خاکریزهای خوزستان (مستند)
مهدی کاموس در نخستین نشست از کارگاههای تخصصی جشنواره داستان آفرینش «داستانهای دیار»، درباره نقش کلمات خلاق در نگارش داستان گفت:
کلمه نباید کلیشهای باشد بلکه باید با عاطفه ما ارتباط برقرار کند. از سوی دیگر نیز باید تصویرآفرین و در پایان معناآفرین باشد.
کاموس گفت: نوشتن، محصول یک تمرکز روانی است و نویسنده با استفاده از دیدن، شنیدن و ارتباط در جمع دانشاش بالا میرود، اما در هنگام نوشتن باید، فردی کار کند و با تمرکز روانی دست به خلق بزند.
وقتی بحث نوشتن پیش میآید آنچه اهمیت دارد، این است که ما متنی را بیافرینیم که دنیای جدیدی را به دنیا اضافه کند و در اصل یک شخصیت به دنیا افزوده شود. شخصیتی که بتوان او را تصور کرد و شناخت. این شناخت از کلمهها حاصل میشود که برای ماندگاری در ذهن و روان یک نفر باید عاطفی و خلاق باشد. باید معناآفرین باشد تا تخیل را با خود درگیر کند. زبان باید به نفع عاطفهانگیزی و معنای جدید استفاده شود.
وقتی جلد کتابی را باز میکنید و روی آن نوشته شده پلیسی، جنایی، علمیتخیلی، جنگ و دفاع مقدس، طنز و … بهطور قطع بر روی برداشت شما از قصه تأثیر خواهد گذاشت و نگاه شما را نسبت به آن داستان تغییر میدهد. برچسبی که بر روی اثر زده میشود فارغ از اینکه در آن ژانر قرار دارد یا نه تفسیر ما را نسبت به آن تغییر خواهد داد. امروز رمانهای عامهپسند، عاشقانه و پلیسی بیش از سایر ژانرها، مورد توجه است.
او در تعریف ژانر گفت: تشخیص ژانرها از تعریف آنها آسانتر است. ژانر از کلمه یونانی «ژنوس» به معنای طبقهبندی گرفته شده است و وجوه مشترکی که در آثار مختلف تکرار میشوند راه شناخت آن است. به طور مثال در ژانر عاشقانه همواره یک عاشق و معشوق و یک فاعل وجود دارد. در ژانر علمی-تخیلی اشیایی از سرزمینهای دیگر یا رباتها حضور دارند یا داستانهای فرانکنشتاینی یک موجود بد صفت و خطرناک وجود دارد. در تعریف ژانر یک تعبیر ارسطویی داریم که میگوید ژانرها یا شعر و غنایی هستند و یا درام، حماسی، کمدی یا تراژدی. وجوه تشخیص این آثار نیز کاملاً مشخص بود، به طور مثال پایان تراژدی همیشه غمناک است و پایان کمدی مفرح است.
در دوران مدرن این تقسیمبندی تغییر پیدا میکند و ژانرهای دیگری نیز به آن افزوده میشوند، چون بعد از دوران رمانتیسیسم و اواخر قرن ۱۹ ضد ژانر میشوند و معتقد هستند که ژانر با ادبیات ارتباطی ندارد و نباید همه چیز را در قالب برد، چون همه چیز کلیشه و تکراری میشود. همین الان نیز بسیاری، با ژانرنویسی مخالف هستند. ژانرها در طی زمان تحول پیدا میکنند و امروز دوران تنیده شدن ژانرها در همدیگر است. بهطور مثال در آثار میلان کوندرا شعر، زندگینامه و خاطره وجود دارد و تلفیقی است. یا در ژانرهای پلیسی فضای عاشقانه و حتی مذهبی هم دیده میشود. در ژانرهای سینمایی فیلم «آواتار» هم علمیتخیلی است هم عاشقانه و هم اکشن و هیجانی. اما یک ویژگی بر دیگری برتری دارد. عدهای نیز میگویند ژانر به درد منتقد میخورد که برچسبی بر اثر بزند و براساس آن، کار را نقد یا تفسیر کند و عدهای دیگر معتقد هستند که ژانر نویسی به رشد ادبیات کمک میکند.
اینکه چه کسی ژانر را درست میکند بحث امروز ما نیست، اما برای نوشتن باید بدانیم که چه چیزهایی را استفاده کنیم و چه کارهایی برای آن انجام دهیم. دو ژانر مطرح در کشور ما تاریخی و عاشقانه است و اخیراً نیز ژانر وحشت در قالب ترجمه دیده میشود چون تألیف در این زمینه نداریم. باید برای نوشتن ژانرهای مختلف تمرین نوشتن کنیم و به سمت آن برویم ضمن اینکه در این تمرین به سمتی پیش برویم که درگیر تکرار نشویم. اگر میخواهیم داستانی بنویسیم که خوانده شود باید همراه با خلاقیت باشد و گرنه خیلی زود از بین میرود.
به ژانرنویسی توجه کنید، اما دچار افراط نشوید. اثر برجسته یک اثر، آزاد است که میتواند انواع ژانرها را در خود داشته باشد. شما به زبان فارسی مینویسید و باید با بوستان سعدی، شاهنامه فردوسی، تاریخ بیهقی و سفرنامه ناصرخسرو شبانه روز دمخور باشید و از آنها استفاده کنید. اگر کسی میخواهد معنا از اثرش بجوشد باید از مولوی، حافظ و سعدی بداند و در آخر نیز منبع اصلی الهام کتاب مقدس قرآن است. سعی کنید این کتابها را تا میتوانید بخوانید تا زبان شما اندیشه شما را بسازد و با مردم ارتباط برقرار کند و امکان جهانی شدن داشته باشد باید روی پایههای خودمان یعنی خانواده، دین و تحول آرمان شهر ایرانی که در دولت داریم تمرکز داشته باشیم. درپایان در دام ژانرنویسی نیفتید اما آنها را بشناسید.[۱]

