سجاد اسلامیان
حجتالاسلام تقدیری در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری حوزه با بیان اینکه آموزش و پرورش کارخانه انسانسازی انقلاب است، گفت:
یکی از مهمترین وظایف وزیر آموزش و پرورش ریلگذاری درست نظام تعلیم و تربیت کشور برای رسیدن به اهداف انقلاب اسلامی در گام دوم انقلاب است و چنانچه این ظرفیت را داشته باشد میتواند تغییر و تحول جدی را رقم بزند.
-به نظر شما مهمترین نیاز امروز مدارس ایران به ویژه دانش آموزان چیست؟
به نظرم ما دو نوع مسئله و نیاز داریم. یک مسئله برای دانش آموز و یک مسئله برای مدرسه. پرواضح است که دانش آموزان ما یکسری نیازهایی دارند. یکی از نیازها این است که دانش آموز ما مسئله ندارد! مسئله باعث حرکت آدمها و انگیزه دار شدن آنها میشود لذا تا مسئله ای نداشته باشیم نسبت به همه چیز بیتفاوت هستیم و این بیمسئله بودن دانش آموزان موجب شده تا آنها حرکتهای موثری نداشته باشند یعنی مسئله شان نه تحصیل، نه رشد، نه زندگی و نه کار است بلکه چند کتاب درسی را از باب اینکه خوانده باشند و یک مشغولیتی داشته باشند برای دانش آموز تعیین کردهاند بنا بر این دانش آموز امروز ما مسئله ای ندارد تا مجبور باشند برای حل کردن آن مسئلهها حرکت کنند.
اما مدارس ما چه نیازهایی دارند؟ به نظر میآید هدفگذاری و چشم انداز مدارس برای تربیت نیروی انسانی دقیق نیست یعنی نمیداند چه موجودی را باید تربیت کند و آنچه که برای مدارس هدف شده این است که باید تعدادی کتاب را بخوانند و این روزگار را بگذرانند و دانش آموز را برای کنکور و فضای آموزشی بعدی آماده کند! نه اینکه آنها را برای زندگی و یا حتی زندگی بعد از این دنیا آماده کند بلکه برای چند سال محدود چشم انداز صرفا آموزشی دارد.
نسبت به مدارس و آموزش و پرورش نیازی که در گام اول داریم تقویت هدفگذاری و تعریف چشم انداز برای این کارخانه انسان ساز است یعنی این کارخانه چگونه باید انسان را تربیت کند و پیش ببرد.
بعد از این هدف گذاری، برنامهریزی برای رسیدن به آن اهداف است و برنامههایی که میخواهیم استفاده کنیم باید برنامههایی در مسیر تحقق اهداف بوده و با مخاطب همراه باشد یعنی مخاطبین ما که کودک و نوجوانان هستند با برنامهها ارتباط برقرار کنند. بنا بر این ضرورت دارد برنامههایی که مخاطب با آن ارتباط برقرار نمیکند و با مخاطبشناسی ما همراه نیست، استفاده نشود زیرا تاثیرگزار نخواهد بود.
نکته بعدی اینکه برنامهها باید موثر باشند نه اینکه فکر کنیم با پربرنامه ای و ابلاغیهها و دستورالعملهای بیشمار میشود کاری انجام داد در حالی که خیلی از اینها خیلی موثر نیست؛ مثل بارش اطلاعات در مدارس که با وجود این همه اطلاعات اما بچههای ما رشد معنوی و فکری نمیکنند و عملاً تاثیری ندارند.
-از نگاه شما مهمترین خلأ نظام آموزشی ایران چیست و چه راهکارهایی را میتوانید برای رفع این کاستیها پیشنهاد بدهید؟
یکی از مهمترین خلأهای نظام آموزشی ایران عدم سیاستگذاری و ریلگذاری درست توسط مسئولین نظام تعلیم و تربیت کشور است البته سند تحول بنیادین بخشی از این سیاستگذاری را دنبال کرده است اما این سند در نظام تعلیم و تربیت ما پیادهسازی نشده است.
نکته دوم؛ برنامههایی که منجر به تحقق هدفگذاری و سیاست گذاریهای درست بشود، به خوبی طراحی نشده است.
