سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران
من هنرجوی سال ۱۳۶۶ سینمای جوان همدان هستم، دوره یکساله فیلمسازی گذراندم. برای همین با کارگردانی فیلم شروع کردم. دیپلمم گرافیک است و تمام زمان تحصیلم در هنرستان، درگیر امور مربوط به سینما و فیلم بودم و بعد در دوره کارشناسی، لیسانس کارگردانی سینما گرفتم و بعد از آن در دانشگاه هنر، دانشکده سینما-تئاتر ادبیات نمایشی خواندم. در همان سالها ساختن فیلم، نویسندگی، کارگردانی و تدوین انجام دادم، اما ورود من به تهیه، چند وقت بعد و زمانی پیش آمد که با دفتر و امکاناتی که داشتم برای همکاری و کمک به دوستانم، آثاری آن هم نه به معنای حرفهای تهیهکنندگی، بلکه صرفاً به آن معنا که حقیقتاً کمکی کنم انجام دادم. فکر کنم بالای ۳۰ فیلم کوتاه تهیه کردم که تعداد ۱۰ تا ۱۲ فیلم به شیوه کاملاً حرفهای کار شده و موفق در نام و کسب جایزه بودند. برزگر دربارهٔ شاخصههای فیلم و فیلمنامههایی که او را مجاب به تهیه میکند گفت: به هرحال من سلیقه و مدلی خاص از سینما را دوست دارم و دنبال میکنم. طبیعتاً فیلمنامههای خیلی خوبی به دست من میرسد، ولی چون شباهتی به کارها و سلیقه من ندارند نمیپذیرم. اگر فیلمنامهای اتفاقی تازه داشته باشد یا منجر به فیلمی شود که من بتوانم از آن دفاع کنم حتماً آن را میپذیرم. اول باید شرایط اقتصادی یک فیلم را (به خصوص الان که هیچ بازگشت سرمایهای هم نداریم) در نظر گرفت. روشن است که در این شرایط باید با احتیاط بیشتری جلو رفت. ضمن اینکه به واقع، تا به حال فیلمی را شروع نکردم که صرفاً برای درآمد یا تصور کسب سرمایه باشد. پس خیلی به سختی و به اتفاق فیلمها را میسازیم؛ یعنی با کمک و انرژی کارگردان و تیمی که میتواند جمع کند. تهیهکننده فیلم کوتاه «خواب بیرؤیا» دربارهٔ سرمایهگذاری و تهیهکنندگی در فیلم کوتاه ادامه داد: من حالت و وجهه تهیهکننده را کاملاً جدا از سرمایهگذاری میدانم. ممکن است تهیهکننده برای کار خود از سرمایهگذار استفاده کند یا حتی روی کمک کارگردن برای تأمین بودجه حساب کند، اما به نظر من مسئله مهم در تهیهکنندگی نظارت بر کیفیت فیلمنامه، فیلم و پخش درست آن است. ترکیب درست این عوامل در حقیقت کار تهیهکننده است. برزگر در خصوص علاقه به تهیهکنندگی آثار فیلمسازان جوان یا صاحبنام و تفاوت این دو گفت: طبیعتاً من فیلمسازان را انتخاب نمیکنم و انتخاب میشوم. اگر با کارگردانی کار کنم که صاحبنام یا با تجربه است و موفق شده از پس فیلمهای قبلی خودش بربیاید یا اینکه تکلیفش درسینما روشنتر است که بهتر… اما صرفاً به معنای امتیازی ویژهتر نیست؛ مثلاً آرین وزیردفتری هیچ فیلمی نساخته بود یا چند کار اتود زده بود. اما در اولین کار پیشنهاد و ایدهای خیلی جذاب داشت و مهمتر انرژی و انگیزه و دانشی همراه با کار داشت. من با تازهکار و با تجربه کار کردم. سابقه مؤثر است، اما لزوماً کافی نیست. تهیهکننده فیلمکوتاه «هنوز نه» در خصوص بزرگترین چالش تهیهکنندگی فیلمکوتاه گفت: تهیه فیلمکوتاه به شیوهای که ما کار میکنیم در هیچ جای دنیا وجود ندارد. اغلب شبکههای تلویزیونی، موسسات، دانشگاهها و دانشکدهها پای کار هستند. اما در بخش دولتی ساخت و حمایت از فیلم کوتاه در ایران را فقط انجمن سینمای جوانان برعهده دارد. به هرحال شرایط و نگاه نظارتی شرایطی ایجاب میکند تا عدهای بخواهند در خارج از این مجموعه کار و تهیهکنندگی مستقل کنند. در دنیا بودجه فیلمها (منهای خود فیلمسازانی که هزینه شخصی میکنند) اغلب از فاندها و سرمایهگذاریها تأمین میشود. در بخش خصوصی هیچ حمایتی نداریم. به دلیل اختلاف دیدگاه مثلاً در جشنواره فجر فیلمهای کوتاه پخش نمیشود یا اصلاً قابلیت پخش براساس مقررات یا آییننامه ندارد یا مثلاً تلویزیون اصلاً فیلم کوتاه پخش نمیکند یا مشکل دارد. اگر همین اکران مختصر در هنر و تجربه هم نبود شاید این فیلمها آن هم محدود فقط در جشنوارهها دیده میشدند. تأمین بودجه و سرمایه، چالش شده است و اینکه بالاخره فیلم ساخته شده باید در جایی پخش و عرضه شود. برزگر علت جذب تهیهکنندگان کوتاه بعد از تهیه چند فیلم به فیلم بلند را چالش سرمایه و بودجه میداند و میگوید: من اشکالی در تهیهکنندگان که از فیلم کوتاه به بلند