تدریس در دانشگاه تهران، هنرستان عالی موسیقی، دانشگاه هنر
مجید انتظامی (زاده ۱۸ اسفند ۱۳۲۶ در تهران) مدرس موسیقی، موسیقیدان، آهنگساز، نوازنده و از چهرههای نامدار موسیقی ایران است. او در هشتمین همایش چهرههای ماندگار بهعنوان چهره ماندگار رشته موسیقی تجلیل شد.
او فرزند عزتالله انتظامی بازیگر سرشناس ایران است و از کودکی در فضای فرهنگ و هنر زیست کرده است. در کودکی شروع به فراگیری موسیقی کرده و در نوجوانی وارد ارکستر سمفونیک شد و در همان مقطع زمانی زیر نظر آنتوان کاتلوس، ساز آبوآ را آموخت. پس از آن نیز نزد ثمین باغچه بان و مصطفی کمال پورتراب موسیقی را فرا گرفت و نخستین اثر خود را در عرصه تصویر با ساخت موسیقی فیلم کوتاه «زال و سیمرغ» در سال ۱۳۵۶ به ثبت رساند.
انتظامی دانشآموخته کنسرواتوار برلین است و در همانجا زیر نظر چهرههایی چون کارل اشتاین تحصیل موسیقی را ادامه داد و با ارکستر سمفونیک برلین و ارکستر فیلارمونیک آلمان همکاری کرد. بعد از بازگشت به ایران در ارکستر سمفونیک تهران عضو شد و از همان مقطع زمانی تدریس موسیقی را در دانشگاه تهران و هنرستان عالی موسیقی آغاز کرد. او در سالهای اخیر در دانشگاه هنر، رشته موسیقی را تدریس میکند.
انتظامی از دهه ۵۰ بهطور جدی ساخت موسیقی برای آثار سینمایی را آغاز کرد. در سال ۱۳۵۶ نیز با ساخت موسیقی متن فیلم سفر سنگ، نخستین موسیقی سینمایی خود را ساخت.
پس از آن نیز با ساخت موسیقی فیلمهایی چون «ترن»، «از کرخه تا راین»، «روز واقعه»، «آژانس شیشه ای»، «دوئل» و… آثار ماندگار و موردتوجهی را در موسیقی متن فیلمهای سینمایی ثبت کرد. بسیاری از آثار انتظامی با موفقیت و تحسین در میان اهالی سینما، موسیقی و مردم روبرو شده و عمده موسیقیهای او جزو خاطرات نسلهای مختلف به حساب میآید. انتظامی در کنار حسین علیزاده و محمدرضا علیقلی بیشترین سیمرغ بلورین از ادوار جشنواره فیلم فجر را از آن خود کردهاند.
مجید انتظامی هم چنین در اجرای سمفونی و ارکستر نیز جزو چهرههای موفق بوده و آثار ماندگاری در این عرصه به یادگار گذاشته است. سمفونیهای ایثار، مقاومت، انقلاب اسلامی، خرمشهر، صلح، کارون و این فصل را با من بخوان از جمله سمفونیهای انتظامی است. سمفونی مقاومت که با نام سمفونی خرمشهر شناخته میشود، یکی از مجموعه آثار شاخص او در پاسداشت شهدای دفاع مقدس است. قطعه شهادت و اقتدار نیز از او در دومین سالگرد شهادت سپهبد حاج قاسم سلیمانی اجرا شد.
از انتظامی نزدیک به ۱۰۰ موسیقی فیلم و ۱۰ موسیقی صحنه ای به یادگار مانده و جدیدترین کار سینمایی او، ساخت موسیقی متن فیلم سینمایی مجنون با مضمون زمانه و زندگی شهید مهدی زین الدین است. او در مجموع ۵ سیمرغ بلورین جشنواره فجر برای فیلمهای ترن (لوح افتخار)، بایسیکل ران، روز واقعه، دیوانه ای از قفس پرید و مجنون و ۲ تندیس زرین جشن خانه سینما برای فیلمهای نورا و دیوانه ای از قفس پرید را از آن خود کرده است.