نکته سوم؛ نیروی انسانی فعال در مجموعه آموزش و پرورش بر اساس آن اهداف و برنامهها رشد و تعالی پیدا نکردهاند.
نکته چهارم؛ عدم توجه کامل و موثر به مسئله تربیت در کارخانه نظام تعلیم و تربیت است البته منظور ما از نظام تربیت فقط بحث پرورشی نیست بلکه تمام روح حاکم بر نظام تعلیم و تربیت و نظام آموزشی در مسیر تربیت و تعالی دانش آموزان است و رشد دهنده استعدادهای آنها است و باید به این مسائل توجه شود.
نظام آموزشی فعلی اطلاعات فراوانی را در محتوای درسی به بچهها میدهد که خیلی از اینها در زندگی روزانه دانش آموزان موثر نیست و کارایی ندارد مثلاً همان بارش اطلاعات که برای دانش آموزان کلان شهرها ارائه میشود، همین اطلاعات برای دانش آموزان مناطق محروم و دورافتاده مطرح میشود در حالیکه تفاوت نیازها کاملا محسوس است.
نکته دیگر عدم وجود خلاقیت و نوآوری در فعالیتها و برنامهها و نیز بوروکراتیک، سیسمتی و دستوری بودن نظام تعلیم و تربیت از بالا به پایین است و اختیاراتی را به مدرسه نمیدهد که این منجر به عدم رشد مدیر و مسئولین مدرسه در نوآوری و فعالیتهای تعلیمی و تربیتی میشود.
همچنان که مطلع هستید وضعیت علمی، معنوی و اخلاقی دانش آموزان در برخی مدارس دچار آسیب شده است، ارزیابی شما از نقش والدین، مدیران و معلمان مدارس در تربیت علمی و معنوی دانش آموزان چیست؟
خانواده، مدیر و معلمان مدارس مربیان مستقیم کودک و نوجوان هستند و مهمترین نقش را ایفا میکنند و به عبارتی دو بازوی تربیتی و مکمل همدیگر برای رشد و تعالی دانش آموزان به شمار میآیند اما آن چیزی که در قبل اتفاق افتاده بود اینکه مدرسه میگفت تمام تربیت را به من واگذار کنید و با این پیش فرض پدر و مادر تصور میکردند تربیت یک فعالیت پروژه ای است و باید بچهها را تحویل مدرسه بدهند و هیچ کاری نداشته باشند و فقط تلاش میکردند هزینه کنند تا بچههایشان را در بهترین مهد کودک یا مدرسه ثبت نام کنند و کاری به بچه هم نداشته باشند و از طرفی معلمان تصور میکردند فقط باید کتابهای درسی را خوب آموزش دهند و دادههای کتب را خوب حفظ کنند و لذا معلم نقش تربیتی نسبت به دانش آموز نداشت و ارتباط دانش آموز با معلم در حداقل بود و با این شرایط بچهها با یک خلأ مواجه میشدند.
در دوران کرونا نقش حضور خانوادهها بیشتر شد یعنی خانوادهها بخاطر حضور بیشتر بچهها در خانه مجبور بودند این ارتباط را داشته باشند اما دانش علمی و رفتاری را به اندازه کافی نداشتند و اینها نشان میدهد که هم والدین و هم مدیران و معلمان، خودشان باید به رشد تربیتی و تعالی برسند؛ چراکه این مسئله در بحث تعلیم و تربیت دانش آموزان بسیار مهم و حساس است.
-ارزیابی شما از نقش وزیر آموزش و پرورش در بهبود سطح کمی و کیفی آموزش و پرورش دانش آموزان چیست و با توجه به اینکه هنوز وزیر پیشنهادی دولت برای این وزارت قطعی نشده است به نظر شما وزیر معرفی شده چه دغدغهها و شاخصههایی باید داشته باشد؟
وزیر آموزش و پرورش اگر صرفاً یک فرد مدیر باشد یعنی بخواهد مجموعه تحت مدیریتش را اداره کند نمیتواند تاثیر چندانی در تحول نظام تعلیم و تربیت داشته باشد بلکه فقط توانسته است مشکلات اداری وزارتخانه را پیگیری کند در حالی که از نگاه ما وزیر آموزش و پرورش فردی است که باید سیاستگذاری عرصه تعلیم و تربیت را بشناسد یعنی بتواند اهداف انقلاب اسلامی را خوب بفهمد زیرا معتقدیم آموزش و پرورش کارخانه انسانسازی انقلاب است و باید در مسیر اهداف انقلاب تربیت نیرو کند.
