محمدرضا شرفی خبوشان
![]() | این نوشتار با رویکرد فرهنگی و هنری نوشته شده است. برای آگاهی بیشتر از زندگی و فعالیتهای سید علی حسینی خامنهای به منابع دیگر مراجعه کنید. |
سید علی حسینی خامنه (زادهٔ ۲۹ فروردین ۱۳۱۸) معروف به سید علی خامنهای، سیاستمدار و مرجع تقلید شیعه است که از سال ۱۳۶۸ بهعنوان دومین رهبر جمهوری اسلامی ایران انتخاب شده است. او پیش از انتخاب به سِمت رهبری، در فاصلهٔ سالهای ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۸ سومین رئیسجمهور ایران بود؛ همچنین مدتی نیز نماینده مجلس شورای اسلامی بوده است.
افزونبر جایگاه سیاسی و دینی، او از دهۀ پنجاه شمسی تاکنون، یکی از کنشگرانِ اثرگذار حوزه فرهنگ و ادب و هنر در ایران بوده و خود نیز از شاعران معاصر بهحساب می آید. آیتالله خامنهای به ادبیات کهن و شعر کلاسیک و معاصر فارسی تسلط بالایی دارد و در سخنرانیها و صحبتهای خود بارها به اشعاری از شاعران نامآشنای فارسی زبان ارجاع داده است. او شعر عاشقانه را رد نمیکند و در عین حال «شعر فارسی را در طول تاریخ همواره نماینده عشق عفیف» میداند و وظیفه شاعران را صیانت از این ویژگی شعر فارسی در مضامین عاشفانه معرفی کرده است. او اشعاری نیز سروده و تخلص «امین» را برای خود برگزیده است.
خامنهای از دوران ریاست جمهوری جلسات مستمری با اهالی فرهنگ و ادب داشته است. در دهۀ ۶۰ شمسی هر هفته جلسات هنری و ادبی با حضور شاعران، هنرمندان و ادیبان سرآمد کشور در حوزه هنری انقلاب اسلامی برگزار میکرد؛ این جلسات در دوران رهبری او نیز ادامه داشت؛ بهگونهای دیدار و جلسات متعدد با هنرمندان عرصه سینما و تلویزیون و جلسات شعرخوانی نیمه ماه مبارک رمضان از بارزترین این فعالیتها بهشمار میرود.
او با رد مکتب فلسفه هنری «هنر برای هنر»، بر مفهوم متعالی «هنر مسئول»، «هنر متعهد» و «هنر برای انسان» تأکید دارد و برخلاف برخی از جریانهای سنتی مذهبی، اصل هنر را نفی نکرده بلکه آن را ظرفی برای بیان ارزشها و زیباییها دانسته است. در دیدگاه او، شعر، سینما، موسیقی، نقاشی و دیگر هنرها زمانی اصالت مییابند که به تعالی انسان کمک کنند. موسیقی در نگاه او، نه کالایی تفننی بلکه بخشی از فرهنگ ملت است. اظهارات او در باب موسیقی در نسبت سایر فقهایی که بعضاً اصل و اساس این هنر را انکار میکنند موجب تعجب و حیرت هنرمندان و اهالی موسیقیای بوده که در این موضوع با خامنهای دیدار و گفتوگو داشتهاند. کتابی از صحبتهای خامنهای در این موضوع به نام «نکتههای ناب(جلد دوم)» تولید و ازسوی دفتر حفظ و نشر آثار او منتشر شده است.
در دوران مسئولیت سیاسی آیتالله خامنهای بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، او نقشآفرینیهای مهم و موثری در حوزه فرهنگی کشور داشته است؛ مقابله با تندرویها علیه هنرمندان و نهادسازی و حمایت از تولیدات فرهنگی از مهمترین کنشهای فرهنگی او بهشمار میآید. با اینکه در سالهای آغازین جمهوری اسلامی گروهها و کسانی سعی در محدودسازی هنر و هنرمندان بودند، او سعی در مقابله با جریان تحجر در مقابل هنرمندان داشت؛ برای نمونه بعد از ماجرای فیلم سینمایی برزخیها، برخی از گروههای افراطی بهدنبال دستگیری، زندانی کردن و حتی اعدام عوامل این فیلم بودند اما آیتالله خامنهای از چهرههایی بود که توانست بخش زیادی از این محدودیتها را مدیریت و از دستگیری و مجازات این چهرهها ممانعت بهعمل آوَرد؛ همچنین حلوفصلکردن فیلمنامه فیلم آژانس شیشهای که موجب تغییر پایانبندی فیلم و صدور مجوز و ساخت این فیلم شد ازجمله این موارد است.
آیتالله خامنهای در زمینه نهادسازیهای فرهنگی یکی از چهرههای مؤثر در تأسیس نهادهای تبلیغی تبیینی و هنری مانند سازمان تبلیغات اسلامی و حوزه هنری انقلاب اسلامی بوده و بارها در دوران ریاست جمهوری در این نهادها جلسات فرهنگ هنری و ادبی برگزار کرده است.
او همچنین به فضای بینالملل بهمنظور تبلیغ و تبین اسلام نیز توجه داشته است و بدین منظور دستور به تأسیس نهادهایی داده است؛ شکلگیری «مجمع تقریب مذاهب اسلامی» با هدف تلاش برای ایجاد وحدت و انسجام مسلمانان جهان و نیز «مجمع جهانی اهل بیت(ع)» با هدف تببین، تبلیغ و آموزش آموزههای اسلامی از جمله این اقدامهاست.
نامهای آیتالله خامنهای خطاب به جوانان اروپا و آمریکای شمالی در سال ۱۳۹۳ و نیز نامه به دانشجویان حامی مردم فلسطین در دانشگاههای آمریکا ۱۴۰۳ش، جزء کنشهای مؤثر در فضای بینالمللی بهشمار میآید؛ بهگونهای که به گزارش رسانههای داخلی و خارجی معتبر، این دو نامه بازتاب گستردهای و تأثیرگذاری میان جوانان اروپا و آمریکایی داشت.
اندیشههای آیتالله خامنهای در قالب مجموعهای مفصل به نام «حدیث ولایت» جمعآوری شده است. کتابهای متعددی نیز به صورت موضوعی از سخنان و پیامهای مکتوب وی گردآوری و منتشر شده است. چندین اثر مکتوب شامل تألیف و ترجمه از وی منتشر شده که تألیف طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن و ترجمه صلح امام حسن از جمله آنهاست. مخالفت با قمهزنی و برخی شکلهای عزاداری، و تحریم توهین به مقدسات اهلسنت از فتاوای معروف و مؤثر او در جهان اسلام به شمار میرود.
