مهدی قزلی (زاده ۲۳ فروردین ۱۳۵۹ تهران) نویسنده، مستندساز، روزنامهنگار و مدیر فرهنگی ایرانی است.
او فعالیتهای فرهنگیش را از دوران دانشجویی آغاز کرد و در نشریات دانشگاهی از جمله «مجال» و «نقطه سر خط» قلم میزد و بعدها سردبیری نشریه «همشهری آیه» را برعهده گرفت.
پس از آن به نویسندگی روی آورد و آثاری را در زمینههای معارفی، اجتماعی و مستند به رشته تحریر درآورد؛ آثاری چون «قرار با خورشید»، «فصل باران»، «قصه کربلا»، «روزی روزگاری جنگی» و... از جمله آثار چاپ شده او هستند. شناختهشدهترین اثر او «پنجرههای تشنه» است که روایتی مستند از انتقال ضریح حضرت امام حسین(ع) از قم به کربلا را در قالب نثری ادبی و روایی ارائه میکند.
دیگر آثار شناختهشده قزلی شامل «شریان مکران» که به پروژه ملی انتقال نفت گوره به جاسک میپردازد، «فصل باران»، «قرار با خورشید» و «قصه کربلا» است. نوشتههای او اغلب بر پایۀ تجربههای عینی، سفرنامهنویسی و روایتهای تاریخی-مذهبی استوارند و از ترکیب گزارش مستند با نثر داستانی بهره میبرند؛ شیوهای که باعث شده در میان نویسندگان معاصر حوزه ادبیات پایداری و دینی جایگاه ویژهای پیدا کند.
مهدی قزلی از تبار ایلیاتهای شاهسون است. کلاسهای اول و دوم ابتدایی را در یکسال خواند و از همان کودکی به مطالعه علاقه داشت. بهسبب شغل پدر که نظامی بود، مدتی را در شهر بهبهان، مدتی را نیز در بابلسر اقامت داشت و دوباره به پایتخت بازگشت.
او در دبیرستان نمونهدولتی امام صادق(ع) در سهراه آذری رشته ریاضیفیزیک را خواند و در دانشگاه امیرکبیر در رشته مهندسی مکانیک گرایش ساخت و تولید پذیرفته شد. مقطع کارشناسی ارشد را نیز با فاصلهای اندک در رشتهٔ تاریخ تشیعِ دانشگاه پیام نور گذراند.
او دانشآموخته مهندسی مکانیک در دانشگاه صنعتی امیرکبیر و کارشناسی ارشد تاریخ تشیع است و فعالیتهای فرهنگیش را از دوران دانشجویی آغاز کرده است.
وی از همان جوانی کلاسهای نویسندگی برگزار میکرد و بهسفارش اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشآموزی کتابی با عنوان داستاننویسی از صفر را نوشت.[۱]
یک قسمت از مجموعهٔ «مستند فیروزه» به زندگی و آثار قزلی از زبان خودش اختصاص دارد.[۲]
نوشتن خاطرات شخصیتهایی که به طور مثال در دفاع مقدس حضور داشتهاند، بسیار مفید است و برای پژوهش و تحقیق و تولید دیگر آثار ادبی و هنری نیز کاربرد دارد. اما اینکه نویسنده به دل حادثه و ماجرا برود و از آنجا گزارش مستندنگارانهای که ادبیات داشته باشد، ارائه کند، جایش در کل نشر کشورمان خالی است، در حالی که جایزه نوبل ادبیات امسال را به خانم سوتلانا الکسیویچ دادهاند و اثر ایشان در عین حال که ادبیات داشت، اما به نوعی هم گزارشنویسی بود.
قزلی با بیان اینکه جلال آلاحمد در سال ۱۳۴۸ عنوان کرده بود که در دوره تجربهنویسی در ادبیات هستیم، گفت: هنوز در ایران کسی فکر نمیکند نویسندهای را به خلیج فارس بفرستد و او مشاهدات و تجربیاتش در خلیج فارس را بازگو کند. گزارش زنده و شهودی در متن ماجرا، چیزهایی به نویسنده میدهد که گوگل و امکانات مجازی به نویسنده نمیدهد. گوگل بر اساس جهل آدمهاست و معرفت را تا جایی میآورد و از آنجا به بعد جهل است. اما شهود اینگونه نیست و از جنس معرفت و سوال است. اما فضای مجازی از جنس جواب است.
وی گفت: من به خارک رفتهام و از این سفر گزارشی نوشتهام و به غیر از من تنها جلال آلاحمد این کار را کرده است. عجیب است که تا به حال کسی از این جزیره، گزارشی ننوشته است. از این دست فضاها بسیار داریم.[۳]