بعد از اینکه اهداف را خوب فهمید و شناخت در مرحله بعدی باید سیاستگذاری انقلاب اسلامی را بشناسد و بر اساس آن بیاید سیاستگذاری و ریلگذاری آموزش و پرورش را طراحی کند بنا بر این یکی از مهمترین وظایف وزیر ریلگذاری نظام تعلیم و تربیت کشور برای رسیدن به اهداف انقلاب اسلامی در گام دوم انقلاب است و چنانچه این ظرفیت را داشته باشد میتواند تغییر و تحول جدی را رقم بزند.
البته فهم و شناخت وزیر به تنهایی کفایت نمیکند بلکه دنبال کردن این سیاستگذاری هم لازم است و برای تحقق این امر وزیر باید یک تیم همراه، همدل و فهمیده ای داشته باشد که این مسیر را به خوبی درک کرده و فهمیدهاند و دغدغه نظام تعلیم و تربیت کشور را دارند.
بنا بر این وزیر یک تیم وزارتی همفکر نیاز دارد تا بتواند این مسیر را رهبری کند. در مرحله بعدی، این تیم هماهنگ و همدل میتوانند فعالیتها و برنامههای متناسب با اهداف انقلاب اسلامی را طراحی کنند. این تیم وزارتی در عین شناخت مسائل روز مثل کرونا، آسیبهای اجتماعی و بحرانهایی که کشور با آن مواجه است باید در حیطه آموزش، تربیت و مهارت، برنامهریزیهایی را در خصوص توانمندسازی کادر و معلمان که فرماندهان میدان هستند، انجام دهد تا آنها بتوانند تحول و نوآوری آموزشی و تربیتی را در مسیر رشد و استعدادهای کودکان و نوجوانان رقم بزنند و چنانچه این همت اجرائی، همدلی، فکری و اندیشه ای وجود داشته باشد وزیر آموزش و پرورش میتواند در مسیر تحول آموزش و پرورش و تحقق سند تحول بنیادین آموزش و پرورش قدم بردارد.
-در سالهای اخیر طرحهای بسیاری بنام طرح بهنام محمدی یا روحانی مستقر در مدارس در قالب طرح مدارس امین جهت ارتقاء و رشد علمی، اخلاقی و اعتقادی دانش آموزان اجرائی شده است، ارزیابی شما به عنوان رئیس سازمان مدارس صدرا از اجرائی شدن این گونه طرحها چیست؟ نقاط قوت و ضعف این طرحها و پیشنهادات شما برای هر چه قویتر اجرا شدن این طرحها در مدارس چیست؟
شکی نیست که ما ضعف پرورشی در وزارت آموزش و پرورش داریم و در شهریور سال گذشته نیز مقام معظم رهبری در بیانات خود به این مسئله اشاره داشتند و از فعالیتهای پرورشی وزارت آموزش و پرورش گله کردند که موجب شد تا دلسوزان و علاقه مندان به نظام تعلیم و تربیت با تلاش مضاعف به این مسئله ورود داشته باشند و کمک کنند. نمونه ای از این کمکها حضور طلاب و مبلغان توانمند در مدارس بود. حضور مبلغان در مدارس تحت عنوان مبلغان مدارس امین، حضور مبلغین در موسمهای تبلیغی در مدارس، حضور مربیان جهادی و دلسوز در طرح بهنام محمدی، حضور مبلغین سازمان تبلیغات اسلامی در مدارس و از این قبیل که جزو برنامههای مکمل هستند و البته به نوبه خود تاثیرگزارند اما چند مشکل و مسئله در اینجا وجود دارد. مسئله اول اینکه حضور مبلغین فراگیری لازم را ندارد یعنی برای همه مدارس نمیتوانند این ظرفیت را ایجاد کنند زیرا مجموعههایی که در مدارس حضور مییابند توان پشتیبانی و حمایتی را برای فراگیری ندارند.
