مریم جلالی
ملا محمدمحسن فیض کاشانی (زادهٔ ۹۷۷ در کاشان - درگذشت ۱۰۵۸ در کاشان) مشهور به ملامحسن فیض کاشانى یکی از برجستهترین فقیهان، محدثان و عارفان شیعه در دوران صفویه بود. او در کاشان به دنیا آمد و در زمینههای مختلف علمی چون فقه، اصول، فلسفه، تفسیر قرآن، حدیث و شعر آثار برجستهای از خود به جا گذاشت و نقش مهمی در تکامل علم و اندیشه اسلامی در ایران ایفا کرد. فیض از شاگردان بزرگ ملاصدرا بود و در بسیاری از حوزههای علوم دینی، علمی و معنوی تأثیرگذار بود. ملاصدرا پدر همسر ملا محمدمحسن داماد بود و ملاصدرا به او لقب فیض داد و داماد دیگرش لاهیجی(درگذشت: ۱۰۷۲قمری) را ملقب به فیاض نمود.
فیض در سن بیست سالگی به اصفهان رفت و از اساتید برجستهای چون شیخ بهایی (در علوم فقه و حدیث)، ملا محمدتقی مجلسی (در فقه و حدیث)، میرداماد و میرفندرسکی (در فلسفه و عرفان) بهره برد.
ملا محمدمحسن فیض کاشانی در سفر به شیراز، از سید ماجد بحرانی در علم حدیث آموخت و پس از آن به قم بازگشت تا از ملاصدرا در فلسفه و عرفان بهرهمند شود. فیض پس از بازگشت به کاشان به تدریس، تألیف و تبلیغ پرداخت و در زمینههای فقه، اصول، تفسیر قرآن، حدیث و فلسفه آثار فراوانی از خود به جا گذاشت. برخی از مهمترین آثار او شامل تفسیر صافی، مفاتیح الشرایع، الوافی، المحجة البیضاء و النوادر هستند.
از شاگردان برجسته او میتوان به علمالهدی، علامه مجلسی، سید نعمتالله جزایری، قاضی سعید قمی، ملا محمد صادق خضری، شمسالدین محمد قمی، شیخ محمد محسن عرفان شیرازی اشاره کرد. همچنین فیض اجازه روایت از شخصیتهای بزرگی چون محمد بن حسن بن زین الدین عاملی و ملا محمد تقی مجلسی داشت.
ملامحسن فیض کاشانی در ۲۲ ربیعالثانی سال ۱۰۹۱ هجری قمری در کاشان درگذشت و در قبرستانی که خود وقف کرده بود، دفن شد. آثار علمی و معنوی او همچنان به عنوان منابع معتبر در جامعه علمی شیعه مورد استفاده قرار میگیرند.

ملامحسن در چهاردهم ماه صفر سال ۱۰۰۷ هجری قمری (۹۷۷ هجری شمسی) در کاشان به دنیا آمد. خانواده او از جمله خاندانهای بزرگ علمی و مذهبی در ایران بودند. پدرش، رضیالدین شاه مرتضی ، فقیه، مفسر و متکلم بود و مادرش زهرا خاتون، دختر ضیاء العرفا رازی، از عالمان بزرگ شهر ری بود.
فیض در دو سالگی پدر خود را از دست داد و پس از آن تعلیم و تربیت او به عهده دایی و عمویش قرار گرفت. از همان دوران کودکی، استعداد فوقالعادهای در یادگیری علوم دینی از خود نشان داد و توانست در سنین پایین مقدمات علم را در کاشان فرا گیرد.
ملا محمدمحسن در بیست سالگی، فیض برای ادامه تحصیل به اصفهان، که در آن زمان مرکز علم و دانش در ایران بود، مهاجرت کرد. در این شهر، او از اساتید بزرگی چون ملا محمد تقی مجلسی، شیخ بهایی و میرداماد بهره برد. این دوره تحصیل در اصفهان، او را با مهمترین مباحث فقهی، کلامی و فلسفی آشنا کرد. پس از مدتی، فیض به شیراز رفت و به مدت دو سال از سید ماجد بحرانی، عالم بزرگ حدیث، علم حدیث و روایت را فرا گرفت و از او اجازه نقل روایت دریافت کرد.
