رضا امیرخانی (زاده ۲۷ اردیبهشت ۱۳۵۲ تهران) نویسنده و منتقد ادبی است. او دوران تحصیل دبیرستان خود را در دبیرستان استعدادهای درخشان (سمپاد) علامه حلی تحصیل کرده و در آثار خود اشارههای زیادی به این مدارس داشته است. همچنین دانشآموخته مهندسی مکانیک از دانشگاه صنعتی شریف بوده و در دوران دانشجویی و با پروژه هواپیمای دونفره «غدیر ۲۷» گواهینامه خلبانی خود را دریافت کرد.
امیرخانی نخستین رمان خود با نام ارمیا در سال ۱۳۷۴ منتشر شد و در دومین دوره کتاب سال دفاع مقدس مورد تقدیر ویژه قرار گرفت. پس از آن و در سال ۱۳۷۸ رمان «من او» به قلم امیرخانی منتشر شد که با استقبال گسترده منتقدان ادبی و مخاطبان روبرو شده و یکی از آثار خاطرهانگیز معاصر در حوزه رمان و داستاننویسی به حساب میآید. رمانهای دیگر او مانند «بیوتن» و «قیدار» نیز مورد توجه قرار گرفت؛ هرچند که آخرین رمان او «رهش» در عین دریافت جوایزی مانند جایزه جلال نتوانست در میان مخاطبان به اندازهٔ آثار داستانی پیشین او موفقیت کسب کند.
امیرخانی مدتی را نیز در کشور آمریکا زندگی کرد که تجربه زیستی او کمک شایانی به شکل گرفتن رمان بیوتن او کرده است. داستان رمان بیوتن در کشور ایالات متحده آمریکا میگذرد و ادامهای بر کتاب اول او یعنی ارمیا است.
پرداخت متفاوت سوژه، نگاه مبنایی به مسائل کلان جامعه و زاویهٔ نگاه به موضوع در کنار رسمالخط و شیوهٔ متفاوت نگارش، امیرخانی را از دیگر نویسندگان معاصر متمایز کرده و الهامبخش عدهای از اهالی فرهنگ و ادب بوده است.
یکی دیگر از آثار شناخته شده امیرخانی سفرنامه رهبر انقلاب به سیستان و بلوچستان است که با عنوان «داستان سیستان» منتشر شده و یکی از کتابهای پرمخاطب در حوزه سفرنامه نویسی در سالهای اخیر بهشمار میرود.
به گواه سایت شخصی امیرخانی، بیش از ششصد هزار نسخه از کتابهای او تا به حال به فروش رسیده است. چند باری هم خبرهایی دربارهٔ احتمال ساخت فیلم سینمایی یا سریال بر اساس رمان من او منتشر شده که هیچگاه به واقعیت نپیوسته است.
نگاه فرهنگی، اجتماعی و سیاسی امیرخانی هرچند متعهد به انقلاب اسلامی بوده، ولی این تعهد چیزی از لحن منتقدانه او نسبت به مسائل مختلف کم نکرده است. کنایههای او به حوزه هنری، آستان قدس، نمایشگاه کتاب و… در کنار انتقادات تند و متعدد او از حکمرانی فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در ماههای اخیر خبرساز شده است، هرچند او یکی از چهرههایی بود که در موضوع حمله رژیم صهیونیستی به غزه و دفاع مقدس دوم واکنشهای قاطعی از خود نشان داد.
کتاب «نشت نشا»، «نفحات نفت» و «سرلوحهها» مجموعههایی به قلم امیرخانی است که نگاههای کلان او را فارغ از داستاننویسی نمایندگی میکند.
امیرخانی در سالهای اخیر کمکارتر شده و گفته میشود بخشی از زمان خود را به مسائل بازرگانی و اقتصادی اختصاص داده که همین موضوع سبب کمکاری او در عرصه داستاننویسی شده است.
او جزو نویسندگان و داستان نویسان ایرانی معاصر است که آثار به زبانهای دیگری چون عربی، روسی و اندونزیایی منتشر شده است.