اصطلاحات تهاجم فرهنگی، شبیخون فرهنگی، بیداری اسلامی و اقتصاد مقاومتی از مفاهیمی است که در پی سخنرانیهای او وارد ادبیات سیاسی و اجتماعی ایران شده است.
دیدار هنرمندان با آیتالله خامنهای
دیدار هنرمندان با آیتالله خامنهای در سال ۱۳۹۶
سید علی خامنهای
سید علی خامنهای در دوران دفاع مقدس
سیدعلی خامنهای تحصیل را در چهار سالگی از مکتبخانه و با فراگیری قرآن کریم آغاز کرد و همزمان با دوره دبستان، یادگیری قرائت و تجوید قرآن را در مشهد شروع کرد.[۱] در سالهای پایان دبستان، تحصیلات مقدماتی حوزوی را نیز آغاز نمود. وی پس از اتمام دوره دبستان، تحصیل علوم دینی را در مدرسه سلیمانخان ادامه داد و دوره سطح را در مدرسه نواب گذراند. او بخشی از مقدمات و سطح را نیز نزد پدر خود آموخت. همزمان با تحصیلات حوزوی، دبیرستان را نیز تا سال دوم متوسطه ادامه داد.[۲]
وی در سال ۱۳۳۴ش، در درس خارج فقه سید محمدهادی میلانی حاضر شد و در سال ۱۳۳۶ش طی سفر کوتاهی همراه خانواده به نجف رفت و در دروس مدرسان بنام حوزه علمیه نجف شرکت کرد ولی به دلیل عدم تمایل پدر برای اقامت در آن شهر به مشهد بازگشت[۳] و یک سال دیگر در درس آیتالله میلانی حاضر شد و در ۱۳۳۷ش عازم حوزه علمیه قم شد.[۴]
آیتالله خامنهای در سال ۱۳۴۳ش به دلیل عارضه بینایی پدر و برای کمک به وی، از قم به مشهد بازگشت و در جلسات درس آیتالله میلانی حضور یافت که تا ۱۳۴۹ش ادامه داشت.
سید علی خامنهای از ابتدای حضور در مشهد، به تدریس سطوح عالی فقه و اصول (رسائل، مکاسب و کفایه) مشغول شد و برای عموم مردم نیز جلسات تفسیر برگزار میکرد. از ۱۳۴۷ش تدریس درس تخصصی تفسیر را برای طلاب علوم دینی شروع کرد. این دروس و جلسات تفسیر تا سال ۱۳۵۶ش و قبل از دستگیری و تبعید به ایرانشهر ادامه داشت.[۵] جلسات تفسیر در سالیانی از دوره ریاستجمهوری و پس از آن نیز ادامه داشت. پس از رسیدن به رهبری، از سال ۱۳۶۹ش تدریس خارج فقه را آغاز کرد و تاکنون به تدریس ابواب جهاد، قصاص، مکاسب محرمه و نماز مسافر پرداخته است. این درس همچنان ادامه دارد.[۶]
سید علی خامنهای در درسهای مختلف، استادانی داشته است که برخی از آنها عبارتند از:
آیتالله خامنهای تحقیق و تألیف را از دوران طلبگی آغاز کرده بود و تقریرات دروس استادان خود را مینوشت.[۷] اندیشههای او در مجموعهای به نام حدیث ولایت جمعآوری شده است. کتابهای متعددی نیز به صورت موضوعی از سخنان و پیامهای مکتوب او گردآوری و منتشر شده است. چند تألیف و ترجمه از وی منتشر شده است.
آثار تالیفی آیتالله سید علی خامنهای عبارتند از:
کتابهایی که آیتالله خامنهای ترجمه کرده، عبارتند از:
در سال ۱۳۷۳ش پس از درگذشت آیتالله محمد علی اراکی، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و جامعه روحانیت مبارز تهران، آیتالله خامنهای را به عنوان یکی از افراد صاحب صلاحیت برای تقلید معرفی کردند. آیتالله خامنهای در یک سخنرانی با تکیه بر این که در ایران نیازی به مرجعیت او نیست اعلام کرد درخواست شیعیان خارج از کشور را میپذیرد و تاکید کرد در آینده اگر کسی باشد که بتواند این وظیفه را انجام دهد، از آن وظیفه نیز کنار خواهد کشید. [۱۳]
نخستین اثر فتوایی که از ایشان منتشر شده کتابی است با نام اجوبة الاستفتائات که شامل پاسخهای ایشان به استفتاءات شیعیان است.
آيت الله خامنهای در راستای دستیابی به اهداف دینی و نیز اصلاحات مدنظر خود در حوزههای مختلف فکری و فرهنگی تشکیلات چندی ایجاد کرده است. این نهادها بیشتر در حوزه فرهنگی فعالیت میکنند. نهادهایی مثل:
آیتالله خامنهای در دوران نوجوانی در محافل و حلقههای ادبی و ترجمه و نگارش در شهر مشهد شرکت میکرد و از همان سالها سرودن شعر را آغاز کرد. او در سنین نوجوانی و جوانی در انجمنهای ادبی شهر مشهد حضور مییافت، شعر میخواند و نقد شعر میکرد. در همان دوران بود که او تخلص «امین» را برای اشعارش برگزید.
آیتالله خامنهای به ادبیات کهن و شعر کلاسیک و معاصر فارسی تسلط بالایی دارد و در سخنرانیها و صحبتهای خود بارها به اشعاری از شاعران نامآشنای فارسی زبان ارجاع داده است. او شعر عاشقانه را رد نمیکند و در عین حال «شعر فارسی را در طول تاریخ همواره نماینده عشق عفیف» میداند و وظیفه شاعران را صیانت از این ویژگی شعر فارسی در مضامین عاشفانه معرفی کرده است.
خامنهای از دوران ریاست جمهوری جلسات مستمری با اهالی فرهنگ و ادب داشته است. در دهۀ ۶۰ شمسی هر هفته جلسات هنری و ادبی با حضور شاعران، هنرمندان و ادیبان سرآمد کشور در حوزه هنری انقلاب اسلامی برگزار میکرد؛ این جلسات در دوران رهبری او نیز ادامه داشت؛ بهگونهای دیدار و جلسات متعدد با هنرمندان عرصه سینما و تلویزیون و جلسات شعرخوانی نیمه ماه مبارک رمضان از بارزترین این فعالیتها بهشمار میرود.
