حسین خسروجردی (متولد ۱۳۳۶ در تهران) طراح، نقاش، گرافیست و مجسمهساز است. وی فارغالتحصیل از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران است. نشان واره روزنامه همشهری، آرم دانشگاه آزاد اسلامی، شبکه ۵ تهران و آرم معروف دهه فجر از آثار اوست.
آثار او را میتوان به سه دوره تقسیم کرد: دوره اول به شکلی انقلابی بود، در دوره دوم تغییراتی صورت گرفت، و دوره سوم مهاجرت به لندن تأثیر زیادی در آثار او گذاشت. اگرچه او در دورههای متأخر کاریاش رویکردهای متفاوتی را دنبال کرده است اما کماکان به اعتبار دورهٔ اول آثار هنری خود از هنرمندان برجستهٔ جریان موسوم به «هنر انقلاب» بهشمار میآید. خسروجردی از سال ۲۰۰۸ به لندن مهاجرت کرده و در آنجا زندگی میکند.
او تحصیلات هنری خود را از هنرستان هنرهای زیبای تهران آغاز نمود. سپس در سال ۱۳۵۱ وارد دانشکدهٔ هنرهای زیبا شد و در رشتهٔ نقاشی مشغول به تحصیل شد. او یکی از بنیانگذاران مرکز هنرهای تجسمی حوزهٔ هنری بود. حوزهٔ هنری حوالی سال ۱۳۵۷ خورشیدی به نام کانون نهضت فرهنگی اسلامی به ابتکار طاهره صفارزاده تأسیس شد و پس از چند ماه به حوزهٔ اندیشه و هنر اسلامی تغییر نام یافت و در ابتدای دههٔ ۱۳۶۰ به سازمان تبلیغات اسلامی پیوست. این کانون مأمنی بود برای هنرمندانی که با جنبشهای اجتماعی و سیاسی دوران انقلاب و پس از آن همراه بودند. او همچنین از اعضای مؤسس انجمن هنرمندان نقاش ایران بود.
خسروجردی و انقلاب
همسنگران قدس-اثر حسین خسروجردی
حسین خسروجردی از اولین هنرمندانی است که نسبت به شرایط اجتماعی پس از انقلاب و تعارضات و تناقضات موجود با جامعه آرمانی-اسلامی، بدون محافظه کاری و ابهام و کنایه عکس العمل نشان داد. وی آثارش را از این ادراک از خود وقایع و جریانات پیرامون خالی نگذاشته است. حسین خسروجردی در نقاشیهای اولیهاش به مضامین اجتماعی، سیاسی و مذهبی میپرداخت و به همین سبب نیز در زمرهٔ «نقاشان انقلاب» شمرده میشد. در آن دوره مفاهیمی چون شرارت، سقوط، رهایی و غیره را با زبانی تمثیلی بیان میکرد.
در آثارش همواره معیار معنایی و مفهومی دارد. او مبنای خلق آثارش را بر نا متعارف بودن میگذارد. آثار دوره انقلاب وی اغلب با شیوه اکسپرسیونیستی مضمون مورد نظر را منتقل میکنند. مضامین اجتماعی، فاصله طبقاتی، بهرهکشی با عناوین مختلف و مفهوم آزادی از مضامین مورد توجه خسروجردی است. نماد ابزار اصلی وی در به تصویر کشیدن ایدههایش بوده است. او در آثارش قصد ندارد سبک نقاشی ایرانی را بکار گیرد، به عقیده وی نه فرم و روش بلکه مضمون و تعهد در نقاشی است که به آن هویت و وجود میبخشد.
وی در ابتدای انقلاب در آثارش اغلب نمادهای مرسوم انقلابی دارد. اما پس از انقلاب آثار وی مفهومی با تأکید بر مسایل اجتماعی میشود که در همه آنها طرح و رنگ با هم مصالحه دارند.[۲] بعد از گذشت مدت زمانی خسروجردی تغییر زاویه شگرفتی به لحاظ اعتقادی و رفتاری با آن دوران پیدا کرد، ترک وطن کرد و در سمت و سوی دیگری ایستاد. وی هماکنون در لندن زندگی و کار میکند.
نقاشان انقلاب
نقاشی در بعد از پیروزی انقلاب اسلامی با برپایی نمایشگاهی در بیستم فروردینماه ۱۳۵۸ در حسینیهٔ ارشاد شکل گرفت. در این نمایشگاه هنرمندانی چون، حبیبالله صادقی، کاظم چلیپا، حسین خسروجردی، حسین صدری، محمدعلی رجبی، ناصر پلنگی و چند تن دیگر شرکت داشتند.
با تشکیل مرکز «حوزه اندیشه و هنر اسلامی» این حرکت شکل تازهای به خو گرفت و در سالهای بعد نقاشان جوان دیگری همچون مصطفی گودرزی، علی وزیریان، مصطفی ندرلو، غلامعلی طاهری، مرتضی اسدی و حمید قدیریان به این گروه پیوستند که امروزه بیشتر این نقاشان را با عنوان «نقاشان انقلاب» میشناسیم. اکثر نقاشانی که در این مرکز گرد آمده بودند، با داشتن انگیزههای انقلابی، سعی در رواج دادن نقاشی انقلابی در میان عامه مردم داشتند.