رضا امیرخانی در سال ۱۳۵۲ در تهران به دنیا آمد. پدر او، محمدعلی، کارخانهدار بود. دوران کودکی خود را در محله بیستوپنج شهریور تهران سپری کرد و تحصیلات ابتدایی را در دبستان بهرستگان و دوره راهنمایی و دبیرستان را در دبیرستان استعدادهای درخشان علامه حلی تهران گذراند. در سال ۱۳۷۰ وارد دانشگاه صنعتی شریف شد و مدرک مهندسی مکانیک دریافت کرد.
وی در دوره تحصیل، در پروژههای خلاقانهای همچون طراحی و ساخت هواپیمای یکنفره «غدیر۲۴» مشارکت داشت و در چهارمین جشنواره اختراعات و ابتکارات خوارزمی جایزه اول را کسب کرد. او در سال ۱۳۷۰ تحصیلات خود را در رشته مهندسی مکانیک دانشگاه صنعتی شریف آغاز کرد و همزمان با کار روی پروژه هواپیمای دونفره آموزشی «غدیر۲۷»، گواهینامه خلبانی شخصی را دریافت کرد. در سال ۱۳۷۱، در کمتر از ۲۰ سالگی، موفق به دریافت گواهینامه خلبانی شد و بهعنوان جوانترین خلبان ایرانی شناخته شد. او عضو هیئتمدیره مؤسسه خصوصی هواپویان بود، اما پروژه او به دلیل تصمیمگیریهای دولتی متوقف شد که این موضوع تأثیر زیادی بر روحیه او گذاشت و باعث شد به فعالیتهای فرهنگی در دبیرستان علامه حلی روی آورد.
امیرخانی در سال ۱۳۷۹ به آمریکا مهاجرت کرد و چند سالی در آنجا اقامت داشت. رضا امیرخانی در سن ۳۲ سالگی (سال ۱۳۸۴) ازدواج کرد و هماکنون دارای دو فرزند است.
فعالیت ادبی
علاقه او به ادبیات از شبهای شعر دبیرستان آغاز شد. اولین اثر او، رمان ارمیا، در سال ۱۳۷۴ منتشر شد که به نقد دوره سازندگی میپرداخت و موفق شد.از این کتاب در دومین دوره کتاب سال دفاع مقدس تقدیر ویژه شد و در نخستین دوره جشنواره فرهنگی و هنری مهر و عنوان کتاب برگزیده بیست سال ادبیات دفاع مقدس را کسب کرد. من او، دومین رمان اوست که در سال ۱۳۷۸ منتشر و یکی از پرفروشترین آثار دهه ۱۳۸۰ ایران بود. امیرخانی برای نگارش این کتاب نزدیک به دو سال دربارهٔ تهران قدیم مطالعه کرد. در سال ۱۳۸۷، رمان بیوتن او با چالشهایی از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مواجه شد، اما در نهایت با دستور مستقیم وزیر وقت، محمدحسین صفارهرندی، بدون اصلاحیه منتشر شد.
پرداخت متفاوت سوژه و زاویهٔ نگاه به موضوع در کنار رسمالخط و شیوهٔ متفاوت نگارش، امیرخانی را از دیگر نویسندگان معاصر متمایز کرده و الهامبخش عدهای از اهالی فرهنگ و ادب بوده است. امیرخانی در طول فعالیتهای خود، به نگارش مقالات و داستانها در مجلات مختلف، از جمله ماهنامه نیستان، پرداخت و بهواسطه آثار متنوعش، شناخته شد.
فعالیتهای فرهنگی و اجتماعی
امیرخانی در راهاندازی پروژههای فرهنگیاجتماعی از جمله نصب تنور خورشیدی در بشاگرد و ساخت سالن و کتابفروشی انجمن قلم ایران مشارکت داشت. او از سال ۱۳۸۱، سردبیری سایت لوح، ارگان نویسندگان ادبیات پایداری، را بر عهده داشت و در سال ۱۳۸۴ از این مسئولیت استعفا داد. او همچنین از ۱۳۸۴ تا ۱۳۸۶ ریاست هیئتمدیره انجمن قلم ایران را بر عهده داشت. مجموعه سرلوحهها که گزیده یادداشتهای او در سالهای ۱۳۸۱ تا ۱۳۸۴ است که در سایت لوح نوشته شد سپس و توسط انتشارات سپیده باوران در اسفند ماه ۱۳۸۷به چاپ رسید.