بسیاری از اشعار او در میان اهالی فرهنگ و ادب مورد توجه ویژه قرار گرفته و اشعار و خوانش شعر او از شاعران کهن فارسی زبان بارها در فضای مجازی بازنشر شده و مورد توجه قرار گرفته است. آیتالله خامنهای علاوهبر شعر، در ترجمه هم آثار مهم و معتبری از خود بهجای گذاشته است؛ «صلح الحسن»، «فی ظلال القرآن» از جمله این آثار است؛ علاوهبر آن تألیفات متعددی در باب تاریخ، قرآن، فقه و اصول و... از ایشان برجای مانده که میتوان به «پیشوای صادق»، «گفتاری در باب صبر» و «علم رجال» اشاره کرد.
آیتالله خامنهای تسلط بالایی نیز به ادبیات اروپا دارد و بسیاری از کتابهای مهم تاریخ اروپا، بهویژه رمان و داستان را مطالعه کرده است. او از علاقمندان لئو تولستوی و شولوخوف است و بر آثار داستایوفسکی و نویسندگان اروپای غربی بهویژه فرانسه مسلط است. تسلط خامنهای به ادبیات اروپا باعث شده او نگاه جامعی از شرایط اجتماعی تاریخی کشورهای مختلف داشته باشد؛ چنانکه بارها در دیدار با رهبران سیاسی جهان اشارههایی به ادبیات و تاریخ اجتماعی کشورها داشته که مایۀ تعجب و شگفتی آنها بوده است.
آیتالله خامنهای به موسیقی سنتی ایرانی هم علاقهمند است و به ساز سهتار مسلط است. در نگاه او موسیقی، نه کالایی تفننی بلکه بخشی از فرهنگ ملت است. اظهارات او در باب موسیقی در نسبت سایر فقهایی که بعضاً اصل و اساس این هنر را انکار میکنند موجب تعجب و حیرت هنرمندان و اهالی موسیقیای بوده که در این موضوع با خامنهای دیدار و گفتوگو داشتهاند. کتابی از صحبتهای خامنهای در این موضوع به نام «نکتههای ناب(جلد دوم)» تولید و ازسوی دفتر حفظ و نشر آثار او منتشر شده است.
خامنهای در سنین جوانی علاقهمند به خوشنویسی هم بوده و تمرینهای مستمر خوشنویسی داشته است، هرچند این موضوع بعد از ترور او در حادثه بمبگذاری در مسجد ابوذر تهران و جانبازی از ناحیه دست راست آسیب دید.
در دوران مسئولیت سیاسی آیتالله خامنهای بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، او نقشآفرینیهای مهم و مؤثری در حوزه فرهنگی کشور داشته است. ازجمله مهمترین این اقدامها میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
۱. مقابله با تندرویها علیه هنرمندان
در سالهای ابتدایی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، گروهها و چهرههایی سعی در محدودسازی جریان هنر در بعد از انقلاب داشتند. کسانی گمان میکردند اساساً گونههایی از هنر با انقلاب اسلامی در تناقض است و باید بهدنبال محدودسازی بخشی از هنر بود. هرچند سخنرانی معروف امام خمینی، بنیانگذار انقلاب اسلامی، درباره سینما در همان ماههای ابتدایی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، بخشی از این نگاهها را مدیریت کرد،[۲۰] ولی در عمل بارها و بارها رفتارهایی در مقابله با هنرمندان شکل گرفت که اثرات مهمی در تاریخ هنر بعد از انقلاب اسلامی گذاشت.
در این سالها آیتالله خامنهای سعی در مقابله با جریان تحجر در مقابل هنرمندان داشت؛ برای نمونه بعد از ماجرای فیلم سینمایی برزخیها، برخی از گروههای افراطی بهدنبال دستگیری، زندانی کردن و حتی اعدام عوامل این فیلم بودند. در همین ایام محسن مخملباف با تنظیم طوماری چهارده متری در نماز جمعه تهران، این فیلم را توهین به خون شهدا دانسته بود و با همکاری رسانههایی چون روزنامه کیهان به سردبیری سید محمد خاتمی سعی در محکوم کردن و دستگیری عوامل این فیلم داشت. یکی از چهرههای مهمی که توانست بخش زیادی از این محدودیتها را مدیریت و از دستگیری و مجازات این چهرهها ممانعت بهعمل آورد، آیتالله خامنهای بود.
در سالهای ابتدایی رهبر آیتالله خامنهای نیز، بعد از آنکه فیلم سینمایی مارمولک توقیف شده و با اعتراضات گستردهای از بدنه متدینین مواجه شد و تبلیغات این فیلم در برخی شهرها به آتش کشیده شد، آیتالله خامنهای با ارسال دسته گلی به دفتر تهیهکننده این فیلم از او دلجویی کرده و اظهار داشت: «این فیلم درست فهمیده نشد.»
در هنگام ساخت فیلم سینمایی آژانس شیشهای نیز این فیلم در مرحله تأیید فیلمنامه متوقف شده بود که با ورود شخص رهبر انقلاب موضوع حلوفصل شد. گفته میشود آیتالله خامنهای بعد از مطالعه فیلمنامه ضمن تمجید از نگاه فیلمنامنهنویس، نامهای نوشت که موجب تغییر پایانبندی فیلم و صدور مجوز و ساخت این فیلم شد؛ بهنوعی سکانس آخر بهگونهای طراحی شده بود که گویی هلیکوپتری که موضوع سوژه فیلم را حلوفصل میکند از سوی رهبر انقلاب فرستاده شده است.
آیتالله خامنهای بعد از فتنه ۸۸ و درحالیکه بسیاری از هنرمندان کشور در روزهای ابتدایی بعد از انتخابات ۱۳۸۸ دچار اعوجاج و ابهام بودند، با چهرههایی چون مجید مجیدی، ابراهیم حاتمیکیا، کمال تبریزی، سید رضا میرکریمی، سید مهدی شجاعی و... دیدار حضوری داشت و سعی کرد شرایط خاص و ملهتب کشور را برایشان تبیین کند.
۲. نهادسازی و حمایت از تولیدات فرهنگی
آیتالله خامنهای یکی از چهرههای مؤثر در تأسیس نهادهای تبلیغی تبیینی و هنری مانند سازمان تبلیغات اسلامی و حوزه هنری انقلاب اسلامی بوده و بارها در دوران ریاست جمهوری در این نهادها جلسات فرهنگ هنری و ادبی برگزار کرده است؛ همچنین آثاری چون فیلم سینمایی محمد به کارگردانی مجید مجیدی با پشتیبانی او شکل گرفته است.
