بیعت آبها (نماهنگ)
![]() | |
| اطلاعات کتاب | |
|---|---|
| نویسنده | سید محمدحسین طباطبایی |
| موضوع | تفسیر قرآن |
| سبک | تفسیر قرآن به قرآن |
| زبان | زبان عربی |
| تعداد جلد | ۲۰ جلد |
| قطع | وزیری |
| ترجمه به دیگر زبانها | فارسی، انگلیسی، اردو، ترکی، اندونزیایی و اسپانیایی |
| اطلاعات نشر | |
| ناشر | دار الکتب الاسلامیة، مؤسسه الاعلمی، دفتر انتشارات اسلامی |
| محل نشر | تهران، بیروت، قم |
| تاریخ نشر | نخستین جلد ۱۳۷۵ق |
| ترجمه فارسی | |
| نام کتاب | ترجمه تفسیر المیزان |
| مترجم | سید محمدباقر موسوی همدانی |
| مشخصات نشر | قم، دفتر انتشارات اسلامی |
| نسخه الکترونیکی | https://lib.eshia.ir/12016/1/0 |
المیزان فی تفسیر القرآن مشهور به تفسیر المیزان از جامعترین و مفصلترین تفاسیر شیعی قرآن به زبان عربی است که در قرن چهاردهم قمری به قلم سید محمدحسین طباطبایی (درگذشته: ۱۳۶۰) نگاشته شده است.
المیزان از تفسیرهای ترتیبی است و روش تفسیری آن، تفسیر قرآن به قرآن، یعنی تفسیر آیات به کمک دیگر آیات است. گفته شده انصاف علمی و دقت و عمق این تفسیر باعث شده است که این تفسیر مورد توجه عالمان شیعه و سنی قرار گیرد و به یکی از معتبرترین منابع فهم و تحقیق قرآن تبدیل شود. دهها کتاب و صدها مقاله و پایاننامه درباره این تفسیر نوشته شده است.
از امتیازات مهم این تفسیر بررسی عمیق موضوعات مهمی همچون اعجاز قرآن، شفاعت، اخلاق، قصص انبیا، روح و نفس، استجابت دعا، توحید، توبه، رزق، برکت، جهاد و احباط است که به مناسبت آیه مربوط، مورد بررسی دقیق قرار گرفته است.
این تفسیر به زبانهای فارسی، انگلیسی، اردو، ترکی، اندونزیایی و اسپانیایی ترجمه و منتشر شده است. المیزان از سوی سید محمدباقر موسوی همدانی با عنوان «ترجمه تفسیر المیزان» به فارسی ترجمه و توسط دفتر انتشارات اسلامی (وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم) به چاپ رسیده است.
تفسیر المیزان اثر سید محمدحسین طباطبایی، از مهمترین تفاسیر جهان اسلام، اثری کمنظیر، از افتخارات شیعه،[۱] گنجینهای از اندیشههای اسلامی، دارای نوآوریهای قابلتوجه،[۲] سَنَد عقاید اسلام و شیعه[۳] و بزرگترین و مهمترین اثر علمی علامه طباطبایی،[۴] شمرده شده است. مرتضی مطهری (شهادت ۱۳۵۸)، تفسیر المیزان را بهترین تفسیر در میان تفاسیر شیعه و اهلسنت از صدر اسلام تا قرن چهاردهم شمسی دانسته است.[۵] برخی آن را پس از التبیان شیخ طوسی و مجمع البیان طبرسی، بزرگترین و جامعترین تفسیر شیعی و از نظر قوت علمی و روش تفسیری، بینظیر دانستهاند.[۶]
عبدالله جوادی آملی، مفسر و صاحب تفسیر تسنیم، معتقد است کمتر مسائلی درباره عقاید، اخلاق و فقه است که در تفسیر المیزان بدان پرداخته نشده باشد. وی المیزان را در میان تفاسیر به کتاب جواهر الکلام در میان کتابهای فقهی تشبیه کرده که هم کمبود گذشتگان را جبران و هم زمینه تحقیق آیندگان را فراهم کرده است. ازاینرو، المیزان یک دایرةالمعارف قرآنی است.[۷]
