علیرضا افخمی |
|
| تاریخ تولد | ۱۳۴۰ |
|---|
| ملیت | ایرانی |
|---|
| زبان مادری | فارسی |
|---|
| محل تولد | تهران |
|---|
| خویشاوندان سرشناس | بهروز افخمی (برادر) |
|---|
|
| زمینه فعالیت | - فیلمنامهنویسی
- ناظر کیفی
- کارگردانی
|
|---|
| حوزه فعالیت | سینما و تلویزیون |
|---|
| آثار | |
|---|
| کتابها | «پنجمین خورشید» |
|---|
علیرضا افخمی (زادهٔ ۱۳۴۰ در تهران) فیلمنامهنویس، ناظر کیفی و کارگردان سینما و تلویزیون اهل ایران است. او در آثاری همچون سریال تلویزیونی «پنج کیلومتر تا بهشت»، سریال تلویزیونی «پنجمین خورشید» و سریال تلویزیونی «پرستاران (فصل دوم)» فعالیت داشته است. علیرضا افخمی برادر کوچکتر بهروز افخمی است.[۱] کتاب «پنجمین خورشید»، نوشته علیرضا افخمی است که توسط انتشارات سروش در سال ۱۳۸۸ منتشر شد.[۲]
تحصیلات و سابقه فعالیت
علیرضا افخمی برادر کوچکتر بهروز افخمی، متولد سال ۱۳۴۰ در محله هاشمی تهران است. وی فارغالتحصیل رشته اقتصاد است. افخمی فعالیت سینمایی خود را از سال ۱۳۶۵ با فیلم دست نوشتهها آغاز کرد. قبل از شروع به خدمت سربازی در عرصه سینما با عنوان منشی صحنه فعالیتش را آغاز و بعد از خدمت سربازی وارد تلویزیون میشود.
افخمی در سال ۶۹ بهعنوان ناظر کیفی دستیار کارگردان و بازیگر در مجموعه تلویزیونی روزی روزگاری همکاری داشت و بعد از این پروژه مدیر برنامهریز سریال امام علی(ع) به کارگردانی داود میرباقری شد. پس از آن مسئولیت نظارت کیفی بر سریالها را بهعهده گرفت.
علیرضا افخمی سال ۸۲ اولین سریال تلویزیونیاش تحت عنوان «تب سرد» را جلوی دوربین برد و پس از آن «او یک فرشته بود» را برای ماه مبارک رمضان شبکه دو سیما ساخت. او با ساخت مجموعه او یک فرشته بود ژانر جدیدی در سریال سازی تلویزیون پایه گذاری کرد که از آن بهعنوان ماورایی نام میبرند. هیچ کدام از سریالهای ماورایی که پس از او یک فرشته بود پخش شدند نتوانستند موفقیت این سریال را کسب کنند.
«پنجمین خورشید»، «۵ کیلومتر تا بهشت»، «وفا»، «زیرزمین» و «پرستاران» از دیگر کارهای این نویسنده و کارگردان تلویزیون بهشمار میرود.[۳]
فعالیت تخصصی
گفتاورد
علیرضا افخمی: برخی مدیران میانی صداوسیما فرهنگی نیستند؛ سیمافیلم، شبکههای سیما را به یک پخشکننده تبدیل کرد
متأسفانه دلایل روشنی دارد؛ بهنظر من الآن در تلویزیون مدیران میانی ما ضعفهای بزرگ دارند یعنی کسانی در مدیریت میانی بخشهای تلویزیون تکیه زدهاند که بهنظر من این لیاقت و آگاهی را ندارند و اصلاً مدیر فرهنگی نیستند؛ یک مدیر فرهنگی بهاندازه یک کارگردان خوب اهمیت دارد یک کسانی مثل آقای میرمیران و تختچی جزو کسانی بودند که هم متن را میفهمیدند هم روش ارتباط گرفتن با هنرمندان را خوب میشناختند. واقعاً میدانستند چهکسی میتواند و چهکسی نمیتواند! کدام سوژه و ایده مناسب کدام کارگردان و تهیهکننده است، اینها همه چیزهایی است که بهسادگی حاصل نمیشود؛ این حاصل هوش و ذکاوت و تجارب سالیان دراز مدیریت فرهنگی است.
متأسفانه مدیران میانی ما فاقد این خصوصیت هستند بهنظرم این جوانگرایی خیلی خوب است که به این سمت حرکت کردهایم؛ بهخصوص در مدیریت فرهنگی! اما جوانگرایی، چکشی و ناگهانی اتفاق نمیافتد باید یک جوان را که آن زمینههای لازم در عرصه فرهنگی را داراست کنار یک مدیر فرهنگی باتجربه قرار دهند و سالها تجربه کسب کند، آموزش ببیند و بعد در رأس قرار بگیرد، الآن اینطوری شده که مدیران باتجربه ما یا کنار گذاشته شدند یا خودشان میروند؛ به همین دلیل خلئی ایجاد شده که ناچار شدیم با یکسری آدم خاص، آن خلأها را پُر کنیم. مدیران ناکارآمد جای آنها را گرفتهاند و نتیجه این مدیران ناکارآمد این است که من نمیتوانم با این افراد کار کنم و اینها رفتاری از خودشان بروز میدهند که آن رفتار، رفتار غیراخلاقی و غیرعقلانی است. در جریان سریال «پرستاران» بهشدت با من رفتار بدی شد که همه انگیزهام را برای ادامه کار در تلویزیون از دست دادم.[۴]
پانویس
پیوند به بیرون