خامنهای چه در دوران ریاست جمهوری و چه دوران رهبری جلسات مستمر و متعددی با هنرمندان داشته است و چهرههای سرشناس متعددی با ایشان دیدار و گفتوگو داشتهاند. عادل فردوسیپور، رامبد جوان، شهاب حسینی، رضا عطاران، پروانه معصومی، مصطفی زمانی، سعید آقاخانی، دانیال حکیمی، سام درخشانی، مجید مظفری و... ازجمله چهرههاییاند که در دیدارهای حضوری با رهبر انقلاب حضور داشتهاند و اظهارنظر کردهاند. در یکی از همین جلسات آیتالله خامنهای از عدم ساخت آثار داستانی و نمایشی با مضامین و سوژههای ادبیات و تاریخ ایران انتقاد کرده و با مقایسه با سریالسازی در کشورهایی مانند کره جنوبی چنین اظهار داشته است:
چندی است که یک سریال کرهای جذابی ساخته و پخش شده است که بسیاری از مردم نیز این سریال را دنبال کرده و نگاه میکنند. این سریال حماسه هایی که در تاریخ واقعی این کشور هم وجود ندارد را به نام قهرمان خود به تصویر می کشد؛ در حالی که ما با استفاده از آثاری مانند شاهنامه فردوسی میتوانیم بهتر از اینها را هم بسازیم.[۲۱]
نقطه آغازین ورود سید علی خامنهای به فعالیتهای سیاسی و مبارزه با نظام سلطنتی پهلوی، دیدار او با سید مجتبی نواب صفوی در مشهد بوده است. آیتالله خامنهای در بهمن ۱۳۴۱ش[۲۲] و نیز در ۱۳۴۲ش، واسطه انتقال پیامهای امام خمینی و آیتالله میلانی بوده است.[۲۳]
آیتالله خامنهای در سال ۱۳۴۲ش، در سفری به بیرجند سخنرانیهایی علیه حکومت وقت انجام داد[۲۴] و به همین دلیل در ۱۲ خرداد سال ۱۳۴۲ش/۷ محرم ۱۳۸۳ق دستگیر و در مشهد زندانی شد.[۲۵] پس از آزادی، آیتالله محمدهادی میلانی با او دیدار کرد.[۲۶] او از جمله روحانیونی بود که در ۱۱ دی ۱۳۴۲ش، پیامی به سید محمود طالقانی، مهدی بازرگان و یدالله سحابی که به دلیل حمایت از امام خمینی زندانی شده بودند، فرستاد.[۲۷]
در همان زمان طلاب خراسانی حوزه علمیه قم با هدایت سید علی خامنهای، در اعتراض به ادامه حصر امام خمینی، نامهای به حسنعلی منصور، نخستوزیر وقت نوشته و منتشر کردند که از جمله آنها خود وی و ابوالقاسم خزعلی و محمد عبایی خراسانی بودند.[۲۸]
آیتالله خامنهای در بهمن ۱۳۴۲ش، مقارن با رمضان۱۳۸۳ق برای تبلیغ و تبیین مسائل نهضت اسلامی راهی زاهدان شد.[۲۹] سخنرانیهای او در مساجد زاهدان باعث دستگیری و انتقال به زندان قزلقلعه شد[۳۰] که در ۱۴ اسفند ۱۳۴۲ش از زندان آزاد شد.[۳۱] در پاییز ۱۳۴۳ش از قم به مشهد بازگشت.[۳۲]
سید علی خامنهای به همراه کسانی چون عبدالرحیم ربانی شیرازی، سید محمد بهشتی، علی فیض مشکینی، احمد آذری قمی، علی قدوسی، اکبر هاشمی رفسنجانی، سید محمد خامنهای و محمدتقی مصباح یزدی[۳۳] اعضای «گروه یازده نفر» بودند که با هدف تقویت و اصلاح حوزه علمیه قم برای مبارزه با رژیم پهلوی شکل گرفت.[۳۴]
آیتالله خامنهای مدتی در مسجد امیرالمومنین تهران به امامت جماعت پرداخت. در پی دستگیری و تبعید آیتالله سید حسن قمی در فروردین ۱۳۴۶ش که به دنبال سخنرانی ضد حکومت او در مسجد گوهرشاد صورت گرفت، آیتالله خامنهای از آیتالله میلانی خواست به این اقدام اعتراض کند.[۳۵]
در ۱۴ فروردین ۱۳۴۶ش، در تشییع جنازه آیتالله شیخ مجتبی قزوینی دستگیر[۳۶] و در ۲۶ تیر همان سال آزاد شد.[۳۷] اندکی بعد در تهران به ملاقات زندانیان سیاسی رفت.[۳۸]
در پی وقوع زمینلرزه ویرانگر جنوب خراسان در ۹ شهریور ۱۳۴۷ش، عدهای از روحانیون خراسان به سرپرستی آیتالله خامنهای با هدف امداد و ساماندهی کمکهای مردمی به زلزلهزدگان، عازم فردوس شدند. او در این مدت در مجالس و منابر و همچنین هیئتهای مذهبی، به فعالیت سیاسی خود ادامه داد. این فعالیتها باعث شد که به اقامتش در فردوس پایان داده شود.[۳۹]
او با آنکه تحت پیگرد بود، با برخی از روحانیون مبارز از جمله سید محمود طالقانی، سید محمدرضا سعیدی، محمدجواد باهنر، محمدرضا مهدوی کنی، مرتضی مطهری، اکبر هاشمی رفسنجانی و فضل الله محلاتی در مشهد و تهران ارتباط داشت و به رغم اقامت در مشهد در بسیاری از جلسات علما و روحانیون مبارز تهران حضور مییافت.[۴۰]
سید علی خامنهای در ۱۳۴۸ش با هدف تبیین مباحث تأثیرگذار در روند مبارزه، به ایراد سخنرانیهایی در برخی مراکز فعال سیاسی اسلامی در تهران از جمله حسینیه ارشاد و مسجد الجواد تهران دعوت شد.[۴۱]
با درگذشت آیتالله سید محسن حکیم در خرداد ۱۳۴۹ش، آیتالله خامنهای تلاش مضاعفی برای تحکیم مرجعیت امام خمینی به عنوان مرجع تقلید اعلم انجام داد. در ۲ مهر ۱۳۴۹ش دستگیر و مدتی در زندان لشکر خراسان در بازداشت به سر برد.[۴۲]
در مرداد ۱۳۵۰ به ساواک مشهد احضار و مدتی در زندان لشکر خراسان بازداشت شد تا فعالیتی در زمینه جشنهای ۲۵۰۰ ساله نداشته باشد.[۴۳] پس از آزادی، و در همان سال دو بار دیگر نیز بازداشت شد و در بازداشت دوم به اتهام اقدام بر ضد امنیت داخلی به سه ماه حبس محکوم شد.[۴۴] وی پس از آزادی، فعالیتهای سیاسی و اجتماعی خود را گسترش داد. جلسات درس و تفسیر او در مدرسه میرزا جعفر و مسجد امام حسن و مسجد قبله و نیز در منزلش در مشهد ادامه داشت.
