سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی از چهل و دومین دوره جشنواره فیلم فجر برای فیلم صبح اعدام سیمرغ بلورین بهترین فیلم از سی و دومین دوره جشنواره فیلم فجر برای فیلم آذر، شهدخت، پرویز و دیگران برنده جایزه هیئت داوران بهترین کارگردانی از بیست و دومین دوره جشنواره فیلم فجر برای فیلم گاوخونی
بهروز افخمی (زادهٔ ۳ آبان ۱۳۳۵ در تهران) سیاستمدار، فیلمساز و فیلمنامهنویس ایرانی و از کارگردانان برجسته سینمای ایران است.
او فارغالتحصیل رشتهٔ تدوین از مدرسهٔ عالی تلویزیون و سینماست و فعالیت حرفهای خود را در دههٔ ۱۳۶۰ با تدوین فیلم «زیر باران» آغاز کرد. پس از مدتی وارد عرصهٔ کارگردانی شد و با کارگردانی فیلم سینمایی عروس (۱۳۶۹) مورد توجه قرار گرفت. فیلم سینمایی عروس با استقبال گسترده مخاطبان و منتقدان روبرو شده و نقد مثبت سید مرتضی آوینی بر این فیلم از جمله نقدهای موردتوجه او قلمداد میشود
افخمی با کارگردانی آثاری چون روز فرشته، روز شیطان، جهان پهلوان تختی و شوکران یکی از مهمترین کارگردانان سینمای ایران در دهه ۷۰ بود که عمده آثارش جزو آثار درخشان سینمای ایران بهشمار میرفتند؛ این آثار در نظرسنجیهای سینمایی جزو آثار ماندگار تاریخ سینمای ایران قلمداد میشود.
افخمی در خرداد ۱۳۷۹ بهعنوان نماینده مردم تهران وارد مجلس شورای اسلامی و جزو نمایندگان حامی جریان اصلاحات در این دوره بود. این دوره از مجلس شورای اسلامی یکی از پرحاشیهترین ادوار مجلس در تاریخ بعد از پیروزی انقلاب اسلامی بوده است که با استعفای دسته جمعی نمایندگان و ماجرای مطبوعات زنجیرهای به یاد میآید.
در رأیگیری مجلهٔ نقد سینما از میان ۵۵ فیلمشناس ایرانی در سال ۱۳۸۱، بهروز افخمی در فهرست ده فیلمساز برتر تاریخ سینمای ایران قرار گرفت.
افخمی همچنین در سال ۱۳۹۴ به عنوان مجری به برنامه سینمایی هفت اضافه شد که نقدها و رویکردهای این برنامه در آن دوران بارها مورد توجه و واکنشهای مختلف اهالی رسانه و سینماگران قرار میگرفت. افخمی بعد از مدتی و از سال ۱۴۰۱ دوباره بر صندلی اجرای این برنامه سینمایی تکیه زد که در آبان ماه ۱۴۰۴ از این برنامه جدا شد.
فیلم فرزند صبح به کارگردانی افخمی یکی از نخستین و مهمترین تجربههای تصویری در ترسیم زندگی امام خمینی بود که با حاشیههای مختلفی روبهرو شد، ولی پس از آن فیلم سن پترزبورگ به کارگردانی او بهرغم آن که در ژانر کمدی بود اما جزو آثار موفق کارنامه او بود که با استقبال گسترده منتقدان و مخاطبان سینما همراه شد.
در دهه نود نیز افخمی با کارگردانی آثاری چون «آذر شهدخت پرویز و دیگران» و «روباه» توانست بار دیگر موفقیت خود را در سینما تکرار کند. فیلم صبح اعدام نیز به کارگردانی او جزو آثار موفق سازمان سینمایی سوره در چهلودومین جشنواره فیلم فجر در سال ۱۴۰۲ بود.
افخمی در دوران کاری اش تا امروز موفق به دریافت جوایز متعددی از رویدادهای سینمایی شده که از این جمله میتوان به سیمرغ بلورین بهترین فیلمنامه و بهترین فیلم (آذر شهدخت پرویز و دیگران)، بهترین کارگردانی و جایزه ویژه هیئت داوران (گاوخونی) اشاره کرد.
او که فارغالتحصیل رشته تدوین از مدرسه عالی تلویزیون و سینما است، فعالیت هنری خود را از دهه ۶۰ با تدوین فیلم «زیر باران» آغاز کرد و سپس به کارگردانی روی آورد. افخمی به دلیل سبک کاری خاص و همچنین مواضع سیاسی و اجتماعیاش، یکی از چهرههای جنجالی و تأثیرگذار در سینمای ایران به شمار میرود.