مستند «ابوایست» به کارگردانی حسین صادق محمدی از محصولات حوزه هنری انقلاب اسلامی دربارهٔ زمانه و زندگی مجید انتظامی تولید و پخش شده است. هم چنین از انتظامی در همایشی در حوزه هنری انقلاب اسلامی در سال ۱۳۹۶ تجلیل شد. پیش از آن و در سال ۱۳۸۹ نیز از انتظامی به عنوان یکی از چهرههای ماندگار رشته موسیقی در همایش چهرههای ماندگار تجلیل شد.
مجید انتظامی در سال ۱۸ اسفند ۱۳۲۶ در تهران به دنیا آمد. پدر او عزتالله انتظامی، از بازیگران نامآشنای سینما و تلویزیون ایران بود. او از دوران ابتدایی به یادگیری موسیقی علاقهمند شد. پس از دریافت دیپلم هنرستان، به ارکستر سمفونیک پیوست و تحت آموزش آنتوان کاتلوس، نوازندگی ابوا را فرا گرفت. همچنین در زمینههای سلفژ، تئوری موسیقی و هارمونی، از آموزشهای ثمین باغچهبان و مصطفی کمال پورتراب بهرهمند شد و اولین نت موسیقی خود را با کمک پورتراب نوشت. او سپس به دلیل مشکلات کلیوی و ادامه تحصیل به آلمان رفت و از کنسرواتوار برلین فارغالتحصیل شد. در آلمان نزد استادانی مانند کارل اشتاین آموزش دید و تجربه همکاری با ارکسترهای برجستهای نظیر ارکستر سمفونیک برلین و ارکستر فیلارمونیک آلمان را به دست آورد. او بعداً با آذرنوش صدرسالک، نوازنده چنگ، نوازنده پیانو و مدرس موسیقی، ازدواج کرد.
بیشک مجید انتظامی را میتوان به عنوان پرکارترین و تأثیرگذارترین موسیقیدان ایرانی در زمینه موسیقی متن فیلم نام برد.
دیوانهای از قفس پرید، بوی پیراهن یوسف او را از خود بیخود کرده بود گویی همان بوی پیراهن یوسف بود. پرسوجو کرد، گفتند به خرمشهر رفته است. دواندوان به آژانس شیشهای رسید که شیشههایی قدیمی و شکسته داشت؛ رفت داخل و بلیط قطار را خرید.
روز بعد سوار بر ترن شد و راهی خرمشهر شد؛ به کرخه رسید، سالها قبل به راین سفر کرده بود، انگار در ذهن او دوئلی شکل گرفته بود میان کرخه و راین. در طول این سفر همواره موسیقیهایی در ذهن مرور میشد و وقتی به این موسیقیها میاندیشی به آهنگساز برجستهای برمیخوری که کسی نیست جز مجید انتظامی.[۱]
فعالیت حرفهای
حضور محمد قمی، رئیس سازمان تبلیغات اسلامی، در کنسرت مجید انتظامی در سال ۱۴۰۲
در سال ۱۳۵۲، مجید انتظامی به درخواست ارکستر سمفونیک تهران، به ایران دعوت شد و بازگشت. پس از بازگشت به ایران در سال ۱۳۵۳، او بهعنوان عضو ارکستر سمفونیک تهران مشغول به کار شد و در دانشگاه تهران و هنرستان عالی موسیقی تدریس را آغاز کرد. او پیشتر، عضو ارکستر سمفونیک برلین و وست دویچه فیلارمونی در آلمان بود. انتظامی در سال ۱۳۵۶ به دلیل اختلاف نظر با ارکستر سمفونیک تهران از نوازندگی در ارکستر و تدریس در دانشگاه استعفا داد. پس از آن بود که با کانون پروش فکری کودکان، وارد تجربه جدیدی در موسیقیسازی شد.[۲]
