. اینکه همراهانی تا این حد فرهیخته و متفکر دارم برای من ارزشی غیرقابل وصف دارد و امیدوارم بتوانم مثل گذشته همپا و همراه با آنها پیش بروم.[۱]
انتشار کتاب با توجه رسانهای و نقد همراه شد.خبرگزاری کتاب ایران، در گزارشی دربارهٔ پیشفروش، قیمت و نسبت شهرت موسیقایی با ورود به بازار کتاب را مطرح کرد.این بحث، بخشی از مسئلهٔ عمومی انتشار کتاب توسط چهرههای مشهور بود؛ شهرت خواننده میتواند توجه اولیه را تأمین کند، اما ارزش ادبی متن مستقل از تعداد هواداران یا موفقیت آهنگها ارزیابی میشود.
در این بخش از کارنامه، تفاوت ترانه و شعر چاپی تعیینکننده است.مکث، تکرار، تحریر، رنگ صدا و همراهی سازها میتوانند در قطعهٔ موسیقی معنایی بسازند که در متنِ تنها حضور ندارد.در مقابل، کتاب امکان توجه دقیقتر به نحو، تصویر، وزن و پیوستگی مضمون را فراهم میکند.انتقال از خوانندگی و ترانهسازی به انتشار شعر، حوزهٔ تازهای از ارزیابی را پیش روی چاوشی گذاشت.
صدا، آهنگسازی و همکاران
هویت موسیقایی چاوشی بیش از هر چیز با رنگ صدا شناخته میشود:صدایی گرفته، خشدار و مناسب بیان فشردهٔ عاطفه.این ویژگی در قطعات اندوهبار و روایی برجسته است، اما کارنامهٔ او قطعات ریتمیک، آیینی و حماسی را نیز در بر میگیرد.تمایز رنگ صدا، یکی از عناصر هویت هنری اوست و با سنجش دیگر مؤلفههای خوانندگی، از دقت کوک تا کیفیت اجرای صحنهای، یکسان نیست.
در بخش بزرگی از آثار، او علاوه بر خوانندگی، در آهنگسازی و گاه تنظیم و نوشتن کلام نیز حضور دارد.ازاینرو، صدای خواننده و ساخت موسیقی اغلب از یک تصمیم هنری مشترک پیروی میکنند.این تمرکز میتواند به انسجام کمک کند و درعینحال، احتمال تکرار بعضی الگوها را افزایش دهد؛ دو امکانی که تفاوت ارزیابیها دربارهٔ آلبومهای او را توضیح میدهند.
عنوان«پاپ»برای معرفی حوزهٔ عمومی کار او مناسب است، اما تمام جزئیات آن را دربرنمیگیرد.در آثار مختلف، عناصری از راک، موسیقی الکترونیک، ریتمهای جنوبی و بیان آوازی ایرانی کنار هم قرار میگیرند.نسبت این عناصر در هر دوره و هر قطعه تغییر میکند.تفاوت میان بازار خرمشهر، ترانههای سنتوری، قطعات مولانایی و حسبیالله، خود نشاندهندهٔ گسترهٔ این تغییرهاست.
همکاری با حسین صفا یکی از پیوستهترین عناصر این کارنامه است.شعرهای او، بهویژه در پاروی بیقایق و ابراهیم، امکان استفاده از تصویرهای چندلایه و زبان کمتر متعارف را فراهم کردند.امیر ارجینی در بسیاری از آثار آغازین و مذهبی نقش داشت؛ روزبه بمانی، حسین غیاثی، علیاکبر یاغیتبار، امید روزبه و کاظم بهمنی نیز به دورهها و موضوعات دیگر تعلق دارند.تفاوت زبان این شاعران، در کنار تغییر تنظیمکنندگان، از عوامل تنوع آثار چاوشی است.
محمدرضا آهاری، شهاب اکبری، کوشان حداد، بهروز صفاریان، فرشاد حسامی، امیر جمالفرد، امید حجت، رضا فوادیان و اشکان عرب، در دورههای مختلف در تولید آثار او مشارکت داشتهاند.همچنین، نقش نوازندگان و عوامل ضبط و میکس در شکل نهایی صدا مؤثر است.ازاینرو، شناخت کارنامهٔ او به بررسی شناسنامهٔ حرفهای قطعات و سهم همکاران نیز وابسته است.
