محمدتقی بهجت
محمدتقی بهجت فومنی (زادۀ ۲ شهریور ۱۲۹۵ در فومن - درگذشت: ۲۷ اردیبهشت ۱۳۸۸ قم) مدرس سطوح عالی علوم حوزوی، عارف، مرجع تقلید و از برجستهترین چهرههای مذهبی و عرفانی تاریخ معاصر ایران است.
او در خانواده مذهبی در شهر فومن به دنیا آمد و تحت تربیت پدرش کربلای محمود که از شاعران آیینی آن منطقه بود بزرگ شد. پس از تحصیلات مقدماتی در فومن در سال ۱۳۴۸ برای تحصیل در علوم حوزوی به عراق رفته و بعد از ۴ سال اقامت در کربلا به حوزه علمیه نجف رفت و سطوح علوم حوزوی را به پایان برد. او در این مدت زد چهرههایی چون حضرات آیات سید ابوالحسن اصفهانی، آقا ضیا عراقی، میرزا محمدحسین نایینی، محمدحسین غروی اصفهانی، سید علی قاضی طباطبایی و سید حسین بادکوبهای تحصیل کرد و پس از بازگشت به ایران در شهر قم ساکن شده و ادامه تحصیلات علوم حوزوی خود را نزد سید محمد حجت کوه کمرهای و آیت الله سید حسین بروجردی ادامه داد. برخی از چهرههای شناخته شده حوزوی علام کردهاند که آیت الله بهجت پیش از ۱۸ سالگی به درجه اجتهاد رسیده بود.
او به مرور بهعنوان یکی از مدرسین عالی حوزه علمیه قم ناخته شده و شاگردان بسیاری را تربیت کرد که از آن جمله میتوان به مرتضی مطهری، عبدالله جوادی آملی، محمدتقی مصباح یزدی، عزیزالله خوشوقت، سید محمدرضا مدرسی یزدی و... اشاره کرد. بسیاری از شاگردان آیت الله بهجت جزو چهرههای سرشناس علوم حوزوی در سالهای بعد به شمار میآیند.
هرچند بسیاری از تقریرات و آثار آیتالله بهجت در زمان حیاتش منتشر نشد، اما از او آثار ارزشمندی چون مناسک حج وسیلة النجات جامع المسائل بهجت الفقیه مباحث الاصول و... باقی مانده است که بسیاری از آنها مورد توجه پژوهشگران علوم دینی و حوزوی قرار گرفته است.
در میان فقهای شیعه معاصر آیت الله بهجت در زمره راجع تقلید متاخر حوزه علمیه قم به حساب میآید که علاوه بر تخصص جدی در فقه و اصول، در عرفان و اخلاق نیز اثرگذار بود. با آنکه حالات عرفانی آیت الله بهجت به طور جدی مورد توجه قرار گرفته و در میان مردم شناخته شد، اما او علاوه بر آنکه در مباحث عرفانی و اخلاقی جزو چهرههای برجسته تاریخ معاصر حوزه علمیه قم به حساب میآید، بلکه در مباحث فقهی و اصولی نیز مورد توجه جدی حوزویان قرار گرفته است.
آیتالله بهجت در دوران آغاز نهضت انقلاب اسلامی در دهه ۴۰ رابطه مستحکمی با امام خمینی داشت و علاوه بر دیدارهای مستمر، موضعگیریهای جدی نیز در حمایت از آموزههای انقلابی امام خمینی داشت. پس از پیروزی انقلاب اسلامی نیز آیت الله بهجت از جمله چهرههایی بودند که ز رهبری آیت الله سید علی حسینی خامنهای حمایت کرد و پس از آن نیز در مواقف مختلفی چون حوادث سال ۱۳۷۸ و پس از آن از مواضع رهبر انقلاب حمایت کرد. شاگردان آیت الله بهجت نقل قولهای مکرری از او کردهاند که نشان از روابط ویژه رهبر شهید انقلاب با آیت الله بهجت و حمایت قاطعانه او از آیتالله سید علی خامنهای داشته است.
چهرههای برجستهای از عرفا و فقهای معاصر اظهار نظرهای ویژهای درباره آیت الله بهجت داشتهاند. امام خمینی او را دارای مقامات معنوی بسیار ممتاز و دارای موت اختیاری معرفی کرده است. آیت الله بهاءالدینی نیز آیت الله بهجت را ثروتمندترین مرد جهان به لحاظ معنوی قلمداد کرده و علامه طباطبایی نیز ایشان را عبد صالح خوانده است. آیت الله سید علی خامنهای نیز در پیامش برای درگذشت آیت الله بهجت، او را پارسای پرهیزگار، معلم بزرگ اخلاق و عرفان و سرچشمه فیوضات معنوی بیپایان و آینه روشن و صیقل یافته الهام الهی توصیف کرد.