اولین تجربه موسیقی فیلم او با موسیقی فیلم کوتاه «زال و سیمرغ» در سال ۱۳۵۶ بود و سپس با ساخت موسیقی فیلم «سفر سنگ» به صورت حرفهای وارد دنیای موسیقی فیلم شد. انتظامی تاکنون بیش از ۸۰ موسیقی فیلم و نزدیک به ۱۰ موسیقی صحنهای ساخته و از پرکارترین آهنگسازان سینمای ایران بهشمار میرود. او همچنین در دانشکده موسیقی دانشگاه هنر تدریس کرده و در داوری جشنواره فیلم فجر نیز نقش داشته است.[۳] او در جشنواره موسیقی نوای مهر نیز سابقه داوری داشته است.[۴]
انتظامی از دهه ۱۳۹۰ به بعد، دیگر کار موسیقی را ترک کرد. انگیزه او برای ترک موسیقی، صرفه اقتصادی کارها و دلزدگی از فضای بیمحتوای صنعت موسیقی و بیعهدیهای برخی نهادها در ایران عنوان شده بود. با این حال، او در سال ۱۴۰۲، موسیقی فیلم مجنون را کار کرد. به گفته انتظامی، در حدود ۱۰ سال کنارهگیری انتظامی از فضای هنری، هیچ نهادی پیگیر او نبوده است.[۷] او در آذر ۱۴۰۲، همچنین بعد از مدتها مجدد در ارکستر موسیقی ملی ایران، در تالار وحدت، رهبری نمود و چندین قطعه موسیقی اجرا کرد.[۸]
آثار
از کرخه تا راین
از کراخه تا راین ساخته مجید انتظامی
0:000:00
مجید انتظامی، آثار متنوعی را کار کرده است. از جمله این کارها، موسیقیهای فیلم، موسیقیهای مجموعههای تلویزیونی و برخی سمفونیهاست. به گفته خود او، وی بیش از ۸ سمفونی را کار کرده است که برخی از آنها هرگز منتشر نشدهاند.[۹] دوئل، زال و سیمرغ (بچههای کوه آلپ)، ترن، مِدلی، از کرخه تا راین، آژانس شیشهای، بوی پیراهن یوسف، دیوانهای از قفس پرید و سمفونیهای حماسه خرمشهر و شیخ بهایی از جمله معروفترین آثار موسیقایی مجید انتظامی هستند.[۱۰] آثار او همچون از کرخه تا راین و حمله اچ۳ از جمله موسیقیهای نوستالژی و خاطرهانگیز برای ایرانیان هستند.[۱۱]
موسیقیهای متعددی از مجید انتظامی برنده جوایز متعددی در جشنوارههای هنری شدهاند که از جمله آنها میتوان به ترن، بایسیکلران، روز واقعه، آژانس شیشهای، دیوانه از قفس پرید، نورا و مجنون اشاره کرد.[۱۲] از میان آثارش، خود او نیز در برخی موارد، به عنوان نوازنده حاضر شده است که از این میان میتوان به موسیقی فیلم اوینار[۱۳] و آلبوم عقابها اشاره کرد.[۱۴] او همچنین در ساخت موسیقی فیلم دشمن و مجسمه نیز نقش داشته است.[۱۳] تعداد زیادی از آثار او به شکل آلبوم، منتشر شدهاند.[۱۵]
جوایز و افتخارات
مجید انتظامی، برنده سیمرغ بلورین بهترین موسیقی متن برای موسیقی فیلم مجنون
انتظامی درک عمیقی از تصویر دارد و همواره سعی کرده است فراتر از آنچه تصویر ارائه میدهد، به عمق داستان نفوذ کند و جوهر ناگفته آن را بازگو کند. او همچنین تجربیات خود را در سبکهای متنوع گسترش داده و مجموعهای متنوع از آثار خلق کرده است. موسیقی انتظامی ارکسترال و مبتنی بر قواعد موسیقی کلاسیک غربی است، اما با افزودن سازهای ایرانی و بهکارگیری ریتمهای نامعمول، رنگ و بویی شرقی به آثار خود میبخشد. او با استفاده از سینتیسایزرها، خلاقیت در ساخت صداهای جدید با ترکیب اصوات از سازهای گوناگون، و بهکارگیری گستره صوتی کمتر متداول در سازهای مورد استفادهاش، فضاهای نوینی را در موسیقی خلق میکند. این اصوات، اگرچه تازهاند، اما به ذهنیت شخصیتها نزدیکاند. نمونه خوبی از این خلاقیت، استفاده از صدای سنگها در فیلم «روز واقعه» به کارگردانی شهرام اسدی است. او بر این باور است که موسیقی بخشی از داستان را روایت میکند که تصویر قادر به بیان آن نیست. برخی از آثار او آنچنان خلاق و روایتگرانهاند که بهنظر میرسد بخشی از فیلمنامه بودهاند.[۳۵]