از نظر محمدهادی معرفت، مفسر و محقق علوم قرآنی، المیزان تصحیح و تکمله تفاسیری است که در عصر علامه طباطبایی منتشر شده بود به ویژه تفسیر المنار. به همین جهت تا سوره یوسف که المنار چاپ شده، المیزان به صورت مبسوط بحث و بررسی کرده، ولی پس از آن را به اختصار گذرانده است. تفسیر المنار به قلم محمدرشید رضا و برگرفته از درسهای تفسیری محمد عبده، از فقیهان و مفتیان مصر (درگذشت: ۱۳۲۳ق)، است.[۸]
از دیدگاه آیتالله معرفت، المیزان تفسیری جامع است و گرایش خاصی ندارد. ازاینرو، در این تفسیر، جنبههای گوناگون قرآن مانند تاریخی، ادبی، فلسفی و کلامی مطرح شده است. با این حال وی معتقد است که هدف این تفسیر، بیشتر طرح و بررسی مسائل اجتماعی بوده است.[۹] از نظر او، المیزان در عصر خود، تحولی در جهان تفسیر پدید آورده و مانند برخی از تفاسیر، راه تقلید را در پیش نگرفته است.[۱۰]
گفته میشود المیزان در میان اهلسنت نیز جزو تفسیرهای معتبر و محققانه تلقی میشود.[۱۱]
تفسیر المیزان همهاش با فکر نوشته نشد. من معتقدم بسیاری از این مطالب با الهامات غیبی است. کمتر مشکلی در مسائل اسلامی و دینی برایم پیش آمده که کلید حل آن را در تفسیر المیزان پیدا نکرده باشم.[۱۲]
سید محمدحسین طباطبایی معروف به علامه طباطبایی (۱۲۸۱-۱۳۶۰)، مفسر قرآن، فیلسوف و فقیه، پس از اتمام دروس مقدماتی در تبریز، در ۱۳۰۴ برای تکمیل تحصیلات خود رهسپار نجف شد.[۱۳] وی در نجف، نزد عالمان همچون محمدحسین غروی اصفهانی، محمدحسین غروی نائینی، سید محمد حُجَّت کوهکمَری، سید حسین بادکوبهای، سید ابوالقاسم خوانساری ریاضی و سید علی قاضی طباطبایی به کسب علومی چون فقه و اصول، فلسفه، اخلاق و عرفان و ریاضیات و هندسه پرداخت.[۱۴] او پس از ده سال به جهت تنگی معیشت به زادگاهش تبریز بازگشت و ده سال در زادگاهش به کشاورزی مشغول شد.[۱۵] در سال ۱۳۲۵ش به قم رفت و در آن شهر رحل اقامت افکند و فعالیت علمی خود را از سرگرفت.[۱۶]
علامه طباطبایی در حوزه علمیه قم به جای اشتغال به فقه و اصول، درس تفسیر قرآن و فلسفه را برقرار کرد. این کار او موجب رونق دانش تفسیر و فلسفه در حوزه علمیه قم شد. بسیاری از مفسران و مدرسان فلسفه در حوزه علمیه قم شاگردان او بودند از جمله مرتضی مطهری، علامه طهرانی، محمدتقی مصباح یزدی، حسن حسنزاده آملی، عبدالله جوادی آملی، جعفر سبحانی، و ناصر مکارم شیرازی از جمله آنان بودند.[۱۷] وی را احیاگر علوم عقلی و تفسیر قرآن در حوزه علمیه قم دانستهاند.[۱۸]
سید محمدحسین کتابها و مقالههای متعددی در موضوعاتی همچون تفسیر و فلسفه و کلام دارد. تفسیر المیزان، مهمترین و برجستهترین اثر وی به شمار میرود. او این تفسیر را از حدود سال ۱۳۳۳ نوشتن تفسیر المیزان را آغاز کرد و در شب بیست و سوم رمضان سال ۱۳۵۰ به پایان رساند.[۱۹] قرآن در اسلام، اصول فلسفه و روش رئالیسم، سنن النبی(ص)، بدایة الحکمة، نهایة الحکمة و شیعه در اسلام از دیگر آثار او به شمار میرود.[۲۰]
المیزان تفسیر ترتیبی و روش آن تفسیر قرآن به قرآن است.