غیبت از صحنه و مناقشهٔ اجرای زنده
خودداری طولانی از برگزاری کنسرت، از ویژگیهای غیرمعمول فعالیت چاوشی در صنعت پاپ ایران است.در گفتوگوی او با اعتماد، ترجیح کار تولیدی و نارضایتی از کیفیت برخی اجراها، صدابرداری و امکانات صحنهای مطرح شده است.در گفتوگوی دیگری نیز تأکید کرده بود که نمیخواهد مخاطب را به اجرایی دعوت کند که با انتظار او از کیفیت هماهنگ نیست.اینها توضیحهای خود هنرمند دربارهٔ انتخاب حرفهای اوست.
هادی حسینی، تهیهکنندهٔ چند آلبوم او، در ۱۳۹۸ توضیح داد که همکاریشان از پیشنهاد برگزاری کنسرت آغاز شده بود، اما به تولید آلبوم انجامید.روایت حسینی نشان میدهد نبود کنسرت الزاماً به معنای نبود پیشنهاد اقتصادی یا امکان مذاکره نبوده است.
این غیبت، زمینهٔ گمانهزنی دربارهٔ ماهیت صدا را فراهم کرد.از جمله، شهرام آذر در برنامهٔ«استیج»دربارهٔ بازسازی صدای چاوشی با دستگاه اظهار نظر کرد و چاوشی در واکنش، ویدئوهایی از خواندن خود منتشر ساخت.
در نتیجه، تصویر عمومی او بیشتر از راه آلبوم، تکآهنگ، متن و فعالیت در شبکههای اجتماعی ساخته شده است.این شیوه، توجه مخاطب را بر اثر ضبطشده متمرکز میکند و همزمان امکان سنجش رابطهٔ صدا، گروه نوازندگان و اجرای پیوسته روی صحنه را محدود نگه میدارد.
شعر فارسی، تشیع و موسیقی عامهپسند
مضامین مذهبی از دورهٔ انتشار غیررسمی در آثار چاوشی حضور داشتند.امام رضا، شناختهشده با نام کلاغ روسیاه، با ترانهٔ امیر ارجینی، نمونهٔ مهمی از خطاب صمیمی و محاورهای به امام هشتم است.در کاشکی از مجموعهٔ گروهی هشت نیز این شیوهٔ بیان ادامه یافت.در این قطعات، تجربهٔ زیارت و نیاز، با زبان روزمره و عاطفهٔ شخصی بیان میشود و فاصلهٔ میان ترانهٔ پاپ و بیان دینی کاهش مییابد.
در سلام آقا، دو قطعهٔ ظهر عطش با شعر محمدرضا آقاسی و غدیر خون با ترانهٔ امیر ارجینی، به موضوع عاشورا پرداختند.دل خوننیز در اربعین ۱۳۹۵ با حمایت مرکز موسیقی مأوا منتشر شد.استمرار این مضمون در آثاری مانند آواز خون و سپس حسبیالله، نشان میدهد بخش آیینی کارنامه به یک سفارش یا یک دورهٔ کوتاه محدود نمانده است.
در کنار قطعات صریحاً مذهبی، استفاده از شعر مولانا، سعدی و شهریار نیز امکاناتی برای بیان عشق، رنج، نیاز و نسبت انسان با امر قدسی فراهم کرده است.البته خواندن شعر عرفانی در همهٔ موارد معادل اعلام موضع دینی یا سیاسی مشخص نیست؛ انتخاب شعر، تفسیر موسیقایی آن و سخنان صریح هنرمند، هرکدام جایگاه متفاوتی در شناخت اندیشه و کارنامهٔ او دارند.
از منظر فرهنگی، اهمیت این بخش از کار چاوشی در حضور مضامین شیعی در زبان و صدای یک خوانندهٔ پرمخاطب پاپ است.مخاطبان آثار عاشقانه میتوانند با همان صدا، روایت زیارت، سوگواری یا نیایش را بشنوند.پیوند این مضامین با نامگذاری«جمعیت حیدر»و زمان آغاز فعالیت آن در عید غدیر نیز نشان میدهد ارجاع مذهبی در حضور عمومی او فقط در سطح موضوع ترانه باقی نمانده است.
خرمشهر، جنگ و مضامین اجتماعی
زادگاه و تجربهٔ مهاجرت جنگی، در نامها و مضمونهای بخشی از آثار چاوشی بازتاب یافته است.بازار خرمشهربه رنگ محلی و خاطرهٔ جنوب نزدیک میشود، درحالیکه خوزستان با شعر حسین صفا، وضعیت این منطقه و رنجهای آن را موضوع قرار میدهد.در ۱۳۹۷، شایعهٔ ممنوعالکاری او پس از انتشار خوزستان مطرح شد، اما در گزارش منتشرشده از دفتر موسیقی، این ارتباط و ممنوعالکاری تکذیب شد.