میروند نمیبینم فقط معمولاً همیشه کسانی که وارد فیلم بلند میشوند فیلم کوتاه را فراموش میکنند. منطق بازار و منطق کارحرفهای هم ایجاب میکند که توازن بین هزینه و درآمد حفظ شود. این چالش سرمایه به حدی است که برای من که سابقه تهیهکنندگی فیلم دارم هر فیلمکوتاه مثل این شده است که انگار فیلم اولم را میسازم. تهیهکننده فیلمکوتاه «والها» دربارهٔ رعایت مناسبات حرفهای بین کارگردان، عوامل و تهیهکننده در فیلمکوتاه گفت: متأسفانه در این چند سال شاهدیم که هر چقدرکه فضای حرفهای وارد فیلم کوتاه شود فیلم کوتاه ترسوتر، دست به عصاتر و دچار آسیب شده است. فیلم کوتاه فرصتی است که یک فیلمساز اول، مثلاً بازیگر اول، فیلمبردار اول و… را تجربه کند. وقتی من به عنوان یک فیلمساز اول از همه عوامل حرفهای استفاده میکنم درحقیقت یک داستان با محافظهکاری دست میگیرم. خب این کمکی به فیلم کوتاه ما نمیکند و فیلم کوتاهها انگار بخشی از یک فیلم بلند شدهاند و متأسفانه آن شادابی از فیلم کوتاه گرفته شده است. برزگر دربارهٔ تهیهکنندگی آثار توسط کارگردان و نقش دولت در حمایت از فیلمسازان گفت: به نظر من تهیهکنندگی آدابی دارد و به این طریق تهیهکنندگی صورت نمیگیرد. اما چارهای نیست وقتی فیلمساز تهیهکننده پیدا نمیکند به ناچار خود کار تهیه را به عهده میگیرد، سرمایه فیلم را تأمین میکند و اسم خود را تهیهکننده میگذارد. نقش اصلی را باید دولت بازی کند. اگر واقعاً مدیریت دولتی میخواهد که سینمایی شاداب و با انگیزه همراه با ایدههای نو داشته باشد، چارهای جز اعتماد به نسل جدید ندارد. باید این بچهها شناسایی شوند و بعدها وارد حوزه فیلمهای بلند شوند با نگاه آموزشی و پرورشی به این صنف اهمیت داده شود. اینکه مثلاً بگوییم الان ما تعداد زیادی مهندس و دکتر داریم و نیازی به نسل جدید نداریم از پایه نادرست است. باید مدارس کار را درست انجام بدهند تا نسلهای جدید تربیت شوند و این بخشی از وظیفه دولتهاست. تهیهکننده فیلمکوتاه «تنازع» دربارهٔ اینکه آیا میشود در آینده ما شغلی به نام تهیهکنندگی فیلم کوتاه داشته باشیم، گفت: اگر شرایط بازی برابر باشد میتوانیم شغلی به عنوان تهیهکنندگی فیلم کوتاه داشته باشیم؛ مثلاً پلتفرمها از فیلم کوتاه استقبال کنند یا تلویزیون و شبکههای تلویزیونی فضای مناسب و یک فرصت مهم به تولید فیلم کوتاه بدهند تا هر کس به عنوان تهیهکننده حرفهای قابلیت تولید فیلم در ژانرهای مختلف و مهمتر محلی برای عرضه داشته باشد. برزگر دربارهٔ ورود عوامل حرفهای به سینمای کوتاه بیان کرد: خیلی از عوامل حرفهای، اصلاً تصوری از فیلم کوتاه ندارند. نمیدانند ۳ یا ۴ روز کار کردن چه معنایی میدهد، با بودجه فیلمهای کوتاه آشنایی ندارند یا آدابی را با خود میآورند مثل سرویس، غذا و تجهیزات. این مسئله کیفیت فیلم کوتاه را تحت الشعاع قرار میدهد. اما از طرفی امروز خیلی از اهالی سینما که حرفهای شدهاند از بچههای فیلم کوتاه هستند؛ مثلاً سیمرغ بلورین بهترین فیلمبرداری چهلمین جشنواره فجر به آرمان فیاض میرسد. فرقی نمیکند صدابرداران، تدوین گران و… همین شرایط را دارند. درحقیقت من آنها را به چشم عوامل حرفهای نمیبینم، بلکه آنان را به عنوان بچههایی با روحیه سینما میدانم که دلشان برای فیلم کوتاه میتپد و مشتاق به فعالیت درحوضه فیلم کوتاه هستند. مجید برزگر دربارهٔ عدم تنوع ژانر در فیلمهای کوتاه امروز گفت: فرقی نمیکند، خاستگاه ژانر چه در سینمای بلند چه در سینمای کوتاه، مخاطب است؛ مثلاً فیلمهای ترسناک در ایران با شاخصههایی که مخاطب خارج از کشور دیده و میشناسد فرق میکند. یا ساخت فیلمهای علمی- تخیلی به لحاظ تولیدی کار دشواری است و نیاز به جلوههای ویژه خاص دارد. اصلاً بخشی از باورپذیری این فیلمها منوط به صرف هزینههای سنگین است. ۸۰ درصد کارهای ما در سینمای بلند هم، اجتماعی و درام اجتماعی است. در واقع پرداختن به ژانرهای مختلف متأثر از تأثیر بازار است. حال این بازار میتواند بازار جشنوارهای باشد یا بازاری صرفاً برای مخاطب عام یا سینمایی. برای من، اینکه کارگردان چه استراتژی خاصی دارد مهمتر است، تا اینکه حالا موضوعی که میخواهد بگوید چقدر موضوع روز است. مسئله اصلی برای من این است که خاستگاه کجاست.
