پژمان کریمی
سید امیرجاوید دستیار ریاست حوزه هنری در نشست سیاست فرهنگ «نسبت دولت و سینما» با اشاره به معنای دخالت دولت در سینما، اظهار داشت:
دخالت معانی مختلفی در حکمرانی در عرصه فرهنگ میتواند داشته باشد، باید تعریف کنیم ببینیم معنی و مقصود ما از دخالت چیست، اگر دخالت به معنای تسهیلگری و تنظیم گری در امر سینما و در امر فرهنگ باشد، نه تنها پسندیده است که اتفاقاً وظیفه حاکمیت است، باید تسهیل گر و تنظیمگر باشد و در این امر ورود نماید.انتظار عموم مردم و فعالین حوزه فرهنگی و فعالین سینما همین است، اگر منظور مداخله در هر امری، در هر سطحی با هر شیوهای است، حتماً ناپسند بوده و مورد نکوهش و به دور از انتظار مردم و اهالی فرهنگ و هنر و معماران انقلاب اسلامی است.
دخالت باید تعریف شود، دخالت در چه سطحی، در چه نقطهای و به چه شیوهای است؛ یعنی حکمرانی در عرصه فرهنگ در عرصه سینما باید ترسیم شود و به شکل دقیق و درست نقشه آن مشخص گردد تا بر اساس آن هر کسی هر نقشی در این حکمرانی دارد از آن فرد مطالبه شود و آن فرد نیز نسبت به وظایفی که بر دوش دارد آگاهی کسب کند و در این راستا ورود نماید. سیاست گذاری باید به یک معنا دقیق شود، یکی از دخالتهای ناپسند دولتها در شیوه سیاست گذاری است، اینکه سیاستگذاری دولتها در سینما مورد پسند باشد یا ناپسند بستگی دارد که آن سیاست متوجه چه چیزی است و در چه لایه ای قرار دارد.
اگر سیاستگذار بخواهد در خارج از وظیفه خودش سیاستگذاری نماید، خود را در همه شئون مالک و وادی سینما بداند و در هر چیزی دخالت کند حتماً امر ناپسندی است و اگر سیاست گذار در خصوص مأموریت خودش بخواهد به گونه ای سیاستگذاری نماید که تصویرگری برای سینما آسانتر، کارآمدتر و مؤثر باشد و بخواهد تنظیم گر درستی باشد و بتواند از برخی ارزشها و آرمانها و از آنچه که قانون تکلیف کرده است، دفاع نماید این سیاست گذاری خوب است.
باید به دلیل توقیف توجه بشود، اینکه چه چیزی میخواهد توقیف شود و باید سیستم نظارتی به نحوی عمل نماید که آیا آن محصول که به دست مردم میرسد محصول مطلوبی است یا نه فاسد است. در زمینه توقیف سوالهای متعددی رخ میدهد، باید مسیری که ما را به انتخاب توقیف میرساند نیز در مورد آن صحبت نماییم وگرنه جفا کردهایم، بنابراین باید مشخص شود آیا قوانین و معیارهای درست و دقیقی وجود دارد که افراد خودشان متوجه شوند محصولی شایسته توقیف است یا نه؟! یعنی سلیقه شخصی است یا معیاری وجود دارد که آن محصول نیازمند توقیف است یا خیر.
متأسفانه این امر بیشتر ناظر به سلایق شخصی، گروهی، جریانی و سیاسی بوده است. برای بخش محدودی از فیلمهایی که این اتفاق برایشان افتاده است بعضاً جریانهای مختلف خصوصاً جریانهای فرهنگی متفقالقول هستند که این اثر شایسته عرضه عمومی نیست ولی تعداد انگشت شماری بعد از دورانی که سپری کردند، از توقیف درآمدند و اکران شدند برای همگی خصوصاً اهالی فرهنگ سؤال پیش آمده است که علت توقیف این اثر چه بوده است؟ علت آن بخاطر نبود معیار و فرایندهای تسهیل گری و تنظیم گری است که به درستی طراحی نشده و دولت کنش مؤثر در فرایندها انجام نمیدهد.
اگر شرایط و بازار، بازار طبیعی باشد و برای فیلمساز حدود قانونی مشخص شود، فرد در آن حدود تولید محصول نماید مردم یا میپسندد و خرید میکند یا نمیپسندد، اینجا مردم تصمیم میگیرند که این اثر در عرصه فرهنگ ضریب بخورد یا نه. متأسفانه دولت تا کنون با دخالتهای نابجا نگذاشته که بازار به شکل طبیعی رقم بخورد و مردم تصمیم بگیرند.