در آذر ۱۳۵۲ش محل اقامه نماز جماعت و جلسات تفسیر خود را به مسجد کرامت انتقال داد.[۴۵] پس از مدتی سازمانهای امنیتی وقت مانع اقامه نماز جماعت در آن مسجد شدند.[۴۶]
در آبان ۱۳۵۳ش به دعوت آیتالله محمد مفتح در مسجد جاوید تهران به سخنرانی پرداخت. در دی ۱۳۵۳ش دستگیر و به زندان کمیته مشترک ضدخرابکاری در تهران منتقل شد.[۴۷] در این حبس، اجازه ملاقات نداشت و از وضعیت و محل حبس او اطلاعی به خانوادهاش داده نشده بود.[۴۸]
او در ۲ شهریور ۱۳۵۴ش از زندان آزاد شد، اما تحت مراقبت مأموران امنیتی بود و اقامه نماز جماعت، سخنرانی، تدریس و جلسات تفسیر وی حتی در منزلش ممنوع شده بود[۴۹]اما او جلسات تفسیر و فعالیتهای خود را به صورت مخفیانه پی گرفت.[۵۰]
به دنبال درگذشت علی شریعتی در ۲۹ خرداد ۱۳۵۶ش، آیتالله خامنهای در بزرگداشت و مراسم ترحیم وی حضور یافت[۵۱] و در پی درگذشت سید مصطفی خمینی فرزند امام خمینی به همراه برخی از مبارزان انقلابی، مراسم ختمی در ۶ آبان در مسجد ملاهاشم برپا کردند.[۵۲]
او از سوی کمیسیون امنیت اجتماعی خراسان به سه سال تبعید در ایرانشهر محکوم شد[۵۳] و مأموران امنیتی در ۲۳ آذر ۱۳۵۶ش به منزلش یورش برده و او را دستگیر کردند و به ایرانشهر انتقال دادند.[۵۴] روز ۹ مرداد ۱۳۵۷، ساواک زاهدان دستور داد که محل تبعید وی از ایرانشهر به جیرفت تغییر یابد.[۵۵]
پس از مهاجرت امام خمینی به فرانسه، شورای انقلاب در اوایل آبان ۱۳۵۷ش در ایران شکل گرفت و اعضای آن به تدریج توسط امام خمینی انتخاب شدند.[۵۶] سید علی خامنهای به همراه مرتضی مطهری، سید محمد حسینی بهشتی، سید عبدالکریم موسوی اردبیلی، محمدرضا مهدوی کنی، محمدجواد باهنر و اکبر هاشمی رفسنجانی، جزء نخستین اعضای شورای انقلاب بود. او در اواخر دی ۱۳۵۷ش در این جلسات حضور پیدا کرد.[۵۷] آیتالله خامنهای تا پایان فعالیت این شورا در ۲۹ تیر ۱۳۵۹ش عضو ثابت آن باقی ماند.[۵۸]
در آخر تیر ۱۳۵۸ آیتالله خامنهای به معاونت امور انقلاب وزارت دفاع، و هم چنین عضویت کمیسیون وزرای امنیتی که سرپرستی و مسئولان کلیه امور انتظامی، نظامی و امنیتی را برعهده داشت، انتخاب گردید.[۵۹]
آیتالله خامنهای در ایام منتهی به پیروزی انقلاب اسلامی و پس از آن،[۶۰] به همراه سید محمد حسینی بهشتی، اکبر هاشمی رفسنجانی، سید عبدالکریم موسوی اردبیلی و محمدجواد باهنر برای ایجاد تشکلی انقلابی فعالیت میکرد.[۶۱] این تشکل با نام حزب جمهوری اسلامی در ۲۹ بهمن ۱۳۵۷ش رسما اعلام موجودیت کرد، اما سابقه تأسیس آن به جلساتی در مشهد در تابستان ۱۳۵۶ برمیگردد.[۶۲]
سید علی خامنهای از تهیهکنندگان مرامنامه حزب جمهوری اسلامی بوده و در تقسیم وظایف اعضا نیز وظیفه تبلیغات حزب را بر عهده گرفت.[۶۳] آیتالله خامنهای عضو موسس و عضو شورای مرکزی حزب بود و در مجموع در دوره تأسیس حزب بیشتر نقش تبیینی ایفا کرد و مواضع حزب را به صورت گفتارها و جزوههایی ارائه میکرد. او در تأسیس شعبه حزب در مشهد نقش داشت و دفتر آن شعبه را در ۲۶ اسفند ۱۳۵۷ش افتتاح کرد.
پس از بهشتی و باهنر، آیتالله خامنهای در شهریور ۱۳۶۰ از سوی شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی به عنوان سومین دبیرکل آن انتخاب شد.[۶۴] در نخستین کنگره حزب در اردیبهشت ۱۳۶۲ش، برای دومین بار به دبیرکلی حزب و عضویت شورای مرکزی[۶۵] و شورای داوری حزب[۶۶] انتخاب شد.
وی در طول دوران ریاست جمهوری در جلسههای حزب جمهوری اسلامی تهران و شهرستانها شرکت میکرد و ضمن تبیین مأموریتها و اهداف حزب به پرسشهای اعضای دفترها و شعب و اعضای حزب پاسخ میداد.[۶۷]
امام خمینی در ۲۴ دی ۱۳۵۸ش آیتالله خامنهای را با اشاره به حسن سابقه و شایستگی در علم و عمل، به امامت جمعه تهران منصوب کرد.[۶۸] پیشنهاد برگزاری سمینارهای ائمه جمعه به منظور انسجام شبکه امامان جمعه در داخل کشور و جهان اسلام از اقدامات ایشان در این دوره بود و پس از موافقت امام خمینی، نخستین سمینار در مدرسه فیضیه قم برگزار شد.[۶۹]
اهتمام به خطبههای عربی بعد از خطبه دوم فارسی از ویژگیهای خطبههای ایشان بوده است.
آیتالله خامنهای در انتخابات نخستین دوره قانونگذاری مجلس شورای اسلامی در اسفند ۱۳۵۸ش، با حمایت جامعه روحانیت مبارز تهران، حزب جمهوری اسلامی و چندین سازمان و گروه اسلامی دیگر[۷۰] از حوزه انتخابیه تهران وارد مجلس گردید. در مجلس نیز عضو و رئیس کمیسیون امور دفاعی بود.ایشان با انتخاب به مقام ریاست جمهوری در مهر ۱۳۶۰ قوه مقننه را ترک گفت.