حاصل ازدواج محمدمحسن با زبیده دختر ملاصدرا پنج فرزند به نامهای زیر بود:
فیض پس از شیراز به قم بازگشت و در کنار استاد بزرگ فلسفه، ملاصدرا، به تحصیل علم فلسفه و عرفان پرداخت. ملاصدرا در این دوره به علم باطنی و ریاضتهای معنوی پرداخته بود و فیض به همراه ملا عبدالرزاق لاهیجی مدت هشت سال در کنار او به تحصیل و تهذیب نفس پرداخت. در این دوران، ملاصدرا دختران خود را به فیض و ملا عبدالرزاق تزویج کرد و آنها را به لقبهای «فیض» و «فیاض» ملقب ساخت. این دوره، نقطه عطفی در زندگی علمی و معنوی فیض به شمار میرود.
فیض پس از بازگشت به کاشان، فعالیتهای علمی خود را در تدریس، تألیف و تبلیغ آغاز کرد. در این زمان، او به تدریس علوم دینی پرداخت و همزمان آثار فراوانی در زمینههای مختلف تفسیر قرآن، حدیث، فقه و فلسفه تألیف کرد. او همچنین در قمصر و کاشان نماز جمعه اقامه میکرد. فیض در دوران صفوی، دعوت شاه عباس دوم را برای اقامت در اصفهان پذیرفت و به این شهر سفر کرد و در مسجد جامع عتیق نماز جمعه اقامه کرد.
ملامحسن فیض کاشانی در ۲۲ ربیعالثانی سال ۱۰۹۱ هجری قمری (۱۰۵۸ هجری شمسی) در کاشان درگذشت. او در قبرستانی که خود در زمان حیاتش زمین آن را خریداری و وقف کرده بود، بهخاک سپرده شد.
فیض کاشانی آثار فراوانی در زمینههای مختلف علمی، دینی و فلسفی به جا گذاشت که هنوز هم از اهمیت ویژهای برخوردارند. مهمترین آثار او عبارتاند از: -
تفسیر قرآن
حدیث و فقه
کلام، فلسفه و عرفان
اخلاق و ادب
این آثار در حوزههای مختلفی چون فقه، اصول، تفسیر، فلسفه و عرفان مورد استفاده و مطالعه قرار میگیرند.
مطالعه کتابها، رسالهها و شرح حالهای فیض کاشانی، چه به قلم خود او و چه نوشتههای شاگردان و معاصرانش، نشان میدهد که او عالمی پرکار، جامع و چندوجهی در علوم دینی، فلسفه، عرفان، اخلاق و ادب بوده و سالها به تعلیم، تعلم و افاضه علمی اشتغال داشته است.
فیض دارای منشی والا، نظرات بلند و روحیهای فروتنانه بود و از عناوین و القاب و جلب شهرت پرهیز میکرد. او گوشهگیری و انزوا را برای کسب علم باطنی و تفکر مفید بر همه چیز ترجیح میداد و از مجالست با اصحاب دیوان و افراد دنیاپرست دوری میکرد. در جستجوی اهل کمال و دانشمند، سفرهای طولانی داشت و از ریاء، تملق و رفتارهای دنیاپرستانه فاصله میگرفت.
او در بیان نظریات خود صریح، روشن و بدون مبالغه بود و از هرگونه تظاهر، تقدس خشک و رفتار صوفیانه سطحی پرهیز میکرد. فیض همواره خود را مقلد قرآن و حدیث و تابع اهل بیت علیهمالسلام میدانست و میگفت: «من هر چه خواندهام از یاد من رفت الا حدیث دوست که تکرار میکنم.»
در شعر و ادبیات نیز مهارت داشت و به تبعیت از استادان خود، ملاصدرا، میرداماد و شیخ بهایی، رباعیات، غزلیات، قصاید و مثنویهایی به زبان فارسی و عربی سروده است. این اشعار در چند کتاب و رساله گردآوری شده و اغلب جلوهای از تعالیم اخلاقی و عرفانی او را نشان میدهند.
از جمله ویژگیهای خاص او در فقه و احکام شرعی، نظراتی بدیع و گاهی خلاف جریان رایج است:
آرای فیض کاشانی در فقه، اخلاق، عرفان و ادب، بازتاب شخصیت واقعی او و نگاه جامعش به علم، دین و تهذیب نفس است و سیر تطور افکار او نیز نمایانگر تحولات علمی و اجتماعی دوران صفویه است.
1405/06/21
به روز رسانی : 1405/06/07