همانطور که برای توقیف کردن معیاری نیست برای عدم توقیف کردن نیز معیاری وجود ندارد، بر اساس ویژگیهای دولت و بر اساس مداخلاتی که در امر سیاست گذاری حکمرانی در عرصه فرهنگ هست تصمیم میگیریم که این اثر باشد و این اثر نباشد و با تغییر کردن مسئولان ممکن است شرایط هم تغییر نماید.
اساساً چون جریان نقد در عرصه فرهنگ وجود خارجی ندارد و هیچ امکانی برای ظهور جریان نقد پیرامون رویدادها، آثار و پیرامون خود عرصه فرهنگی وجود ندارد این یک ابتذال در نظردهی، نظرخواهی و نظرسنجی ایجاد کرده است و یکی از امکانهای رشد برای مخاطب، هنرمند و سیاست گذار نیز گرفته است و جریان نقد هم اگر نیست دلایل مختلفی دارد برخی دلایل فنی و رفتار دولتها و جریانات سیاسی و برخی به جریانهای فرهنگی برمی گردد.
جواب این سوالات بله یا خیر نیست، در تمام دنیا نیز حاکمان یه وظایفی اختصاصی در امر سینما برای خودشان قائل هستند، کسانی که صاحب سینمای مؤثر و مفید هستند و ممکن است در یک لایههایی وارد عرصه تولید بشوند که شاید بخش خصوصی به راحتی نتواند وارد آن عرصه شود. مسئله این است که برای این کارها معیار مشخص وجود دارد و اینگونه نیست که مثلاً یک نهاد حاکمیتی ورود کند و خودش رقیب بخش خصوصی شود که اقدام این غلط و ناپسند است.
دولت تدبیر اندیشیده و پول خرج کرده است، برای اینکه بخش محدودی از سینمای ایران که شامل بخش محدودی از بازیگران، کارگردانان و بخشی از موسسات و تهیهکنندهها در ایام کرونا سیراب شوند بازار در تولید به شدت داغ است، کرونا نه تنها امر تولید را در سینما و در محصولات نمایشی متوقف یا کند نکرده اتفاقاً شتاب بیشماری داده است. همه اینها با پول پاشیهای دولت با روشی خاص انجام میشود، این رقمها که نظم بازار را بهم ریخته سبب شده در یک شرایط ناعادلانه عمده بدنه سینما و تلویزیون ضرر کنند و جماعت محدودی سیراب شوند.
اساساً جریانات سیاسی و هر جریانی که حکمرانی در کشور هستند فاقد ایده فرهنگی و فاقد ابزار لازم برای شناخت عرصه فرهنگی هستند این افراد چگونه میتوانند برای عرصه فرهنگ طراحی و ایده پردازی نمایند. امروز عصر فقدان ایده در حکمرانی فرهنگی در جمهوری اسلامی ایران است، فرهنگی بودن رهبر معظم انقلاب اسلامی برای همه در عالم مشهود است، همه ایشان را به عنوان یک شخصیت فرهنگی میشناسند و مسئله، دغدغه و زیست ایشان فرهنگ است و در سیر تقویت آن حرکت کرده است، دولت هاشمی، احمدینژاد و روحانی هیچکدام صاحب ایده فرهنگی و زیست فرهنگی نبودند و امروز نمیتوانم قضاوت کنم که آیا دولت سیزدهم صاحب ایده فرهنگی هست یا نه؟
تصمیمات اقتصادی پیامدهای فرهنگی میتواند داشته باشد و تصمیمات فرهنگی پیامدهای اقتصادی میتواند داشته باشند اینها همدیگر را پوشش میدهند و همدیگر را تکمیل میکنند، بسیاری از مشکلات اقتصادی را با پشتوانه فرهنگی میشود حل کرد.
ما روحیه آنان را اولا یک روحیه فرهنگی میبینیم که در بستر اقتصاد رقم میخورد و منجر به تنظیم خیلی اتفاقات و حل بسیاری از مسائل میشود، قرض الحسنه را اولا یک فرهنگ میپنداریم که منجر به تنظیم حل بسیاری از مسائل میشود، قرض الحسنه را اساساً یک فرهنگ میپنداریم که در عرصه اقتصاد بازیگری و نقش آفرینی میکند و حتماً اینها بر همدیگر اثر دارد ولی به کسی که زیست فرهنگی دارد و صاحب ایده فرهنگی است، معلوم و مشهود است کسی که کنشگر اقتصادی باشد و زیست فرهنگی هم داشته باشد در کنشها معلوم است.[۲۰]