آیتالله خامنهای در ۶ تیر ۱۳۶۰ش و در حال سخنرانی پس از نماز ظهر در مسجد ابوذر، واقع در یکی از مناطق جنوب تهران، در اثر انفجار بمبی که در ضبط صوت کار گذاشته شده بود هدف ترور قرار گرفت و به شدت زخمی شد.[۷۱] بر اثر این سوء قصد وی از ناحیه سینه، دست راست آسیب جدی دید.آثار این مصدومیت با ایشان باقی مانده و دست راست ایشان کارآیی لازم را ندارد. گزارشهای غیررسمی مسبب این حادثه را سازمان مجاهدین خلق ایران دانستهاند.[۷۲] امام خمینی در پیامی خطاب به آیتالله خامنهای توطئه سوء قصد به جان وی را محکوم کرد و از او تجلیل کرد.[۷۳] ایشان در ۱۸ مرداد ۱۳۶۰ از بیمارستان مرخص شد و مجددا به صحنه اجتماعی و سیاست بازگشت و از ۲۶ مرداد ۱۳۶۰ در جلسات مجلس شورای اسلامی حاضر شد.[۷۴]
بعد از شهادت محمدعلی رجایی دومین رئیس جمهور اسلامی ایران- شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی و نیز جامعه مدرسین حوزه علمیه قم آیتالله خامنهای را به عنوان نامزد ریاست جمهوری انتخاب کردند و امام خمینی که تا آن زمان با تصدی روحانیون در مقام ریاست جمهوری موافق نبود، با نامزدی او موافقت کردند.[۷۵] انتخابات در ۱۰ مهر ۱۳۶۰ برگزار شد و آیت الله خامنهای با کسب اکثریت مطلق آراء (۹۵/۱۱ درصد) به عنوان رئیس جمهور انتخاب شد.[۷۶] در ۱۷ مهر ۱۳۶۰ امام خمینی حکم ریاست جمهوری وی را تنفیذ کرد[۷۷] و او در ۲۱ مهر به عنوان سومین رئیس جمهور اسلامی ایران در مجلس شورای اسلامی سوگند یاد کرد.[۷۸]
چهارمین دوره انتخابات ریاست جمهوری اسلامی ایران در ۲۵ مرداد ۱۳۶۴ش برگزار شد و آیتالله خامنهای با کسب ۱۲ میلیون و ۲۰۵ هزار و ۱۲ رای (۸۵٪) از مجموع ۱۴ میلیون و ۲۳۸ هزار و ۵۸۷ نفر برای دومین بار به عنوان رئیس جمهور ایران انتخاب شد. ایشان در خرداد ۱۳۶۸ به رهبری نظام جمهوری اسلامی انتخاب شد و تا مرداد ۱۳۶۸ش هر دو مسئولیت را بر عهده داشت.
در این دوره و برای حل اختلافات مجلس شورای اسلامی و شورای نگهبان در تصویب لوایح مختلف، امام خمینی با تشکیل مجمع تشخیص مصلحت نظام موافقت کرد.[۷۹] و آیتالله خامنهای اولین رئیس آن شد[۸۰] که این سمت را تا پایان دوره ریاست جمهوری عهده دار بود.[۸۱]
او در دوره اول ریاست جمهوری از ۱۵ تا ۲۰ شهریور ۱۳۶۳ به کشورهای سوریه، لیبی و الجزایر و در دوره دوم از ۲۳ دی تا ۳ بهمن ۱۳۶۴ به کشورهای آسیایی و آفریقایی، پاکستان، تانزانیا، زیمبابوه، آنگولا، و موزامبیک سفر نمود. از ۱۱ تا ۱۵ شهریور ۱۳۶۵ برای شرکت در هشتمین اجلاس سران کشورهای غیرمتعهد در هراره مجددا به زیمبابوه سفر کرد. در این سفر در اجلاس سخنرانی کرد و با برخی از سران کشورهای غیرمتعهد دیدار و گفت وگو نمود.[۸۲] از ۲ تا ۶ اسفند ۱۳۶۷ نیز به کشورهای یوگسلاوی و رومانی[۸۳] و از ۱۹ تا ۲۶ اردیبهشت ۱۳۶۸ به کشورهای چین و کره شمالی سفر کرد.[۸۴] پیش از ریاست جمهوری نیز از ۲۱ بهمن تا ۶ اسفند ۱۳۵۹ سفری تبلیغی به هندوستان داشته است.[۸۵] آیت الله خامنهای در ۳۱ شهریور ۱۳۶۶ در چهل و دومین اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل متحد شرکت و سخنرانی کرد. این اولین حضور رئیسجمهوری اسلامی ایران در مجمع عمومی سازمان ملل متحد بود.[۸۶][یادداشت ۱]
با درگذشت امام خمینی در ۱۴ خرداد سال ۱۳۶۸ مجلس خبرگان رهبری عصر همان روز تشکیل جلسه داد. پس از بحث درباره شورایی یا فردی بودن رهبری و بعد از مطرح شدن نام آیتالله خامنهای، برخی از نمایندگان از نظر امام خمینی مبنی بر صلاحیت آیتالله خامنهای برای رهبری نظام خبر دادند. در پی آن رأی گیری به عمل آمد و اکثریت قاطع نمایندگان مجلس خبرگان آیتالله خامنهای را به رهبری نظام جمهوری اسلامی انتخاب کردند.[۸۷]
پس از بازنگری در قانون اساسی و انجام همه پرسی، مجلس خبرگان رهبری یک بار دیگر بر اساس قانون اساسی جدید در مورد رهبری ایشان رأی گیری کرد و اکثریت قاطع مجددا ایشان را به رهبری نظام انتخاب کردند.