آیت الله محمدتقی وحدت فومنی در روز ۲۷ اردیبهشت ۱۳۸۸ به علت سکته قلبی در شهر قم درگذشت و در حرم حضرت معصومه سلام الله علیها به خاک سپرده شد. تشییع آیت الله بهجت یکی از باشکوهترین مراسم تشییع دهههای اخیر شهر قم به حساب میآید.
زندگینامه
محمدتقی بهجت در دوم شهریور ۱۲۹۵ خورشیدی در فومن، از نواحی نزدیک رشت، در خانوادهای دیندار دیده به جهان گشود. او در سالهای بعد، منزل محل تولد خود را به یک مدرسه علوم دینی اختصاص داد. بهجت در حدود یکسالونیمگی مادرش را از دست داد و از آن پس زیر نظر پدرش پرورش یافت. پدر او، کربلایی محمود، از راه تهیه و فروش نوعی کلوچه سنتی ویژه منطقه فومنات زندگی خود را تأمین میکرد.
هجرت به عراق
وی پس از گذراندن آموزشهای ابتدایی در فومن، در سال ۱۳۴۸ قمری برای ادامه تحصیل به حوزههای علمیه عراق مهاجرت کرد و ابتدا در کربلا اقامت گزید. این اقامت نزدیک به چهار سال به طول انجامید. سپس در سال ۱۳۵۲ قمری به نجف رفت و بخشهای پایانی دروس سطح را نزد علمای آن شهر، بهویژه مرتضی طالقانی، به پایان رساند. پس از آن، دروس خارج فقه و اصول، و نیز مباحث اخلاق و عرفان را نزد استادان حوزه نجف فرا گرفت.
بازگشت به ایران
بهجت پس از دریافت اجازه اجتهاد از استادان خود، در سال ۱۳۲۴ خورشیدی / ۱۳۶۳ قمری بهمنظور دیدار با خانواده به ایران بازگشت و مدتی را در فومن سپری کرد. سپس با هدف زیارت حضرت معصومه (س) و آشنایی با حوزه علمیه قم به این شهر رفت و چند ماه در آنجا اقامت داشت. با شنیدن خبر درگذشت پیدرپی استادان نجف، تصمیم گرفت اقامت خود را در قم ادامه دهد.
وفات
آیتالله محمدتقی بهجت فومنی در عصر روز یکشنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۳۸۸ خورشیدی بر اثر سکته قلبی در بیمارستان حضرت ولیعصر (عج) قم درگذشت و پیکرش در حرم حضرت معصومه (س) به خاک سپرده شد.
زیست علمی
بهجت پس از تحصیلات مقدماتی در فومن، در سال ۱۳۴۸ق راهی عراق شد و ابتدا در کربلا اقامت کرد؛ سپس در ۱۳۵۲ق به نجف رفت و دورهٔ سطح را تکمیل کرد. او در نجف از محضر شماری از بزرگترین استادان فقه، اصول، اخلاق و عرفان بهره برد؛ از جمله سید ابوالحسن اصفهانی، آقا ضیاء عراقی، میرزا محمدحسین نائینی، محمدحسین غروی اصفهانی، محمدکاظم شیرازی، سید علی آقا قاضی طباطبایی و سید حسین بادکوبهای. پس از بازگشت به ایران نیز در قم نزد سید محمد حجت کوهکمرهای و سید حسین بروجردی درس خواند.
اساتید در حوزه نجف
۱. سید عبدالغفار مازندرانی نجفی.
۲. مرتضی طالقانی.
۳. سید ابوالحسن اصفهانی.
۴. آقا ضیاء عراقی.
۵. محمدحسین غروی نائینی.
۶. محمدحسین غروی اصفهانی.
۷. محمدکاظم شیرازی.
۸. سید علی قاضی طباطبایی
۹. سید حسین بادکوبهای
اساتید در حوزه علمیه قم
۱. سید محمد حجت کوه کمرهای
۲. سید حسین طباطبائی بروجردی
تدریس
آیتالله بهجت در تدریس و تربیت شاگردان، روش مخصوصی داشت. علی اکبر مسعودی خمینی درباره شیوه تدریس وی گفته است: سبک درس ایشان، سبک خاصّی است. ایشان بر خلاف سایر مراجع و بزرگان که در درس خارج، نقل اقوال کرده و آن را نقد و یا تأیید و انتخاب مینمایند، در درس خارج، نقل اقوال نمیکنند بلکه ابتدا مسئله را مطرح میکنند و بعد روند استدلالش را بیان میکنند. اگر شاگرد آراء علماء را دیده و مطالعه کرده باشد، میفهمد که دلیلی را که استاد ذکر میکند، چه کسی گفته است و اشکال یا تأییدی را که میکند، میفهمد به سخن چه کسی اشکال یا قول چه کسی را تأیید میکند. لذا هر کس بخواهد در درس ایشان شرکت کند، باید مبانی و نظرات آقایان دیگر را دیده باشد.