یکی از نقاط عطف کارنامه او، فیلم «عروس» (۱۳۶۹) است که با بازی درخشان ابوالفضل پورعرب، مورد توجه منتقدان قرار گرفت و توانست دیپلم افتخار بهترین کارگردانی را برای او از نهمین جشنواره فیلم فجر به ارمغان بیاورد. در سالهای بعد، او با فیلمهایی مانند «آذر، شهدخت، پرویز و دیگران» (۱۳۹۲) که برنده سیمرغ بلورین بهترین فیلم و بهترین فیلمنامه شد و «صبح اعدام» (۱۴۰۲) که سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی را برای او به همراه داشت، موفقیتهای خود را تکرار کرد. افخمی علاوه بر سینما، به مدت چهار سال (۱۳۷۹ تا ۱۳۸۳) به عنوان نماینده مردم تهران در مجلس ششم شورای اسلامی فعالیت کرد.
وی پس از ساخت سن پطرزبورگ (۱۳۸۸) برای مدتی در کانادا زندگی کرد. همسر افخمی، مرجان شیرمحمدی (نویسنده و بازیگر) است و فرزند این دو آهیل افخمی نام دارد که متولد کشور کاناداست. افخمی پیش از او با طراح گریم، ناهید طلوع، ازدواج کرده بود که به جدایی ختم شد. در شهریور ۱۳۹۴، اعلام شد که افخمی اجرا و سردبیری سری جدید برنامه هفت را بر عهده خواهد داشت.
بهروز افخمی، به عنوان سینماگری که تجربه حضور در جشنوارههای خارجی و داخلی را دارد در مورد پروتکلهای پنهان جشنوارههایی مثل جشنواره کن برای فیلمسازان ایرانی اینطور میگوید:
«جشنواره کن پروتکلهای خودش را دارد که شما (فیلمساز) باید حتماً با او به لحاظ محتوای فیلم توافق کنید، جشنوارهای مثل ونیز مقداری شرایط متفاوت تری دارد؛ مثلاً جشنواره کن روی مسئلهای مثل LGBT خیلی حساسیت و اصرار دارد.
LGBT در واقع مخفف لزبین، گی، بایسکچر و ترانسکچر یا همان انواع و اشکال مختلف همجنسگرایی و همجنسبازی که با تعبیر کلی انحرافات جنسی شناخته میشوند، خیلی تأکید و حساسیت دارد که اگر فیلمی با چنین محتوایی به جشنواره بیاید یکسری امتیازات ویژه دارد که خیلی از دیگر آثار جلو میافتد. بعد در مورد ایران، فیلمسازان ایرانی باید خوب بدانند که چه جور تصویری از ایران باید عرضه کنند که مورد تأیید آنها باشد.
مثلاً در مورد یکی از فیلمهای جعفر پناهی (فیلمساز ممنوعالکاری که تاکنون چندین فیلم با محتوای ضد ایرانی و دروغپردازانه را کارگردانی کرده و به جشنوارههای مختلفی از جمله کن فرستاده است) که از روی یکی از آثار عباس کیارستمی هم ساخته بود، مسئولان جشنواره به او میگویند آن صحنههایی که کاراکتر پیتزافروش داستان (نقش اصلی فیلم پناهی) پیتزاهایی را به در خانه افراد متمول و پولدار میبرد باید از فیلم دربیاورد (حذف کند)، وقتی پناهی از آنها علت این درخواست را میپرسد، مسئولان جشنواره کن در پاسخ به او میگویند:
برای اینکه یک چنین تصاویر شیکی از خانه و زندگی اینجور با استانداردهای ثروتمند [ی]را ما از ایران نمیپذیریم! و نباید چنین تصویر خوبی از زندگی در ایران نمایش داده شود. حالا اتفاقاً فیلم در مورد یک پیک موتوری و تحویلدهنده بدبخت پیتزاست که قرار است بدبختیهای ایرانیها به وسیله او به مخاطب منتقل شود! گفته بودند که این تصاویر خانههای شیک ثروتمندان در این فیلم چیست؟ اصلاً در ایران چنین خانههای وجود ندارد و باید آنها را از توی فیلم دربیاوری؟!»[۲]
پانویس
↑فراستی (۱۳۸۱). «بهترینهای عمر ما». بهروز افخمی. ص. ۷۳.