بزرگداشتها
مجید انتظامی در حال بوسیدن دست همسرش در آیین نکوداشتش
مراسم بزرگداشت مجید انتظامی، عصر روز سه شنبه ۲۴ مرداد ۱۳۹۶ با اجرای «رسالت بوذری» و با حضور هنرمندان در تالار سوره حوزه هنری تهران برگزار شد.[۳۶] در این مراسم، از مستندی دربارهٔ زندگی مجید انتظامی با نام «ابوایست» رونمایی شد که توسط امیرصادق محمدی ساخته شده بود.[۳۷]
گفتاورد
اگر سیر تحولی حاضر را دنبال کنیم خوب است. قبل از انقلاب ما فاقد موسیقی فیلم به شکل حاضر بودیم و اگر بوده، بسیار محدود و انگشتشمار بوده است. قبلاً یک ترانهای برای فیلم میساختند و مابقی موسیقی را از روی صفحهها و فیلمهای خارجی برمیداشتند؛ اما این فکر امروزی که فیلم باید موسیقی خودش را داشته باشد، از اوایل انقلاب شروع شد و باید ادامه پیدا کند تا آتیه موسیقی در سینما روشن باشد.
به عقیده من موسیقی فیلم از قیصر به این طرف شکل گرفت. البته در این ۱۲-۱۰ ساله، موسیقی فیلم هنوز روال خودش را پیدا نکرده است. متأسفانه کم نیستند تعداد فیلمهای ایرانی که از روی نمونههای خارجی ساخته میشوند و آهنگساز فیلم هم همان کار را کرده و موسیقی را در همان مایههای موسیقی فیلم اصلی ساخته است، منتها با سازهای ایرانی. به عقیده من اگر به همین منوال جلو برویم، در ۱۰–۱۲ سال آینده موسیقی از بین خواهد رفت. الآن ازلحاظ استودیو و خصوصاً نوازنده سخت در تنگنا قرار داریم. در دهه اخیر، هنرستانهای موسیقی بازدهی درستی نداشتهاند و روی روال درست کارنکردهاند و استادهای چیرهدستی نداشتهاند تا نوازندههای چیرهدست تربیت کنند؛ بنابراین میبینیم یک دهه میگذرد و در رشتهای که میشود پنج یا شش ساله نوازندهٔ قوی تربیت کرد موفق نبودهایم.
اگر کسی هم بهجایی رسیده خودش کار کرده، توی ذات خودش بوده نه اینکه استاد به او آموخته باشد. هستند یکی دو نفر که ساز میزنند اما در حد بهرهبرداری نیستند. تمام کسانی هم که الآن دارند کار میکنند بالای ۴۰–۵۰ سال سن دارند. البته شاید آنطرف دنیا بشود که تا هفتادسالگی ساز زد اما با شرایط زندگی فعلی کشور و باوجود اینهمه فشار عصبی چه در حین کار و چه در حین رفتوآمد… دیگر یک فرد بالای پنجاه سال نمیتواند ساز بزند. من الآن بیست سال سابقه کار دارم، نهایتاً ده سال دیگر بازنشسته میشوم، یعنی کسانی که الآن مشغول موسیقی و موسیقی فیلم هستند، در ده سال آینده دست از کار خواهند کشید، پس باید یک گروه باشد که جانشین آنها بشود اما متأسفانه با روال فعلی آموزش، در ده سال آینده هم برای اینها جانشینی پیدا نخواهد شد.