علامه طباطبایی روش تفسیر قرآن به قرآن را شیوه درست تفسیر قرآن میداند و معتقد است روش اهلبیت(ع) در تفسیر، نیز همین بوده است.[۲۱]
اساس کار تفسیر المیزان، بر قاعدهٔ تفسیر قرآن به قرآن است. بدین معنا که معیار اول برای تفسیر قرآن، خود قرآن است. علامه طباطبایی معتقد است، وقتی قرآن خود را «تبیاناً لِکُلّ شیء»[۲۲] (روشنگر هر چیز) معرفی میکند، چطور ممکن است برای بیان معنا و مقصود خود محتاج به غیر خود باشد.[۲۳] او این شیوه را همچنین مستند به روایات میداند به عنوان نمونه گفتاری از امام علی(ع) در نهج البلاغه که به توصیف قرآن میپردازد: پارهای از آن پارهای دیگر را به زبان میآورد، و بعضی از آن شاهد بر بعضی دیگر است.[۲۴] وی همچنان روش تفسیر قرآن به قرآن را قدیمیترین روشی میداند که معلمان قرآن (پیامبر و امامان معصوم علیهم السلام) بدان پای بند بودهاند.[۲۵]
علامه طباطبائی برای تفسیر قرآن به کمک قرآن، از آیات مجاور آیه که با آیه مورد بحث در یک سیاق قرار دارند بهره میگیرد و در مواردی موضوعات مشابه و مشترک در سورههای مختلف را کنار یکدیگر قرار میدهد و برای درک پیام آیه از آیات دیگر کمک میگیرد.[۲۶]
شیوه این تفسیر چنین است که در آغاز، چند آیه از یک سوره را که در یک سیاق قرار دارند میآورد، پس از آن تحت عنوان "بیان" به شرح و تفسیر آیات میپردازد و در پارهای از موارد پس از شرح و تبیین آیات یک سیاق به مناسبت یک یا چند موضوع مطرح در آیات مورد بحث را عنوان مستقلی قرار میدهد و ابعاد آن را تشریح مینماید. مباحث مطرح شده در این بخشها علاوه از مباحث قرآنی ممکن است فلسفی، اخلاقی، تاریخی یا اجتماعی باشد که مولف در عنوان اینگونه از مباحث به نحوه بحث یا حوزهای که برای بحث خود انتخاب مینماید، اشاره دارد.[۲۷]
مؤلف معمولاً پس از تفسیر بخشی از آیات، مبحثی تحت عنوان بحث روایی ترتیب داده و در آن به نقد و بررسی روایات تفسیری پرداخته است.[۲۸]
جعفر سبحانی: علامه را باید از بنیان گذاران سبکی خاص در تفسیر دانست که نمونههای آن صرفاً در اخبار خاندان رسالت است و آن رفع ابهام هر آیه توسط آیهای دیگر است.
آقابزرگ تهرانی، در کتاب نقباء البشر، روش تفسیر المیزان را فلسفی بیان کرده است.[۲۹]
قلم و بیان علامه در تفسیر المیزان را سنگین و فهم آن را دشوار دانستهاند.[۳۰]
برای تفسیر المیزان ویژگیهای بیان شده است که برخی از آنها از این قرار است:
بیان حقایق تفسیری و تأویل آیات[۴۴] و جمع میان معانی ظاهری و باطنی و عقل و نقل نیز از دیگر ویژگیهای المیزان شمرده شده است.[۴۵]
علامه طباطبایی در آغاز تفسیر المیزان، مقدمهای نگاشته و ضمن نگاهی اجمالی که به سیر تطور تفسیر و روشهای آن دارد، روشهای تفسیری قبلی و معاصر خود را نقد نموده دیدگاه خود را درباره روش درست تفسیر شرح مینماید.[۴۶]
محورهای کلی مباحث در تفسیر المیزان براساس تصریح علامه طباطبایی عبارتند از:
پس از مقدمه نخستین مطلب المیزان این است که خداوند متعال كلام خود را به نام خود كه عزيزترين نام است آغاز كرده، تا آنچه كه در كلامش هست نشانِ او را داشته باشد، و مرتبط با نام او باشد، و نيز ادبى باشد تا بندگان خود را به آن ادب، تربیت كند و بياموزد تا در اعمال و افعال و گفتارهايشان اين ادب را رعايت نموده و همه را با نام وى آغاز نموده و نشان او را برکارهایشان بزنند تا عملشان خدايى شده و فقط بخاطر او باشد. [۴۹]
