سید مجتبی میرزاده
باطنی در پاسخ به این پرسش که آیا شبکه امید کمتر توانسته محتوا و ساختار جذاب و مورد پسند مخاطب نوجوان امروزی را تولید کند، چنین گفته است:
زمانی دوگانه تلویزیون و ماهواره را داشتیم، یعنی رسانههای بیگانهای در مقابل صداوسیما قرار داشتند. الان ماهواره هم به صورت ساختاری در کنار صداوسیما قرار گرفته است و همه با هم رسانههای «برودکست» را تشکیل میدهند و در مقابل اینها رسانههای «برودبند» به معنای شبکههای اجتماعی، وی او دیها، گیم استریم و بازیهای رایانهای و یا هر آنچه از موسیقی و ویدئویی که در فضای مجازی وجود دارد، قرار میگیرد. ما هم در فضای برودکست تلویزیونی از ذائقه جدیدی که نسل جدید رسانهها از مخاطب به دست آورده است، عقب افتادهایم.
از دیرباز ما در فهم مخاطب نوجوان (نه کودک) دچار ضعف بودهایم. گویی برای پیدا کردن زبان مشترک با نسل جدید همیشه لنگیدهایمما نتوانستیم خود را همپای آن ذائقه حرکت دهیم. به علاوه اینکه از دیرباز ما در فهم مخاطب نوجوان (نه کودک) دچار ضعف بودهایم. گویی برای پیدا کردن زبان مشترک با نسل جدید همیشه لنگیدهایم. همه اینها با هم جمع شده است و در قاب شبکه امید در صداوسیما قرار است جواب بدهد. همه عقبماندگیهای ما جمع شده است و وقتی به این شبکه اختصاصی در صداوسیما رسیده است، دارد خود را نشان میدهد. ما هم نتوانستهایم خود را تطبیق بدهیم.
یکی از مشکلات ما این است که از میان مخاطبان، آن دسته که اصولاً از همه کمتر تلویزیون میبینند در سنین بین ۱۵ تا ۱۸ سال یا همین «نوجوانان» هستند. این محدوده در همه نظرسنجیهای سازمان جزو مخاطبانی هستند که خیلی کم از محصولات سازمان بهره میگیرند که حدود سه تا چهار میلیون میشود یعنی ۱۲ میلیون دانش آموز داریم و حدود یک سوم از اینها مخاطب تلویزیون هستند. این مخاطبان محصولی هم که از سازمان میبینند کاملاً گزینش شده است. مثلاً فقط فوتبال میبینند، «عصر جدید» را دنبال میکنند یا فوقش چند فیلم سینمایی از تلویزیون تماشا میکنند. اینگونه نیست که اینها مصرف کنندههای دائمی باشند یا ما قلابی داشته باشیم که بخشی از اینها را با آن هوادار خود کنیم.
حالا این سوال مطرح میشود که آیا تلویزیون هیچ گاه نمیتواند اینها را جذب کند و نباید خود را خسته کنیم؟ من فکر میکنم ما اصولاً خیلی از حوزههای مورد علاقه نسل جدید را امتحان نکردهایم و حتی دستی به سمتش دراز نکردهایم.[۲]