نفرین به جنگدر مجموعهٔ گروهی دلصدا نیز نمونهای از حضور تجربهٔ جنگ در آثار اوست.در چنین قطعاتی، جنگ بیشتر از منظر رنج انسانها و پیامدهای آن برای زندگی روزمره وارد موسیقی میشود.این وجه، در کنار آثاری قرار میگیرد که بر تعلق به خرمشهر، خوزستان و ایران تأکید دارند.
نماهنگ پسرم در مرداد ۱۳۹۶ با موضوع مهاجرت و پیوند میان نسلها معرفی شد.شعر، آهنگسازی، تنظیم و خوانندگی آن از چاوشی بود و مرکز مأوا در تولید نماهنگ مشارکت داشت.این اثر، نمونهای از طرح مسئلهٔ اجتماعی از راه رابطهای خانوادگی است؛ وطن در آن از خلال خطاب پدرانه و نگرانی دربارهٔ آینده وارد ترانه میشود.
کاربرد تصویرهای تند اجتماعی همواره بدون نقد نمانده است.قاسم منصور آلکثیر در یادداشتی دربارهٔ مسلخ، با شعر علیاکبر یاغیتبار، به تصویری که از عربها و جغرافیای عربی میسازد اعتراض کرد و آن را واجد مسئلهٔ تبعیض قومی دانست.این ارزیابی، نقد مشخص نویسنده به زبان و تصویرهای ترانه بود و به معنای اثبات انگیزهٔ شخصی خواننده نیست.اهمیت مناقشه در توجه به مسئولیت زبان ترانه است:اعتراض به یک وضعیت اجتماعی ممکن است با تعمیمهای قومی همراه شود و همین تعمیم، موضوع اعتراض دیگری قرار گیرد.
کمکهای مردمی و جمعیت حیدر
از دههٔ ۱۳۹۰، فراخوانهای چاوشی برای کمک به بیماران، زندانیان و خانوادههای نیازمند به بخشی مستمر از فعالیت عمومی او تبدیل شد.سازوکار غالب، معرفی یک نیاز مشخص، اعلام مبلغ مورد نیاز، جلب مشارکت مخاطبان و سپس اعلام تأمین مبلغ بود.
بر پایهٔ گزارش روابط عمومی ستاد دیه کشور در ۹ مرداد ۱۴۰۱، علی شمس، مدیرعامل وقت این ستاد، اعلام کرد در دو سال پیش از آن، کمکهای دنبالکنندگان چاوشی به مبلغ هفت میلیارد و ۴۵۰ میلیون تومان، در آزادی ۸۵۱ زندانی تحت حمایت ستاد سهم داشته است.همان گزارش، آزادی ۴۳ زندانی خرمشهری با فراخوان تولد او و گردآوری ۲۰۰ میلیون تومان را نیز ثبت میکرد.این ارقام، کمک جمعی مخاطبان را توصیف میکنند و معادل پرداخت تمام مبالغ از دارایی شخصی خواننده نیستند.
در عید غدیر ۱۴۰۲، چاوشی تأسیس«جمعیت حیدر»را اعلام کرد.او در متن آغاز فعالیت، حمایت از کودکان بیسرپرست و تهیه و توزیع ارزاق در مناطق محروم را هدف این مجموعه دانست و گفت کمک به بیماران طبق روال پیشین در صفحهٔ شخصیاش ادامه خواهد یافت.در اطلاعرسانیهای بعدیِ بازنشرشده در کانال رسمی او، برنامهٔ احداث«خانهٔ حیدر»و فراهمکردن خدمات آموزشی، درمانی و روانشناختی برای کودکان نیز مطرح شد.
گزارشهای استانی، جزئیات روشنتری از شیوهٔ مشارکت ارائه میکنند.برای نمونه، در اسفند ۱۴۰۲، کمک خیرین جمعیت حیدر به آزادی ده زندانی مالی در یزد انجامید.در آذر ۱۴۰۳، گزارش آزادی چهار زن زندانی در کهگیلویه و بویراحمد، از ترکیب گذشت شاکیان، منابع ستاد دیه و کمک مرتبط با چاوشی سخن میگفت.چنین نمونههایی نشان میدهند نتیجهٔ نهایی معمولاً محصول همکاری چند طرف است.