سید احمد خمینی، که فرزند و نزدیکترین فرد به امام خمینی بود، نقل کرده که ایشان گفتهاند: الحق ایشان (آیتالله خامنهای) شایستگی رهبری را دارند.[۸۸] زهرا مصطفوی، دختر امام خمینی بیان کرده که امام خمینی از آیتالله خامنهای برای رهبری نام برده و اجتهاد او را تأیید کردهاند.[۸۹] اکبر هاشمی رفسنجانی نیز که از تصمیمگیران تأثیرگذار در جمهوری اسلامی است نقل کرده است که امام خمینی از آیتالله خامنهای برای رهبری آینده نظام نام بردند. وی همچنین بیان داشته که امام خمینی در جلسه خصوصی درباره رهبری آینده با اشاره به آیتالله خامنهای تصریح کرده است: شما در بن بست نخواهید بود. چنین فردی در میان شما هست.[۹۰]
پس از این انتخاب، مسئولان ارشد نظام جمهوری اسلامی، بیت امام خمینی، مراجع تقلید و علما، نخبگان، شخصیتهای حوزوی و دانشگاهی، خانوادههای شهدا و قشرهای مختلف مردم این انتخاب را تأیید و با رهبر جدید بیعت کردند. نهادهایی که نماد اقتدار کشورند از انتخاب آیتالله خامنهای به مقام رهبری حمایت و آمادگی خود را برای اطاعت از اوامر ایشان اعلام نمودند.[۹۱] سید احمد خمینی ساعاتی پس از انتخاب آیتالله خامنهای به رهبری، پیام تبریکی به ایشان ارسال کرد و دستورات ولی فقیه را برای خود لازم الاجرا دانست.[۹۲]
بیعتهای مردم به صورت حضوری، شرکت در راهپیماییها، انتشار اطلاعیه و پیام تبریک و امضای طومارها پس از آن انجام گرفت.[۹۳] کاروانهای میثاق با امام و بیعت با رهبری در آستانه چهلمین روز ارتحال امام خمینی از سراسر کشور به راه افتاد[۹۴] و «مانورهای بیعت با رهبری» در برخی مناطق مرزی و استراتژیک کشور[۹۵] و نیز برگزاری «سمینارهای میثاق با امام، بیعت با رهبری» شکل گرفت.[۹۶]
آيت الله خامنهای در شهریور ماه ۱۳۷۹ مصادف با آگوست سال ۲۰۰۰ میلادی پیامی به اجلاس هزاره رهبران روحانی برای صلح جهانی در سازمان ملل ارسال کرد. [۹۷] این پیام توسط آیتالله جوادی آملی به عنوان نماینده ایران در این اجلاس قرائت شد. [۹۸]
پیام به مناسبت ایام حج و خطاب به همه حاجیان مسلمان جزو برنامههای همه ساله آیتالله خامنهای است. [۹۹] او در این پیامها ضمن توجه دادن به مسائل جهان اسلام، به مهمترین و اولویتدارترین موضوعات مرتبط با امت اسلامی میپردازد. [۱۰۰] ایشان نخستین بار در تیرماه ۱۳۶۹، در اولین سال پس از رهبری جمهوری اسلامی ایران، در پیامی به حجاج بیت الله الحرام، از آنها خواست تا با طرح مصائب و مشکلات مسلمین، تلاش برای ایجاد وحدت و همدلی مسلمانان، نشر معارف اساسی اسلام و تبادل نظر در وظایف بزرگ مسلمین در دوران معاصر، حج را ابراهیمی و محمدی(ص) سازند. وی با اشاره به رخدادهای سال ۱۳۶۶ که به کشتار حاجیان و قطع روابط ایران و عربستان منتهی شد، دلیل محرومیت ایرانیان از حج را بازگرداندن معنای حج به آن با اظهار برائت از مشرکین دانست.[۱۰۱]
رهبر جمهوری اسلامی ایران، در پیام مرداد ۱۳۹۷، بر وحدت میان مسلمانان تأکید کرده است و تلاش برای اتحاد را در نقطه مقابل خواست دشمنان اسلام دانسته است که مسلمانان را به صفآرایی در برابر یکدیگر تشویق کردهاند.[۱۰۲] جدیدترین پیام او به مناسبت ایام حج سال ۱۴۴۰ق در ۱۹ مرداد ۱۳۹۸ در صحرای عرفات خطاب به حاجیان قرائت شد. [۱۰۳]
در سال ۱۳۹۳ و بعد از وقوع یک واقعه تروریستی در فرانسه توسط گروههایی از مسلمانان، آیتالله خامنهای، پیامی خطاب به جوانان اروپا و آمریکای شمالی صادر کرد. ایشان در این پیام از جوانان خواست که برای شناخت اسلام به متن اصلی آن یعنی قرآن و زندگی پیامبر اسلام(ص) مراجعه کنند.[۱۰۴] این پیام با هشتگی به نام نامهای برای تو به صورت گسترده و به چند زبان در شبکههای اجتماعی اینترنتی منتشر شد.[۱۰۵] [۱۰۶] [۱۰۷] پس از شورش جلیقهزردها در پاریس نیز آیتالله خامنهای در ۸ آذر ۱۳۹۴ش، دومین نامه را خطاب به جوانان غربی نگاشت.[۱۰۸]
آیتالله خامنهای در ۵ خرداد ۱۴۰۳ش، در نامهای به دانشجویان حامی مردم فلسطین در دانشگاههای آمریکا با آنان ابراز همدلی و همبستگی کرد. او در این نامه، این دانشجویان را بخشی از جبهه مقاومت و امریکا را بزرگترین حامی اسرائيل دانست و بر حق فلسطینیان در دفاع از خود تأکید کرد. همچنین ایستادگی در راه را حق را از درسهایی برشمرد که قرآن به انسانها آموخته است و آنان را بر آشنایی با قرآن توصیه نمود.[۱۰۹]
کنگره بینالمللی اندیشههای قرآنی آیتالله خامنهای در ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۳ش با حضور اساتید معارف اسلامی حوزه و دانشگاه و طلاب حوزه علمیه در دانشگاه معارف اسلامی قم برگزار شد و از مقالات برگزیده این کنگره تقدیر به عمل آمد.[۱۱۰]
| کتابشناسی | ||||||
|---|---|---|---|---|---|---|
| نام | سال تألیف | سال انتشار | ناشر | توضیحات | ||