در کل من برای موسیقی و موسیقی فیلم، آینده خوش و درخشانی نمیبینم. الآن ما نمیتوانیم ارکستر را در استودیو بنشانیم تا باهم بزنند و کار ضبط شود. یک علت اینکه از عهدهٔ مسائل مالی آن برنمیآییم و یکی اینکه نوازندهٔ قوی به این تعداد نداریم. فرض کنید ما میخواهیم یک قطعه را با استفاده از یک ارکستر بیست نفره اجرا و ضبط کنیم. حتی اگر بگوییم ده نفر از این افراد قوی هستند، ده نفر دیگر میمانند که در آن حد نیستند و ما اگر بخواهیم یک قطعه را با چنین ارکستری اجرا کنیم دو با سه روز طول میکشد، چون هی میزنند و هر بار خراب میشود و … این کار هزینه را بالا میبرد. گاه یک روز طول میکشد که مثلاً سه دقیقه موسیقی، آنهم از یک ساز ضبط کنیم. نوازنده ضعیف است. هیچکجای دنیا اینطور که ما کار میکنیم کار نمیکنند. این موسیقیای که ما ضبط میکنیم، ماشینی و بیحس است. ممکن است ملودیاش زیبا باشد اما موسیقی که فقط یک ملودی نیست.
همراهیکنندهها و فرکانسهای مکمل و تداخل رنگهای سازها هستند که موسیقی و ملودی را شکل میدهند؛ اما الآن قطعهای را که باید یک ارکستر بزرگ بنوازد، تکتک سازها میزنند و ما درنهایت آنها را ضبط و باهم ادغام میکنیم. اینجا است که نوازندهها «ماشینوار» نتها را مینوازند و تنها یکراه برای آهنگساز میماند و آن اینکه تمام حسی را که میخواهد، از یک ساز سلو بیرون بکشد. به همین دلیل در چند سال اخیر، بیشتر ملودیها را فقط یک ساز تنها مینوازد و من معتقدم با این روش ما دائماً در حال تکرار خودمان هستیم. در چنین موقعیت و فضایی، رنگآمیزی خاص ارکستری، بهخاطر کمبودها آرامآرام دارد از یادمان میرود و شما مطمئن باشید اگر سیستم آموزشی هنرستانها بهبود نیابد، در ده سال آینده همین توانایی ناقص امروز را هم نخواهیم داشت.
از سوی دیگر با آمدن کامپیوتر به بازار کسی که درس کامپیوتر خوانده، با به خرج دادن قدری ذوق میتواند با این دستگاهها صداهای موسیقی بیرون بکشد و امروزه هستند کسانی که با همین روش خود را وارد بازار کار آهنگسازی فیلم کردهاند و از وزارت ارشاد هم کارت گرفتهاند. تمام این مسائل دستبهدست هم میدهند تا ما اعتراف کنیم که موسیقی امروز ما علمی نیست. یک تم است که مکرراً اجرا میشود. بد نیست اشاره کنم که امروز طرح دادن دکترا به هنرمندان هم ارزش خود را ازدستداده است. چون فرض کنید ما بیست بازیگر داریم که دهتایشان مدرک دکترا دارند، این مدرک دیگر ارزشی ندارد چون همه صاحب آن هستند. حالا این کارتهای آهنگسازی هم که میدهند همینطور است. این کارتها چه ارزشی دارد، فقط فضای کمی را در کیف اشغال میکند! داشتن آنچه مزیتی دارد که نداشتنش نقصان بهحساب بیاید؟ کسی این کارتها را قبول ندارد.[۳۸]
من عاشق وطنم هستم، همه این مملکت از ایران برود، من نمیروم، من میمانم، فکر نکنید زندگی در این شرایط برای من آسان است، برای من هم سخت است، اما باید ببینیم دیگر چه میشود.[۳۹]
تازه از آلمان آمده بودم و بهخاطر درگیری با رهبر ارکستر اخراج شده بودم. آن زمان هم مثل الان همهچیز باندی بود. بعد از اخراج از ارکستر، از هنرستان و دانشگاه هم بیرونم کردند؛ بنابراین یک آدم تحصیلکرده بیکار شدم. از خانوادهام هم بیرون آمده بودم و میخواستم ازدواج کنم. همسرم در همان ارکستر نوازندگی میکرد. خلاصه برای امرارمعاش خیلی کارها کردم.