شاگردان
۱. مرتضی مطهری
۲. عبدالله جوادی آملی
۳. محمد محمدی گیلانی
۴. محمد یزدی
۵. احمد آذری قمی
۶. محمدتقی مصباح یزدی
۷. عباس محفوظی گیلانی
۸. سید مهدی روحانی
۹. عزیزالله خوشوقت
۱۰. صادق احسان بخش
۱۱. سید عبدالکریم رضوی کشمیری
۱۲. محمدعلی فیض گیلانی
۱۳. علی اکبر مسعودی خمینی
۱۴. محمدهادی فقهی
۱۵. مهدی هادوی تهرانی
۱۶. محمدحسین رخشاد
۱۷. سید محمدرضا مدرسی یزدی.
تألیفات
آیتالله بهجت، تألیفاتی در فقه و اصول دارد که اغلب آنها به چاپ نرسیده است. او در جواب کسانی که تقاضا کردند تا با اموال شخصی خود آن کتابها را به چاپ برسانند، گفت: «هنوز بسیاری از کتابهای علمای بزرگ سالهاست که به گونه خطی مانده است آنها را چاپ کنید. نوبت اینها دیر نشده است.» بهجت، کار قلمی خود را در ایام جوانی با محدث قمی آغاز کرد و در تألیف سفینة البحار، با او همکاری داشته است؛ قسمت زیادی از سفینه البحار خطی، به خط آیتالله بهجت است».
برخی آثار چاپشده
۱. رساله توضیحالمسائل
۲. مناسک حج
۳. حاشیه بر وسیلة النجاة تألیف سید ابوالحسن اصفهانی
۴. جامع المسایل حاشیه بر ذخیرة العباد آیتالله غروی اصفهانی
آثار چاپنشده
۱. حاشیه بر کتاب الصلوة صاحب جواهر.
۲. حاشیه بر کفایة الاصول.
۳. تعلیقه بر مناسک حج شیخ انصاری.
۴. حاشیه بر مکاسب.
۵. چندین جلد اصول.
۶. حاشیه بر شرایع الاسلام.
۷. تقریرات فقهی، اصولی بر اساتیدش.
ویژگیهای اخلاقی و عرفانی
محمدتقی بهجت از سالهای نوجوانی، در کنار فراگیری فقه و اصول، به مباحث اخلاقی و سلوک عرفانی نیز توجه ویژه داشت. او عرفان اصیل را در پایبندی کامل به شریعت و عمل به تکالیف دینی میدانست. برخی از شخصیتهای برجسته، از جمله علامه طباطبایی، آیتالله بهاءالدینی، شهید قدوسی، حسنزاده آملی و آیتالله جوادی آملی، در نماز جماعت او—بهخصوص در شبهای جمعه—شرکت میکردند.
در این نمازها، حال معنوی خاصی بر او غالب میشد و گاه با صدای بلند گریه میکرد. وی در خانهای ساده و قدیمی، در نزدیکی مسجد فاطمیه واقع در گذر خان قم سکونت داشت. آیتالله بهجت انتشار رساله توضیحالمسائل خود را با تأخیر انجام داد. دلیل این تأخیر را چنین بیان میکرد که ابتدا دیگران رسالههای خود را منتشر کنند و اگر پس از آن کسی باقی ماند که خواست از او تقلید کند، در آن زمان رسالهاش منتشر شود. او هر روز پس از انجام تعقیبات نماز صبح و همزمان با طلوع آفتاب، به حرم حضرت معصومه (س) مشرف میشد و در مسجد شهید مطهری به عبادت میپرداخت.