طباطبایی در تفسیرش به مصادر بسیاری در زمینه تفسیر و حدیث و تاریخ و جز آن توجه داشته است که صرفا از کتب و آثار شیعه نبوده و از امهات متون اهل سنت نیز برخوردار بوده است و این امر نمایانگر یکی از جوانب روشمندی و نگرش اعتدالی اوست که میکوشد در هر بحثی ژرفکاوی کند و از آرای صاحبنظران غافل نباشد. همچنین آشکار میگردد که در برابر منقولات روحیه تسلیم محض ندارد بلکه بعضی را میپذیرد و بعضی را رد میکند و با آنها ارزیابانه و نقادانه برخورد مینماید.[۵۱]
وجه مهم جامعیت المیزان، گسترش و تنوع منابع آن است. در این کتاب از شمار قابل توجهی از منابع متقدم و متأخر در موضوعات گوناگون استفاده شده است. المیزان، از بیست و هفت تفسیر مکتوب شیعه و سنی و در حدود بیست و دو منبع تاریخی بهره برده است.[۵۲]
تفسیر المیزان به زبان عربی و در بیست جلد نوشته شده است. نخستین جلد آن در سال ۱۳۷۵ق/۱۳۳۴ش منتشر شد و مجلدات دیگر به تدریج چاپ و منتشر شدند؛ اما دوره کامل آن نخستین بار از سوی انتشارات مؤسسة الاعلمی للمطبوعات در بیروت منتشر شد.[۵۳]
تفسیر المیزان از سوی ناشران مختلفی چاپ و منتشر شده است.
تفسیر المیزان به زبانهای گوناگونی از جمله فارسی، انگلیسی، اردو، ترکی، اسپانیولی و اندونزیایی ترجمه شده است.[۵۶]
ترجمه فارسی کتاب ابتدا توسط جمعی از فضلا و مدرسان حوزه علمیه قم از جمله ناصر مکارم شیرازی، محمدتقی مصباح یزدی، سید محمدباقر موسوی همدانی، عبدالکریم نیری بروجردی در ۴۰ مجلد صورت گرفت. ده جلد اول این ترجمه در انتشارت دارالعلم قم و سی جلد بعد در انتشارات محمدی منتشر شد. پس از آن همین ترجمه توسط بنیاد علمی و فکری علامه طباطبایی با همکاری مؤسسه نشر فرهنگی رجاء و مؤسسه امیرکبیر در بیست جلد دو بار در سالهای ۱۳۶۳ و ۱۳۶۴ چاپ شد.[۵۷]
از آنجا که نیمی از کتاب به قلم سید محمدباقر موسوی همدانی ترجمه شده بود، به توصیهٔ علامه طباطبایی، برای یکدست شدن، ترجمه باقی مجلدات کتاب یک بار دیگر به وسیلهٔ ایشان به زبان فارسی برگردانده شد. این اثر توسط دفتر انتشارات اسلامی (وابسته به جامعه مدرسین حوزهٔ علمیهٔ قم) مکرر به چاپ رسیده است.[۵۸]
از آنجا که المیزان تفسیری ترتیبی است و گاهی راجع به یک موضوع خاص در چند موضع وارد بحث میشود برای راحتی مراجعه و تحقیق کتابهای زیر همه مواردی که در این تفسیر به یک موضوع پرداخته شده را در ذیل آن موضوع فهرست میکند:
«با علامه در المیزان از منظر پرسش و پاسخ»، کتابی دو جلدی است که توسط مرادعلی شمس گردآوری شده است. او سؤالاتی مطرح کرده و پاسخ آنها را از تفسیر المیزان ذکر میکند. این سؤالات در زمینههای علوم قرآنی و حدیثی، مباحث علمی، فلسفی، اخلاقی، تاریخی و اجتماعی، اعتقادی و فقهی است. این اثر توسط انتشارات اسوه منتشر شده است.
این کتاب نوشتۀ علی رمضان أوسی به زبان عربی تألیف و توسط آقای حسین میرجلیلی به فارسی ترجمه شد و با نام روش علامه طباطبایی در تفسیر المیزان توسط چاپ بین الملل در یک جلد منتشر شده است. در این کتاب ۴۰۰ صفحهای روش علامه در تفسیر و ویژگیهای المیزان به صورت مفصل توضیح داده شده است.
کتاب «منابع المیزان» گردآوری منابعی است که علامه طباطبایی از آنها برای تألیف المیزان استفاده کرده است.
1405/06/21
به روز رسانی : 1405/06/07