فعالیت برای آزادی بدهکاران مالی و محکومان حوادث غیرعمد، با کوشش برای جلب رضایت اولیای دم در پروندههای قصاص تفاوت دارد.در گزارش کارنامهٔ خیریهٔ او، آمار این فعالیتها و دورههای زمانی مربوط به آنها باید جداگانه بررسی شوند.وجه فرهنگی این اقدامات، تبدیل رابطهٔ هواداری به مشارکت عملی است:مخاطب، افزون بر شنیدن و بازنشر موسیقی، در حل یک مسئلهٔ مشخص اجتماعی دخالت میکند.
استقلال هنری و مواضع عمومی
چاوشی در چند مقطع با استفادهٔ بدون رضایت از نام یا آثارش مخالفت کرده است.در ۶ مهر ۱۳۹۹، در واکنش به قرارگرفتن نامش در فهرست رویداد تولید محتوای دیجیتال بسیج، اعلام کرد از این اقدام بیخبر بوده و آن را بدون اجازه و رضایت خود میداند.در همان متن، خواندن برای مردم، ایران و محرومان را مبنای فعالیتش معرفی کرد.این موضع، مخالفت مشخص با انتساب و استفادهٔ سیاسی از نام او بود.
در ۳۰ شهریور ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات پس از مرگ مهسا امینی، اعلام کرد همکاری خود با وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برای دریافت مجوز را قطع میکند.در ۲۵ آبان همان سال نیز هرگونه همکاری با کاروان فوتبال ایران در جام جهانی قطر را رد کرد و توضیح داد خلیج فارس اثری قدیمی است.او بار دیگر با استفادهٔ رسانهها و نهادها از آثارش بدون رضایت مخالفت کرد.
از سوی دیگر، تولید آثار آیینی، همکاریهای مشخص با مراکز فرهنگی و دفاع از ایران در برابر حملهٔ خارجی نیز در کارنامهٔ او حضور دارد.این شواهد نشان میدهند رابطهٔ او با نهادهای فرهنگی و مسائل سیاسی، در دورهها و موضوعات مختلف یکسان نبوده است.اختلاف با نهاد صادرکنندهٔ مجوز، مخالفت با استفادهٔ بدون اجازه از نام، باور مذهبی و موضع دربارهٔ جنگ خارجی، موضوعاتی متمایزند و باید در زمینهٔ هر رویداد فهمیده شوند.
علاج، حسبیالله و چهرهٔ هنر انقلاب
در جریان جنگ دوازدهروزهٔ ایران و اسرائیل در خرداد و تیر ۱۴۰۴، چاوشی علاج را با شعر کاظم بهمنی منتشر کرد.مضمون اثر بر وطن و همبستگی در شرایط جنگ استوار بود.بهمنی در شرح فرایند تولید، از کار فشردهٔ یک شب تا صبح بر روی ملودی آماده سخن گفت و ادعاهای مربوط به انگیزهٔ مالی اثر را رد کرد.این توضیح، روایت یکی از پدیدآورندگان دربارهٔ انگیزه و شرایط ساخت قطعه است.
رامتین شهبازی در گفتوگویی دربارهٔ کنش هنرمندان در زمان جنگ، اهمیت علاج را در تصمیم به تولید و انتشار عمومی اثر در دل بحران دانست.در این خوانش، ارزش اجتماعی قطعه فقط از ویژگیهای موسیقایی آن حاصل نمیشود، بلکه به زمان انتشار و پذیرش مسئولیت موضع عمومی نیز مربوط است.این تحلیل، نمونهای از استقبال فرهنگی از اثر بود.
در ۲۰ اسفند ۱۴۰۴، حسبیالله با شعر مهدی عباسی منتشر شد.چاوشی آن را گفتوگویی با امام علی معرفی کرد.در متن همراه اثر، با تعبیر«من وسطم»، از رنجدیدگان با گرایشهای مختلف سخن گفت، نسبت به رسانههای سیاسی بیاعتماد بود و صریحاً با درخواست حملهٔ خارجی به ایران مخالفت کرد.او ترجیح خود را فرصتدادن به اصلاح نقایص جمهوری اسلامی، بهجای همراهی با تغییر حکومت از مسیر جنگ خارجی، اعلام کرد.این متن، موضعی صریحتر از صرف خواندن یک ترانهٔ ملی یا مذهبی بود.