هنر انقلاب اسلامی بهعنوان یک مکتب هنری در روند شکلگیری انقلاب اسلامی ریشه گرفت. از حسینیهها و مساجد به عنوان خاستگاه اولیه، از منابع دینی و مذهبی و سیاسی بهعنوان منابع مضمونی اولیه تا مفاهیم و موضوعات خاص انقلاب و جنگ تحمیلی که بهطور مشخص از سال ۵۷–۶۰ به این سو در قلمرو هنر ظاهر شد.
تعدادی از نقاشیهای اوایل انقلاب جنبهٔ شعاری داشتند و بیشتر از ارزش محتوایی برخوردار بودند. اما آثاری که در سالهای بعد خلق شدند، دارای مضمونی پختهتر و جنبههای تصویری قوی گشتند که با گذشت زمان، آثار از هر حیث، روند عمیقتر و تکنیکیتری در پیش گرفتند؛ بنابراین این قبیل آثار متأخر، از یک فضای عینی صرف فاصله گرفته و تکنیک یا سبک کار بر مضمون غالب میشود.
جدول نقاشیهای خسروجردی در دهه شصت
شهید شمع تاریخ است - اثر حسین خسروجردی. به اعتقاد شهید آوینی، در این تابلو تنها به خرق حجاب میان ظاهر و باطن اکتفا نشده و هنرمند از طریق سمبلهایی روشن و کاملاً فطری به مراتب بالایی از تجلی حق دست یافته است. سلاح شهید، خورشید است که سیاره زمین را روشن ساخته است و پیشانیبند خونآلود، بر پیشانی زمین، منظر موعود شهید را تصویر میکند و نهایتاً این شهید است که از موجبیتها درمیگذرد و تاریخ را به سوی آن غایت موعود میکشاند.»
این کتاب ضمن معرفی آثار این هنرمند و ابراز موضع خویش دست به تحلیل نقاشیهایی از خسروجردی پرداخته است. این آثار با اجماع بسیاری از منتقدین و خود شخص هنرمند، تحت عنوان هنر متعهد یا حتی هنر انقلابی مورد تحلیل قرار خواهند گرفت. این کتاب در ۹۴ صفحه و توسط انتشارات سوره مهر در سال ۹۰ منتشر شده است.
گفتاورد
حسین خسروجردی در گفتوگو با خبرنگار گروه هنری ایسنا، با اظهار نظر دربارهٔ فراخوان پوستر جشنوارهٔ فیلم فجر گفت:
وقتی ما به سراغ یک گرافیست میرویم باید بدانیم او بیشتر از بقیه در این کار تخصص و تبحر دارد و کارفرمایان که نقطه نظراتی معمولاً به غلط توصیه میکنند. اگر واقعاً شناخت کافی داشته باشند قطعاً یک گرافیست موفق هم خواهند بود و بهتر است آن اثر پوستر را خودشان طراحی و اجرا کنند!.
محدودیت باعث میشود که طراح فضای کمتری برای خلاقیت داشته باشد و در نتیجه کار به تکرار میانجامد و دائم از یکسری از نشانههای تکراری استفاده میشود مثل پوستر جشنواره تئاتر که دائم از ماسک بهره گرفته و فرمهای کلیشهای که همه به اینها ختم میشود.
آن کار (طراحی پوستر ششمین جشنواره فیلم فجر) طرحی بود که در خاطر همه ماند، نمایی از بالا که عدهای مرد و زن یک فریم را گرفته و به بالا نشان میدهند از آن پوسترهایی بود که هر فردی حتی اگر یک بار هم دیده باشد به خاطرش میماند در واقع یکی از کدهایی که باید رعایت شود همین است پوستری طراحی شود که نشان و سمبلی از نشانههای ملی ما در آن حک شده باشد تا در خاطرهها بماند.
این طراح با اظهار نظر دربارهٔ فراخوان طراحی پوستر جشنواره فیلم فجر گفت:
این هم یک پیشنهاد است ولی معمولاً در فراخوان حرفهایها شرکت نمیکنند من اصرارم این است که هر گرافیستی که امسال برای طراحی انتخاب میکنند هیچ دخالتی در کارش نکنند و برای یک بار هم که شده پوستری توسط یک گرافیست حرفهای بدون دخالت کارفرما ساخته شود تا ببینیم نتیجه به چه صورت خواهد بود.[۵]
↑در این نقاشی چهرههای ترسناکی با کلاه خودهای نظامی و تفنگهایی با سر نیزه میبینیم که قطب تپندهای را نشانه رفتهاند …پرچم و ستاره روی کلاه خود سمبولی از غرب است که فضای زندگی را تیره و تار کرده و زندگی را متوقف ساخته، این اثر، دشمن شمشیر از رو بستهای را هشدار میدهد. محور مضمون این اثر جنگ و شهادت است.
↑این اثر بانوی محجبه وحشت زده و بی سر پناهی را نشان میدهد که کودک متحیرش را به آغوش کشیده و سربند سبزی در پیشانی کودک بسته شده و به آسمان خیره است. پشت زن، موشکهایی در حال فرود هستند که دلیل ترس و وحشت زن است. خرابهها و آوار غلطیده در آتش، روزهای سخت دوران جنگ و اشغال و بمباران را به تصویر میکشد.