سماء بابایی
در روزگار کنونی شعر هیات کاربردی ترین گونه از اقسام شعر دینی و آیینی است. در قرون گذشته فراگیرترین نوع شعر آیینی اشعاری بود که توسط شبیه خوانان در تعزیه ها خوانده می شد؛ و حالا آن چه ستایشگران اهل بیت بر فراز منابر می خوانند پرمخاطب ترین گونۀ ادبی شیعه است. هر جا پای مخاطب عام در میان باشد اصل ساده گویی و عوام فهم بودن آثار نیز مبنا قرار خواهد گرفت. مضامین و واژگان تکراری، پرهیز از صنایع لفظی و معنوی تازه، زبان کهنه و گاهی حرف های عوامانه از آفات شعر گفتن برای مخاطب عام است. به همین دلیل تا سال های سال اهل ادب به شعر هیات روی خوشی نشان نمی دادند. روزی استاد میرشکاک گفت: "یک سال دهه اول محرم هر روز از صبح تا شب ترک موتور استاد علی انسانی از این مجلس روضه به آن مجلس می رفتم. چند روز گذشت؛ بالاخره به او اعتراض کردم! گفتم شما هنگام سرودن شعر آن قدر وسواس به خرج می دهی! چرا در محافل اشعاری به این سادگی می خوانی؟ ایشان در پاسخ گفت: باید شعری بخوانیم که مردم بفهمند! " البته در تمام شاخه های هنری از قدیم گفته اند آثاری ماندگار خواهد شد که عوام فهم و خواص پسند باشد و اتفاقا سخت ترین و حساس ترین وظیفۀ شاعر هیات همین است.
در آغازینۀ دهه هشتاد نسل تازه ای به این عرصه قدم نهاد که از زبان کهنۀ حاکم بر شعر هیات خسته شده بود و می خواست برای مخاطب نسل جوان شعر بگوید. نسلی که شعر نیمایی و شعر سپید خواه ناخواه بخشی از تجربۀ ادبی اش بود و گاه حتی معنای بسیاری از عبارات و واژه های مرسوم ادبیات کهن آیینی را نمی دانست. نسلی که در دهه های شصت و هفتاد بر خلاف اساتیدش، در هیات ها اشعار فراوانی با زبان محاوره شنیده بود. ظهور این نسل و کثرت آثارشان باعث شد تا شعر هیات پس از سال ها به رسمیت شناخته شود. یکی از مهم ترین شاعران این نسل علی اکبر لطیفیان است.
لطیفیان یکی از پدیده ها و امیدهای شعر هیات در دهه هشتاد بود که عده ای او را سازگار نوین می پنداشتند. او همانند استاد غلامرضا سازگار (میثم) با زبانی ساده، بسیاری از مفاهیم و مضامین اصیل ولایی را به ساحت سرایش درآورده و به خاطر مطالعات و پژوهش های تاریخی، سلامت محتوای اشعارش نامش را بر سر زبان ها انداخت. تمام ذاکران به نام و گمنام اهل بیت (ع) قریب به دو دهه پای سفرۀ طبع او نشسته اند و از عنایات حضرات معصومین به او بهره می برند. از سوی دیگر عزلت گزینی و دوری از مجامع و محافل، او را به شاعری بی حاشیه تبدیل کرده که بسیاری از مداحانی که اشعارش را می خوانند اگر در خیابان از کنارش عبور کنند، او را نمی شناسند. لطیفیان به ویژه در سال های دهه هشتاد برای تمام مناسبت های مذهبی اعم از اعیاد و شهادت ها شعر می سرود و اشعارش در زمانه ای که هنوز اثری از تلگرام و اینستاگرام نبود، دست به دست می چرخید؛ اما هیچ گاه به اشعارش سنجاق نبوده و نیست و جلوتر از آثارش حرکت نکرده است. بلکه شاعری را مصداق کاملی برای نوکری خاندان ولایت می انگارد و همان گونه که مداحان و واعظان و خادمان جلسات مذهبی، خود را در تمام مناسبت ها موظف به برگزاری جلسات می دانند، او نیز به نیت خدمت در آستان ذوات مقدسه تازه سروده ای را تقدیم می کند. هر شاعری سلوکی دارد و سلوک لطیفیان برخلاف بسیاری از شعرا پُرکاری و ارائه اشعار نو به نو بوده و هست.
حاصل خلوص نیت و طبع روان لطیفیان در دهه هشتاد دو کتاب به نام های "سه نقطه و "تولیت آدم" بود که اولی سال ۸۶ و دومی سال ۹۰ توسط انشارات آرام دل به چاپ رسید. "داریم با حسین حسین پیر می شویم" نیز نام کتاب سوم اوست که سال ۹۳ به همت انتشارات جمهوری به زیور طبع آراسته شد.[۱]