در ۲۷ فروردین ۱۴۰۵، در آیین پایانی دوازدهمین هفتهٔ هنر انقلاب در میدان ولیعصر تهران، چاوشی بهعنوان«چهرهٔ هنر انقلاب در سال ۱۴۰۴»معرفی شد.در گزارش انتخاب، دو اثر علاج و حسبیالله از دلایل برجستهٔ این تصمیم عنوان شدند.این رویداد، مرحلهای تازه در شناسایی رسمی فعالیت او از سوی نهادهای هنر انقلاب بود.
آلبومها و مجموعههای اصلی
سالهای جدول به انتشار در ایران مربوطاند.مجموعههای غیررسمی، آلبومهای مستقل و آثار گروهی، ماهیت انتشار متفاوتی دارند.
اثر | زمان انتشار | نوع و جایگاه |
|---|---|---|
نفرین | آغاز دههٔ ۱۳۸۰ | نخستین مجموعهٔ شناختهشده؛ انتشار غیررسمی؛ آغاز فعالیت حرفهای در منابع به ۱۳۸۲ نسبت داده شده است |
خودکشی ممنوع | پیش از ۱۳۸۷ | مجموعهٔ غیررسمی؛ شامل قطعهٔ امام رضا. |
لنگه کفش | پیش از ۱۳۸۷ | مجموعهٔ غیررسمیِ گردآمده از تکآهنگها. |
متأسفم | پیش از ۱۳۸۷ | مجموعهٔ غیررسمی با تنظیم شهاب اکبری |
یه شاخه نیلوفر | ۱۳۸۷ | نخستین آلبوم مجاز؛ همکاری با محمدرضا آهاری. |
ژاکت | ۱۳۸۸ | آلبوم مستقل؛ منتشرشده توسط ایرانگام؛ شامل بازار خرمشهر |
حریص | ۱۳۸۹ | آلبوم مستقل؛ شامل چمدون، غیرمعمولی و کافههای شلوغ. |
سنتوری | ۱۳۹۰ | انتشار رسمی مجموعهٔ ترانههای فیلم و قطعات مرتبط؛ موسیقی فیلم پیشتر شنیده شده بود. |
پرچم سفید | ۱۳۹۰ | آلبوم مستقل؛ انتشار در اسفند؛ با حضور چند تنظیمکننده. |
من خود آن سیزدهم | ۱۳۹۱ | آلبوم مبتنی بر شعر کلاسیک؛ نشر آوای باربد. |
پاروی بیقایق | ۱۳۹۳ | ده قطعه با شعر حسین صفا، روزبه بمانی و حسین غیاثی؛ نشر تصویرگستر پاسارگاد |
امیر بیگزند | ۱۳۹۵ | ترکیب شعر کلاسیک و معاصر؛ نشر تصویرگستر پاسارگاد |
ابراهیم | ۱۳۹۷ | شش قطعه در نسخهٔ مجاز و دو قطعهٔ منتشرشده بهصورت جداگانه؛ همهٔ شعرها از حسین صفا. |
بینام | ۱۳۹۸ | یازده قطعه؛ عنوان پیشین قمارباز؛ با محوریت شعر کلاسیک |
سلام آقا | ۱۳۸۸ | آلبوم گروهی عاشورایی؛ حضور با ظهر عطش و غدیر خون |
هشت | ۱۳۸۹ | آلبوم گروهی رضوی؛ حضور با کاشکی. |
خاص | ۱۳۹۰ | آلبوم گروهی پاپ؛ حضور با قطعهٔ ها. |
دلصدا | آغاز دههٔ ۱۳۹۰ | مجموعهٔ گروهی با موضوع جنگ و دفاع مقدس؛ حضور با نفرین به جنگ. |
من و ما | ۱۳۹۳ | مجموعهٔ گروهی با حضور چند خوانندهٔ پاپ. |
گزیدهٔ آثار نمایشی، آیینی و اجتماعی
اثر یا پروژه | زمان | نوع مشارکت یا موضوع |
|---|---|---|
سنتوری | ۱۳۸۵ | خوانندگی و مشارکت در ساخت موسیقی فیلم؛ همکاری با داریوش مهرجویی و اردوان کامکار |
شهرزاد | از ۱۳۹۴ | تولید و اجرای چند ترانه؛ کجایی با همراهی سینا سرلک. |
سایهبان | ۱۳۹۶ | ترانهٔ مریضحالی؛ اثر تقدیرشده در جشنوارهٔ جامجم. |