در فیلم ابوائیست هم که بهتازگی براساس زندگی من ساخته شده، توضیح دادهام. مسافرکشی میکردم. مدتی در ماشینم میخوابیدم، چون جایی نداشتم. روی برگشت به خانه را هم نداشتم. کمی همسرم کمک میکرد. البته آن زمان هنوز همسرم نبود؛ مثلاً دوهزار تومان حقوق میگرفت و کمی به من پول میداد و من از این راه پول درمیآوردم. در میدان امامحسین از طریق خانم نقاشی که میشناختم اتاقی اجاره کرده بودم؛ از همان خانههای قمرخانم که دورتادور، اتاق است و یک دستشویی در حیاط دارند. یکی، دو ماه در این خانه زندگی کردم. تصمیم گرفته بودم به آلمان برگردم. از طرفی با همسرم آشنا و درگیر شده بودم. تصیمهای عجیبوغریبی گرفتم. زمانی که ماشینم خراب شده بود و بیهدف راه میرفتم، دیدم جلو کانون پرورش فکری کودکان هستم. رئیس کانون احمدرضا احمدی بود که با پدرم و خودم رفاقت داشت. به دیدن ایشان رفتم. گفت چرا قیافهات اینطور شده؟ گفتم مشکل دارم و پولی برای زندگی ندارم. روی میزش دو، سه کاست بود. گفت یکی از اینها را بردار و آهنگ بساز. گفتم من جایی برای خوابیدن ندارم و وسیلهای هم برای نواختن ندارم. گفت ساعت چهار دنبالم بیا. قبول کردم. با هم به تخت طاووس آن زمان نرسیده به بزرگراه رفتیم، چنددقیقه در ماشینم منتظرش ماندم و ایشان به آنسوی خیابان رفت و بعد از دقایقی برگشت. روبهروی پارک ساعی رستورانی بود که ساعت چهار، پنج برای خوردن ناهار رفتیم. حدود پنج و شش عصر بود که خواست او را به منزلش در قیطریه برسانم. از من درخواست کرد به منزلش بروم. چای درست کرد. کاراکتر خیلی جالبی بود. ادای چند نفر از آدمهای معروف را درمیآورد و برای من خیلی جالب بود. تا اینکه سه، چهار نفر پیانویی را به منزلش آوردند. فهمیدم زمانی که منتظرش بودم و به آنسوی خیابان رفته بود پیانو یاماها خریده بود. پیانو را در یک اتاق گذاشت و به من گفت برو کار کن. اولین کاری که برداشته بودم روی اشعار فروغ فرخزاد بود. کاری که انجام دادم، مقبول واقع شد و مدام میپرسیدند این کار را چه کسی انجام داده. چون کاملاً متفاوت از موزیکهای آن زمان بود. موزیکهای آنموقع همه شاد و ریتمیک بودند و خوانندهها میخواندند. یکهو یک موسیقی غمگین با نتهای کشیده و صدای فروغ فرخزاد خیلی اثرگذار شده بود و مسئولان آن زمان که این محل را میگرداندند خیلی خوششان آمده بود و خواسته بودند بیشتر کار کنم.[۴۰]