دستورالعملهای اخلاقی
از آیتالله بهجت توصیهها و رهنمودهای اخلاقی بسیاری نقل شده است که محور اصلی آنها بر انجام واجبات، پرهیز از محرمات و التزام عملی به آموزههای دینی استوار است. در برخی از این توصیهها آمده است:
آقایانی که طالب مواعظ هستند، از ایشان سئوال میشود آیا به مواعظی که تا به حال شنیدهاید، عمل کردهاید یا نه؟ آیا میدانید که هر کس به معلومات خود عمل کرد، خداوند مجهولات او را معلوم میفرماید؟ آیا باید دعوت به حق از طریق لسان باشد؟ آیا نفرموده با اعمال خودتان دعوت به حق بنمایید؟ آیا طریق تعلیم را باید یاد بدهیم یا آن که یاد بگیریم؟
.... بعضی التماس دعا میگوییم برای چه؟ درد را بیان میکنند دوا را معرفی میکنیم، به جای تشکر و به کارانداختن، باز میگویند: دعا کنید! دور است آن چه میگوییم و آن چه میخواهند. شرطیت دعا را با نفسیت آن مخلوط میکنند. ما از عهده تکلیف خارج نمیشویم بلکه بایداز عمل نتیجه بگیریم و محال است عمل بینتیجه باشد و نتیجه از غیر عمل حاصل شود.
اگر سلاطین عالم میدانستند که انسان در حال نماز چه لذتهایی میبرد، هیچ گاه دنبال این مسائل مادی نمیرفتند.
ما باید اهل محاسبه باشم هرچند اهل توبه نباشیم و تدارک نکنیم...اگر بدانیم فلان روز حسینی و فلان روز یزیدی هستیم بهتر از این است که اصلا ندانیم یزدی هستیم یا حسینی... به فکر خود باشیم خود را اصلاح کنیم اگربه خود نرسیدیم و خود را اصلاح نکردیم نمیتوانیم دیگران را اصلاح کنیم.
در نگاه بزرگان
• امام خمینی:«جناب آقای بهجت، دارای مقامات معنوی بسیار ممتازی هستند. ایشان دارای موت اختیاری هستند».
آیت الله سید علی خامنهای در پیامش برای درگذشت آیت الله بهجت، او را پارسای پرهیزگار، معلم بزرگ اخلاق و عرفان و سرچشمه فیوضات معنوی بیپایان و آینه روشن و صیقل یافته الهام الهی توصیف کرده است.
علامه طباطبایی:«ایشان عبد صالح است».
سید رضا بهاءالدینی:«الان ثروتمندترین مرد جهان، به لحاظ معنوی، آقای بهجت است».
محمد تقی جعفری پس از اشاره به روایت (زیارت عالمان در نزد خدا، محبوبتر از هفتاد بار طواف خانه خدا میباشد) در این مورد میگوید: «مصداق بارز علما، آیتالله بهجت هستند. صرف دیدن و ملاقات کردن ایشان، خود سر تا پا موعظه است. من هر وقت ایشان را میبینم، تا چند روز اثر این ملاقات در من باقی است».
سیدحسین بُدلا:«وضع مقامات آقای بهجت، از همان زمانی که درس آیتالله بروجردی میرفتیم، روشن بود و معلوم بود که ایشان لیاقت چنین مقاماتی را دارند».
محمد شریف رازی مؤلف کتاب گنجینه دانشمندان:«آیتالله آقای حاج شیخ محمّدتقی بهجت غروی فومنی، از آیات و مدرسین بزرگ و دانشمندان بنام حوزه علمیه قم، حقاً عالمی برجسته و دانشمندی شایسته و مهذّب و بارع و متّقی و پارسا و مُعْرِض از تظاهرات و اجتماعات و دائم الذکر و مورد توجّه افاضل مدرسین و دانشمندان حوزه علمیه قم میباشند».
اندیشه سیاسی
نسبت دین و حکومت
در نگاه آیتالله محمدتقی بهجت، نسبت دین و حکومت در چارچوب کلی فقه شیعه و التزام به شریعت قابل تبیین است. بر این اساس، حکومت بهعنوان بخشی از حیات اجتماعی انسان، از حوزه احکام دینی جدا تلقی نمیشود و مشروعیت رفتارهای حکومتی در پیوند با انطباق آن با موازین شرعی معنا مییابد. در این چارچوب، کارکرد اصلی حکومت، تأمین نظم اجتماعی و تحقق عدالت و جلوگیری از ظلم عنوان میشود؛ اموری که در فقه سیاسی اسلام بهعنوان اهداف کلان مورد توجه قرار گرفتهاند.
در این نگاه، فقه صرفاً ناظر به عبادات و احکام فردی نیست، بلکه دربرگیرنده قواعدی برای تنظیم روابط اجتماعی و ساماندهی به ساختارهای عمومی نیز هست. از این رو، اداره جامعه باید در چارچوب ضوابط شرعی انجام گیرد و تصمیمهای کلان اجتماعی، با معیارهای دینی قابل ارزیابی دانسته میشود.