| پیشوای صادق | ۱۳۵۰–۱۳۴۵ | ۱۳۶۰–۱۳۵۸ | انتشارات سید جمال[۱۱۱] | کتاب شامل چند سخنرانی از خامنهای دربارهٔ تحلیل زندگانی امام ششم شیعیان جعفر صادق در قبل پیروزی انقلاب اسلامی است که توسط خود او تنظیم گردیدهاست. این کتاب بعد از انقلاب تحت عنوان «پیشوای صادق (ع)» توسط انتشارات سید جمال و با همکاری واحد ایدئولوژی روزنامه جمهوری اسلامی تنظیم و منتشر گردید. این سخنرانیها بین سالهای ۴۵–۵۰ شمسی بودهاست. کتاب در فاصله سالهای ۵۸ تا ۶۰ شمسی منتشر شدهاست.[۱۱۲] | ||
| گزارشی از حوزه علمیه مشهد | ۱۳۴۶ | ۱۳۶۵ | کنگره جهانی حضرت رضا (ع) | این کتاب در تیرماه ۱۳۶۵ از سوی کنگره جهانی حضرت رضا در ۱۴۰ صفحه و شمارگان ۵۰۰۰ نسخه منتشر شد. این کتاب پیرامون تاریخ اجتماعی مشهد و بهطور خاص حوزه علمیه آن است. جمعآوری و پیشنویس مطالب کتاب مربوط به دوران قبل از انقلاب ایران است. این کتاب از سوی مؤسسه چاپ و انتشارات آستان قدس رضوی منتشر شد.[۱۱۳] | ||
| ۴ کتاب اصلی علم رجال | ۱۳۵۱–۱۳۴۸ | ۱۳۶۹ | دفتر نشر فرهنگ اسلامی[۱۱۴] | این اثر یکی از تألیفهای خامنهای است که بخشهایی از آن ابتدا با عنوان «چهره رجالی شیخ طوسی» به پیشنهاد دانشکده الهیات مشهد برای ارائه به هزاره جهانی شیخ طوسی در سال ۱۳۴۸ نوشته شد اما به ستاد کنگره داده نشد و بعدها در میان «چهار کتاب اصلی علم رجال» منتشر شد. در سال ۱۳۵۱ به درخواست سید جعفر شهیدی یا محمدرضا حکیمی دو کتاب از چهار کتاب اصلی علم رجال طی مقاله مفصلی در جلد اول یادنامه علامه امینی، صاحب کتاب الغدیر به چاپ رسید. در این کتاب به مسائلی نظیر موضوع، تاریخچه و فایده علم رجال، آغاز و انگیزه تدوین هر یک از رشتههای علم رجال پرداخته شدهاست. اصول اربعه شامل کتابهای اختیار الرجال، الفهرست (شیخ طوسی)، الرجال از تألیفات شیخ طوسی و کتاب فهرست معروف به رجال نجاشی تألیف احمد بن علی نجاشی است. این کتاب دربرگیرنده معرفی تفصیلی دو کتاب اول (اختیار الرجال و الفهرست) بود و در مجلد اول یادنامه عبدالحسین امینی به چاپ رسید و در سال ۱۳۶۹ نیز ضمن یک کتاب مستقل در ۶۲ صفحه رقعی توسط دفتر نشر فرهنگ اسلامی به فارسی منتشر شد.[۱۱۳] | ||
| از ژرفای نماز | ۱۳۵۱ | انتشارات بعثت[۱۱۴] | این کتاب، مجموعه چند سخنرانی کوتاه است که در سال ۱۳۵۱ شبها بعد از نماز در مسجد کرامت مشهد ایراد شدهاست. در این سخنرانیها ضمن ترجمه و تفسیر سوره حمد مباحثی چون توحید، تسبیحات اربعه، ارکان و واجبات نماز مطرح شدهاست. کتاب اولین بار قبل انقلاب در سال ۱۳۵۲ توسط نشر بعثت در ۶۸ صفحه منتشر شد و پس از آن در بیش از ۱۵۰ هزار نسخه در ۲۷ چاپ توسط دفتر نشر فرهنگ اسلامی به چاپ رسیدهاست. محتوای کتاب به گونهای بود که بر اساس مکاتبات اداره کل نگارش وزارت فرهنگ و هنر شاهنشاهی با کتابخانه ملی در خصوص اجرای مراحل ثبت، سانسور و چاپ دوم کتاب «از ژرفای نماز» اثر سید علی خامنهای از انتشارات بعثت و چاپخانه نیلوفر با شرط اصلاحات و سانسور، مجوز چاپ گرفت.[۱۱۳][۱۱۵] | |||
| طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن | ۱۳۵۳ | ۱۳۵۴ | انتشارات صهبا ۱۳۹۲[۱۱۶] | پس از تعطیلی جلسات خامنهای در مسجد کرامت مشهد در اسفند سال ۱۳۵۲ به وسیلهٔ ساواک، وی در جلسات مختلفی به سخنرانی میپرداخت. با تعطیلی مسجد کرامت، او در مسجد امام حسن مجتبی به اقامهٔ نماز جماعت و طرح تازهای برای سخنرانیهایش در آن مسجد پرداخت که عنوان آن «طرح تبیین رئوس و اصول کلی اندیشهٔ اسلامی با تکیه بر قرآن کریم» بود. در این طرح قرار بود اصول اصلی اعتقادات اسلامی مستند به آیات قرآن بررسی و تبیین شود؛ این مباحث در ماه رمضان سال ۱۳۵۳ شمسی مطرح شد. مجموعهٔ این مباحث در چند مرحله برای چاپ آماده شد و به انتشار رسید. در ابتدا کتابچهای از خلاصهٔ مباحث در سال ۱۳۵۴ منتشر شد؛ اما صورت کامل و پیادهشدهٔ همهٔ سخنرانیها بعد از انقلاب انجام شد. مجموعهٔ سخنرانیها در سال ۱۳۹۲ در قالب کتابی با نام «طرح کلی اندیشهٔ اسلامی در قرآن» از سوی «مرکز صهبا» منتشر شد.[۱۱۷] | ||
| گفتاری در باب صبر | ۱۳۵۳ | ۱۳۵۴ | انتشارات غدیر | این کتاب خلاصه چند سخنرانی کوتاه در موضوع صبر در بهمنماه ۱۳۵۲ است که بنا به رسم و سنتی خاص هر شب پس از نماز جماعت در مسجد کرامت به وسیله سید علی خامنهای گفته میشدهاست. این مطالب در سال ۱۳۵۴ برای اولین بار ویرایش شد و توسط انتشارات غدیر در ۱۰۹ صفحه در چاپخانه مشعل آزادی به چاپ رسید. پس از انقلاب کتاب حاضر توسط دفتر نشر فرهنگ اسلامی دو بار در سالهای ۱۳۸۳ و ۱۳۸۵ چاپ شدهاست.[۱۱۳] | ||
| روح توحید نفی عبودیت غیر خدا | ۱۳۵۶ | ۱۳۶۰ | مؤسسه انجام کتاب | این مقاله در سال ۱۳۵۶ در مجموعه «دیدگاه توحیدی» به همراه مقالاتی از غلامعباس توسلی، سید محمد بهشتی، مرتضی مطهری، مجتهد زنجانی جمعآوری و چاپ شدهاست.[۱۱۳][۱۱۲] بعد از انقلاب این اثر در قالب کتابی مستقل و در سال ۱۳۶۰ در ۳۲ صفحه رقعی توسط مؤسسه انجام کتاب در ده هزار نسخه منتشر شد.[۱۱۸] «روح توحید» در سال ۱۳۹۰ توسط انتشارات جامعه مدرسین نیز منتشر شد.[۱۱۳] | ||
<ref> نامعتبر؛ متنی برای ارجاعهای با نام تمهید وارد نشده است<ref> نامعتبر؛ متنی برای ارجاعهای با نام قدس وارد نشده است1405/06/21
به روز رسانی : 1405/06/07