بانوی عمارت | ۱۳۹۷ | اجرای چه شد برای مجموعهٔ تلویزیونی |
دلدار | ۱۳۹۸ | خوانندگی برای مجموعهٔ تلویزیونی. |
شبی که ماه کامل شد | ۱۳۹۸ | انتشار قطعه و نماهنگ مرتبط با فیلم. |
همگناه | ۱۳۹۹ | همکاری موسیقایی با مجموعهٔ نمایش خانگی. |
خسوف | ۱۴۰۰ | اجرای ترانه برای مجموعهٔ نمایش خانگی. |
رهایم کن | ۱۴۰۲ | رهایم کنو من باید میرفتم؛ همکاری با امید روزبه و اشکان عرب. |
زخم کاری ۲ | ۱۴۰۲ | انتشار قطعات مرتبط با مجموعه، از جمله صدای تو اومد. |
بیبدن | ۱۴۰۲–۱۴۰۳ | ترانهٔ مرتبط با فیلم؛ نامزد جشن حافظ ۱۴۰۳. |
آبان | ۱۴۰۳ | ساعت دیواری؛ ترانهٔ امید روزبه و تنظیم اشکان عرب. |
بامداد خمار | ۱۴۰۴ | همکاری در قطعات مجموعه، از جمله پناه و عجب اومدی |
امام رضاو کاشکی | دورهٔ آغازین و ۱۳۸۹ | بیان محاورهای تجربهٔ زیارت و توسل |
دل خون | ۱۳۹۵ | قطعهٔ اربعینی با مشارکت مرکز مأوا |
پسرم | ۱۳۹۶ | نماهنگ با موضوع مهاجرت و پیوند با وطن. |
خوزستان | ۱۳۹۷ | شعر حسین صفا؛ توجه به رنجها و مسائل خوزستان. |
مسلخ | ۱۳۹۷ | شعر علیاکبر یاغیتبار؛ موضوع نقد دربارهٔ بازنمایی قومی. |
علاج | ۱۴۰۴ | شعر کاظم بهمنی؛ واکنش موسیقایی به جنگ و تأکید بر وطن. |
حسبیالله | ۱۴۰۴ | شعر مهدی عباسی؛ نیایش و واکنش به جنگ و رنج اجتماعی. |
جوایز و نامزدیهای مستند
سال | رویداد | عنوان و نتیجه |
|---|---|---|
۱۳۹۰ | دوازدهمین جشن حافظ | بهترین موسیقی متن برای سنتوری، مشترک با اردوان کامکار؛ نامزد بخش ترانه نیز بود. |
۱۳۹۲ | نخستین جشن«موسیقی ما» | تقدیر از آهنگسازی پاپ و قطعهٔ غلط کردم غلط در مجموعهٔ من خود آن سیزدهم. |
۱۳۹۵ | شانزدهمین جشن حافظ | نامزدی کجایی با همراهی سینا سرلک در بخش ترانهٔ فیلم یا مجموعهٔ تلویزیونی. |
۱۳۹۵ | سیودومین جشنوارهٔ موسیقی فجر | جایزهٔ باربد در بخش پاپ باکلام برای آهنگسازی امیر بیگزند |
۱۳۹۶ | چهارمین جشن«موسیقی ما» | بهترین آلبوم پاپ به انتخاب کارشناسان برای امیر بیگزند، با ذکر نام چاوشی و بهروز صفاریان. |
۱۳۹۷ | پنجمین جشنوارهٔ جامجم | دستاورد هنری ویژه برای تیتراژ سایهبان. |
۱۴۰۲ | بیستودومین جشن حافظ | بهترین ترانهٔ فیلم یا سریال برای رهایم کن؛ جایزه مشترکاً به چاوشی و علیرضا قربانی برای بیگناه تعلق گرفت |
۱۴۰۲ | دومین جشن تئاتر و موسیقی علی معلم | تندیس حافظ افتخاری برای آثار موسیقایی و فعالیت اجتماعی در آزادی زندانیان. |
۱۴۰۳ | بیستوسومین جشن حافظ | نامزدی ترانهٔ بیبدن در فهرست رسمی جشن |
۱۴۰۵ | دوازدهمین هفتهٔ هنر انقلاب | معرفی بهعنوان چهرهٔ هنر انقلاب در سال ۱۴۰۴. |
پانویس
- ↑
«سایت تحلیلی خبری عصر ایران». ۱۵ دی ۱۳۹۹. دریافتشده در ۵ آذر ۱۴۰۳.