مسئله دوم؛ این گونه برنامهها در سیاستهای کلان تعلیم و تربیت طراحی نشده است بلکه فعالیتی محدود و مدت دار است؛ در نتیجه برای سال آینده تضمینی نیست و چشم اندازی برای این گونه برنامهها وجود ندارد و معلوم نیست از چه میزان حمایتهایی برخوردار میشوند و این مسیر میتواند خیلی راحت با اندک مشکلاتی حذف شود و از بین برود و نمیشود یک برنامه راهبردی و بلند مدت برای این گونه برنامهها تدارک دید زیرا مستلزم پشتیبانی و حمایتهای جدی است اما چنانچه سیاستگذاری وزیر آموزش و پرورش بر این مسیر باشد میتواند این سیاستگذاری تربیتی را فراگیر کند و در همه ساحتهای آموزشی این برنامههای تربیتی اجرائی شود.
نکته سوم؛ چنین فعالیتهایی را در سازمانهای وابسته میشود دنبال کرد، به عنوان مثال کانون پرورش فکری کودک و نوجوان در کجای این داستان حضور دارند؟ و چقدر از ظرفیت اینها استفاده شده است؟ هیچ!
در حالی که ما طلبههای قصه گو، طلبههای نقاش، مربیان فعال در عرصههای بازی و داستان نویسی و تولید کتاب، محصولات و... کم نداریم در حالی که اگر واقعاً در سیاستهای کلان آموزش و پرورش چنین مسیری تعریف و دنبال شود، خیلی از این سازمانهای وابسته هم میتوانند تاثیرگذار باشند.
به عنوان سوال پایانی؛ رهبر معظم انقلاب در بیانیه گام دوم انقلاب توصیههایی به دانش آموزان داشتند، به نظر شما دانش آموز ایرانی که بخواهد در تحقق اهداف گام دوم نقش آفرین باشد باید چه ویژگیهایی داشته باشد؟
مقام معظم رهبری در بیانیه گام دوم انقلاب یک مسیری را دنبال میکنند و این مسیر را برای نوجوانان و جوانان انقلاب اسلامی که گام دوم را محقق خواهند کرد تبیین کردهاند و بیان میکنند که نوجوانان به گذشته کشور نگاه کنند و ببینند ما چه بودیم و چه ضعفهایی در ابعاد علمی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و... داشتیم اما جوانانی مثل شما همت کردند و انقلاب اسلامی را رقم زدند و به جبران ضعفهای کشور در این ابعاد پرداختند و دستاوردهای خوبی هم حاصل شد اما برای اینکه ما در گام دوم انقلاب گام محکمتر و بهتری برداریم شما نوجوانان و جوانان باید خودتان را آماده کنید.
جوانانی که میتوانند گام دوم را محقق سازند باید یکسری ویژگیهایی داشته باشند. یکی از این ویژگیها امید است یعنی داشتن روحیه امید و پر امید بودن است و بسیار مهم است زیرا جوانی که امید نداشته باشد و دچار یأس باشد نمیتواند در مسیر تحقق گام دوم انقلاب نقش آفرین باشد اما جوانی که امید دارد، فراز و فرودهای کار و فعالیت را میشناسد و زود خسته نمیشود و با پیش آمدن مشکلات و بحرانها از میدان به در نمیشود و با انرژی و توان مضاعف تلاش میکند تا اهدافش را پیش ببرد.
نکته بعدی اینکه این جوان باید کارآزموده و مجرب باشد در نتیجه لازم است وارد فعالیتهایی بشود و تجربه کسب کند تا بتواند با فهم بهتر این مسیر را دنبال کند. رشد علمی و مهارتی لازمه کارآزموده بودن و مجرب بودن است لذا باید رشد علمی، مهارتی، دانشی در اولویت جوانان باشد.
بنا بر این نوجوان انقلاب اسلامی برای اینکه بتواند گام دوم انقلاب را محقق کند باید برای رشد و تعالی معنوی، فکری، مهارتی، علمی و... خود و کشورش برنامهریزی دقیق و هدفمند داشته باشد و آمادگی لازم را کسب کند.[۱]