حکومت اسلامی در عصر غیبت
آیتالله محمد تقی بهجت از منظر ایجابی به سیاست مینگریست. وی درباره حکومت در دوره پس از غیبت میگوید «ایجاد حکومت اسلامی» واجب است «و توان اداره کشور را نیز داریم». تأکید او بر اقامه حکومت اسلامی در عصر غیبت، منوط بر اجرای کامل دستورات الهی و دوری جستن از مصلحت اندیشیهایی است که احیاناً منجر به تعطیلی احکام گردد. بهجت برخلاف کسانی که معتقد به تعویق افتادن وظایف اجتماعی و سیاسی معصوم(ع) تا ظهور امام زمان(عج) هستند معتقد به جریان زندگی سیاسی شیعیان در عصر غیبت است. از این رو، بر فرد یا گروهی از مؤمنان واجب است که به اقامه چنین وظایفی قیام کنند. استدلال او بر چنین مدعایی، بر این فرض استوار است که «به دلیل عقلی و نقلی باید دین اسلام تا قیام قیامت باقی باشد و هر کس، دین دیگری غیر از اسلام بجوید، هرگز از او پذیرفته نمیگردد».
آیت الله بهجت و انقلاب اسلامی
همراهی با نهضت امام خمینی
آیتالله محمدتقی بهجت در جریان شکلگیری نهضت اسلامی در دهه ۱۳۴۰، اگرچه در شمار روحانیان فعال در صحنه سیاسی و تشکیلاتی نهضت نبود، از حامیان جدی و پشتیبانان فکری و معنوی آن بهشمار میرفت. بر پایه گزارشها و خاطرات شاگردان و نزدیکان او، بهجت از آغاز نهضت، با امام خمینی رابطهای نزدیک و همراه با احترام متقابل داشت و افزون بر دیدارهای مستمر، در مواضع و اظهارنظرهای خود نیز از رویکرد انقلابی امام پشتیبانی میکرد. او در همان سالهای آغازین نهضت، سیاستهای حکومت پهلوی را در تعارض با دین و نهاد روحانیت میدانست و بارها نسبت به پیامدهای آن هشدار میداد.
در برخی نقلها آمده است که بهجت در اوایل دهه ۱۳۴۰، در پاسخ به کسانی که مواضع تند امام خمینی در برابر حکومت پهلوی را مورد تردید قرار میدادند، نه تنها این رویکرد را افراطی نمیدانست، بلکه معتقد بود حرکت امام در برابر حکومت، با وجود صراحت و شدت ظاهری، هنوز با احتیاط و کندی همراه است. از محمدهادی فقهی نیز نقل شده است که پس از تبعید امام خمینی، بهجت در درس خود با لحنی تند نسبت به سران حکومت پهلوی اعتراض کرده و از سکوت در برابر آنان انتقاد کرده است. اینگونه مواضع، هرچند از سوی او کمتر در قالب کنش مستقیم سیاسی بروز مییافت، نشاندهنده همدلی عمیق وی با نهضت اسلامی و حمایت آشکار او از رهبری امام خمینی بود.
حمایت از جمهوری اسلامی و رهبری
آیتالله بهجت پس از پیروزی انقلاب اسلامی نیز از حامیان نظام جمهوری اسلامی باقی ماند و پیوند خود را با مبانی فکری و سیاسی انقلاب حفظ کرد. او با وجود پرهیز از حضور مستقیم در مناصب حکومتی و فعالیتهای اجرایی، همواره از اصل نظام و رهبری آن پشتیبانی میکرد و در مقاطع مختلف، حمایت خود را از تداوم مسیر انقلاب اسلامی نشان میداد. جایگاه علمی و معنوی او در حوزه علمیه قم نیز موجب شد که مواضعش در میان روحانیان، طلاب و لایههای مذهبی جامعه بازتابی گسترده داشته باشد.
بهجت پس از رحلت امام خمینی، از جمله عالمانی بود که از رهبری شهید آیتالله سیدعلی حسینی خامنهای حمایت کرد و در گفتار و رفتار، بر لزوم تبعیت از رهبری جمهوری اسلامی تأکید داشت. شاگردان و نزدیکان او نقل کردهاند که وی نسبت به جایگاه رهبری آیتالله خامنهای نگاهی همراه با اعتماد و تأیید داشت و در بزنگاههای سیاسی، از جمله در حوادث تیر ۱۳۷۸ و رخدادهای سالهای پس از آن، از مواضع رهبر شهید جمهوری اسلامی حمایت میکرد.
پانویس
پیوند به بیرون