امیرخانی روابط نزدیکی با آیتالله خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی ایران، دارد و در سفر فرهنگی ایشان به سیستان همراهی کرد که ماحصل آن کتاب داستان سیستان بود. همچنین او در برخی دیدارهای فرهنگی رهبر جمهوری اسلامی حضور داشته است. او در دورههای مختلف، به سفرهای فرهنگی و اجتماعی، از جمله به ایالات متحده و لبنان، پرداخت و تجربههای فرهنگی ارزشمندی به دست آورد که در آثار و فعالیتهای بعدی او تأثیرگذار بود.
آثار
از امیرخانی، آثار مختلف در سبکهای رمان، داستان بلند، مجموعه داستان کوتاه، سفرنامه و مقالات بلند تحلیلی اجتماعی منتشر شده است. برخی از آثار وی به زبانهای روسی، اندونزیایی، عربی، اردو و ترکی ترجمه شده است.
سفرنامه آیتالله خامنهای، رهبر انقلاب اسلامی، به استان سیستان و بلوچستان به قلم امیرخانی با عنوان داستان سیستان، یکی از پر فروشترین آثار مربوط به سفرهای رهبر انقلاب بهشمار میرود که نسبت به دیگر آثار مشابه، نگاهی متفاوت و صمیمی به رهبر انقلاب دارد. به گواهی سایت شخصی وی، بیش از ششصد هزار نسخه از کتابهای او تا به حال به فروش رسیده است.
ارمیا داستان یک سفر درونی است که در بستر اتفاقات سالهای پایانی جنگ ایران و عراق رخ میدهد. ارمیا و مصطفی از دو بستر فرهنگی و خانوادگی مختلف و با نگاههایی متفاوت به زندگی، راهی جبهه جنگ میشوند.
۴۵ مورد از یادداشتهای هفتگی امیرخانی در نشریه الکترونیکی لوح (وابسته به حوزه هنریسازمان تبلیغات اسلامی) از مجموع ۸۰ یادداشتی که در فاصله سه چهارساله ۸۱ تا ۸۴ (۲۹ تا ۳۲ سالگی او) نوشته شدهاند، در این کتاب گرد هم آمدهاند.
رضا امیرخانی داستاننویس با حضور در نشستی در دانشگاه تهران درباره مستندنگاری گفت:
به نظر من مستندنگاری از زمره اشتباهات متولیان فرهنگ در کشور است.
وی افزود:
با انتشار کتاب «دا» عملاً ما یک قسمت از ادبیات را از دست دادیم. انتشار این کتاب یعنی رفتن به سمت مستندهای داستانی که امروزه شاهد آن هستیم.
اینداستاننویس در ادامه گفت:
من فکر میکنم با انتشار این کتابها قسمت مهمی از ادبیات جنگ را به باد دادیم؛ یعنی جلوی پیشرفت ادبیات جنگ را که بالنده بود گرفتیم؛ مسیرهایی که احمد دهقان، محمدرضا بایرامی و مجید قیصری به دنبال باز کردن آنها بودند از بین رفتند. این مسیرها بسته شدند و به سمت مستند داستانی رفتند و من تصورم این است که مستندنگاری از زمره اشتباهات متولیان فرهنگ بود. به نظر من چنین آثاری در ساخت ادبیات نقشی ندارند اما در تخریب میتوانند نقش داشته باشند و به نظرم این نقش را خیلی خوب ایفا کردند.
امیرخانی گفت:
متأسفانه قسمت رسمی دستگاههای فرهنگی ما به سراغ مستندنگاری رفته است که به نظرم قاتل ادبیات است این درحالی است که داستاننویسی میتواند محل زایش ادبی باشد.
وی افزود:
در حال حاضر ما یک ادبیات کارخانهای به نام مستندنگاری درست کردهایم که بزرگترین ظلم را به ادبیات بالنده هویتگرا انجام داده است.